نکته های زندگی، سبک زندگی درست در موفقیت


آذر 1401
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    



جستجو


 



 

«برنامه ریزی یا سیاست‌گذاری فرهنگی شامل اصول و راهبردهای کلی و عملیاتی شده‌ای است که بر نوع عملکرد فرهنگی یک نهاد اجتماعی استیلا دارد. ‌به این اعتبار، منظومه‌ای سامان یافته از اهداف نهایی دراز مدت و میان مدت قابل سنجش و نیز ابزارهای وصول به آن اهداف را دربر می‌گیرد. به عبارت دیگر، سیاست گذاری فرهنگی، نوعی توافق رسمی و اتفاق نظر مسئولان و متصدیان امور در تشخیص، تعیین و تدوین مهم‌ترین اصول و اولویت‌های لازم و ضروری در فعالیت فرهنگی می‌باشد و راهنما و دستور العمل برای مدیران فرهنگی خواهد بود.[۳۰]»

 

با توجه به تعاریف فوق می توان برنامه ریزی فرهنگی را تلاشی آگاهانه برای تغییر در زمینه نظام شناخت‌ها و باورها و نظام ارزش ها و گرایش ها و نظام رفتارها و کردارهای یک جامعه در جهت رسیدن به وضعیت مطلوبی که برنامه ریزی آن را از پیش تعیین ‌کرده‌است،تعریف کرد.درتمام طول تاریخ اندیشه بشری نوعی چالش نظری درباره امکان و ضرورت برنامه ریزی و سیاست گذاری فرهنگی وجود داشته و در پاسخ ‌به این سوال مهم دو دیدگاه کلان مطرح شده است:

 

۱-دیدگاهی که با سیاست گذاری و برنامه ریزی فرهنگی مخالف است:در این رویکرد فرهنگ ساختار ویژه ای دارد که دگرگونی ها و تغییرات آن کاملا تابع ساز و کارهای درونی و تاریخی اش است و به هیچ رو نمی توان از بیرون و مطابق طرح و برنامه ای خاص تغییرات پیش‌بینی شده ای در آن پدید آورد. «اتخاذ سیاست فرهنگی مشخص ، تهدیدی علیه آزادی انتخاب فرد و توسعه تجاریست و اصولا ضرورتی برای آن وجود ندارد،فرهنگ مقوله ای کیفی و حاصل زندگی عده کثیری از مردم در یک شرایط مشابه و در مدت زمان نسبتا طولانی است،لذا نباید آن را از عمر متعالی و کیفی به زمین خاکی و عالم انسانی برنامه ریزی تنزل داد. تنوع فرهنگی ، خلاقیت فرهنگی و تغییر فرهنگ ،موضوعات مهم این گروه هستند.

 

در آمریکا با برنامه ریزی وسیاست گذاری فرهنگی به سه دلیل مخالفت می شود : ۱- تنظیم سیاست های هماهنگ در این عرصه، برفعالیت سازمان های خصوصی تاثیر مختل کننده دارد.۲- سیاست گذاری فرهنگی دولت ،باعث مداخله نابجای دولت در توسعه فرهنگی می شود،این مداخله برلزوم تبعیت (نه هدایت کنندگی) دولت در عرصه فرهنگ از بخش خصوصی تاثیر منفی می‌گذارد.[۳۱]»

 

۲- دیدگاهی که سیاست گذاری فرهنگی را یک ضرورت می‌داند:در رویکرد دوم با پذیرش امکان مدیریت فرهنگ و تأکید بر ضرورت آن به مدیریتی تمام عیار که با سلب آزادی و اختیار بشری نیز همراه است و با هدف همسان سازی اجتماعی صورت می‌گیرد اعتقاد دارد.«برنامه ریزی وسیاست گذاری فرهنگی را نه تنها یک امر میسر و شدنی ، بلکه یک ضرورت اجتناب ناپذیر می‌داند.تهدیدی برای آزادی انتخاب فرد محسوب نمیشود و اگر هم باشد،اصولا گریزی از آن نیست .هرگام عقب نشینی نظام مستقر در هدف گذاری و سیاست‌گذاری حوزه ی فرهنگی به معنای پیشروی رقبای حاضر در صحنه منازعات قدرت و عقب نشینی نظام سیاستی به معنای وا نهادن قدرت به رقیب حاضر در صحنه سیاسی است.[۳۲]»

 

امروزه دولت ها هم به لحاظ تبلیغ آرمانها و هدف ها بنابر ایدئولوژی رسمی و هم بنا به احساس ضرورت دست یافتن به هدف ها و مقصدهای سیاسی خویش،برنامه ریزی، اجرا،کنترل و نظارت بر فعالیت های فرهنگی را بر عهده می گیرند و در این جهت نقش،وظیفه و مسئولیتی آگاهانه می‌پذیرند و در مجموع تاثیری چشم گیر ایجاد می‌کنند.استدلال‌ها و دلایل فراوانی برای حضور مؤثر دولت در برنامه ریزی فرهنگی وجود دارد که به مهمترین آن ها اشاره می شود:

 

ضرورت هدایت و سرپرستی کلیه شوون زندگی اجتماعی در جهت سعادت، قانونمندی و ضابطه مندسازی فرهنگ، مقابله با هرج و مرج فرهنگی، اتخاذ موضع فعال فرهنگی در نظام موازنه جهانی، جلوگیری از ورود فرهنگ بیگانه به عرصه فرهنگ بومی، استقلال فرهنگی و… از جمله دلایل حضور دولت در برنامه ریزی فرهنگی می‌باشد.

 

نقش و جایگاه دولت در برنامه ریزی فرهنگی

 

برنامه ریزان فرهنگی معمولا دولت ها هستند. دو شیوه در خصوص میزان و نحوه دخالت دولت ها در برنامه ریزی فرهنگی وجود دارد:۱- حمایت یا شیوه ای که معتقد به دخالت حداکثری دولت در امر برنامه ریزی فرهنگی است .دخالت های دولت را در امر برنامه ریزی فرهنگی به رسمیت می شناسد و اصولا تنها برنامه ریز اصلی فرهنگی را دولت می‌داند.۲- .متولی گری یا شیوه ای که معتقد به حمایت دولت از فعالیت ها و امور فرهنگی و نظارت بر آن ها‌ است که دولت را ‌به این دو عرصه ، یعنی حمایت و نظارت محدود می کند.

 

«یونسکو : دخالت دولت باید محدود به فراهم آوری امکانات برای رشد و تعالی فرهنگ ،توسط فرهنگ دوستان باشد. دخالت بیش از حد دولت ،عرصه را بر فرهنگ دوستان و فرهنگ ورزان تنگ کرده و خلاقیت و مشارکت آن ها را در این عرصه ، پایین می آورد. لذا با تعیین حدود دخالت دولت میتوان عرصه را برای فعالیت بخش خصوصی و علاقه مندان ‌به این حوزه باز کرد.در جهان کنونی،اکثر دولت های پیشرفته چنین سیاستی را پذیرفته و در امر برنامه ریزی فرهنگی برای دولت جایگاه تولی گری قائل هستند.[۳۳]»

 

اصلی ترین فعالیت‌های فرهنگی

 

میتوان ساماندهی فرهنگ را از طریق کنترل و هدایت سه نحوه فعالیت یعنی-نظام گمانه زنی یا احتمالات،نظام گزینش یا انتخاب و نظام پردازش با ایجاد نسبتها و معادلات به انجام رساند.

 

‌بر اساس این تعریف از فرهنگ اصلی ترین وظیفه دولت، مدیریت فرهنگی در سه سطح ذیل می‌باشد:۱- مدیریت و بهینه سازی در گمانه زنی اطلاعات اجتماعی: یعنی مدیریت به گونه‌ای انجام شود که سرعت گمانه زنی و پیدایش احتمالات جدید در تمامی سطوح فرهنگی مرتباً افزایش یابد.۲- مدیریت و بهینه سازی درگزینش اطلاعات اجتماعی: یعنی مدیریت و هدایت به گونه‌ای انجام شود که میزان دقت ابزارهای سنجشی و منطقی و محاسباتی جامعه دایماً بهینه و ارتقا یابد.۳- مدیریت و بهینه سازی در پردازش اطلاعات اجتماعی: یعنی مدیریت به گونه‌ای انجام شود که میزان تأثیر مفاهیم در هماهنگسازی نظام فکری (اعتقادی، نظری، کاربردی) جامعه افزایش یابد و سطح تفاهم و پذیرش اجتماعی نسبت به فرهنگ تکاملی ارتقا یابد.

 

راندمان فعالیت‌های فرهنگی

 

راندمان این سه سطح از فعالیت‌های فرهنگی دولت عبارتند از:

 

درسطح خرد:توسعه و هماهنگ سازی گمانه ها و نظام احتمالات در مفاهیم اعتقادی، نظری و کاربرد،توسعه و هماهنگسازی گزینش گمانه ها در مفاهیم اعتقادی، نظری و کاربردی ،توسعه و هماهنگ سازی پردازش مفاهیم اعتقادی، نظری و کاربردی.در سطح کلان: مدیریت بر پیدایش سرعت احتمالات و گمانه زنی ،مدیریت بر پیدایش دقت گزینش و انتخاب احتمالات،مدیریت بر پیدایش تأثیر پردازش اطلاعات در عینی. در سطح توسعه: توسعه صیانت اجتماعی- فرهنگی،توسعه عدالت اجتماعی- فرهنگی،توسعه اعتماد اجتماعی- فرهنگی. راندمان نهایی این سه سطح خرد، کلان و توسعه، تکامل اجتماعی فرهنگ خواهد بود.[۳۴]

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[سه شنبه 1401-09-22] [ 01:56:00 ق.ظ ]




مطالعات مختلفی ‌در مورد سازگاری اجتماعی و یا طرحواره های یانگ انجام شده است ازجمله پژوهش امانی (۱۳۹۱)،که به بررسی رابطه بین سبک‌های دلبستگی وسازگاری اجتماعی می پردازد ونتایج آن نشان داده است که بین سبک‌های دلبستگی وسازگاری اجتماعی رابطه معنی داری وجود دارد. نتایج پژوهش شیروانی یوسف نژاد (۱۳۹۰) نشان داده است که بین طرحواره های محرومیت هیجانی ،انزوای اجتماعی،نقص /شرم ،شکست ،وابستگی /بی کفایتی ،آسیب پذیری نسبت به ضرریا بیماری ،اطاعت،ایثار،بازداری هیجانی معیارهای سرسختانه /عیب جویی افراطی ‌و خویشتن – داری وخود- انضباطی ناکافی با رضایت اززندگی ،رابطه منفی معنادار ی وجود دارد. نتایج پژوهش داسیانا والینا [۱](۲۰۱۲)نشان داده است که طرحواره های بی ثباتی /رهاشدگی ،محرومیت هیجانی،نقص /شرم،انزوای اجتماعی /بیگانگی،وابستگی /بی کفایتی،آسیب پذیری نسبت به ضرریا بیماری،اطاعت،ایثار و بدبینی /منفی گرایی پیش‌بینی کننده خوبی برای کاهش رضایت زناشویی بوده اند.در پژوهش های انجام شده، مطالعه ای درباره ی رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه با سازگاری اجتماعی انجام نشده است؛ لذا در این پژوهش، پژوهشگر به دنبال بررسی رابطه بین طرحواره های ناسازگار اولیه با سازگاری اجتماعی دانشجویان و پیش‌بینی میزان سازگاری بر اساس این طرحواره ها می‌باشد .

اهمیت وضرورت مسئله

 

سازگاری اجتماعی به عنوان مهمترین نشانه سلامت روان ،از مباحثی است که در دهه های اخیر توجه بسیاری از جامعه شناسان ،روانشناسان وبه ویژه مربیان را به خود جلب ‌کرده‌است. معیار اندازه گیری رشد اجتماعی هرکس ،به میزان سازگاری او با افرادی همانند دوستان ،افرادخانواده ،بستگان ،همسایگان و….بستگی دارد . در رشد اجتماعی نه تنها سازگاری با اطرافیانی که فرد هم اکنون با آن ها در ارتباط است،مؤثر می‌باشد ، بلکه بعدها در میزان موفقیت شغلی وپیشرفت اجتماعی آن ها نیز تاثیر دارد (وایتزمن[۲] ،۱۳۷۳).

 

ورود به دانشگاه برای جوانان موفقیت تلقی می شود ،علی رغم احساس موفقیت از پذیرش دردانشگاه ،ورود ‌به این محیط جدید نیز می‌تواند مشکلات سازگاری به همراه داشته باشد به گونه ای که لئونگ وبنز ورود به دانشگاه را تجربه استرس زا می دانند (لونگ وبونز[۳] ،۱۹۹۷)

 

درمورد دانشجویانی که سال‌های تحصیلی خودرا به دور از خانواده می گذارانند ،باید گفت از آنجا که قبلا حمایت وامنیت آن ها از سوی خانواده ارضا می شده با ورود به محیط دانشگاه این نیاز را طور دیگری تجربه می‌کنند ؛وچنانچه این محیط از سیستم حمایت کافی برخوردار نباشد احساس تنهایی می‌کنند واین احساس در نتیجه عدم سازگاری با محیط دانشگاه می‌باشد که بایستی روابط اجتماعی را درخود پرورش دهند که کیفیت این روابط ،بر میزان تنهایی فرد تاثیر می‌گذارد (ریس،۲۰۰۹). سازگاری با دانشگاه درسایر فعالیت ها وابعاد زندگی دانشجویان اثر می گذارد ومی تواند موجب ارتقا عملکرد عمومی،احساس خوشبختی معنوی ،خودکارآمدی ،پیشرفت ،موفقیت تحصیلی ودرنهایت باعث افزایش سازگاری اجتماعی افراد درحوزه های خارج از محیط دانشگاه شود (الیاس ونوردین[۴]،۲۰۱۰).

 

کنار آمدن با محیط اجتماعی می‌تواند سلامت را ارتقا بخشد وشخص راازتاثیرات منفی بیماری‌ها مصون بدارد (کوهن[۵] و همکاران ،۲۰۰۴). مطالعات نشان داده‌اند دانشجویانی با سازگاری اجتماعی پایین ،عملکرد نازلی در تحصیل داشته اند ودرگیریهایی با قانون وسابقه استفاده از الکل ومواد مخدر پیدا می‌کنند(افوری وچارلتون[۶] ،۲۰۰۲)وهمچنین پژوهش ها نشان می‌دهد افرادی که فاقد مهارت های اجتماعی هستند و تنها زندگی می‌کنند تحت شرایط استرس بیشتری درمعرض مبتلا شدن به بیماری‌های عفونی قرار دارند (کوهن وویلیامسون[۷] ،۱۹۹۱)،ولی افرادی که دارای مهارت‌های اجتماعی می‌باشند کمتر دچار نشانه های جسمانی ومشکلات سلامتی می‌شوند(بیلینگز[۸] و همکاران ،۲۰۰۰) بروز مشکلات مربوط به بهداشت روانی ‌در طبقات روشنفکر ‌و تحصیل کرده ی یک کشور به خصوص درجوانان دانشجونه تنها باعث روی آوردن این قشر مولد از جامعه ، به الکلیسم واعتیادهای دارویی می‌گردد ،بلکه باعث می شود که نیروی متخصص وجوان، فاقد کارایی مطلوب جهت گرداندن چرخ های اقتصادی کشور شود. توجه به ارقام گزارش شده ی مربوط به اختلالات روانی واجتماعی توسط مراکز مربوطه ،مارا متوجه دوهدف اصلی بهداشت روانی یعنی پیشگیری از اختلالات روانی –اجتماعی ودست یابی به رشد اجتماعی سازگاری بهینه می‌کند (خدایاری فرد ،۱۳۸۵).یکی از مهم ترین مسایل ومشکلات اجتماعی امروزه ،نابهنجاری های رفتاری وروانی وروش های مقابله با آن ها ست ،تردیدی نیست که ‌در مسئله بهداشت روانی ،سازگاری روز به روز بیشتر اهمیت می‌یابد (امانی ،۱۳۹۱). از آنجایی که درمحیط های دانشگاهی ،اتخاذ سیاست های حمایت کننده ،به صورت ارائه ی حمایت های اجتماعی مختلف می‌تواند عامل بازدارنده وتخفیف دهنده برای ناراحتی های عاطفی وروانی محسوب شود ،برقراری جریان های حمایت کننده به گونه ای که بتواند جای خالی والدین ،دوستان صمیمی وبه طور کلی نزدیکان فرد رابه نحو احسن پر کند نقش مهمی درحفظ سلامت روانی دانشجویان وتوانمند کردن آن ها درمقابله با تنیدگی های وارده به آن ها ودرنتیجه سازگاری شخصی واجتماعی بیشتر آنان دارد (خدایاری فرد ،۱۳۸۵).درپژوهش (فوستروموفات[۹] ،۲۰۰۵)کشف شده است که محیط های مثبت اجتماعی فرصت هایی برای دانشجویان دریادگیری نحوه اجتماعی شدن ،را فراهم می‌کند وبنابراین از سازگاری اجتماعی بهتری برخوردار می‌شوند .لذا با توجه به اهمیت سازگاری اجتماعی در زندگی و نیز پیشرفت تحصیلی دانشجویان، شناسایی عوامل مرتبط با آن و تاثیر گذاری بر روی آن از این طریق می‌تواند ضرورت زیادی داشته باشد. هدف اصلی پژوهش حاضر پیش‌بینی سازگاری اجتماعی ‌بر اساس طرحواره های ناسازگار اولیه است تا با بررسی میزان پیش‌بینی پذیری سازگاری اجتماعی از روی طرحواره های فرد بتوان در پژوهش ها ی بعدی از طریق مداخله بر روی طرحواره ها ، میزان سازگاری اجتماعی افراد را تحت تاثیر قرار داد.

اهداف پژوهش

 

الف – هدف کلی :

 

۱تعیین میزان پیش‌بینی پذیری سازگاری اجتماعی دانشجویان بر اساس طرحواره های ناسازگار اولیه

 

ب- اهداف اختصاصی :

 

۱-تعیین رابطه بین طرحواره ها در حوزه طرد /بریدگی ‌با سازگاری اجتماعی دانشجویان

 

۲-تعیین رابطه بین طرحواره ها درحوزه خودگردانی وعملکرد مختل ‌با سازگاری اجتماعی دانشجویان

 

۳-تعیین رابطه بین طرحواره ها درحوزه محدودیت های مختل اجتماعی دانشجویان

 

۴-تعیین رابطه بین طرحواره هادر حوزه دیگر جهت مندی ‌با سازگاری اجتماعی دانشجویان

 

۵-تعیین رابطه بین طرحواره ها درحوزه گوش به زنگی بیش از حد ‌و بازداری ‌با سازگاری اجتماعی دانشجویان

 

ج-سئوالات پژوهش :

 

    1. سازگاری اجتماعی دانشجویان به چه میزان از طریق طرحواره های ناسازگار اولیه قابل پیش‌بینی است؟

 

    1. آیا بین طرحواره هادر حوزه طردوبریدگی با سازگاری اجتماعی دردانشجویان رابطه وجوددارد ؟

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:20:00 ق.ظ ]




مبحث سوم : پیشینه کرامت انسانی در فقه اسلامی

 

تبیین و تعیین دقیق جایگاه کرامت انسانی در فقه اسلامی به دلیل نو بودن بحث دشوار است اما باوصف آن‏هم تلاش می شود تا با بهره گرفتن از نظریه های روشن فکران زوایای بحث تا حدودی روشن شود. اصل کرامت انسانی را تمام ادیان آسمانی پذیرفته است، «درعهد عتیق آمده است که آدم درصورت الهی آفریده شده است، یعنی انسان‌ها مهر الهی برپیشانی دارند که ارزش والای به آن ها می بخشد، مفهوم کرامت انسانی درسنت یهودی، مسیحی، اسلام و دیگرادیان که مبنای الهی دارند یافت می شود. [۲۴]»و همانند واژگان “عدالت وآزادی ” مورد پذیرش همگان است. پرسش‌های درمورد جایگاه، نقش و حدود کرامت انسانی مطرح است از جمله، این پرسش که آیا کرامت را می توان مانند یک قاعده فقهی برای کشف احکام فقهی چنان که درمورد(عدالت و مصلحت ) ادعا شده است تلقی کرد؟ و به کرامت به عنوان قاعده حاکم نسبت به آموزه های دیگر فقه نگریست؟ که پاسخ ‌به این پرسش تأمل و تحقیق درمورد جایگاه کرامت در مسایل حقوق اسلام را ضروری می‏ سازد. دربارۀ شیوۀ کرامت پژوهی و نقش آن در مسایل حقوقی باید گفت در آثار اندیشمندان اسلامی به ویژه فقها در گذشته های دور، مواردی نمی یابیم که به طور مستقل به نقش کرامت ذاتی انسان پرداخته باشند. این درحالی است که درقرآن کریم و گفتار و رفتار معصومین(ع) در دوره تشکیل حکومت و غیرآن، براصل کرامت انسانی تأکید شده است. اما دردنیای غرب و به ویژه مباحث مربوط به حقوق بشر، درباره نقش کرامت ذاتی مباحث فراوانی مطرح شده است. «روش تحقیقات غربی ها درحوزه کرامت انسان ‌با پژوهش های اندک مسلمانان، متفاوت است. پژوهشگران غرب از موضوع های مانند حقوق زن، زیست شناسی، شبیه سازی، اخلاق پزشکی و متعادل سازی مجازات درمورد تأثیر کرامت استفاده می‌کنند و تلاش دارند از این زمینه ها برای معیار سنجش کرامت انسان بهره ببرند. کرامت زن اقتضا می‌کند او از حقوق برابر با مردان برخوردار باشد یاآلوده کردن محیط زیست و شبیه سازی انسان، باکرامت او ناسازگار است. ‌بنابرین‏، روش غربی ها دربارۀ کرامت، بیشتر روش می‌دانی و کاربردی است، برخلاف مسلمانان که بیشتر با روش نظری و ذهنی، مبحث را دنبال کرده‌اند. ازاین رو، موضوع های از قبیل دمیدن روح الهی درانسان، قرارگرفتن آدم به عنوان مسجود ‌ملائکه و امانت دار بودن او که اندیشمندان اسلامی به عنوان دلیل و شاهدی برای توجه به کرامت انسان بیان می‌کنند، در روش تحقیقات غربی ها یا اصلا مطرح نیست یاکمتر به آن ها توجه می شود. به جای این موارد، از حقوق بشر، حقوق زنان، زندانیان، متهمان و اسیران جنگی برای جست و جوی کرامت انسان استفاده شده است. به دیگر سخن، پیش ازتبیین مسایل نظری در موضوع کرامت، مستقیم به سراغ تأثیر کرامت درروابط اجتماعی و نظام حقوقی و قضایی رفته اند».[۲۵] شیوۀ کار دو فیلسوف بزرگ اسلامی و غربی نشان دهندۀ این ادعاست.

 

در فلسفۀ کانت، مبنای کرامت انسان عبارت است از: عقلانیت عملی؛ چیزی که درفلسفۀ اسلامی و از جمله حکمت متعالیه، درمقایسه با عقلانیت نظری، کمتربه آن توجه شده است. همین امر موجب شده است تا «فلسفۀ اسلامی، باهمۀ غنا و اهمیتی که در بعد نظری دارد، بیشترجنبۀ انتزاعی پیدا کند و درعمل، کمتر به کارآید»[۲۶]. اندیشه‌های حکیم ملاصدرا درحکم مواد خامی می‏ماند که نیاز به پالایش دارد، برای عصر حاضر، درسطح نظر، متوقف شده است. نظام فلسفی کامل، نظامی است که بتواند به مسایل و نیازهای جدید پاسخ دهد. مفاهیم بلند حکمت متعالیه را تاسطح زندگی بشری خودمان تنزل ندادیم و به منظور تعالی انسان، آن را درزندگی فردی و اجتماعی، تعلیم و تربیه، حقوق، سیاست و…به کار نبردیم، درحالکه فلسفۀ کانت که ‌با نیازهای روز سازگار است، درحقوق، سیاست و…بیشترکاربرد دارد.[۲۷]

 

به نظر می‌رسد درهردوشیوۀ بحث، کاستی هایی وجود دارد. در غرب، به جنبۀ اجتماعی کرامت توجه افراط گرایانه دیده می شود و دربین مسلمانان، به بخش نظری و فردی کرامت توجه شده، ولی از تأثیر داشتن یا نداشتن آن درمسایل اجتماعی و حقوقی غفلت گشته است.

 

گفتار اول : نپذیرفتن نقش کرامت انسانی دراستنباطات فقهی

 

برخی اندیشمندان اسلامی، ضمن پذیرش «کرامت ذاتی انسان» این کرامت را زیربنای شکل گیری مسایل فقهی و حقوقی نمی دانند.به تصریح اینان، «ازدیدگاه اسلام، انسان دارای«کرامت تکوینی» است که آن عبارت است از نعمت هایی که خدای متعال به انسان داده است. یکی از بزرگترین این نعمت ها، نعمت عقل و شعور است، ولی اینکه خرد(عقل) و وجدان انسان منشا حقوقی برای وی گردد که حتی با ارتکاب بدترین جنایات نیز مستحق اهانت نباشد قابل قبول نیست. ظاهر آیه شریفه (( لقد کرمنا…)) این است که در مقام بیان برتری قوا و استعداد های وجودی انسان نسبت به سایر موجودات است نه اینکه بخواهد حقی را برای انسان اثبات نماید».[۲۸] این گروه ( تن دادن به نظام اسلامی و انسانیت انسان)؛ یعنی ترکیب این دو را منشأ سلسله حقوق تلقی می‌کنند.[۲۹] به هر حال، برای کرامت انسان از آن جهت که انسان است، نقش و جایگاهی در مسائل فقهی نمی پذیرند. به باور اینان آیهء یاد شده در صدد بیان اثبات حقوقی برای انسان نیست و هیچ ملازمه ای بین کرامت و مسائل حقوقی وجود ندارد. این نکته دقیق است که آیۀ شریفه تنها در صدد بیان برتری انسان به دلیل توانای های عقلی اوست و نه اینکه این استعدادها منشأ حقوقی می‏ شود.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1401-09-21] [ 11:51:00 ب.ظ ]




 

گزینه پنجم: ایجاد یک دیوان منطقه ای بر مبنای موافقتنامه های دو جانبه بین دولت ها منطقه، بدون همکاری سازمان ملل.

 

گزینه ششم: ایجاد یک دیوان بین‌المللی بر مبنای موافقتنامه ای بین یک دولت منطقه ای و سازمان ملل.

 

گزینه هفتم: ایجاد یک دیوان بین‌المللی از طریق قطعنامه شورای امنیت بر اساس فصل هفتم منشور ملل متحد.» (S/2010/394:1 and 2)

 

از میان این هفت گزینه، گزینه اول، در حال حاضر اجرایی شده است و به پیشرفت هایی نیز دست یافته است. بدین ترتیب که دفتر مبارزه با جرایم و مواد مخدر سازمان ملل دادگاهایی را برای محاکمه دزدان دریایی در کنیا ایجاد کرد.(موسوی،۳۸۸،۱۳۹۰)

 

      1. دلایل فراوان ‌زیر می بایست اقدام به دستگیری دزدان دریایی شود .

اول : ابزار های قانونی مورد نیاز برای دستگیری و سرکوب این دزدان دریایی هم اکنون وجود دارد . شورای امنیت سازمان ملل متحد جنگ بر علیه دزدان دریایی را برای کشورهایی که علاقمند به چنین اقدامی هستند را از طریق تصویب ۵ راه حل در سال ۲۰۰۸ تسهیل نموده است. این راه حل ها به سایر ملل اجازه تردد در آب های اقیانوس هند و کناره های سواحل سومالی را تا فاصله ۱۲ مایل دریایی از آب های داخلی سومالی به منظور دفاع شخصی از خود و محمولات و همچنین به منظور تعقیب دزدان دریایی داده است ‌بنابرین‏ کشورهایی که قصد مواجهه و جنگ با دزدان سومالی را دارند چراغ سبز شورای امنیت را برای دستگیری این دزدان دریایی و مواجهه با پدیده دزدی دریایی در دریاهای آزاد و یا حتی در آب های داخلی سومالی نیز دارند . (Sterio, 2009,1)

 

بعلاوه تلفیق دو کنوانسیون های بین‌المللی مختلف قوانین دریاها حق محاکمه دزدان دریایی را توسط کشور دستگیر کننده یا هر کشور ثالث تعقیب کننده دزدی دریایی که دزدان دریایی به آن ها تحویل می‌شوند .

 

کشورهایی مانند انگلستان یک تفاهم نامه همکاری با شریک منطقه ای خود کنیا امضاء نمودند ‌به‌صورتی‌که کنیا تلاش می کند تا هر دزد دریایی توسط انگلستان دستگیر شود . ‌بنابرین‏ قدرت های بزرگ مانند انگلیس و آمریکا می‌توانند از طریق قانونی نسبت به دستگیری دزدان دریایی سومالی اقدام نمایند . که هم اکنون چنین عملیاتی در حال اجراست . در حال حاضر نمی دانیم که عواید حاصل از دزدی دریایی در سایر اشکال تروریسم مصرف می شود یا خیر ، هر چند محتمل است که این دزدان دریایی با طالبان و القاعده ارتباطات دوستانه ای داشته باشند بصورتی که به راحتی به سرقت پول یا اسلحه می پردازند . دزدی دریایی در بسیاری از حملات شبیه عملیات تروریستی است، از نظر کشورهایی که با دزدی دریایی مقابله می‌کنند هر دو چه در تئوری و عمل مبنی بر کنوانسیون های ضد تروریسم هستند به گونه ای که این کشور ها با ابزارهای قانونی فراوانی در چارچوب قوانین بین‌المللی به جنگ با دزدی دریایی می پردازند . (Sterio, 2009,2)

 

۲-۱۱ بخش هشتم : دزدی دریایی و شرکت های بیمه و کشتیرانی

 

خواسته همه مشتریان شرکت های کشتیرانی و بیمه این است که محموله های دریایی شان با امنیت و به سلامت از آب های سومالی بگذرند. شرکت بلک واتر ۷۰ هزار دلار برای اسکورت کشتی های تجاری از منطقه “حضرموت” تا “عدن” (در خلیج عدن) دریافت می‌کند. این آب ها اکنون به یمن حضور دزدان دریایی مسلح به سلاح های پیشرفته به خطرناک ترین آب های جهان تبدیل شده اند. (حسینی،۱۳۸۸،۱۵۲)

 

شرکت های بیمه ای خارجی نیز در این مسیر از درآمدهای بادآوده ای بهره مند شده اند به طوری که قبلاً هر کشتی برای عبور یک بار از خلیج عدن ۵۰۰ تا ۶۰۰ دلار حق بیمه می‌داد ولی اکنون این مبلغ به ۲۰ هزار دلار تغییر ‌کرده‌است و این خود نشان از میزان درآمد حاصل ناشی از بحران دزدی دریایی می‌باشد.اکثر شرکت های بیمه منطقه تابع بیمه دریایی لویدز انگلیس هستند که مرکز اصلی آن در لندن است. (حسینی،۱۳۸۸،۱۵۲)

 

برخی کارشناسان صنعت کشتیرانی در جهان معتقدند دزدان دریایی ابزار و عامل بازیگران جهانی اند که با کاهش کرایه های حمل و نقل در آستانه ورشکستگی قرار گرفته اند. چندین ماه قبل نرخ کرایه یک کشتی بزرگ سی هزار دلار در روز بود اما این نرخ اینک به سه هزار و پانصد دلار در روز کاهش یافته است. در واقع، کاهش تقاضا برای حمل و نقل کالا از راه دریا نرخ کرایه کشتی ها را به پائین ترین سطح کاهش داده است. (حسینی،۱۳۸۸،۱۶۱)

 

‌بنابرین‏ برخی کارشناسان می‌گویند افزایش موارد دزدی دریایی در دوره رکورد حمل و نقل دریایی امری تصادفی نیست. بازار کشتیرانی تجاری دوره سختی را می گذراند و در چنین وضعی برخی صاحبان کشتی های ارزان به فکر استفاده از حق بیمه ای هستند که شرکت های بیمه بابت عبور کشتی ها از آب های سومالی تعیین کرده‌اند. اگر یک کشتی در این آب ها دزدیده شود صاحبان کشتی پول خوبی از بیمه دریافت می‌کنند. (حسینی،۱۳۸۸،۱۶۲)

 

برخی کشتی ها برای دور شدن از آب های پر خطر مجبورند مسیر طولانی تری را برای رساندن محموله خود به مقصد طی کنند که این نیز کرایه حمل را افزایش می‌دهد. صاحبان کشتی ها
می‌گویند این مسئله به صنعت کشتیرانی رونق می بخشد چرا که کشتی ها از بیمه پول می گیرند و دلالان بیمه نیز کمیسیون خود را دریافت می‌کنند. به نظر می‌رسد که ضرر اصلی را شرکت های بیمه متحمل شوند اما آن ها نیز با دریافت حق بیمه بیشتر از مشتریان خود این ضرر صوری را جبران می‌کنند. . (حسینی،۱۳۸۸،۱۶۲)

 

      1. بیمه و دزدی دریایی

قانون حمل کالا از طریق دریا مصوب ۱۹۲۴، بر اساس قانون لاهه تدوین گردیده که بر اساس آن، مشخص می شود که چه خسارتی باید از طرف مالکین کالا، بیمه گران، تجار و صاحبان کالا پرداخت شود این قانون نقش بسزایی در توسعه و گسترش کلوپ های P&Iداشته است (سلطانی نژاد ۱۳۸۶،۵۰)

 

به زبان بیمه دزدی دریایی بالاترین خطر احتمالی که امکان وقوع دارد را ایجاد می‌کند یعنی در قله خطرات قرار دارد. خطراتی که تعداد احتمالی وقوع خیلی کم است (تواتر پایین) و شدت خسارت آن ها بالا است (شدت بالا) است و همچنین پراکندگی خطر نیز در سراسر جهان یکسان نیست بلکه در مناطق خاصی تجمیع شده و همچنین دزدی دریایی با روش ها و اهداف متفاوتی انجام می شود. این امور سبب می شود تا دزدی دریایی به عنوان بخشی از خطرات بیمه نامه های متداول و عمومی قرار نگیرد و بایستی راهکارهای جدیدی برای این چالش خاص در نظر گرفته شود. (Alianz , 2009,8)

 

افزایش تعداد و شدت حملات دزدان دریایی در حوالی شاخ آفریقا تهدیدی جدی برای صنعت کشتیرانی و بیمه در سطح جهان است فقط نگرانی از ضرر مالی نظر جامعه جهانی را به خود معطوف نداشته است ، بلکه سلامتی افراد، کارکنان کشتی ها، مسافرین نیز یکی از نکات مهم و قابل توجه است. با افزایش تعداد حملات و شدت حملات خشونت آمیز جان انسان ها نیز بیشتر در معرض خطر قرار گرفته است. (Aftab , 2009,1)

 

با توجه به افزایش خطر دزدی دریایی بخصوص در منطقه پر خطر دزدی دریایی شرکت های کشتیرانی بایستی هزینه های بیمه بیشتری را برای برطرف نمودن عواقب اقتصادی دزدی دریایی در نظر بگیرند. (Tillmann,2013,1)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:32:00 ب.ظ ]




 

کلاس‌های تربیت بدنی به شناخت همه جانبه ی توانایی‌های دانش آموزان کمک می‌کند، زیرا آن ها از طریق شرکت در فعالیت های بدنی، ‌در مورد ورزش های گوناگون اطلاعات و شناخت زیادی پیدا می‌کنند. ‌بنابرین‏ کلاس درس تربیت بدنی، در غنی شدن اندوخته های اطلاعاتی دانش آموزان نیز تأثیرگذار است (رمضانی، ۱۳۸۹). در کلاس های درس تربیت بدنی نه تنها درباره ی شرکت در برنامه های تفریحات سالم و آمادگی جسمانی صحبت می شود، بلکه این کلاس ها منجر به ارتقای دانش درباره ی جنبه‌های مختلف بهداشت بدنی نیز می شود. درس تربیت بدنی فرصت مناسبی را برای مربیان مهیا می‌کند تا به فواید مواد غذایی سالم و مغذی و تأثیرات بیماری زای مواد غذایی مانده اشاره کنند. ترویج رفتارهای تغذیه ای درست و ارائه ی راهنمایی هایی در خصوص تغذیه، از جمله دروس بسیار ارزشمند و مهمی است که در خلال کلاس های درس تربیت بدنی و در مدارس و دانشگاه ها به فراگیران آموزش داده می شود ( همان).

 

احترام گذاشتن به دیگران، رعایت حقوق دیگران و کمک به دیگران از دیگر یافته های به دست آمده از اظهارات دانشجویان است که در خلال کلاس های تربیت بدنی به آن ها دست یافته اند. یافته- های پژوهش تقی پور و همکارش نشان می‌دهد که فراگیران از طریق برنامه های درسی و به ویژه برنامه درسی پنهان با انواع دانش علمی، اجتماعی، تاریخی، اقتصادی و سیاسی و … . مهارت ها و نگرش های مختلفی همچون احترام، صداقت، همدردی، کمک به هم نوع، توجه به نفع عموم، برابری، رعایت قانون و مقررات و غیره آشنا می‌شوند (تقی پور و غفاری، ۱۳۸۸). همچنین بازی ها، فرصت های بی شماری را برای مواجه شدن با رفتارهای مطلوب اجتماعی به وجود می آورند. رفتارهای مطلوب شامل: تقسیم کارها، مشارکت، احترام به دیگران، علاقه به دیگران، رعایت حقوق افراد، توجه به احساسات دیگران و خودانضباطی است (حسینی کاخک، ۱۳۸۲).

 

همدلی به معنای توانایی مجسم کردن افکار، احساسات و نیازهای دیگران است ( طالب زاده نوبریان، صالح صدق پور و کرامتی، ۱۳۸۷). معلم برای اینکه دنیا را از دید دانش آموزان بنگرد، باید انعطاف عاطفی بی حد و حصری داشته باشد و فاصله ی زمانی و ذهنی کودکان و افراد بالغ را از هم جدا کند. برای از بین بردن این فاصله می توان فقط از همدلی خالصانه استفاده کرد ( حیدری و شاملو، ۱۳۸۹). در این راستا، راجرز از صاحب‌نظران دیدگاه انسانگرایی بیان می‌کند برای اینکه معلم بتواند در کمک و راهنمایی به شاگردان خود مؤثر و مؤفق باشد، باید افراد را به عنوان یک انسان قبول داشته و برای آنان ارزش قائل شود و آن ها را درک کند و در موقع مشکلات با آن ها همدلی کند ( صافی، ۱۳۷۶).

 

شرکت مستمر در ورزش های انفرادی، دونفره یا تیمی، اعتماد به نفس را بالا می‌برد. توانایی رفتن به زمین و انجام ورزش، کم کم حس اعتماد به نفس را به وجود می آورد که در ارتقای شخصیت فرد از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هر پیروزی در زمین ورزش، به افزایش حس اعتماد به نفس افراد کمک می‌کند. علاوه بر این، توانایی پذیرش شکست در زمین ورزش و در عین حال وقوف فرد بر توانایی‌های خود، حس و نگرش مثبتی را به همراه دارد. ‌بنابرین‏ شرکت در ورزش ها، همواره تأثیر مثبتی بر کل شخصیت دانش آموزان و منش آن ها دارد و در کسب اعتماد به نفس آن ها اعجاز می- کند ( رمضانی، ۱۳۸۹).

 

۵-۲) نتیجه گیری

 

در هر نظام آموزشی از جمله آموزش عالی، برنامه های درسی مختلف دارای ابعاد پنهان می‌باشد که این ابعاد پنهان، به طور ناخودآگاه بر فکر، عواطف، نگرش، باورها و رفتار فراگیران تأثیر می‌گذارد. برنامه درسی تربیت بدنی نیز، در ابعاد مختلف تأثیر عمیقی بر هر فراگیر دارد.

 

در این پژوهش سعی بر آن شده است تا تجارب دانشجویان از برنامه درسی پنهان در درس تربیت بدنی مورد بررسی قرار گیرد. با توجه به اظهارات دانشجویان، چنین نتیجه ای حاصل شد که از بین عوامل مطرح شده در این پژوهش، ویژگی های شخصیتی استاد بیشترین تأثیر را در یادگیری دانشجویان داشته است. همچنین، ‌بر اساس یافته های به دست آمده کلاس های درس تربیت بدنی باعث ایجاد و تقویت مهارت های اجتماعی مختلف از جمله تقویت ارتباط اجتماعی، رعایت نظم و انضباط، تمایل به کار گروهی، افزایش دانش عمومی، احترام گذاشتن به دیگران، رعایت حقوق دیگران، کمک به دیگران، همدلی و افزایش اعتماد به نفس در دانشجویان شده است.

 

 

 

۵- ۳) محدودیت های تحقیق

 

۱) از آنجایی که این تحقیق از نوع کیفی بوده و در راستای پدیدارشناسی تجربه دانشجویان دانشگاه تبریز از برنامه درسی پنهان در درس تربیت بدنی صورت گرفته است، لذا تعمیم نتایج آن به موارد مشابه باید با تأمل صورت گیرد.

 

۵-۴) پیشنهاد ها

 

۵- ۴- ۱) پیشنهاد های کاربردی

 

۱) تجهیزات و امکانات ورزشی کافی و استاندارد در کلاس‌های تربیت بدنی افزایش یابد تا یادگیری به نحو احسن انجام گیرد.

 

۲) مدت زمان آموزش با توجه به نیازهای فراگیران افزایش یابد.

 

۳) برای آموزش تربیت بدنی از نیروهای مجرب استفاده شود.

 

۵- ۴- ۲) پیشنهادهای پژوهشی

 

۱) این پژوهش به روش کیفی انجام یافته است، بهتر است برای تعمیم این یافته ها از روش کمی هم استفاده شود.

 

۲) اجرای این تحقیق در دیگر دروس عمومی ( به صورت کیفی).

 

۳) اجرای چنین تحقیقی در سایر دانشگاه ها.

 

 

 

۵- ۵) منابع مورد استفاده

 

۵- ۵- ۱) منابع فارسی

 

– ادیب حاج باقری، محسن پرویزی، سرور؛ صلصالی، مهوش(۱۳۹۰). روش های تحقیق کیفی . انتشارات بشری با همکاری نشر تحفه.

 

– ارشاد، طیبه؛ اردستانی، عباس؛ آزمون، جواد؛ حلاجی، محسن؛ معتمدی، پژمان و سنه، افسانه (۱۳۹۱). کتاب معلم درس سلامت و تربیت بدنی ششم دبستان، تهران: اداره کل چاپ و توزیع کتاب های درسی.

 

– اسکندری، حسین (۱۳۸۷). برنامه درسی پنهان، تهران: انتشارات نشر نسیما.

 

– اکبرزاده، علی (۱۳۷۸). بررسی شیوه های غنی سازی درس تربیت بدنی و ورزش در دوره های تحصیلی سه گانه شهرستان سراب، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی واحد مرکز، تهران.

 

– امیری، مصطفی (۱۳۸۳). انضباط چیست؟ کلاس منظم چه کلاسی است؟، مجله پیوند، شماره ۲۹۶، صص ۳۱-۲۴٫

 

– بخشایش، زهرا (۱۳۸۸). نقش تربیت بدنی در رشد و تکامل دانش آموزان، مجله رشد آموزش تربیت بدنی، شماره ۳۲، صص ۵۱-۴۸٫

 

– به پژوه، احمد؛ عبدالهی، اسماعیل و ارجمندنیا، علی اکبر (۱۳۹۰). بررسی محتوای کتاب های درسی مهارت های اجتماعی- اقتصادی دانش آموزان کم توان ذهنی از دیدگاه دبیران، ‌فصل‌نامه تحقیقات اطلاع رسانی و کتابخانه‌های عمومی، شماره۴، صص ۷۱۵-۶۹۷٫

 

– بیابانگرد، اسماعیل (۱۳۸۴). مقایسه ی مهارت های اجتماعی دانش آموزان دختر دبیرستانی نابینا، ناشنوا و عادی شهر تهران، نشریه پژوهش در حیطه کودکان استثنایی، شماره ۱، صص ۶۸-۵۵٫

 

– پازوکی، بهرام (۱۳۶۲). بررسی مشکلات موجود درس تربیت بدنی مقاطع تحصیلی راهنمایی و دبیرستان استان تهران، پایان نامه کارشناسی ارشد رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی دانشگاه تهران.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:42:00 ب.ظ ]




 

البته برخی نویسندگان نیز از«حق» قلمداد نمودن امر به معروف و نهی از منکر انتقاد کرده‌اند و آن را تکلیف شرعی قلمداد نموده اند و سیاق اصل هشتم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (وظیفه ایی است همگانی)نیز این استنباط را تقویت می‌کند. [۲۱۲] شاید هم بتوان میان جنبه‌های مذکور در اصل هشتم تفکیک قائل شد و امر به معروف و نهی از منکر حکومت را حق شهروندان تلقی نمود. به هر تقدیر، امر به معروف و نهی از منکر چه حق و چه تکلیف قلمداد شود، مستلزم وجود حق دسترسی به اطلاعات است. زیرا تا زمانی که شهروند از اطلاعات کافی برخوردار نباشد، نمی‌تواند حق یا تکلیف خویش در امر به معروف و نهی از منکر را به طول کامل ادا نماید.

 

در نهایت اینکه قانون اساسی ایران، اشاره صریحی به آزادی اطلاعات ندارد و اصل ۲۴ هم که به طور ضمنی این موضوع را در برمیگرد،«معطوف به آزادی مطبوعات و آزادی بیان در صدا و سیما، با دو قید عدم«مخل به مبانی اسلام» و«مخل حقوق عمومی» است و در آن تأکیدی بر ملزومات این امر یعنی جست و جو، جمع ­آوری، انتقال، انتشار و دریافت آزادانه اخبار و عقاید صورت نگرفته است. توجه ‌به این کاستی از آن جهت ضروری است که بسیاری از نهادهای بین‌المللی و کشورها به رسمیت شناختن آزادی بیان را در قوانین اساسی خود، دلالتی آشکار در به رسمیت شناختن آزادی اطلاعات و حق دسترسی به اطلاعات دانسته اند. متأسفانه به جای استنباطی چنین، در کشور ما بیشتر به فراز دوم این دو اصل پرداخته شده و تفسیرهای محدود کننده از این اصل توجه شده است». [۲۱۳]

 

۳-۲- قوانین عادی

 

اولین قانون عادی که در جمهوری اسلامی ایران از آزادی اطلاعات حمایت کرده، قانون مطبوعات است. ماده پنجم این قانون«توجه به کسب و انتشار اخبار در عبارت زیر بیان شده است: کسب و انتشار اخبار داخلی و خارجی که به منظور افزایش آگاهی عمومی و حفظ مصالح جامعه باشد، با رعایت این قانون، حق قانونی مطبوعات است».

 

همان گونه که مشاهده می‌شود، در این ماده با دو قید کلی و مبهم«به منظور افزایش آگاهی عمومی» و«حفظ مصالح جامعه» بدون تجویز و در نظر گرفتن هیچ نوع ساز و کاری برای تضمین حق کسب و انتشار اخبار و اطلاعات نه راه حل مشخصی ارائه می‌شود و نه حق دسترسی به اطلاعات به طور کامل تضمین می‌شود. افزون بر موارد فوق، به نظر می‌رسد که این ماده به آزادی اطلاعات اشاره دارد و شاید در تدوین آن، حق دسترسی به اطلاعات مدنظر قانون‌گذار نبوده است. در نتیجه، قانونی جامع برای رفع این کاستی بزرگ ضروری بود. با توجه ‌به این خلاء بزرگ بود که لایحه ی«قانون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات» تهیه شد. [۲۱۴]

 

دومین قانون در حوزه آزادی اطلاعات، قانون«انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات» است«که به دنبال اختلاف مجلس شورای اسلامی و شورای نگهبان و ارجاع آن در سال ۱۳۸۸، به مجمع تشخیص مصلحت نظام مجمع در همان سال، قانون مذکور را تصویب کرد. این قانون در پنج فصل و بیست و سه ماده حق دسترسی شهروندان به اطلاعات را تضمین نموده و نهادی را تحت عنوان کمیسیون انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات به وجود آورده است. این نخستین بار است که متنی قانونی در نظام حقوقی ایران، چنین حقی را به رسمیت شناخته و مقرراتی را در باب این حق مهم شهروندان، به منظومه مقررات حقوقی داخلی می‌افزاید، لذا تردیدی نیست که نفس طرح این موضوع و تضمین آن در قانون لازم الاجرا به خودی خود شایسته و حرکتی در جهت تضمین و گسترش حقوق اساسی افراد به شمار می‌رود. [۲۱۵]»

 

«اما در عین حال به دلیل نبود انسجام لازم و فقدان برخی مفاهیم کلیدی و مهم در این لایحه موجب شده تا دستیابی به هدف واقعی و نهایی این لایحه با کاستی هایی مواجه شود». [۲۱۶]

 

همین طور به نظر می‌رسد تا کنون اراده قاطعی در خصوص اجرای این قانون وجود ندارد و علاوه بر نقایص ساختاری و محتوایی که در این قانون مشهود است، اصولاً تلاشی در راستای اجرایی شدن آن نیز صورت نگرفته است. نمایندگان مجلس نیز که علاوه بر قانونگذاری وظیفه نظارت بر حسن اجرای آن را نیز بر عهده دارند، کوچک‌ترین اعتراضی به عدم اجرای این قانون نداشته اند.

 

۳-۲-۱- مؤسسات مشمول حق دسترسی به اطلاعات:

 

به طور سنتی، قوانین مربوط به آزادی اطلاعات، تنها قوه مجریه را مورد توجه قرار داده و متعرض قوای مقنّنه و قضاییه نمی‌شوند، زیرا فرض بر این است که اصل علنی بودن مذاکرات مجلس و جلسات داده گاه ها تا حدود زیادی محقق کننده اهداف آزادی اطلاعات در این دو قوه هستند. با وجود این، عدم تصحیح قانون به شمول قوای مقننه و قضاییه، به منزله‌ی ایجاد ممنوعیت درباره‌ دسترسی به اطلاعات آن ها نمی‌باشد. مبانی آزادی اطلاعات ایجاب می‌کند تمام دستگاه های اجرایی مشمول آن شوند. با وجود این تقریباً در همه‌ کشورها برخی از مؤسسات عمومی از شمول قانون آزادی اطلاعات استثناء شده اند. این مؤسسات عبارت اند از: مؤسسات نظامی، امنیتی و اطلاعاتی. [۲۱۷]

 

در قانون«انتشار و دسترسی آزاد به اطلاعات» مؤسسات خاصی، از شمول الزامات ناشی از آزادی اطلاعات استثناء نشده است و همه‌ مؤسسات عمومی مشمول آن شده اند.

 

در رابطه با مؤسسات خصوصی، قانون، مؤسسات خصوصی را«تنها در صورتی ملزم به ارائه اطلاعات می‌داند که اطلاعات درخواستی، برای اجرای حقوق یا حمایت از حقوق آن ها ضروری باشد (ماده ۶ مصوبه مجلس شورای اسلامی)که می‌بایست خود شخص، یا نماینده قانونی او درخواست مربوطه را تحویل مؤسسات مربوطه نماید.

 

۳-۲-۲- آئین دسترسی

 

در قانون مذکور، فصل مجزایی تحت عنوان آئین دسترسی پیش ­بینی شده است که فرایند دسترسی به اطلاعات را بیان می‌دارد. ماده ۵ این قانون، مؤسسات عمومی را مکلف به ارائه اطلاعات موضوع این قانون، در حداقل زمان ممکن و بدون تبعیض می‌داند.

 

‌بر اساس ماده هفتم این قانون هیچ مؤسسه‌‌ی عمومی نمی‌تواند از متقاضی دسترسی به اطلاعات، دلیل یا توجیه جهت تقاضایش مطالبه کند. همینطور در ماده هشت، مؤسسات مورد تقاضا، می‌بایست در اسرع وقت، پاسخگوی درخواست متقاضیان باشند و حداکثر زمان ‌پاسخ‌گویی‌، نمی‌تواند از ده روز تجاوز کند.

 

طبق ماده نهم این قانون پاسخ متقاضیان دسترسی به اطلاعات خصوصی باید به صورت کتبی یا الکترونیکی به متقاضیان تحویل گردد، ولی ‌در مورد کیفیت ارائه درخواست از متقاضیان مؤسسات عمومی و نحوه ‌پاسخ‌گویی‌ آن ها توضیحی وجود ندارد. به طور کلی مصوبه مجلس شورای اسلامی ‌در مورد فرایند دسترسی به اطلاعات، حائز چند نکته به قرار زیر است:

 

    1. درخواستهای دسترسی به اطلاعات شخصی تنها از اشخاص حقیقی که اطلاعات به آن ها مربوط می‌شود یا نماینده قانونی آن ها پذیرفته خواهد شد (ماده ۷ مصوبه مجلس شورای اسلامی)

 

    1. مؤسسات عمومی نمی‌توانند از متقاضی دسترسی به اطلاعات، هیچ گونه دلیل یا توجیه جهت تقاضایش مطالبه کنند (ماده ۸ مصوبه مجلس شورای اسلامی)

 

    1. مؤسسات عمومی یا خصوصی باید به درخواست دسترسی به اطلاعات در سریع ترین زمان ممکن پاسخ دهند و در هر صورت مدت زمان پاسخ نمی‌تواند بیش از ۱۰ روز از زمان دریافت درخواست باشد (ماده ۹ مصوبه مجلس شورای اسلامی)

 

  1. این پاسخ باید کتبی یا الکترونیکی باشد (ماده ۹ مصوبه مجلس شورای اسلامی) [۲۱۸]

 

۳-۲-۳- ترویج شفافیت

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:13:00 ب.ظ ]




 

گودرزوندو فرجادی نژادو فردوسی در پژوهشی تحت عنوان”رهبری تحول آفرین رویکردی نوین در سازمان های موفق(فرجادی نژادو فردوسی، ۱۳۸۸)” به‌این‌نتیجه‌رسیدند که مدیران برای موفقیت ‌و ایفای نقش مؤثر در سازمان علاوه بر دارا بودن نگرش‌اقتضایی نسبت‌به متغیرهای‌محیطی، باید سازمان و مدیریت را به عنو ان یک سیستم مدنظر قرار دهندوبااین نگرش به بررسی رفتار کارکنان بپردازند و شیوه وسبک رهبری خودرا ‌بر اساس واقعیت‌وشرایط،ماهیت‌کار و وظایف‌وخصوصیات‌کارکنان انتخاب‌کنند.‌بنابرین‏ سازمان‌های موفق به رهبرانی نیازمند هستند که با ژرف‌نگری، جهت مناسب و مسیر آینده سازمان را مشخص سازند، افراد را به آن مسیر هدایت کنند و انگیزه ایجاد تحول را در کارکنان به وجود آورند.رهبران تحول آفرین با خلق ایده ها چشم انداز های جدید مسیر تازه ای از رشد ‌و شکوفایی را فرا روی سازمان ها قرار می‌دهند ونوید بهبود عملکرد سازمان ها خواهند بود.

 

خسروی(۱۳۷۵)طی مطالعه‏ای اظهار می‏دارد که هر گونه تصمیم‏ گیری در اداره آموزش و پرورش باید با مشورت کارکنان آن اداره صورت گیرد.در خصوص تشویق و تنبیه علاوه بر رعایت قانون و مقررات، حرمت و شخصیت افراد در نظر گرفته شود.از مذاکرات شورای معلمان به عنوان منبعی برای پیشرفت و دستیابی به اهداف آموزش و پرورش استفاده شود و سرانجام هدف از ارزشیابی، تشخیص توانایی‌ها و ضعف‏ها و اقدام در جهت تقویت کارکنان باشد نه تنبیه آن ها.

 

علاقه‏بند(۱۳۶۷)، در پژوهشی دیگر درباره ویژگی‌های رفتاری مدیر اثربخش از دید معلمان و والدین دانش‏آموزان نشان می‏ دهد که مدیر اثربخش کسی است که معلمان را رهبری کند، به دانش‏آموزان یاری رساند، با اولیای دانش‏آموزان ارتباط مناسب داشته باشدوبه‌طور کلی با معلمان والدین به طور شایسته رفتار کند.

 

پویا(۱۳۷۴)طی پژوهشی نتیجه می‏ گیرد که مدیران موفق الگوی شخصیتی اجتماعی جست‏وجوگرانه و متهورانه‏ای دارند.

 

نتیجه مطالعه کافی احمدی(۱۳۷۶)نشان می‏ دهد که بین مردم‏آمیزی، هوش، دقت عمل، پشتکار، واقع‏بینی، آرام بودن، پختگی عاطفی مدیران و موفقیت شغلی آنان همبستگی معناداری وجود دارد.

 

در تحقیق طالع(۱۳۶۶)مدیران موفق دارای این ویژگی‌ها هستند: ۱-اهداف و برنامه ها را تعیین می‏ کنند، ۲-به نیازهای انسانی و سازمانی توجه دارند، ۳-به عدالت و انصاف رفتار می‏ کنند، ۴-در ایجاد روحیه گروهی تلاش می‏ کنند، ۵-حداقل، تحصیلات لیسانس دارند، ۶-با دبیران و اولیای دانش‏آموزان ارتباط مناسبی دارند، ۷-صبور و بردبارند(سرمدی، ۱۳۷۳)

 

پژوهش های انجام شده نوآوری

 

راجرز و همکارانش (۱۹۶۲)‌به این نتیجه رسیدند که مردم در بحث پذیرش نوآوری مانند هم رفتار نمی کنند و ادامه اجرای نوآوری را بر پایه دو شاخص یک اشاعه معمولی یعنی میانگین و انحراف معیار استاندارد، می‌دانستند.در این خصوص راجرز و همکارانش (۱۹۶۹) ‌در مورد پذیرش نوآوری های آموزشی تحقیقی در سطح مدارس متوسط تایلند انجام دادند که ۳۸ مدرسه به شکل تصادفی انتخاب شده‌و ۶۲۹ معلم،‌مدیر و ۶۶ مسئول آموزش استان،پرسشنامه های تحقیق را کامل کردند.تحلیل نتایج حاصله نشان داد که معلمان جوانتر، بیشتر تمایل داشتند تا از نوآوری های آموزشی مطلع شوند. معلمانی که توجه بیشتری به رسانه های جمعی داشتند، پذیرش سریع تری از خود نسبت به نوآوری های آموزشی نشان می‌دادند، مدیرانی که تجربه سفر خارجی داشتند معمولاً زودتر از دیگر همکارانشان از نوآوری های آموزشی مطلع می شدند و مدیران مرد مسنی که تجربه سفر خارجی داشتند، آمادگی پذیرش ابتکارهای آموزشی را در نظام آموزشی خود داشتند(به نقل از منطقی،۱۳۸۴).همچنین”راجرز و شومیکر (۱۹۷۱)” تحقیقاتی راجع به ویژگی‌های پذیرنده نوآوری برای تسهیل اشاعه نوآوری انجام داده‌اند.یافته های آن ها متغیرهای متفاوتی را برای اشاعه نوآوری مشخص کرد که به سه دسته وضعیت اجتماعی و اقتصادی،متغیرهای شخصیتی و رفتارهای ارتباطی تقسیم می شدند.

 

وکوت (۱۹۷۷) نیز در بررسی چگونگی تحقق نوآوری های آموزشی گزارش می‌دهد که بسیاری از محققان آموزشی نسبت ‌به این که معلمان، که مصرف کنندگان واقعی ابتکار هستند با نوآوری و ابتکار چگونه برخورد می‌کنند، توجهی ندارند. لذا علاوه بر مسایل فنی، باید به مسایل انسانی و زمینه سازی های فرهنگی و تحقق نوآوری های آموزشی توجه لازم را معطوف داشت (همان منبع) همچنین ردی (۱۹۸۷)عوامل شخصی مثل سن و تحصیلات را در پذیرش نوآوری (فن آوری)دخیل فرض ‌کرده‌است.

 

منطقی (۱۳۸۴) به نقل از نتایج تحقیقات دی آرمن می‌گوید در بررسی انجام شده در زمینه نوآوری های آموزشی که بیشتر مورد توجه قرار گرفته یا بیشتر رها شده اند،این نتیجه حاصل شد که ابتکارهای پیچیده و گران که اجرای آن ها به سختی انجام می پذیرد، بیشتر رها شده و نوآوری های ساده تر و ارزانتر که اجرایشان با سهولت همراه بود مانند شبیه سازی و بازی کردن، مورد استقبال قرار گرفته اند.منطقی(۱۳۸۵) به نقل از «لوبینسکی (۲۰۰۱) می‌گوید، در بررسی مقایسه ای بین انتخاب نوآوری های آموزشی در نظام آموزشی و انتخاب نوآوری در جریان سازوکارهای رقابتی موجود در بازارهای اقتصادی، نتیجه گرفته می شود که سازوکار انتخاب نوآوری های آموزشی با بازار یکسان نیست. به همین خاطر ضرورت حمایت دولت از طرح های ابتکاری آموزشی احساس می شود. وی همچنین به نقل از روسل و همکارانش (۱۹۷۳) در بررسی نوآوری ها و تحولات آموزشی آورده است که راهبردهای خطی توسعه آموزشی و به کارگیری نوآوری های آموزشی،باهم تناسبی ندارند.‌بنابرین‏ بهترین الگو برای موفقیت نوآوری درسطح مدرسه عبارت است از استقلال مدرسه برای تصمیم گیری درباره مواد آموزشی‌وپذیرش‌مسئولیت‌توسط‌معلم جهت پیشبرد اهداف مورد نظرش.

 

در زمینه اشاعه نوآوری در نظام آموزشی ایران، هاشمی تحقیقی با عنوان «نقش ارتباط فردی و جمعی در اشاعه نوآوری ها در آموزش و پرورش» انجام داده است. نتایج این تحقیق نشان داد که: بین میزان بهره مندی دبیران از مجاری ارتباط فردی و دانش نوآوری آنان رابطه مستقیم وجود دارد. بین میزان بهره مندی دبیران از مجاری ارتباط جمعی و همنوایی آنان با نوآوری رابطه معکوس وجود دارد. یعنی رسانه ها نمی توانند برای دبیران تأیید تصمیم درباره‌نوآوری‌راحاصل کنند.بین‌میزان بهره مندی دبیران از مجاری ارتباط فردی‌و‌همنوایی‌آنان با نوآوری رابطه مستقیم وجود دارد و بین میزان بهره مندی دبیران از مجاری ارتباط جمعی و مشارکت آنان در اجرای ایده جدید رابطه معناداری وجود ندارد.وی در پیشنهادات خود به نکات زیر اشاره می‌کند:

 

۱٫ با توجه به بسط و نفوذ و تاثیر وسایل جمعی، باید جریان ارتباط بین بخش سنتی معلمان و دبیران و بخش نوین (پژوهشگران و نوآوران) نظام آموزش، بهبود یابد و شکاف فاصله موجود بین آن ها کم شود.

 

۲٫ وسایل ارتباط جمعی می‌توانند ابزار مهمی برای حرکت نظام آموزشی به سوی نوگرایی باشند. اما با توجه به نتایج تحقیق نتوانسته اند با ایجاد رغبت و جلب مشارکت آنان، همگرایی مطلوبی را بین آنان ایجاد کنند.

 

۳٫ رسانه های جمعی می‌توانند با ایجاد بستر مناسب فرهنگی و اشاعه آگاهی های علمی، زمینه اجرای سریع تر و بهتر طرح های نوین را فراهم کنند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:44:00 ب.ظ ]




 

۴- عدم باور و اعتقاد کارکنان به نظام مشارکت: عدم باور و اعتقاد کارکنان به نظام مشارکتی ناشی از برخورد سطحی و ظاهری شماری از مدیران با آن است. آنان در ظاهر خواهان شرکت کارکنان در امور سازمان هستند، اما در عمل هیچگاه به نظرات آن ها وقتی نمی گذارند. این گروه از مدیران، از حیث این که مشارکت افراد در امور، جنبه مردم پسندانه دارد، در پی تقویت روحیه آنان بر می‌آیند و یا فقط خواهان کسب محبوبیت برای خویش هستند و این در حالی است که کارکنان علاقمند هستند، مشارکت آن ها در امور واقعی بوده و تنها جنبه تشریفاتی نداشته باشد.

 

۵- عدم تثبیت مدیران ارشد لایق: از آنجایی که مدیران عالی حمایت کننده اصلی در اجرای نظام مشارکت هستند، تجربه نشان داده است که تغییر زود هنگام مدیریت ارشد یک سازمان، یقیناً اجرای آن را به تعویق خواهد انداخت. در سازمان هایی که امنیت شغلی و نظام ارشدیت وجود ندارد، مدیران هر لحظه در انتظار تعویض، و یا انتقال اند و در نتیجه بی ثباتی سازمان را تهدید می‌کند.

 

۶- عدم توجه به اهمیت آموزش برای مشارکت بهتر: یکی از وظایف اصلی و حیاتی در هر سازمانی، آموزش کارکنان است. داشتن کارکنان آگاه و توانمند یکی از مهمترین عوامل مؤثر در میزان کارایی نظام مشارکت است. کارکنان از طریق آموزش با اهداف و سیاست های سازمان آشنا شده، مشکلات و موانع اجرایی طرح ها و برنامه ها را خواهند شناخت و در جهت حل و رفع آن ها تلاش خواهند کرد. اما، برخی از مدیران به دلیل این که می دانند بابت آموزش باید هزینه هایی را متقبل شوند، معمولاً برای این منظور کوشش برنامه ریزی شده انجام نمی دهند.

 

۷- ضعف مدیریت: سوال هایی از قبیل این که: چرا یک سازمان موفق است و سازمان دیگر ناموفق؟ همیشه ذهن ما را مشغول ‌کرده‌است. در پاسخ به چنین سوال هایی اکثر صاحب نظران معتقدند آنچه که باعث موفقیت یک سازمان می شود مدیریت آن است. برخی از مدیران از دموکراتیک شدن سازمان و مشارکت واقعی افراد در سازمان وحشت دارند. چرا که، عقیده دارند انجام این کار موجب می شود که کنترل امور از دست آن ها خارج شده و به دست کارکنان بیفتد. این گروه از مدیران احساس می‌کنند دخالت دادن کارکنان در حل مسائل سازمانی به ضعف آن ها تعبیر می شود. در واقع، می توان گفت احساس آنان ناشی از عدم اعتماد به نقششان است که خود به ضعف مدیریت آنان باز می‌گردد.

 

۸- احساس عدم تعلق کارکنان به سازمان: هر قدر کارکنان در سازمان امنیت شغلی نداشته باشند و نیازهای مادی و معنوی آن ها نیز به اندازه لازم تأمین نشود، همواره یک نوع خصومت و بیگانگی نسبت به آن پیدا خواهند کرد. چنین افرادی احتمال دارد زندگی شغلی را جدای از زندگی شخصی خود بپندارند. بعلاوه، در نظر آنان سازمان صرفاً مکانی برای کسب درآمد است. نتیجه این پندار، سلب انگیزه در آن ها برای مشارکت است(صوفی، ۱۳۹۰).

 

۲-۲-۱۴- پیش نیازهای فرایند مدیریت مشارکتی

 

استقرار و مدیریت مشارکتی مسلماًً فرآیندی نیست که با یک دعوت ساده به مشارکت در تصمیم گیری ها از سوی مدیریت ارشد سازمان صورت پذیرد.

 

۱- ایجاد موقعیت و شرایط محیطی و متغیرهای وضعی لازم برای سازمان، شناسایی متغیرهای وضعی مؤثر بر فرایند مشارکت، همچنین تلاش در جهت غلبه بر تأثیرات منفی اینگونه متغیرها و با همسو کردن آن ها با روند استقرار مشارکت، از جمله اقدامات ضروری به شمار می‌آید.

 

۲- گرایش به عدم تمرکز: گرایش اهداف و فعالیت های سازمان های آموزشی از تمرکز به سوی عدم تمرکز، موجب تفویض اختیار بیشتر به زیر دستان خواهد شد و مشارکت زیر دستان را در تصمیم گیری ها و بیشتر خواهد کرد. توجه به نیازها و امکانات اجرایی، امکان تبادل نظر از بالا به پایین، ارتباط متقابل مدیران و مجریان، توجه به تفاوت های فردی کارکنان، توجه به خلاقیت ها و توجه به تصمیم گیری در رده های پایین از ویژگی های مثبت گرایش به عدم تمرکز نظام مدیریت مشارکتی است (تصدیقی، ۱۳۷۴).

 

۳- کاهش بروکراسی: مدیریت مشارکتی در سازمان های آموزشی اگر به دنبال نوآوری باشد و به کیفیت کار تأکید کند، باید بسیاری از مقررات دست و پا گیر اداری را تعدیل کند. زیرا بروکراسی به خاطر ویژگی های ذاتی خود نمی تواند به مشارکت کارکنان و بروز خلاقیت آن ها میدان دهد (الوانی، ۱۳۷۲).

 

۴- ثبات مدیریت: تحقق اثر بخشی و کیفیت مورد انتظار در امور آموزشی منوط به برنامه ریزی های دراز مدت می‌باشد. ‌بنابرین‏ ثبات مدیریت عامل تعیین کننده ای در این زمینه می‌باشد و تغییر مدیران مدارس به دلایل سیاسی جاری در جامعه، ضربه جبران ناپذیری بر پیکر کیفیت فعلیت های آموزشی وارد می‌کند زیرا تغییر در مدیریت، توجه مدیران آموزشی را به اهداف و برنامه کوتاه مدت سوق می‌دهد و از مشارکت کارکنان می کاهد.

 

۵- داشتن زمان کافی برای مشارکت

 

۶- ارتباط دادن نوع مشارکت کارکنان به مسائل مورد علاقه آن ها.

 

۷- ایجاد توانایی علمی کافی در کارکنان برای مشارکت در امور: آموزش مستمر مدیران و کارکنان ضرورتی حیاتی در استقرار نظام مدیریت مشارکتی است زیرا آموزش کارکنان موجب آشنایی کارکنان با تحقیقات جدید، روش های نو در زمینه تدریس و … خواهد شد و این امر تحقق نظام مدیریت مشارکتی را تسهیل خواهد کرد.

 

برخی از این پیش نیازها از این قرار است:

 

    • سازگاری مدیریت ارشد سازمان با فرایند مشارکت کارکنان

 

    • توجیه اهداف، ارزش ها و اولویت های سازمان

 

    • تعریف و روشن گری مفاهیم مشارکت

 

    • آموزش فرآیندهای مشارکت

 

    • تبیین روش مؤثر در انتقال اطلاعات به کارکنان

 

    • تبیین ابعاد و ساختار مشارکت

 

    • ایجاد محیط کاری با ثبات و قابل احترام

 

    • سبک رهبری سازمان

 

    • تعدیل شریط محیطی سازمان(ساختار،فرهنگ)

 

  • نقش حمایتی و هدایتی دولت و جامعه در نظام مشارکت

«پژوهش های انجام شده نشان می‌دهد که میل به مشارکت در افراد گوناگون بستگی به آگاهی، شناخت، سطح تحصیلات و مهارت های آن ها دارد»(طوسی، ۱۳۷۰).

 

فواید مشارکت در مدارس

 

    1. بهره وری افزایش می‌یابد.

 

    1. میان کارکنان وحدت و یگانگی اعمال می شود.

 

    1. مقاومت در مقابل نوآوری کم می شود.

 

    1. اعتراضات و شکایات کارکنان کم می شود.

 

    1. غیبت ‌و تاخیر کارکنان کم می شود.

 

    1. روحیه ی کار گروهی تقویت می‌یابد.

 

    1. تصمیم های بهتر و مؤثرتر گرفته می شود.

 

  1. احساس مسئولیت در افراد بیشتر می شود(سلیمی، ۱۳۸۰).

میرز می‌گوید: «مشارکت دادن افراد در برنامه ریزی و ارزش یابی و فراهم آوردن بازخورد مناسب، ممکن است سبب بروز خلاقیت و تعهد بیشتر در افراد شود » (طباطبایی بافقی، ۱۳۷۸).

 

طی تحقیقی در خصوص مشارکت کارکنان در مدیریت مشخص شد که از میان ۱۶۰ نفر نمونه آماری از مدیران آموزش و پرورش ۷۶% و از میان نمونه آماری ۲۰۰ نفری مدیران بخش صنعت ۶۷% اعتقادی به مشارکت کارکنان حتی در حد نظرخواهی و مشورت نیز نداشته اند(انصاری، ۱۳۷۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:16:00 ب.ظ ]




مسئول و صدمه دیده می‌شود و طی آن تمام تلاش، حول محور اثبات سببیت خواهد بود نه تقصیر (سنهوری،۱۱۰:۱۳۸۶).

 

اثبات ورود ضرر به زیان دیده و همچنین ارتکاب تقصیر یا وقوع فعلی از طرف خوانده، یا کسانی که مسئولیت اعمال آنان با اوست، به تنهایی دعوی خسارت را توجیه نمی کند. بلکه باید احراز شود که بین دو عامل ضرر و فعل زیان بار، رابطه سببیت وجود دارد، یعنی ضرر از آن فعل ناشی شده است. لازم به ذکر است در موارد مسئولیت ناشی از فعل شخصی، باید رابطه سببیت بین فعل خود شخص (خوانده) و ضرر ایجاد شده احراز شود؛ در حالی که در موارد مسئولیت ناشی از فعل غیر، این رابطه باید بین تقصیر شخص ثالثی که مسئولیت اعمال او بر عده خوانده است و زیان وارده اثبات شود.

 

در مواردی که تقصیر شرط ایجاد مسئولیت نیست، رابطه سببیت اهمیت بیشتری پیدا می‌کند و اثبات وجود آن نیز دشوارتر می شود. زیرا در جایی که تقصیر، ارکان مسئولیت است؛ تنها به حوادثی توجه می شود که در اثر بی احتیاطی و غفلت شخصی رخ داده و زیان را به بار آورده است. ولی هنگامی که این عنصر نیز در محدود ساختن حوادث مؤثر در ایجاد ضرر به کار نیاید؛ دادرس ناچار باید از میان همه شرایط و اسبابی که باعث ایجاد ضرر شده است، علت اصلی را پیدا کند.

 

احراز رابطه ی سببیت بین تقصیر و ورود ضرر نیز گاه مسائل پیچیده ای را به وجود می آورد که پیدا کردن راه حلی برای آن دشوار است. در موردی که مسئولیت ناشی از فعل شخص است؛ باید رابطه سببیت بین تقصیر خوانده و ورود ضرر اثبات شود. بر عکس، در فرضی که مسئولیت از فعل غیر به وجود می‌آید، احراز رابطه بدین گونه ضرورت ندارد. ولی باید ثابت شود که میان فعل یا تقصیر خوانده و ورود ضرر رابطه علیت وجود دارد. ‌در مورد خسارت ناشی از حوادث وسایل نقلیه موتوری گاه در تصادفی که رخ می‌دهد به رابطه سببیت بین تقصیر راننده و وقع حادثه توجه می شود و گاه نیز تنها رابطه وسیله نقلیه با بروز حادثه زیان بار اهمیت پیدا می‌کند و تقصیر و بی‌گناه مالک اثری در مسئولیت ندارد.

 

اگر منظور از سبب، مقدمات و عوامل زمینه ساز ایجاد حادثه باشد که بدون وجود آن ها حادثه زیان بار به وجود نمی آید باید گفت که اگر تحرک و فعالیت اشخاص در حدود قانون و به مقدار مجاز انجام شده باشد، مسئولیتی به بار نمی آورد مگر اینکه شخصی از حدود اختیارات خود تجاوز کرده باشد که این عمل عرفاً تقصیر محسوب می شود و ضمان آور خواهد بود. گاه از میان چند سببی که در ایجاد ضرر نقش داشته اند، یک یا چند سبب مقصر است و گاهی تقصیر زیان دیده نیز در به وجود آمدن حادثه زیان بار مؤثر است. به سخن دیگر گاهی اسباب خارجی که در میان آن ها یک یا چند سبب مقصر شرکت دارند؛ حادثه را ایجاد می‌کنند و گاه خود زیان دیده به عنوان یکی از اسباب در وقوع حادثه زیان بار دخالت می‌کند.

 

قاعده لزوم برقراری رابطه سببیت بین تقصیر و زیان های وارده و اثبات آن از طرف زیان دیده، تکلیف سختی است و اثبات آن در پاره ای از موارد شاید در عمل امکان پذیر نباشد. به همین دلیل است که در حقوق برخی کشورها «تقصیر ابوین و پیشه وران به علت اعمال اشخاص ثالث و شاگردان تحت مراقبت آنان مفروض می‌باشد؛ ‌بنابرین‏ زیان دیده الزامی ندارد که تقصیر ابوین را به اثبات برساند بلکه به محض احراز وقوع فعل زیان بار از طفل، ابوین مقصر فرض می‌شوند» (مفاد ماده ۱۳۸۴ ق. م فرانسه) . همچنین بر اساس بند ۷ ماده ۱۳۸۴ آن کشور پیشه وران در قبال اعمال زیان بار شاگردان خود مسئولیت دارند و این اماره تقصیر علیه پیشه ور همانند اماره مسئولیت والدین یک اماره ساده است که ذی نفع همیشه می‌تواند خلاف آن را ثابت کند.

 

۳-۲-۳ – تاثیر فرض تقصیر بر عوامل فاعل مسئولیت

 

یک عمل زیان بار ممکن است در شرایطی انجام گیرد که خطاکارانه تلقی نشود. به طور کلی باعث آن این است که مسبب زیان، از تکلیفی پیروی کرده که از آنچه که وی ناچار به نقض آن شده است؛ مهمتر بوده است. ‌بنابرین‏ به دنبال رفع تکلیف، تقصیر نیز حذف می شود. فرض گرفتن تقصیر در موارد خاص توسط قانون‌گذار، آثاری بر این عوامل رافع مسئولیت در دعاوی مسئولیت مدنی خواهد گذاشت که در این گفتار به بررسی این آثار خواهیم پرداخت.

 

۳-۲-۳-۱ – قوه ی قاهره

 

در خسارت عدم انجام تعهدات قراردادی، قانون‌گذار در مواد ۲۲۷ و ۲۲۹ ق.م وجود قوای قاهره و آفات ناگهانی را سبب معاف شدن مدیون از دادن خسارت اعلام می‌کند. قوه قاهره یا نیروی بازدارنده، اجرای تعهد را غیر ممکن می‌سازد و تعهد نسبت به امر غیرممکن، نامعقول و بیرون از امر و نهی قانون خواهد بود (شهیدی،۶۴:۱۳۸۶) . قوه قاهره در صورتی از متعهد سلب مسئولیت می‌کند که:

 

۱- خارجی باشد و نتوان به متعهد یا مقصر مربوط کرد ( ماده ۲۲۷ ق.م)

 

۲- غیر قابل پیش‌بینی باشد و شخص به صورت معمول انتظار وقوع آن را نداشته باشد.

 

۳- احتراز ناپذیر باشد و شخص نتواند آن را دفع کند[۴]۱٫ و گرنه مسئول است (ماده ۲۲۹ ق.م)

 

۴- اگر حادثه ناشی از قوه قهریه، مانعی موقت در اجرای تعهد پدید آورد، تعهد فقط معوق می‌ماند. اگر مانع ناشی از قوه قهریه طبیعی باشد؛ متعهد بودن تادیه خسارت از اجرای تعهد معاف است و اگر هر یک از طرفیت قرارداد ملزم به اجرای تعهدی بوده اند، طرف مقابل نیز از اجرای تعهد خود معاف است.

 

۳-۲-۳-۱-۱ – اثر دخالت قوه قاهره

 

اثر دخالت قوه قاهره را باید در جایی که علت منحصر حادثه زیان بار است یا موردی که یکی از اسباب آن محسوب می شود جداگانه بررسی کرد:

 

۱- در صورتی که ثابت شود زیان مورد درخواست در نتیجه قوه قاهره (مانند زلزله، سیل و جنگ) به بار آمده است. خوانده دعوی از مسئولیت معاف می شود، هر چند که مسئولیت او به موجب قانون مفروض باشد. زیرا معلوم می شود که او در ایجاد ضرر دخالت نداشته است.

 

۲- در موردی که قوه قاهره تنها یکی از اسباب ورود خسارت است، آیا می توان آن را در زمره سایر تقصیرها آورد و از بار مسئولیت سایرین کاست؟

 

دادگاه های فرانسه چنین کرده‌اند و قوه قاهره را نیز یکی از اسباب ورود ضرر شمرده اند و در صورتی که عدم اجرای تعهد مربوط به قوه قاهره[۵]۱یا حوادث اتفاقی[۶]باشد، متعهد ملزم به جبران خسارت نخواهد بود (ماده ۱۱۴۸ قانون مدنی فرانسه) ولی این رویه با پذیرش تئوری تقصیر سازگار نیست، زیرا حقوق در جستجوی همه اسباب ایجاد کننده ضرر نیست. نتیجه منطقی نظریه تقصیر این است که دادرس، از میان همه شرایطی که زمینه ورود خسارت را فراهم آورده اند، به گروهی بپردازد که ناشی از تقصیر است (ره پیک،۱۳۸۸).

 

قوه قاهره خواه نیروی طبیعی باشد و خواه نیروی انسانی، رابطه سببیت بین فعل زیان بار و ضرر را قطع می‌کند. در موارد فرض تقصیر هنگامی که فاعل زیان ثابت کند که قوه قاهره موجب بروز خسارت شده است و در نتیجه نمی توان فعل زیان بار را به وی منتسب نمود، وی از مسئولیت مبری می شود و در نتیجه تقصیر فرض شده نیز اثر حقوقی خود را از دست می‌دهد.

 

۳-۲-۳-۲- فعل شخص ثالث

 

در مواردی که فعل ثالث تنها سبب ورود ضرر است، اثبات این امر کسی را که به ظاهر مسئول قلمداد شده است، از مسئولیت بری می‌سازد. زیرا در چنین حالتی معلوم می شود که بین فعل خوانده و حادثه زیان بار رابطه ی علیت وجود ندارد. همچنین است در موردی که به کالای حمل شده خسارتی وارد می شود و متصدی حمل و نقل ثابت می‌کند که خسارت در نتیجه فعل ثالث به بار آمده و امکان احتراز از آن وجود نداشته است (ماده ۳۸۶ قانون تجارت) باید دانست که

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:47:00 ب.ظ ]




 

یکی از موضوعات مطرح در خصوص ترکیب مالکیت تئوری نمایندگی در شرکت‌هاست. این تئوری در اصل به مبحث تضاد منافع بین مالکان و مدیران می‌پردازد، تضاد و تعارضی که از دوگانگی و اختلاف بین اهداف مدیران و اهداف سهام‌داران نشأت می‌گیرد. در حالی که هدف اصلی سهام‌داران به حداکثر رسیدن ثروت خود از طریق حداکثر شدن ارزش شرکت است معمولاً دنبال کردن چنین هدفی از سوی مدیران مورد غفلت واقع می‌شود و در نتیجه سهام‌داران نسبت به استفاده بهینه از سرمایه و ثروت خود توسط مدیران دچار تردید می‌شوند (شلیفر و ویشنی[۶۰]، ۱۹۹۷). طبق تعریف جنسن و مکلینگ[۶۱] (۱۹۷۶) رابطه نمایندگی قراردادی است که ‌بر اساس آن صاحب کار یا مالک، نماینده یا عامل را از جانب خود منصوب و اختیار تصمیم‌گیری را به او تفویض می‌کند. در روابط نمایندگی، هدف مالکان حداکثرسازی ثروت است و لذا به منظور دستیابی ‌به این هدف بر کار نماینده نظارت می‌کنند و عملکرد او را مورد ارزیابی قرار می‌دهند. ‌بر اساس تئوری نمایندگی، مالکان یا سهام‌داران که با هدف کسب حداکثر بازده در مقابل ریسک معقول در یک شرکت سرمایه‌گذاری کرده‌اند از طریق انتخاب فرد یا افرادی به عنوان مدیر یا مدیران شرکت اهداف خود را دنبال می‌کنند اما در موارد زیادی به دلیل جدا بودن مالکیت از مدیریت ممکن است اهداف دو گروه یاد شده در یک راستا قرار نداشته باشد. در نتیجه، تلاش‌های مدیران لزوماًً در راستای نیل به اهداف سهام‌داران به کار گرفته نمی‌شود و ‌به این ترتیب نوعی تضاد منافع بین آن ها به وجود می‌آید. در نتیجه، هزینه هایی از ناحیه مغایرت نتایج عملکرد مدیران و انتظارات سهام‌داران، به‌کارگیری عوامل انگیزشی و استفاده از فرآیندها و سیاست‌های نظارتی برای سهام‌داران ایجاد شده است که از آن ها به عنوان هزینه های نمایندگی یاد می‌شود. بدین ترتیب می‌توان انتظار داشت که وجود تضاد منافع در شرکت‌های سهامی به طور معمول وجود داشته باشد زیرا هیچگاه مدیران مالک صد در صد سهام نیستند. حتی هنگامی که مدیران بخشی از سهام شرکت را در اختیار دارند با توجه به اینکه حاصل تلاش‌ها و تدابیر آنان به طور صد در صد نصیب خودشان نمی‌شود ممکن است از تمامی توان خود برای حداکثر کردن ثروت سهام‌داران بهره نگیرند. این وضعیت در شرکت‌های بزرگتر با شدت بیشتری نمود پیدا می‌کند که مدیران درصد کمی از سهام را در تملک خود دارند. در یک دسته‌بندی کلی هزینه های نمایندگی را می‌توان به سه گروه اصلی زیر تقسیم کرد (شریعت پناهی، ۱۳۸۲، ص ۹۲):

 

    1. هزینه ها و مخارج مربوط به نظارت، مانند هزینه های حسابرسی؛

 

    1. هزینه های مربوط به ساختار سازمانی و فرایند ایجاد محدودیت برای مدیران، از قبیل انتصاب افرادی خارج از شرکت در ترکیب هیئت مدیره؛

 

  1. هزینه های فرصت از دست رفته که می‌تواند در اثر محدود کردن اختیارات مدیریت برای شرکت به وجود آید.

۲-۹-۳ ساختار مالکیت و افشای اختیاری

 

یکی از فرضیه‌ها که از دیرباز در حسابداری مقرر شده است، فرض تفکیک شخصیت است. ‌بر اساس این فرض باید به شرکت به دید یک شخصیت حقوقی مستقل نگریست.افشای اطلاعات که منجر به رونق بازار سرمایه و بالتبع آن اقتصاد کشورها می شود علاوه بر اینکه مستلزم تنظیم و اجرای قوی مقررات اجتماعی، مالی و حقوقی از سوی دولت و سایر نهادهای مرتبط است، مرهون سرمایه گذاری و برنامه ریزی جهت بهبود شخصیت درونی شرکت‌ها نیز می‌باشد. از سوی دیگر، ‌بر اساس تئوری نهادی (مایرز و روان، ۱۹۷۷) عوامل محیطی تاثیر بسزایی بر رفتار شرکت‌ها دارند.

 

واژه مالکیت به معنی حقی است که انسان نسبت به شئی دارد و می‌تواند هر گونه تصرفی در آن بنماید بجز آنچه که مورد استثنای قانون است. منظور از ساختار مالکیت، مشخص کردن بافت و ترکیب سهام‌داران یک شرکت و بعضاً مالک عمده نهایی سهام آن شرکت است. پراکندگی مالکیت نیز به حالتی اطلاق می شود که میزان در خور ‌ملاحظه‌ای از سهام شرکت میان عده زیادی از سهام‌داران پراکنده می‌باشد. بسیاری از نظریه پردازان اقتصادی عقیده دارند که هر یک از انواع مالکیت نیز می‌تواند بر عملکرد شرکت‌ها تاثیرگذار باشد. لذا، روش های کنترل عملکرد مدیران و عوامل مؤثر بر عملکرد آن ها و همچنین شیوه اندازه گیری تاثیر هر یک از انواع مالکیت بر عملکرد شرکت‌ها، از جمله مسائلی است که طرف توجه و علاقه سهام‌داران، مدیران ومحققان بسیار است.به طور کلی این نوع تحقیقات را میتوان به ۴ دسته زیر تقسیم کرد:

 

    1. تحقیقاتی که به بررسی میزان حمایت از سرمایه گذاران و رابطه آن با ساختار مالکیت شرکت‌های سهامی در کشورهای مختلف پرداخته‌اند،

 

    1. تحقیقاتی که به بررسی تاثیر ساختار مالکیت بر ارزش شرکت‌ها در یک کشور و یا به طور مقایسه ای در بین کشورهای مختلف پرداخته‌اند،

 

    1. تحقیقاتی که به بررسی تاثیر ساختار مالکیت بر عملکرد شرکت‌ها پرداخته‌اند،

 

  1. تحقیقاتی که به بررسی تاثیر ساختار مالکیت بر سیاست‌های شرکت (اعم از سیاست افشا، تقسیم سود، مخارج تحقیق و توسعه، اهرم مالی) پرداخته‌اند.

برای نمونه، بال و شیواکومار (۲۰۰۵) شواهدی را از ۲۵ کشور دارای نظام حقوقی عرفی و نظام حقوقی موضوعه طی سال های ۱۹۸۵ تا ۱۹۵۵ شامل بیش از ۴۰۰۰۰ نمونه (شرکت – سال) ارائه داده‌اند. شواهد ارائه شده مطابق با این فرض می‌باشد که الگوی راهبری مالکیت پراکنده در کشورهای دارای نظام حقوقی عرفی، نسبت به الگوی راهبری مالکیت متمرکز در کشورهای دارای نظام حقوقی موضوعه، افشای به موقع تر اطلاعات مالی را باعث شده است. با توجه به اهمیت کاهش ریسک های مالی در بازار،ایشان مشاهده کردند که در کشورهای دارای نظام حقوقی عرفی، اخبار بد به موقع افشا می شود. یکی از دلایل آن این است که افشای اخبار بد توسط مدیریت از قابلیت اتکای بیشتر برخوردار است و می‌تواند به عنوان اطلاعات مفید برای تأمین کنندگان بیرونی سرمایه مورد استفاده قرار گیرد. به علاوه در این کشورها، نارسایی در افشای اخبار بد با اهمیت در زمان مناسب، می‌تواند منجر به اقامه دعاوی حقوقی توسط سهام‌داران شود، بدین نحو که زیان وارده به خود را به مسئله اطلاع مدیریت از اخبار بد و عدم انتشار عمومی آن مرتبط می‌سازند.

 

طبق اظهارت فاما و جنسن (۱۹۸۳)، جدایی مالکیت و کنترل از یکدیگر و ایجاد تضاد منافع میان مالکیت و مدیریت هزینه هایی را در پی دارد که تحت عنوان هزینه های نمایندگی نامیده می‌شوند. در این میان افشا می‌تواند به عنوان علامتی از سوی مدیران مبنی بر حرکت آن ها در راستای منافع مالکان باشد. با توجه به اینکه سطح تضاد منافع میان مالکیت و مدیریت و همچنین رفتارهای فرصت طلبانه مدیریت در شرکت هایی که تعداد سهام‌داران آن ها زیاد است، بالا می‌باشد، از این رو انتظار می رود این شرکت ها نسبت به شرکت هایی که از مالکیت متمرکزتر برخوردار هستند افشای بیشتری داشته باشند. ‌بنابرین‏ ما انتظار داریم میزان پراکندگی مالکیت اثر قابل ملاحظه ای بر میزان محتوای اطلاعاتی افشای اختیاری شرکت‌ها داشته باشد.

 

۲-۱۰ سودآوری و نقش آن درافشای اختیاری

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:28:00 ب.ظ ]




 

۳-۱-۵-۲٫ تفاوت بین واگذاری کامل موارد اداره اموال مولی علیه به طور کامل به امین با موارد ضم امین در حقوق موضوعه

 

مورد اول: در فرضی که ولی قهری به دلیل حبس یا غیبت یا جنگ و مانند این ها نتواند به امور مولی علیه رسیدگی کند و ناتوانی او کامل باشد، ضم امین فایده‌ای ندارد و باید اداره دارایی مولی علیه را به امین سپرد (۱۱۸۷ق.م).

 

در این صورت، مانند موردی که ولی قهری وجود ندارد، انجام کارهای مربوط به کودک یا محجور در قلمرو و اختیار امین است و از این حیث با قیم شباهت کامل دارد، با این تفاوت که، هر گاه از ولی رفع محجور شود، او بدون هیچ مانعی حق دخالت در امور را دارد.

 

۲- در فرضی که ولی قهری در دسترس است و کم و بیش می‌تواند به سرپرستی کودک بپردازد، منتها این سرپرستی به دلیل عدم لیاقت یا پیری و درماندگی یا خروج از امانت ناقص است، دادگاه ضم امین می‌کند (ماده ۱۷۴ ق.م.) اختیار امین ضمیمه شده نیز در این فرض تفاوت می‌کند: الف : در جایی که دلیل ضم امین ناتوانی ولی قهری است، که امین نقش معاون و وکیل او را دارد. پس، ضم امین مانع از دخالت مستقل ولی قهری، تا جایی که توان آن را دارد ، نیست . ماده ۱۲۳ قانون امور حسبی امین عاجز را به منزله وکیل او می‌داند و ماده ۱۱۸ همان قانون، در بیان یکی از آثار مهم این رابطـه، اعـلام‌ می‌کند: « کسی که به ‌عنوان عجز از اداره اموال برای او امین معین شده است، اگر تصرفی در اموال خود بنماید؛ نافذ است و امین نمی تواند او را ممانعت نماید ». زیرا موکل خود می‌تواند مورد وکالت را بجای آورد، چون هر وکالت اعطای نیابت است نه تفویض حق. مضافاً اینکه، امین باید تعلیمات ولی قهری را در اداره امور مولی علیه بپذیرد (مگر اینکه ناتوانی ولی، روانی و فکری باشد).[۱۹۶]

 

ب: در فرضی که سبب ضم امین به ولی قهری خیانت است، با انتخاب امین اختیار ولی قهری محدود می شود و او نمی تواند بدون تصویب و مشارکت امین در کارها دخالت کند. در این فرض، رابطه امین و ولی قهری مانند رابطه دو وصی است که به اجتماع برای انجام امور وصایت برگزیده شده‌اند. در قانون مدنی و امور حسبی حکم خاصی برای این حالت وجود ندارد و ماده ۱۱۸۴ ق.م. امین عاجز و خائن را تابع یک حکم قرار داده است، لیکن از معنای ضمیمه کردن امین (جلوگیری از خیانت) به نحوی بر می‌آید که باید اختیار ولی قهری را محدود به اراده امین کرد.

 

ج: در موردی که موجب ضم امین بی لیاقتی ولی قهری است. در این فرض نیز، مانند بروز خیانت، اختیار ولی قهری محدود می‌شود و به تنهایی حق دخالت در امور مولی علیه را ندارد. امین در این حالت تنها وکیل قهری نیست؛ بلکه وسیله نظارت قوای عمومی برکار او و جلوگیری از تفریط اموال محجور است.[۱۹۷]

 

۳-۱-۶٫ موارد عزل قیم در فقه امامیه و قانون موضوعه

 

قیم نسبت به اموال محجور که در تحت تصرف اوست، امین است، قاعده کلی در باب امانت این است که اگر تعدی و تفریطی در کار نباشد، امین ضامن تلف یا نقص آن اموال برای صاحب مال نیست.اما اگر تعدی یا تفریط از ناحیه امین صورت گیرد، یعنی در انجام تکالیفی که به او محول شده است، کوتاه کرده باشد، ضامن نقص یا تلفی که از ناحیه این کوتاه پیدا شده است، خواهد بود. بدین ترتیب در بحث های زیر سعی بر تنویر بیشتر این موضوع شده است:

 

۳-۱-۶-۱٫ موارد عزل قیم در فقه امامیه

 

علامه حلی(ره) در تذکره الفقها فرموده است : اگر ولی یتیم قصد سفر کند و بترسد که مال محجور را با خود ببرد و یا در شهر باقی بگذارد، در این صورت آن را به شخص متمکن مورد اعتمادی قرض می‌دهد و در مقابل رهن می‌گیرد. و اگر رهن گرفتن در مقابلش ممکن نشد آن را به شخصی که امین و مورد اطمینان است قرض می‌دهد و اگر قرض ممکن نشد آن را نزد شخص امینی به ودیعه می‌گذارد. درصورتی که ولی یتیم بتواند امور یاد شده را رعایت کند ولیکن در انجام آن سهل انگاری نموده و اخلال نماید و اتفاقاً ضرری به مال محجور وارد شود وی ضامن آن می‌باشد. اگر در مسئله تعدی و تفریط و نحوه عملکرد قیم، بین قیم و محجور بعد از رفع حجر، اختلاف پیش آید، محجور می‌تواند به مقامات ذیصلاح شکایت کند، که در این صورت چون قیم امین است بدون اقامه بنیه کلام او پذیرفته می‌شود و کسی که تعدی و تفریط را به قیم نسبت می‌دهد باید برای اثبات ادعای خود بنیه بیاورد.[۱۹۸]درصورتیکه قیم، محجور شود و یا به علتی ممنوع از تصرف گردد حق ولایت او ساقط می‌شود و پس از آنکه ممنوعیت او رفع گردید سمت اولیه او برنمی‌گردد، بلکه نیاز به نصب جدید است.‌بنابرین‏ اگر قیم، مجنون یا فاقد رشد شود منعزل می‌شود. همچنین اگر قیم محجوری که مسلمان یا در حکم مسلمان است، مرتد شود، شرط اسلام را از دست می‌دهد و از این تاریخ منعزل می‌شود چه در حقوق اسلام، ولایت کافر بر مسلمانان پذیرفته نشده است[۱۹۹] (… لن یجعل الله للکافرین علی المؤمنین سبیلا)[۲۰۰]

 

۳-۱-۶-۲٫ موارد عزل قیم در حقوق موضوعه

 

موارد عزل قیم را به دو دسته می توان تقسیم کرد :

 

دسته اول:

 

مواردی که عزل قیم اجباری است و دادگاه نمی‌تواند از آن بگذرد یا راه حل دیگری را جایگزین آن کند.

 

دسته دوم:

 

مواردی که در صورت تحقق، دادستان اختیار درخواست عزل قیم را پیدا می‌کند، ولی اجباری در استفاده از این راه حل ندارد.

 

گروه نخست ناظر به مواردی است که قیم وصف امانت را از دست می‌دهد و یا مرتکب جرم یا عملی می‌شود که در نظر قانون‌گذار نشانه خیانت یا فقدان وصف امانت یا بی‌لیاقتی قیم است؛ اوصافی که در قیم استقرار یافته و صلاحیت او را در ولایت بر محجور از بین می‌برد. در این مورد به مصلحت محجور و جامعه نیست که چنین شخصی عهده دار قیمومت شود.

 

برعکس، گروه دوم در جایی اعمال می شود که قیم مرتکب خلافی می‌شود و قانون گذار حربه عزل را به مقام عمومی می‌سپارد تا ضمانت اجرای وظیفه‌های قیم باشد.[۲۰۱]

 

دسته اول– موارد اجباری عزل:

 

ماده ۱۲۴۸ ق.م. موارد اجباری عزل قیم را بدین شرح معین می‌کند:

 

۱- اگر معلوم شود که قیم فاقد صفت امانت بوده و یا این صفت از او سلب شود، امانت را باید به شخصی سپرد که صلاحیت این اعتماد عمومی را داشته باشد. پس، اگر معلوم شود که از آغاز نیز قیم چنین صلاحیتی را دارا نبوده است یا در جریان اداره امور محجور وسوسه شود و به خیانتی آلوده گردد که امین ازآن پرهیز می‌کند، دادگاه بایستی او را معزول کند. منتها باید توجه داشت که چگونگی و شماره کارهای خلاف قیم باید چنان باشد که نشانه زوال و صفت امانت باشد، به ‌عنوان ملکه نه عارضه. زیرا‌، هیچ انسانی مصون از خطا نیست و لغزش های موقت و استثنایی را نباید از موجبات عزل قیم شمرد.

 

۲- اگر قیم مرتکب جنایت یا مرتکب یکی از جنحه های ذیل شده باشد و به موجب حکم قطعی محکوم گردد: سرقت، خیانت در امانت، کلاهبرداری، اختلاس، هتک ناموس، منافیات عفت، جنحه نسبت به اطفال، ورشکستگی به تقصیر با تقلب.

 

پس از اصلاح قوانین کیفری، تقسیم مرسوم جرم به جنحه و جنایت و خلاف برهم خورده است (مواد ۱۸۱ تا ۱۸۴ قانون آئین دادرسی کیفری).[۲۰۲]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:00:00 ب.ظ ]




 

۲٫ اصول حاکم بر استرداد اموال فرهنگی غیرقانونی خارج شده:

 

در استرداد اموال فرهنگی که به طور غیرقانونی خارج شده‌اند، شرایط نقش اصلی را بازی می‌کند. نحوه حصول این شرایط در کنوانسیون ۱۹۹۵ یونیدرویت مورد بحث قرار گرفته است. این کنوانسیون به وظایف کشور متقاضی استرداد و کشور عودت‌دهنده اشاره می‌کند. این گفتار ضمن ارائه دیدگاه‌های کنوانسیون‌های یونسکو و یونیدرویت درباره نحوه استرداد و هزینه های مرتبط با ‌آن، به چگونگی ارائه دادخواست استرداد نیز می‌پردازد.

 

۱-۲- نحوه استرداد

 

ماده ۷ کنوانسیون یونسکو از کشورهای متعاهد می‌خواهد که همسو با قانون‌گذاری‌های ملی، برای جلوگیری از ورود اموال فرهنگی به کشورشان گام‌های استوارتری بردارند. همچنین این کشورها را به بازگرداندن اموالی تشویق می‌کند که به صورت غیرقانونی از کشور مبداء خارج گردیده است. در این ترتیب انواعی از استرداد مورد توجه است که اموال فرهنگی کشورهای دارای غنای هنری، نظیر: هند، مصر، مکزیک به کشورهای فقیر از لحاظ غنای هنری همچون: آمریکا به صورت غیرقانونی صادر شده‌اند.

 

اما در روند استرداد، دادگاه یا مراجع ذی‌صلاح کشور مخاطب، در صورتی قرار بازگشت یا استرداد مال فرهنگی غیرقانونی صادر شده را صادر می‌کند که کشور متقاضی، اثبات نماید که شیء مذبور از اعتبار و اهمیت فرهنگی برخوردار است، و یا انتقال آن، از قلمرو کشور، به شدت به برخی منافع و مصالح مندرج در پاراگراف ۳ ماده ۵ کنوانسیون ۱۹۹۵ صدمه می‌زند. ماده مذکور، خواهان استرداد اموال غیرقانونی خارج شده به کشور مبداء است. در بند ۳ این ماده برخی منافع ذکر شده، که شامل «حفاظت فیزیکی و طبیعی از شیء» می‌باشد و هدف آن، جلوگیری از واردآمدن لطمات فیزیکی به آثار و محوطه‌های باستانی (در اثر حفاری‌های غیرمجاز) و صدمات ناشی از جابه‌جایی بدون دقت اشیاء ظریف توسط قاچاقچیان، دلالان و متصرفان بوده است. دیگر منفعت مورد تأکید در این ماده، «درستی حفظ و تمامیت یک شیء مرکب» است که به نظر می‌رسد تجزیه و جزء به جزء کردن اشیاء را مورد توجه قرار داده است، و آن شامل: قطعه ‌قطعه کردن مجسمه‌ها، تجزیه نقاشی‌های آبرنگ روی گچ و جداکردن عکس‌ها و تصاویری است که پهلوی یکدیگر قرار گرفته‌اند. اشاره به موضوع «حفظ اطلاعات» در پاراگراف فرعی ماده ۳ نه تنها بازتاب نگرانی‌ها درباره فرهنگ کشور متقاضی است، بلکه انعکاس نگرانی‌های کل بشریت است. آنچه تهیه‌کنندگان کنوانسیون در نظر داشتند، عبارت بود از: جلوگیری از اتلاف اطلاعات در اثر نقل و انتقال اشیاء از محیط اصلی آن ها و واردآمدن خسارت‌های غیرقابل جبران که در اثر این جابه‌جایی‌ها ایجاد می‌شود.

 

به هر حال آنچه در کنوانسیون ۱۹۹۵ اصل قرار گرفت، این بود که: «اگر در قلمرو هر یک از کشورهای عضو،‌ شیء فرهنگی‌ای که به طور غیرقانونی صادر شده وجود دارد، باید به همان کشوری مسترد شود که از آنجا انتقال یافته است. در این اصل، باید به تکامل عام تفکر و اندیشه حقوقی که در آن وجود دارد، توجه شود. این مورد در مواردی همچون ماده ۷ کنوانسیون ۱۹۸۰جوامع اروپایی، پیرامون قوانین ناظر بر تعهدات قراردادی و ماده ۱۹ قوانین سوئیس پیرامون حقوق بین‌الملل خصوصی و همچنین رویه قضایی برخی کشورها که در شرایط خاص، نسبت به لحاظ قواعد آمرانه حقوق و قوانین کشور دیگر، با سعه صدر برخورد می‌کنند نیز تجلی یافته است».[۱۲۲]

 

۲-۲- پیش‌بینی قواعد حقوقی مساعدتر

 

ماده ۹ کنوانسیون ۱۹۹۵ جای تدوین قواعد مساعدتر را برای اعضای خود بازگذاشته است تا درخصوص اشیایی که به طور غیرقانونی خارج شده‌اند، تصمیم‌گیری شود. هر چند که این مسأله در راستای متحدالشکل شدن قوانین نمی‌باشد، لیکن به کشورها اجازه می‌دهد که فعال‌تر از حد ممکن در سطح بین‌المللی برای حفظ میراث فرهنگی خود دست به اقداماتی بزنند، به ویژه کشورهایی که پیش از این، قواعد آزادانه‌تری در این‌خصوص ‌داشته‌اند. «‌بنابرین‏ هیچ چیز در این کنوانسیون مانع از آن نخواهد شد که هر کشور عضو قواعد مطلوب‌تر و مناسب‌تری را ‌در مورد استرداد اموال فرهنگی مسروقه یا غیرقانونی صادر شده اعمال نماید، مثلاً: عدم وجود غرامت برای متصرف با حسن‌نیت».[۱۲۳]

 

۳-۲- دادخواست استرداد

 

دادخواست استرداد اموال فرهنگی که به صورت غیرقانونی صادر شده‌اند، متضمن بررسی قواعد حقوق عمومی است. طبق کنوانسیون یونیدرویت، عودت اموال فرهنگی غیرقانونی صادر شده، متضمن تشخیص و شناسایی قواعد صادراتی کشور مبداء است. این امر در تضاد و تناقض با حقوق بسیاری از کشورها از جمله آمریکا است، که دادگاه‌هایش از شناسایی حقوق و قواعد صادراتی خارجی به عنوان دلیل در دعاوی خودداری می‌کنند. علاوه بر این، فصل سوم کنوانسیون پا در حریم حقوق عمومی گذاشته است، ‌به این ترتیب که درخواست استرداد یک شیء را در سطح دولت‌ها مطرح می‌کنند. در این صورت، یک کشور،‌ دادخواست خود را به دادگاه کشور ذینفع یا یکی از کشورهای متعاهد تقدیم می‌کند. حوزه و شمول واژه «درخواست» در بند ۱ ماده ۵ کنوانسیون یونیدرویت، این تصور غلط را به وجود می‌آورد که یک کشور، در بازگرداندن اشیاء فرهنگی، دارای حق انتخاب است. به هر حال، استرداد یک شیء، فقط محدود به درخواست یک کشور نیست، بلکه ماده ۵ اعلام می‌دارد دادگاه کشور میزبان می‌بایست دستور استرداد اشیاء فرهنگی غیرقانونی خارج شده را صادر نماید، البته به شرطی که کشور ‌درخواست کننده ثابت کند که جابه‌جایی این شیء به منافعش لطمه وارد نموده است.[۱۲۴]

 

۴-۲- هزینه استرداد

 

به موجب مندرجات پاراگراف ۴ ماده ۶، هزینه استرداد شیء برعهده کشور متقاضی است. به موجب آن، مخارج و هزینه های اداری و مادی چنین استردادی همچون هزینه های نقل و انتقال و بیمه محاسبه می‌گردد. اختصاص تمام هزینه های مرتبط با دادرسی‌های حقوقی ناشی از دعاوی مربوط به استرداد شیء به موجب قوانین شکلی کشور مخاطب، بررسی و تعیین خواهد شد.

 

به همین ترتیب هزینه استرداد شیء باید از غرامت قابل پرداخت به متصرف با حسن‌نیت تفکیک شود، زیرا هدف از مورد اخیر تأمین خسارت‌هایی است که یک متصرف یا دارنده با حسن‌نیت، در قبال از دست‌دادن شیء متحمل شده است.[۱۲۵]

 

۵-۲- موارد خاص در امر استرداد

 

کنوانسیون یونیدرویت در تعدادی از مواد خود به بیان موارد خاصی از جمله استثناهای ناظر بر اصل استرداد پرداخته است. در این‌باره یک سؤال مطرح می‌شود: آیا کشوری می‌تواند در یک مورد خاص از استرداد شیء فرهنگی امتناع نماید؟ در این بند به چند مورد از این موضوع پرداخته می‌شود:

 

۱-۵-۲- استثناهای استرداد

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:31:00 ب.ظ ]




 

شکاف چهارم: تفاوت میان ارائه خدمات و اطلاعات ارائه شده به مشتری درباره خدمات.

 

شکاف پنجم: تفاوت میان انتظارات مشتری و ادراک مشتری از عملکرد خدمات. این شکاف به میزان و جهت ۴ شکاف دیگر وابسته است و مهم‌ترین شکاف در میان شکاف‌های ‌پنج‌گانه به شمار می‌آید(عطافر و شفیعی، ۱۳۸۵).

 

با توجه به اینکه ماهیت خدمت یک مقوله غیر ملموس است،‌ از روش‌های کنترل کیفیت پس از تولید برای خدمات نمی‌توان استفاده کرد، چون اساسا خدمت به محض تولید، مصرف می‌شود. برای سنجش کیفیت خدمات، روش‌های مختلف زیر پیشنهاد شده است :

 

-مدل سروکوئال[۱۶]:

 

این مدل یک مقیاس چند موردی[۱۷] است که به وسیله آن ابعاد کیفیت خدمات ارزیابی می‌گردد. این مدل از دو بخش تشکیل شده است. بخش اول آن برای استخراج انتظارات مشتری از یک نوع خدمت استفاده می‌شود و بخش دوم به ادراکات مشتری و نظر او درباره یک ارائه کننده خدمت می‌پردازد. امتیاز کیفیت خدمات از طریق محاسبه تفاوت‌های بین امتیازهایی که مشتریان به گزاره‌های بیان کننده انتظارات و ادراکات مشتری می‌دهند، محاسبه می‌شود. این روش مبتنی بر نظرسنجی از مشتریان در دوره های زمانی مشخص است.

 

-کنترل فرایند آماری:

 

توجه صرف به نظر مصرف کننده نهایی درباره کیفیت خدمات کافی نیست. در صورتی‌که فقط به نظر مصرف کننده نهایی اکتفا شود، سازمان نمی‌تواند عکس‌العمل مناسب را در زمان مقتضی از خود نشان داده و در نتیجه با کاهش میزان فروش خدمات مواجه می‌شود. این مشکل را می‌توان با تمرکز روی فرآیندهای ارائه خدمات و با بهره‌گیری از تکنیک‌های کنترل فرایند آماری، کاهش داد(ساعتچیان، ۱۳۹۲).

 

۲-۷-کیفیت خدمات فناوری اطلاعات

 

تعریف کیفیت خدمات برای شرکت ها بسیار حیاتی است(پاراسورمن و همکاران[۱۸]، ۱۹۸۵). اگر خدمات دارای کیفیت بالایی باشند مشتری جذب می‌کنند و باعث سودآوری، کاهش هزینه ها و اعتبار شرکت می شود (باتل[۱۹]، ۱۹۹۶ ، جیانگ و همکاران[۲۰]، ۲۰۰۳). بلوم و همکارانش(۲۰۰۲)کیفیت خدمات را شامل برآورده کردن انتظارات مشتری بیش از حد انتظار می دانند.

 

۲-۸- ویژگی خدمات فناوری اطلاعات

 

ساختار کیفیت خدمات شامل ۳ قسمت است (پاراسورمن و همکاران، ۱۹۹۲):

 

الف) کیفیت خدمات را مشکل تر از کیفیت تولیدات می توان بررسی کرد.

 

ب)ادراک مربوط به کیفیت خدمات ناشی از مقایس انتظارات مشتری و کارایی خدمات جاری است.

 

ج) ارزیابی کیفیت نه تنها ‌در مورد نتایج حاصل از خدمات ارائه شده است بلکه درمورد روند فراهم آوردن خدمات است.

 

گرونروس(۲۰۰۰) می‌گوید که کیفیت خدمات باید ابعاد تکنیکی مربوط به نتایج را بررسی کند و بعد عملکردی مربوط به نتایج را نیز بررسی کند تقاضا ابعاد تکنیکی مربوط به دریافت از معرف کننده است درحالی که بعد عملکردی مربوط به چشم انداز معقول سرویس دهی است. در متن فناوری اطلاعات، نتایج فرآورده های فناوری اطلاعات توسط عرضه کنندگان و بر طبق که مشتری می‌خواهد ارائه می شود. زمانی که عرضه کننده این ابعاد تکنیکی را برآورده نمی کند مشتری ‌بر اساس ویژگی های ملموس ادراک می‌کند. ابعاد عملکردی مربوط به روند رابط مشتری – عرضه کننده مربوط به کالا است و شامل متغیرهایی چون اطمینان- پیروی-همکاری- مسئولیت پذیری و همدلی با دیگران است. این ویژگی ها برای استفاده شدن در مدل ارزیابی کیفی برای خدمات فناوری اطلاعات بسیار وقت می خواهند و باعث کمک به فناوری اطلاعات هستند (پیت و همکاران، ۱۹۹۵).

 

۲-۹-رویکردهایی به مدیریت کیفیت خدمات

 

یک سازمان خدمات یکی از دو شیوه اصلی مدیریت کیفیت خدمات را می‌تواند اتخاذ نماید.

 

۱٫ واکنشی یا انفعالی: در حالت انفعالی به کیفیت به عنوان یک منبع عمده تمایز یا مزیت رقابتی نگریسته نمی شود. در کنترل و برنامه ریزی واکنشی کیفیت، تأکید اصلی بر حداقل سازی ناراحتی مشتریان است تا جلب رضایت مشتریان. در این رویکرد فعالیت های برنامه ریزی و کنترل کیفیت بر عوامل بهداشتی تأکید دارند. عوامل بهداشتی، عواملی هستند که توسط مشتریان بدیهی و مسلم فرض می‌شوند(برای مثال تمیزی میزها در رستوران، امنیت پروازهای هوایی). ‌بنابرین‏ برای جلب رضایت مشتریان این عوامل کافی نیستند، چرا که برآورده ساختن این نیازها، مشتریان را خشنود نخواهد ساخت، در حالی که فقدان آن ها به صورت طبیعی نارضایتی مشتریان را در پی خواهد داشت.

 

۲٫ استراتژیک یا فعالانه: در نگرش استراتژیک یا فعالانه، از کیفیت به ‌عنوان عامل تمایز استفاده می شود. کیفیت در قلب استراتژی سازمان جهت رسیدن به مزیت رقابتی جای دارد. در اینجا، معمولاً کیفیت یکی از محرک‌های جلو برنده اولیه کسب و کار به شمار می رود و تصویر ذهنی شرکت در حول و حوش کیفیت ایجاد می شود. در این نگرش تأکید بر رضایت مداوم مشتری است و به پدیده کیفیت به عنوان منبعی برای برتری و تمایز خدمات سازمان از خدمات رقبا نگریسته می شود(قبادیان و همکاران[۲۱]، ۱۹۹۴).

 

کاتلر (۲۰۰۶) بیان کرد که کیفیت شامل دو بعد است: بعد تکنیکی و بعد عملکردی. کیفیت تکنیکی که به ستاده واقعی از مواجهه خدمت اشاره دارد، بعد از اینکه خدمت ارائه شد، مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. ستاده آن چیزی است که مشتری از سازمان دریافت می‌کند. ستاده خدمت، اغلب توسط مصرف کننده به شیوه ای عینی ارزیابی می شود. کیفیت عملکردی، به کیفیت فرآیندها و رویه ها در تولید و ارائه خدمات به مشتریان اشاره دارد. با توجه به همزمانی تولید و مصرف خدمات، کیفیت فرایند معمولاً در هنگام انجام خدمت از سوی مشتری مورد ارزیابی قرار می‌گیرد. این عنصر از کیفیت، به تعامل بین ارائه کننده و دریافت کننده خدمت اشاره دارد و اغلب به شیوه ای ذهنی ادراک می شود. به طور کلی کیفیت عملکردی به چگونگی تعامل میان کارکنان و مشتریان در طول فرایند ارائه خدمات اشاره دارد. رفتار ها و عملکرد کارکنان در نحوه خدمات ارائه شده تاثیرگذار است. اگر کارکنان انگیزه لازم را داشته باشند، اگر به خواسته های آن ها توجه شود، اگر در فرایند تصمیم گیری مشارکت داشته باشند و اگر اختیار های لازم به آن ها تفویض شود، رفتارهای آن ها در جهت اهداف سازمان تنظیم خواهد شد. در نتیجه اگر رضایت کارکنان تامین شود ارائه خدمات به مشتری با کیفیت بهتری انجام می شود و در نتیجه موجب رضایت مشتریان را فراهم و سرانجام موجب ایجاد یک مزیت رقابتی پایدار در درون یک سازمان می شود (احمد رفیق[۲۲]، ۱۹۹۳). ‌بنابرین‏ سازمان‌ها می‌توانند از طریق جذب و حفظ کارکنانی که مشتری مدار و خدمت محور هستند خود را از رقبا متمایز سازند.

 

۲-۱۰- رضایت مشتری و کیفیت خدمات

 

رضایت مشتری درجه­ای است که یک مشتری عقیده دارد که شخص، سازمان یا شرکت، کالاها و خدماتی را تولید کرده که نیازهای او را برآورده نماید. رضایت به صورت ذاتی در اشخاص یا کالا وجود ندارد بلکه رضایت در پاسخ به ارتباط بین مشتری کالا و یا تولید کننده کالا و خدمت ایجاد می­ شود و نهایتاًً تولید کننده کالا و یا خدمت می ­تواند در ابعاد گوناگون این ارتباط و رضایت مشتری تأثیر گذارد(جوهان و همکاران[۲۳]، ۱۹۹۷).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:03:00 ب.ظ ]




 

۲-۲-۱-۱۰ آموزش ورزش ایروبیک

 

۲-۲-۱-۱۰-۱ اصطلاح ایروبیک

 

واژه ایروبیک به معنی هوازی است. ایروبیک تلفیقی از حرکات متنوع و موزون همراه با موزیک است (همان منبع).

 

از نظر علمی ایروبیک نوعی تمرین هوازی است و به فعالیت های بالای دو دقیقه با مدت زمان زیاد وشدت نسبتاً پایین اطلاق می شود مانند: راه رفتن، نرم دویدن، شناکردن، دوچرخه سواری، کوهنوردی و غیره (همان منبع).

 

ایروبیک یعنی فعالیتی که عضلات بزرگ را به کار می‌گیرد. حداقل دوازده دقیقه با حرکات ریتمیک و موزون، این فعالیت در شرایطی که سرعت و شدت تمرین قابل تحمل است و نیاز بدن به اکسیژن برای مدتی افزایش می‌یابد، انجام می‌گیرد. ایروبیک جزء فعالیت های هوازی با شدت پایین و مدت نسبتاً بالا است که با موسیقی همراه بوده و هدف آن افزایش هماهنگی عصبی- عضلانی، کاهش وزن و تناسب اندام و غیره؛ است. مدت زمان لازم برای ایروبیک ۳۰ تا ۴۵ دقیقه است (همان منبع).

 

در گذشته تصور می شد که سلامتی و تناسب اندام با انجام فعالیت های بالای حداکثر ظرفیت بدن و به طور مداوم کسب می شود. اما امروزه بر اساس نظریه ی دکتر کوپر، که به تأیید دانشگاه امریکایی طب ورزشی رسیده است، ضربان قلب به طور قابل توجهی با سی دقیقه تمرین ایروبیک در یک روز افزایش می‌یابد. البته باید گفت چنانچه مدت و شدت تمرین ایروبیک متناسب با سطح آمادگی شخص نباشد، تخریب و آسیب های جبران ناپذیری به بار می آورد. به همین منظور فیزیولوژیست های تربیت بدنی دستورالعمل مناسبی را برای شدت تمرین پیشنهاد کرده‌اند:

 

حداکثر ضربان قلب به نسبت سن = سن- ۲۲۰

 

به ورزشکاران مبتدی توصیه می شود، چنانچه تمرینات ایروبیکی را با فشار ۶۵ تا ۷۵ درصد حداکثر ضربان قلب به مدت بیست تا سی دقیقه و سه تا چهار جلسه در هفته انجام دهند، تأثیر بسزایی در توان قلبی و عروقی آن ها ایجاد می شود (همان منبع).

 

۲-۲-۱-۱۰-۲ اجزای تشکیل دهنده کلاس ایروبیک

 

هر جلسه ایروبیک شامل قسمت های زیر است:

 

الف) گرم کردن پویا[۶۹]

 

هدف از این قسمت افزایش دمای بدن و ضربان قلب و جریان خون به سمت عضلات است که به مدت پنج دقیقه اجرا می شود، که شامل جاگینگ[۷۰] یا نرم دویدن و گام در جا و غیره، است (کورش ویسی، همان، ص ۷۷).

 

ب) گرم کردن ایستا[۷۱]

 

هدف از این مرحله، کشش عضلات مخصوصاً گروه عضلات اصلی است که در طول تمرین در اجرای حرکات، درگیر می شود. قابلیت ارتجاعی عضلات، لیگامنت ها و تاندون ها توسعه می‌یابد و از به وجود آمدن صدمات جلوگیری می‌کند. مدت زمان این مرحله پنج دقیقه است و باید هر عضله ای که تحت کشش قرار می‌گیرد، بین شش تا ده ثانیه نگه داشته شود. این قسمت اهمیت زیادی دارد و باید دقت کرد که همه ی ‌گروه‌های عضلانی را برای تمرین آماده کنیم. عضلات پایین تنه یعنی چهار سر ران، همسترینگ، دو قلو، نعلی و کشاله ی ران باید به خوبی تحت کشش قرار بگیرند. مفاصل مچ پا و زانو نیز باید خوب گرم شوند. سعی شود که از حرکات کششی ویژه ایروبیک استفاده شود (همان منبع).

 

ج) بدنه اصلی تمرین

 

این مرحله شامل اجرای حرکات و برنامه های ایروبیک است. مدت این مرحله بیست تا سی دقیقه است. حرکات و برنامه ها باید به صورت پیوسته انجام بگیرند، تا بدن وارد سیستم هوازی شود. شدت اجرا با توجه به سن، جنسیت و سطح کلاس متفاوت خواهد بود. شدت تمرینات ایروبیک بین ۶۵ تا ۷۵ درصد حداکثر ضربان قلب است. باید توجه کنیم که اگر افراد بزرگسال و مسن هستند، شدت تمرین را کاهش دهیم و بر عکس اگر افراد همه ورزشکار و جوان بودند، شدت را می‌توانیم افزایش دهیم. این امر به دلیل جلوگیری از صدمات است، چراکه ما باید اول به سلامتی و ایمنی افراد توجه کنیم که هدف کلاس ایروبیک هم، همین است (همان منبع).

 

د) سرد کردن

 

این مرحله که آخرین مرحله ی تمرین است از اهمیت خاصی برخوردار است و هدف آن بازگشت به حالت اولیه بدن است. بخشی که همیشه در تمرینات مورد غفلت واقع شده است، اما فوق العاده مهم است. در این مرحله ما از طریق حرکات کششی کلی و ویژه ایروبیک، عضلات بدن را به حالت اولیه آن یعنی حالت استراحت برمی گردانیم. مزیت دیگر آن این است که خستگی را کاهش می‌دهد. مدت زمان این مرحله پنج دقیقه است (همان منبع).

 

۲-۲-۱-۱۰-۳ وسایل مورد نیاز

 

وسایل و لوازم مورد نیاز برای رشته ی ایروبیک شامل موارد زیر است:

 

مکان ورزشی مناسب

 

موسیقی

 

استپ

 

وزنه در صورت نیاز

 

لباس و کفش ایروبیک

 

از آنجایی که این موارد ابزار کاری ما هستند، از اهمیت بسزایی برخوردارند و باید اطلاعاتی ‌در مورد آن ها داشته باشیم.

 

مکان ورزشی

 

یک مکان ورزشی خوب باید ویژگی های زیر را داشته باشد:

 

الف) کف پوش نرم و مناسبی داشته باشد (کف پوش چوبی و انعطاف پذیر مناسب تر است).

 

ب) نور کافی و دستگاه تهویه مناسب داشته باشد.

 

ج) کلاس ها در زمان مناسب برگزار شود.

 

د) از نظر بهداشتی در سطح بالایی باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:34:00 ب.ظ ]




 

    1. مرحله شروع یا فاصله گرفتن نوجوان از وضعیت پیشین:این مرحله و فاصله گرفتن بیشتر جنبه روانی دارد،کودکان محروم از عواطف گرم و دوستانه خانوادگی ، کودکان خانواده های آشفته ، کودکان خانواده های مستبد و کودکان مبتلا به محرومیت های فرهنگی و اجتماعی ممکن است این فاصله گیری طبیعی را تا اندازه ای گسترش دهند که مقدمه ناسازگاریها و دشواریهای شدید بعدی آنان بشود، اما کودکان عادی ، این فاصله تا آنجا گسترش می‌یابد که به کشف هویت و جنسیت و سایر جوانب رشد«خود» در آنانمنتهی شود.

-۲مرحله میانی یا مرحله جدایی تدارکاتی:این مرحله هسته اصلی نوجوانی و مشکلات آن است، در این مرحله سطح عالیتری از ادراک «خود» را تجلی می‌دهد.این مرحله جدایی روحی ، فکری ، ارزشی و رفتاری است و زمینه‌های ذهنی استقلال را برای نوجوان فراهم می‌کند.در این مرحله انسجام جنبه‌های مختلف بدنی و جنسی و تصور از خویش به صورت هویت واحد شکل می گیردو ‌پاسخ‌گویی‌ به سوال اساسی «من کیستم؟» به تدریج در ذهن نوجوان تحقق می‌یابد.نوجوانان متعلق به خانواده های از هم پاشیده و محیط های اجتماعی – فرهنگی ناسالم به دلیل فقدان شرایط مناسب برای شکل گیری هویت و شخصیت مطلوب دچار ‌نابهنجاری‌ها و ‌انحراف‌ها می‌شوند و در خطر ورورد به ‌بزهکاری‌های نوجوانی و یا سایر اختلال‌های گوناگون شخصیتی قرار می گیرند.رشد هماهنگ نوجوان در تمام زمینه ها و شکل گیری هویت منسجم و مستقل ، ضرورتی انکار ناپذیر در تعلیم و تربیت این مرحله است.

 

۳- ورود به مناسبات اجتماعی به صورت بزرگسال: نوجوانانی که ورود مجدد آنان به مناسبات اجتماعی به دلیل عدم انسجام هویت و کم توانایی‌های خود آنان یا به سبب محدودیت ها و نارسائیهای بخش های مختلف زندگی اجتماعی و اقتصادی و فرهنگی با شکست مواجه می شود ، گرفتار ابهام و اغتشاش روحی و سرگردانی دوره جوانی خواهند شد(لطف آبادی،۱۳۸۰).

۲-۳٫تاملی در معنا و مفهوم خود

 

رایس (۲۰۰۱،ترجمه فرغان، ۱۳۸۷) خود را درک فرد از ماهیت ، منش و فردیتش تعریف می‌کند.و خودپنداره ، دیدگاه فرد یا برداشت او از خودش است؛ یا به عبارت دیگر ، « هویت خود فرض کرده » ای است که در طول سال های بسیار شکل می‌گیرد.خودپنداره ، ادراک شناختی و نگرش افراد به خودشان و توصیف یا برآوردی است که از خود به عمل می آورند.یافته های پژوهشی نشان می‌دهد که خود با افزایش سن ، روز به روز ، متمایز تر می شود.وی می نویسد روث سترنگ۱ (۱۹۵۷) نیز عقیده داشت که خود دارای چهار بعد اصلی است.نخست، خودپنداره کلی که شامل کل« ادراکات نوجوان از توانش ها ، موقعیت و نقش هایش در جهان خارج است.دوم خودپنداره های موقت ، که تحت تاثیر تجارب کنونی فرد هستند.وی همچنین خاطر نشان می‌کند لک ویک – گرجین۲ و دکویک۳ (۱۹۹۰) عقیده دارند.

 

۱.Ruth strang

 

۲٫Lackovic_ Grgin

 

۳٫Dekovic

 

سومین خود، خود اجتماعی نوجوان ، به عبارت دیگر خود او در روابط با دیگران ، خودی که دیگران به آن واکنش نشان می‌دهند.و چهارم ، نوجوان دوست دارد خود آرمانی تصوری اش باشد.افرادی که خودواقعی آن ها به خود آرمانی مورد نظرشان نزدیک باشد، وضعیت هیجانی ‌سالم‌تری دارند.

 

مورفی در تعریف مفهوم خود می‌گوید:خود عبارت است از احساسات و ادراکاتی که هر کسی از کل وجود خویشتن دارد.این مفهوم سبب می شود که آدمی با وجود تغییرات و تحولاتی که در طول زمان روی می‌دهد، پیوسته احساس دوام و استمرار نماید.آلفرد آدلر ، معتقد است که خود چیزی جز سبک مخصوص زندگی هر فرد نیست.یونگ نیز در نوشته های اولیه خود ، «خویشتن»را برابر با تمام شخصیت یا روان در نظر گرفته ، لیکن پس از ارائه مفهوم قومی و نژادی شخصیت ، «خویشتن» را گرایش به «وحدت صفات شخصیت»تعریف نموده است(شرفی،۱۳۸۰).

 

کارل راجرز (۱۹۸۲) به نقل از بیابانگرد(۱۳۸۴) پدیده «خود» را چنین تعریف می‌کند : « طرز پندار یا تصور نسبتا دائمی هر فرد راجع به ارزشی که او برای خود قائل می شود و رابطه این ارزش با خود واقعی او».جرسیلد۱[۵]می‌گوید:« خود مجموعه ای از افکار و عواطف است که سبب آگاهی فرد از موجودیت خود می شود.«خود» دنیای درونی شخص است و شامل تمام ادراکات ، عواطف ، ارزش‌ها و طرز تفکر او می‌باشد».در خانواده هایی که صمیمیت ، محبت و مهربانی وجود دارد ، کودک می‌تواند هم ثبات خودپنداری را حفظ کند و هم باعث تغییرات مطلوب در شخصیت خود شود

 

۲-۴٫نظریه های مربوط به چگونگی تشکیل خود(با تأکید بر دیدگاه کنش متقابل نمادی)

 

تمرکز اصلی دیدگاه کنش متقابل نمادی ، متوجه نظریه های مربوط به اجتماعی شدن فرد یعنی چگونگی تشکیل خود اجتماعی می‌باشد؛اولا زندگی اجتماعی مستلزم نوعی ارتباط است و ارتباطات انسانی به میزان زیادی نمادی می‌باشد. ثانیاً زندگی اجتماعی به کنش متقابل وابسته است بدین ترتیب که رفتار افراد طی کنش متقابل تحت تاثیر هم قرار گرفته و شکل می‌گیرد(عبدالله زاده،دیانتی نیت،۱۳۸۲).

 

حال به بیان نظریات کولی و مید ‌در مورد چگونگی خود پرداخته می شود:

 

۲-۴-۱٫ چارلز هورتن کولی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:46:00 ب.ظ ]




۲-۸-­ معرفی منطقه ایلام و جاذبه­های طبیعی آن

 

استان ایلام درعرض ۳۱ درجه و ۵۸ دقیقه تا ۳۴ و ۱۵ درجه شمالی از خط استوا و طول شرقی ۴۵ درجه ۲۴دقیقه تا ۴۸ درجه و۱۰ دقیقه از نصف النهار گرینویچ به شکل یک متوازی الضلاع در جنوب غربی کشورمان ایران جای دارد.

 

این استان از شمال با استان کرمانشاه از جنوب با استان خوزستان از شرق با استان لرستان و از غرب با کشور عراق (با طول مرز مشترکی در حدود ۴۰۰ کیلومتر ) همسایه ‌می‌باشد. مساحت استان ایلام در حدود ۱۹۰۸۶ کیلومترمربع (زنده دل و همکاران) ‌می‌باشد استان ایلام دارای ۹ شهرستان ایلام، مهران،آبدانان، دره شهر، دهلران، سیروان، چرداول، ملکشاهی و بدره ‌می‌باشد.

 

“ایلام”خاستگاه مردمانی است کــــه ورق ورق تــاریخ دیرپای ایران را تجربه کرده ­اند. اعتبار دیرینه این خاک و بوم در کنار جنگل­های انبوه “بلوط و بنه” و از حرکت و خروش رودهای سیمره و کنجانچم به آن زیبایی محصور کننده ­ای بخشیده و پرتوهای روح افزای آفتاب از فراز کوه­های قد کشیده کبیرکوه، مانشت و دینارکوه سرزمین طلوع خورشید را به زیباترین عروس در دامنه زاگرس بزرگ تبدیل ‌کرده‌است. دره­های شگفت، رودها و آبشارهای طرب انگیز، غــــارهای بی­نظیر، کوه­های سر به فلک کشیده، اقلیم­های متنوع آب و هوایی، هم جواری دیدنی کوه و دشت، سادگی هزار رنگ طبیعت وحشی، صداقت فرهنگ و هنر و چشم اندازهای بدیع، ایلام، سرزمین رنگ­ها را به شاهکار خلقت ایران تبدیل ‌کرده‌است. استان ایلام همچون ستاره­ای تابناک بر آسمان تاریخ و فرهنگ ایران زمین می­درخشد و آثار تاریخی بسیار فراوان به جای مانده از تمدن­های گذشته حکایت از ریشه­دار بودن تاریخ و فرهنگ این دیار در قرن­های گذشته دارد براستی دیار ایلامیان که از هزاره­های قبل از میلاد تاکنون به صلابت قلاقیران بوده است و آوازه مـــــردان و زنان سخت کوش و حماسه ساز آن در بزم و رزم دهل و سرنا شنیده می­ شود به عنوان استانی میهمان­نواز پذیرایی گردشگران و دوستداران خویش است. آری ایلام قــــاب دیدگان هــــر بیننده­ای را می­نوازد و دهان هر گردشگری را به شگفتی و حیرت وا می­دارد. اینک ای دوستدار زیبایی­ها، ایلامیان خون­گرم، با سفره ­های گشوده صفا و صمیمیت و یک رنگی میزبان حضور سبز گردشگران عزیز هستند تـــا با دیدن شگفتی­های سرزمین رنگ­ها و ناشناخته­های گردشگری لحظاتی را در این استان میهمان دیدگانشان باشید. فرقی نمی­کند چه فصلی باشد …آغوش ایلام برای وصل گشوده است، چه در بهار زیبا و فرح بخش، تابستان خنک و دلچسب، پاییز هزار رنگ و چه زمستان سپید و پر برف… (پورتال سازمانی و اطلاع رسانی استانداری ایلام).

 

برخی از جاذبه­های طبیعی استان ایلام عبارت اند از:

 

۲-۸-۱-­ آبشارها

 

در استان ایلام تعداد معدودی آبشار وجود دارد که هر کدام فضای طبیعی دلنشینی را ایجاد کرده ­اند و با وجود محدودیت و سختی دسترسی به آن­ها جاذب جمعیت بازدید کننده هستند که برخی از آن­ها عبارتند از:

 

۲-۸-۱-۱-­ آبشار چم آو

 

این آبشار در فاصله ۱۸ کیلومتری مسیر ایلام به صالح و درحد فاصل روستای چم آو و منطقه عمومی ماربره در میان تخته سنگ­ها جریان دارد آب این آبشار که از کوه­های ایلام سرچشمه ‌می‌گیرد، پس از طی مسافتی کوتاه به رودخانه گدارخوش می­ریزد.

 

۲-۸-۱-۲-­ آبشار آبتاف

 

آبشار آبتاف در مسیر میمه به پهله زرین آباد شهرستان دهلران واقع شده است. آبشار آبتاف در زمره آبشارهای زیبای استان ایلام است که از پیرامون آن به عنوان تفرجگاه استفاده می­ شود.

 

۲-۸-۱-۳-­ آبشار سرطاف

 

آبشار سرطاف در شهرستان ایلام واقع شده است و یکی از تفرجگاه­های عمومی مردم ایلام ‌می‌باشد.

 

۲-۸-۱-۴-­ آبشار گچان

 

آبشار گچان در ۱۵ کیلومتری شمال شهر ایلام و در میان تنگ که خود یکی از تفرجگاه­های ایلام است قرار دارد. در این منطقه که کوه­های زیبا و معظم مانشت و قلارنگ به همراه گچان گویی به هم رسیده ­اند منظره بسیار زیبایی را ایجاد ‌کرده‌است. به گونه ­ای که در فصول بهار، تابستان و پاییز و حتی زمستان به علت دسترسی تقریبا راحت آن پذیرای خیل عظیم دوست­داران طبیعت است.

 

۲-۸-۲-­ پارک­های طبیعی

 

موقعیت کوهستانی، تنوع آب و هوا، بالا بودن مقدار نزولات جوی و دیگر خصوصیات طبیعی باعث شده که استان ایلام از جنگل طبیعی پوشیده شده باشد هر چند به مرور زمان از تراکم و وسعت اراضی جنگلی استان کاسته شده، لکن در حال حاضر نیز باقی مانده جنگل­های استان نسبت به برخی از استان­های کشور قابل توجه است و چشم اندازهای زیبایی از طبیعت استان را به نمایش می­ گذارد. این استان دارای جنگل های وسیع و متراکم با درختان تنومند در مناطق کوهستانی و بیشه شمالی استان ‌می‌توان مشاهده کرد که عمدتاًً از گونه بلوط هستند. نواحی جنگلی استان علاوه بر زیبائی­های طبیعی، دو نوع محصول سقز و کتیرا نیز دارد که به ویژه در گذشته درآمد قابل توجهی برای مردم بومی به بار آورده است. بر اساس گزارش اداره کل منابع طبیعی، مساحت جنگل­های استان حدود ۶۰۰ هزار هکتار برآورد شده است. انواع گونه­ های درختی آن عبارتند از: پسته کوهی، کیکم، زالزالک، بادام کوهی، زبان گنجشک، شِن، انجیرکوهی، ارغوان، گیلاس وحشی، مورد، کُنار و ارژن (ارجن).

 

مهم­ترین مکان­های تفریحی جنگلی موجود در استان عبارتند از:

 

۲-۸-۲-۱-­ پارک جنگلی چقاسبز «چقا جنگیه»

 

پارک جنگلی چقا سبز یکی از فضاهای زیبا و دلنشین ایلام است که شرایط طبیعی مناسبی را جهت گذران اوقات فراغت مردم فراهم آورده است. در مجاورت این پارک جنگلی که حدود ۴۰۰۰ هکتار وسعت دارد، محل دائمی نمایشگاه­ها و یک شهر بازی با تأسیسات مربوطه احداث شده است. در میان این جنگل انبوه که از درختان بلوط، پسته، زالزالک و انواع گونه­ های گیاه پوشیده شده است، درختانی همچون کاج و سرو، اقاقیا، ارجن، بادام کوهی و گردو کاشته شده است. این پارک جنگلی پرندگان کمیاب و زیبایی مانند بوتیمار نیز دارد. فضای این پارک از شرق به غرب به بزرگراه امام حسین (ع) و فرودگاه و از جنوب به دره دَزوَن کوه چاله سیه و هر قوتگه منتهی می­ شود.

 

۲-۸-۲-۲-­ دره ییلاقی هفتاو میشخاص «هفت آب»

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:18:00 ب.ظ ]




نتایج آماری تغییردوربین-واتسون

مجذور ضریب همبستگی تنظیم شدهتغییر مجذور ضریب همبستگیF تغییردرجه آزادی۱درجه آزادی۲معناداری تغییر F۸۱۳/۰۶۶۱/۰۶۴۷/۰۶۶۱/۰۴۲۹/۴۵۴۹۳۰۰۰۱/۰۹۴۷/۱

ضریب تعیین:

 

مطابق اطلاعات جدول شماره ۷-۴، مجذور ضریب همبستگی (۶۶۱/۰) که ضریب تعیین ۱/۶۶% را به دست می‌دهد نشان می‌دهد که۱/۶۶% پراکندگی متغیر ملاک سازگاری اجتماعی کودکان ناشی از متغیر های پیش بین الگوهای ارتباطی والدین می‌باشد.

 

پیش فرض عدم وجود خود-همبستگی (استقلال خطاها):

 

مطابق اطلاعات جدول شماره ۷-۴، نتیجه آزمون دوربین-واتسون (۹۴۷/۱) که نزدیک به آماره معیار ۲ است، پیش فرض عدم وجود خود-همبستگی (استقلال خطاها) برای انجام تحلیل رگرسیون را تأیید می‌کند.

 

اعتبارسنجی متقابل:

 

مطابق اطلاعات جدول شماره ۴-۷، اختلاف مجذور ضریب همبستگی تنظیم شده با مجذور ضریب همبستگی

 

(۰۱۴/۰ = ۶۴۷/۰ – ۶۶۱/۰) که معادل ۴/۱% می‌باشد اعتبار بسیار خوب مدل رگرسیون و قابلیت تعمیم آن به جامعه را نشان می‌دهد، بدین معنی که اگر به جای نمونه ۹۹ نفری از کل جامعه آزمون به عمل آید، حداکثر تقلیل ضریب تعیین ۴/۱% خواهد بود.

 

معناداری مجذور ضریب همبستگی در صورت افزوده شدن سایر متغیرهای پیش بین به معادله رگرسیون:

 

مطابق اطلاعات جدول شماره۷-۴، نسبت F تغییر محاسبه شده که با سطح اطمینان ۹۹% معنادار است، معناداری تغییرات مجذور ضریب همبستگی با اضافه شدن سایر متغیرهای پیش بین به معادله را نشان می‌دهد.

 

جدول شماره ۸-۴ نتیجه آزمون تحلیل واریانس برای تعیین معناداری مدل رگرسیون را نشان می‌دهد.

 

جدول شماره ۸-۴ آزمون تحلیل واریانس

 

    1. . Durbin ↑

 

    1. . Wood ↑

 

    1. . Forgas ↑

 

    1. . Ivanoya ↑

 

    1. . Heavey , Larson & Christensen ↑

 

    1. . Billings ↑

 

    1. . Brichler ↑

 

    1. . Webb ↑

 

    1. . Wilson ↑

 

    1. . Richard ↑

 

    1. . Bolton ↑

 

    1. . Satir ↑

 

    1. . Olson ↑

 

    1. . Lorentz ↑

 

    1. . Jacobson ↑

 

    1. . Bernstein & Bernstein ↑

 

    1. . Gottman ↑

 

    1. . Markman& Hallwey ↑

 

    1. . Fitzpatrick & Badzenisky ↑

 

    1. . Rosh ↑

 

    1. . Eapstean & Jackson ↑

 

    1. . Sagrestano ↑

 

    1. . Kurdek ↑

 

    1. . Caughlin ↑

 

    1. . Vanjelisti ↑

 

    1. . Malauth ↑

 

    1. . Gottman & Levenson ↑

 

    1. . Forgaty ↑

 

    1. . Peterson ↑

 

    1. . Neller & Feeney , Bonnel & Callan ↑

 

    1. . Gordon ↑

 

    1. . Babcock ↑

 

    1. . Colleagues ↑

 

    1. . Roberts ↑

 

    1. . Watzlawick ↑

 

    1. . Goldenberg ↑

 

    1. . Sulivan ↑

 

    1. . Slowson ↑

 

    1. . Moreno ↑

 

    1. . Frankel ↑

 

    1. . Sheflen ↑

 

    1. . Birdwistell ↑

 

    1. . Bern ↑

 

    1. . Bandura ↑

 

    1. ۱٫ Clear & Canise ↑

 

    1. . Weissman ↑

 

    1. . Francis & Brawan ↑

 

    1. ۴٫ Slomowski & Dunn ↑

 

    1. . Shufer & Shooben ↑

 

    1. . Brown ↑

 

    1. . Deborah, Turner & Romano ↑

 

    1. . Sulivan ↑

 

    1. . Steinberg ↑

 

    1. . Kumbo ↑

 

    1. . Taylor, Lettia & Shelley ↑

 

    1. . Temperament ↑

 

    1. . Rotbart & Yets ↑

 

    1. . Berk ↑

 

    1. . Buss,A. ↑

 

    1. . Flomin,R. ↑

 

    1. . Hauser,S.T. ↑

 

    1. . Bowlds,M.K. ↑

 

    1. . Terman ↑

 

    1. . Lopsley,et.al. ↑

 

    1. . Reis,SH.K ↑

 

    1. . Hartup ↑

 

    1. . Ziv ↑

 

    1. . Hops ↑

 

    1. . Field ↑

 

    1. . Carver& Scheier ↑

 

    1. . Forum ↑

 

    1. . Ansbacher & Ansbacher ↑

 

    1. . Meyer ↑

 

    1. . Adler ↑

 

    1. . Ericson ↑

 

    1. . Asmen & Quarts ↑

 

    1. . Hall, Dullard & Miller ↑

 

    1. . Atkinson ↑

 

    1. . Shultz ↑

 

    1. . Piaget ↑

 

    1. . Bullby ↑

 

    1. . Kerns & Stevens ↑

 

    1. . Turner, Weaton & Lioyd ↑

 

    1. . Ratter ↑

 

    1. . Taylor ↑

 

    1. . Moos ↑

 

    1. . Engfer ↑

 

    1. . Ou ↑

 

    1. . Bronstein ↑

 

    1. . Hollin ↑

 

    1. . Hofman ↑

 

    1. . Cristensen ↑

 

    1. . AAMD Adaptive behavior scale (public school version) ↑

 

    1. . Lambert ↑

 

    1. . Wind miller ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:49:00 ب.ظ ]




 

دانش آموزان ، معلمان ،‌هدف‌های‌ آموزش و پرورش ، برنامه درسی ،تجهیزات آموزشی و منابع مالی عناصر درون داد به شمار می اورند.فعالیت‌های آموزش و پرورشی و تاثیر متقابلی که عناصر درون داد در یکدیگر دارند و تغییراتی که درون نظام آموزش و پرورشی صورت می‌گیرد پردازش نامیده می شود.تغییرات مطلوب و معطوف به ‌هدف‌های‌ آموزش و پرورش در رفتار دانش آموزان افزایش دانش و مهارت حرفه ای معلمان ،اصلاح و بهبود مواد و روش های آموزشی از جمله عناصر برون داد نظام آموزش و پرورش به شمار می رود.

 

دکتر علیرضا شریعتی ضمن بیان موارد فوق اذعان می دارند که افت تحصیلی تنها به دانش آموزان مربوط نمی شود بلکه تمامی عناصر درون داد نظام آموزشی را نیز در بر می‌گیرد. اگر در طول یک دوره آموزشی چند ساله ، در روش های آموزشی کارایی کارمندان ،کیفیت و مواد و برنامه آموزشی ، پیشرفتی متناسب با نیازهای جامعه و دانش آموزان ایجاد نشود به حق می توان گفت که نظام آموزش و پرورش با افتی در خور توجه به همراه بوده است ‌بنابرین‏ به جای افت تحصیلی که تنها یکی از عناصر درون داد نظام اموزشی ،دانش آموز را در بر می‌گیرد بهتر است افت نظام آموزش و پرورش مورد توجه قرار گیرد و در آخر نیز افت نظام آموزش و پرورشی را چنین تعریف می‌کند « افت نظام آموزش و پرورش عبارت است از تفاوت بین عناصر برون داد موجود با عناصر برون داد مطلوب در نظام آموزشی»

 

مرتضی امین فر از بعدی دیگر به نظام آموزش و پرورش نگاه کرده و صور گوناگون بروز افت تحصیلی در آموزش و پرورش را در پنج دسته تقسیم بندی می‌کند.

 

    1. افت بر اثر قصور نظام اجتماعی در فراهم آوردن آموزش و پرورش همگانی:وی ناتوانی دولت در فراهم آوردن امکانات لازم برای تحصیل تمامی افراد و در نتیجه عدم کارایی عده ای از شهروندان در کارهای کلیدی کشوری را نوعی افت تحصیلی به حساب آورده است.

 

    1. افت بر اثر قصور نظام آموزشی در آوردن کودکان و نوجوانان و جوانان به داخل نظام آموزش و پرورش:این نوع افت نیز بر اثر عدم هماهنگی اهداف آموزش و پرورش با نیازهای خانوده ها، نیاز خانواده ها به کار فرزندان،نحوه نگرش خانواده ها به تحصیل کودکان و نوجوانان از نظر جنسیت و عوامل دیگری یکه باعث عدم حضور کودکان در مراکز آموزشی می شود روی می‌دهد.

 

    1. افت بر اثر قصور نظام آموزشی و نگهداری افراد در داخل نظام آموزشی : توانایی نگهداری افراد در داخل نظام های آموزشی به عوامل خارجی و داخل نظام بستگی دارد تا از ترک تحصیل زودرس دانش آموزان جلوگیری به عمل آید و آن ها را تا پایان دوره در داخل نظام آموزشی نگاه دارد.

 

    1. افت بر اثر نظام آموزشی در برقراری هدفها و برنامه های متناسب آموزش و پرورش: در این نوع افت افراد ادامه تحصیل داده و دوره مورد نظر را نیز به اتمام رسانده اند ولی بعلت نامناسب بودن هدفها و برنامه های این مؤسسات آموزشی شایستگی ها و مهارت های لازم را کسب نکرده اند لذا آموزش و پرورش آن ها نوعی افت محسوب می شود.

 

  1. افت بر اثر قصور در نظام آموزشی در دستیابی کارآمد نسبت به هدفها و برنامه های نظام آموزشی :این نوع افت در عدم دستیابی نظام به اهداف از پیش تعیین شده مربوط می شود.

دکتر منوچهر فضلی خانی پژوهشگر حوزه تعلیم و تربیت معتقد است که اگر با مقیاس‌ها و ابزارها درست سواد و عملکرد دانش آموزان را بررسی کنیم شاهد رشد کیفی تعلیم و تربیت و آموزش و یادگیری هستیم اما برای رسیدن به وضع مطلوب راه زیادی در پیش داریم همه عوامل درون و برون سیستم آموزشی باید کمک کنند تا این محقق جامعه باید بسته های مناسب و همسو با آن چه را دانش آموز در مدرسه فرا می‌گیرد فراهم کند به طور مثال اگر او در مدرسه مسائل بهداشتی ،اخلاقی و اجتماعی را می آموزد در جامعه باید آن را تمرین کند اگر فضای آموزشی و فضای جامعه و زندگی دانش آموز مکمل هم نباشند و مغایرت داشته باشند شکافی به وجود می اید که افت تحصیلی را از نظر کیفی باعث می شود در حالی که باید جامعه تجلی گاه یادگیری و آموخته های فرد باشد .ارتباط دانش آموز و علم نیز بسیار مورد تأکید قرار گیرد به نحوی که شیوه تعامل آن ها با یکدیگر مهمترین عنصر در یاددهی و شخصیت بخشی به دانش آموز محسوب می شود اگر این تعامل عاطفی علمی صمیمی و محکم باشد اعتماد دانش آموز جلب می شود و به تبع آن کیفیت تحصیلی ارتقا می‌یابد ‌بنابرین‏ نیروی انسانی در کیفیت بخشی به آموزش حرف اول را می زند .باید به سختی حرکت کنیم که معلمان صلاحیت ها و مهارت‌های حرفه ای را به دست آورند .و در کنار تخصص با انگیزه و علاقه کار کنند ضمن آنکه آموزش‌های نیروی انسانی هم به سمت فن معلمی گام بر دارند در همین باره و به منظور ارتقای کیفیت تدریس جشنواره الگوهای برتر تدریس مورد توجه و تأکید قرار گرفته است.

 

علل افت تحصیلی :

 

‌در مورد علل افت تحصیلی اغلب محققان و صاحب نظران از دو طبقه علتها یعنی داخلی و خارجی سخن گفته اند البته باید این نکته را در نظر داشت که این عوامل از هم جدا نبوده و بر هم تاثیر داشته و نمی تواند آن ها را به طور مجزا مورد بررسی قرار داد ولی برای بهتر شناخته شدن این عوامل و جستجوی راه حل مناسب برای هر یک از آن ها به بررسی این عوامل به طور مجزا می پردازیم.

 

الف) عوامل داخلی :

 

‌در مورد عوامل داخلی که عمدتاً مربوط به خود نظام آموزش و پرورش می‌باشد می توان به موارد زیر اشاره کرد.

 

نامتناسب بودن روش‌ها و امکانات آموزشی با محتوای کتب درسی :

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:21:00 ب.ظ ]




 

مقصود از بی‌واسطه بودن ضرر این است که بین فعل زیانبار و ضرر، حادثۀ دیگری وجود نداشته باشد، تا جایی که بتوان گفت ضرر در نظر عرف از همان فعل ناشی شده است. برای نشان دادن ضرر غیر مستقیم و با واسطه، به طور معمول از مثال پوتیه[۸]حقوقدان فرانسوی استفاده می شود. در این مثال، گفته شده است که، اگر کسی گاو بیماری را به دامدارن بفروشد و در اثر سرایت بیماری سایر گاوهای خریدار نیز تلف شود را شخم زند و از این راه خسارتی متحمّل شود، همۀ این ضررها را نمی توان از فروشندۀ گاو مریض خواست. علّت منحصر از بین رفتن گاو مریض خطای فروشنده بوده است و نیز می توان رابطۀ علّیت بین مریض شدن سایر گاوها را نیز پنهان کردن این بیماری شمرد. ولی نسبت به شخم نزدن زمین و انجام نشدن تعهّد دامدار در برابر دیگری ( وگاه سرایت بیماری) بی مبالاتی خریدار و چگونگی قرار دادها نیز مؤثّر بوده است. همچنین، گفته شده است که طلبکار متوفی نمی تواند، ‌به این عنوان که اگر زنده می‌ماند طلب او را می پرداخت، از مقصر خسارت بخواهد، زیرا ضرر مستقیم نیست (کاتوزیان، ۱۳۸۶).

 

مثال دیگری: شخص در حادثۀ رانندگی آسیب می بیند و دادگاه به خسارت شکستن استخوان و بیکاری موقت او حکم می‌دهد. پس از چندی، عوارض روانی و جسمی ناشی از آن صدمه بروز می‌کند و باعث از کار افتادگی همیشگی مجروح می شود؛ همسرش طلاق می‌گیرد، خانواده و داراییش بر باد می رود و به بدبختی می افتد. ولی، آیا تمام این تیره بختیها را می توان از آثار تصادم رانندگی و نتیجۀ مستقیم تقصیر خواندۀ دعوی شمرد؟ بیگمان، پاسخ منفی است و عرف ضررهای باواسطه را که علّتی ویژۀ خود دارد ناشی از سرعت غیرمجاز یا انحراف رانندۀ خطاکار نمی بیند (کاتوزیان، ۱۳۸۶، ص۱۲۷۹).

 

به هر حال، این شرط بیشتر مربوط به احراز رابطۀ علّیت بین فعل شخص و ضرر است تا به شرایط زیان قابل مطالبه. در این جا کافی است در توضیح مطلب یاد آور شویم که، منظور از ضرر مستقیم این نیست که هیچ علّت دیگری در و رود ضرر دخالت نداشته باشد. امور اجتماعی چنان به هم ارتباط دارد که به دشواری می توان زیانی را که به بار آمده است تنها به یک علّت منسوب کرد. برای مثال، در موردی که رهگذری در روز بارانی با اتومبیلی که سرعت زیاد دارد تصدم می‌کند، عبور اتومبیل و سرعت آن و خارج شدن رهگذر از خانه و بارانی بودن هوا، و شاید بسیاری امور دیگر، با هم جمع شده است تا تصدم رخ دهد. ‌بنابرین‏، کافی است که بین فعل شخص و زیان وارد شده رابطۀ سببیت عرفی احراز شود، هر چند که در فاصلۀ میان فعل و ضرر عوامل دیگری نیز زمینۀ اضرار را فراهم کند. قانون مدنی نیز ‌به این حقیقت توجّه داشته است. زیرا، با اینکه در اجتماع مباشر و مسبب همیشه مباشر نزدیکترین سبب است، در فرضی که سبب قویتر است، مسبب (علّت دورتر) را مسئول می شمارد.

 

۳- ضرر باید جبران نشده باشد

 

در هر مورد که به وسیله ای از زیان دیده جبران خسارت می شود، ضرر از بین می رود و دوباره نمی‌توان آن را مطالبه کرد. در تأیید همین اصل است که گفته می شود زیان دیده نمی تواند دو یا چند وسیلۀ جبران ضرر را با هم جمع کند. ‌بنابرین‏، در موردی که چند تن خسارتی را وارد کرده‌اند یا قانون‌گذار چند نفر را به طور تضامنی مسئول جبران خسارتی می‌داند، گرفتتن خسارت از یکی، دیگران را بری می‌کند و در هیچ حالتی زیان دیده حق ندارد ضرری را دوباره بگیرد؛ چنان که قانون مدنی، پس از بیان مسئولیّت تضامنی غاصبان، در مادّۀ۳۱۹ مقرّردارد:

 

«اگر مالک تمام یا قسمتی از مال مغصوب را از یکی از غاصبین نگیرد، حق رجوع به قدر مأخوذ به غاصبین دیگر ندارد.»

 

با اینکه دربارۀ اصل یاد شده هیچ تردیدی وجود ندارد، ولی اجرای آن همیشه ساده نیست و گاه دربارۀ طبیعت پولی که زیان دیده گرفته است و چگونگی رابطّ حقوقی او با یکی از مسؤولان اختلاف می شود و به درستی نمی توان فهمید که ضرر او به وسیله ای جبران شده یا هنوز باقی است. چهره های گونا گون این اشکال بدین ترتیب خلاصه می شود:

 

۱٫ ابراء مدیون در حکم پرداخت دین از جانب او است. پس، اگر مالک یکی ازمسؤولان تلف مال خود را ابراء کند، حق رجوع به دیگران را از دست می‌دهد: چنان که مادّۀ ۳۲۱ قانون مدنی در این باره می‌گوید: « هرگاه مالک ذمۀ یکی از غاصبین را نسبت به مثل یا قیمت مال مغصوب ابراء کند، حق رجوع به غاصبین دیگر نخواهد داشت.. . ».

 

ولی، می‌دانیم که مالک در انتخاب کسی که از میان مسؤولان باید به او رجوع شود آزاد است و چگونگی توزیع خسارت نیز بسته به ارادۀ او است. ‌بنابرین‏، می‌تواند از رجوع به یکی از مسؤولان صرفنظر کند یا از حق خود در این باره بگذرد: اسقاط حق رجوع در برابر یکی از غاصبین مانع از رجوع به دیگران نیست.

 

حال، فرض کنیم مالکی ضمن سندی اعلام ‌کرده‌است که حق خسارت گرفتن از یکی از مسؤولان را ندارد. اگر این عبارت دلیل بر ابراء او از اصل حق باشد، رجوع مالک به دیگر مسؤولان تضامنی امکان ندارد. لیکن، هرگاه چنین تلقّی شود که مالک تنها از اختیار انتخاب خود استفاده کرده و حق رجوع به مخاطب را از خود سلب ‌کرده‌است، این اقدام مانع از رجوع به دیگران نیست.

 

۲٫ دربارۀ منافع مال مغصوب، هر یک از غاصبان مسئول منافعی است که در زمان غاصبان بعدی نیز تلف شده است و با همۀ آنان در برابر مالک مسئولیّت تضامنی دارد (مادّۀ ۳۲۰ ق. م. ). پس، اگر مالک غاصبی را نسبت به منافع زمان تصرّف خود ابراء کند، رجوع او به غاصبین بعدی امکان دارد، زیرا دین نسبت به آنان ساقط نشده است. ولی، هرگاه مالک همین غاصب را نسبت به همۀ منافع ابراء کند، حق رجوع به دیگران را نیز از دست می‌دهد: چنان که مادّۀ ۳۲۲ قانون مدنی مقرر می‌دارد:

 

«ابراء ذمۀ یکی از غاصبین نسبت به منافع زمان تصرّف او موجب ابراء ذمۀ دیگران از حصۀ آن ها نخواهد بود، لیکن اگر یکی از غاصبین را نسبت به منافع عین ابراء کند حق رجوع به لاحقین نخواهد داشت. »

 

تعبیر ارادۀ مالک در همۀ موارد آسان نیست. در صورتی که دادرس گفتۀ او را دلیل بر ابراء از مسئولیّت عینی و تضامنی غاصب بداند، حق رجوع مالک به دیگران از بین می رود، ولی اگر ابراء را ناظر به مسئولیّت عینی (منافع زمان تصرّف) غاصب بشناسد، حق مالک در برابر غاصبین بعدی محفوظ می ماند.

 

۳٫ ‌در مورد خسارت جمعی که انجمن یا شرکت یا سندیکا امکان جبران آن را پیدا می‌کند، از نظراصول، هد یکاعضاء هم که زیان دیده است می‌تواند خسارت ویژۀ خود را مطالبه کند. زیرا، جبران خسارت شخص حقوقی به معنی رفع ضرر از اعضای آن نیست. با وجود این، گاه که دو خسارت تداخل می شود، باید از حکم دادن به پرداخت خسارتی که گونه ای جبران شده است پرهیز کرد (کاتوزیان، ۱۳۸۶).

 

۴- ضرر باید قابل پیش‌بینی باشد

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:52:00 ب.ظ ]




 

هدف دیگر این طرح، آموزش مهارت‌هایی است که پس از پایان آموزش فنی، مقدمات پایداری فعالیت‌های خودگردان را در جامعه تضمین کند. بزرگ‌ترین چالشی که این‌برنامه با آن روبه‌رو بوده است، گسترش خواندن در شرایط نامعمول است.این طرح توانسته است از سال ۱۹۹۵تا ۲۰۰۱ / ۱۳۷۴ – ۱۳۸۰ش. بیش از ۷۲۰۰۰ کودک و ۸۵۰۰ بزرگسال، یعنی پدر و مادرها، آموزگارها، کتابداران و مددکارانی که دوره های آموزش ویژه را گذرانده‌اند، در فعالیت‌های خود مشارکت دهد و هدف‌هایش را پیش ببرد.

 

هماهنگ کنندگان این پروژه که همه از اعضای “مرکز Tnesliqaccon Dikusion و پژوهش ادبیات کودکان و نوجوانان” هستند را چهار کارشناس به علاوه گروهی ۱۰ نفره تشکیل داده‌اند. این گروه پیوسته پیشرفت برنامه را از نظر کیفی و کمی ارزیابی می‌کنند. دستاوردهای این ارزیابی‌ها بسیار مثبت است: افزایش درخواست کتاب، افزایش مهارت خواندن در کودکان و نوجوانان و آغاز ۹۰ درصدی فعالیت‌های نو، پس از به پایان رسیدن مرحله نخست برنامه. مستند کردن حرفه‌ای تجربه ها اگرچه به پشتوانه مالی نیاز دارد، اما این امکان را به گروه‌های دیگر در کشور خواهد داد تا از این تجربه ها بهره‌مند شوند(پایگاه ترویج کتابک،۱۳۸۸).

 

“طرح و گسترش کتاب خواندن کودکان”

 

منطقه پیچنگا[۳۷] در شمال کشور روسیه و نزدیک مرز کشورهای فنلاند و نرو‍ژ قرار دارد. پیچنگا ناحیه‌ای است کاملا صنعتی با مشکلات فراوان زیست محیطی، آب و هوایی بسیار بسیار سرد و فعالیت‌های بسیار اندک فرهنگی. در چنین محیطی، گسترش کتاب و کتابخوانی می‌تواند نقش بسیار ارزنده‌ای داشته باشد . ” طرح کتاب خوانی با کودکان در منطقه پیچنگا که جایزه ۲۰۰۱ آساهی را از آن خود کرد از سوی مارینا تروسوا، از شهروندان نیکل برنامه‌ریزی ومدیریت شده است.پشتوانه مالی این طرح از سوی همکاران او که در شهر خیرکنس[۳۸] در کشور نروژ زندگی می‌کنند، تأمین شده است. هدف این طرح، گسترش عادت کتاب‌خواندن در میان کودکان و خانواده آن‌ ها بوده است. در این طرح، نه تنها کودکان بلکه همه افراد خانواده: پدرها و مادرها و پدربزرگ و مادربزرگ‌ها شرکت ‌داشته‌اند. نمونه‌ای از فعالیت‌های این طرح، برنامه هایی همچون سخنرانی، دیدار با نویسندگان، مسابقه، برپایی نمایشگاه‌های کارهای دستی و … است. تشکیل یک باشگاه ادبی برای کودکان، که کودکان و نوجوانان را برای کتابخوانی گرد هم آورد و همچنین کتابخآن‌های ویژه کودکان در دو اتاق از یک ساختمان که در آن همه‌گونه فعالیت ادبی و هنری، از جمله اجرای نمایش‌های عروسکی، انجام می‌شود، از دستاوردهای این طرح بوده است (پایگاه ترویج کتابک،۱۳۸۸).

 

“طرح بذرافشانی در زمین خواندن”

 

منطقه تونبوروندا بخشی روستایی از منطقه پیورا در شمال کشور پرو است. از هنگامی که در سال ۱۹۶۴/۱۳۴۳ش. کتابخانه‌عمومی شورای منطقه در این شهر برپا شد، کتاب وکتابخوانی گسترش یافته است. در این برنامه،گروهی از علاقه‌مندان فعالیت می‌کنند تا میان کتابخانه‌های عمومی و روستای زیر پوشش شبکه کتابخانه‌های روستایی، همکاری نزدیک پدید‌ آورند. هدف این افراد کاهش بی‌سوادی و افزایش مطالب خواندنی جالب است. هدف دیگر این گروه پیشبرد صلح میان دو کشور اکوادور و پرو از راه تأکید بر تاریخ مشترک و سنت‌های فرهنگی دو کشور است. دست اندرکاران پروژه “بذرافشانی در زمین خواندن”، داستآن‌های عامیانه منطقه را گردآوری می‌کنند. هدف آنان از این کار بازیابی سنت و فرهنگ شفاهی، داستآن‌های بومی و بازسازی آن به شکل کتابک‌های دست‌ساز، گیرا ‌و آسان برای خواندن است. این مطالب خواندنی برای کودکان و نوجوانانی تهیه می‌شود که در حال سواد‌آموزی هستند یا تازه خواندن و نوشتن را آموخته‌اند.این پروژه در ماه‌های آغاز سال ۲۰۰۱ /۱۳۸۰ش.، پژوهشی را در مناطق ژاپولیلو[۳۹] و ناسار[۴۰] در کشور اکوادور نیز انجام داده است. همه مطالب تهیه شده در این پروژه به شکل نوشته درآمده و از نظر مناسب بودن آن‌ ها برای کودکان، از سوی مردم شناسان بررسی شده است (پایگاه ترویج کتابک، ۱۳۸۸).

 

“طرح فیوریی بونکو Fureai Bunko- مجموعه کتاب‌های کودکان به خط بریل”

 

طرح “موریای بونکو” که جایزه آساهی ۱۹۹۸ را از آن خود کرد، خدمات داوطلبآن‌های است که کتاب‌های تصویری چاپ شده برای کودکان را به خط بریل در می‌آورد و آن‌ ها را از راه پست در سراسر ژاپن به کودکان نابینا امانت می‌دهد. خانم میتسوکو ایواتا بنیان‌گذار این پروژه که خود نابینا به دنیا آمده است، می‌گوید که پروژه “فیوریی بونکو” را در ۱۹۸۴ / ۱۳۶۳ش. آغاز کرد تا همراه فرزندان نابینای خود و افراد کم‌بینای دیگر از کتاب های تصویری لذت ببرند. اکنون بیش از صد داوطلب به خانم ایواتا کمک می‌کنند تا کتاب‌هایی که از کتابفروشی‌ها خریداری می‌شود، آماده‌سازی کنند. روند آماده‌سازی کتاب‌های دست‌ساز، بسیار سخت و وقت‌گیر است و شامل چسباندن صفحه های پلاستیکی و چاپ شده متن‌ها به خط بریل و بریدن تصویرها و چسباندن آن‌ ها در کتاب است. توضیح‌ها و اطلاعات افزوده شده به مطلب اصلی کتاب به نابینایان کمک می‌کند تا بیشتر از کتاب لذت ببرند. ‌به این‌گونه هر سال نزدیک به ۳۰۰ تا ۴۰۰ کتاب تصویری تهیه و به رایگان در سراسر ژاپن امانت داده می‌شود. پروژه “خدمات ترویج خواندن” شمار فراوانی خواننده را زیر پوشش قرار داده و صدها نابینا و بینا را از لذت خواندن بهره‌مند ‌کرده‌است. محبوبیت روز افزون کتاب های بریل، افراد بیشتری را تشویق می‌کند تا در فعالیت های مربوط به خواندن در جامعه شرکت کنند و خوانندگان را تشویق می‌کند تا خط بریل را بیاموزند. تا تاریخی که این پروژه جایزه آساهی را برد، نزدیک به ۶۰۰۰ جلد کتاب به بریل ترجمه شده بود و کودکان ژاپنی همراه با پدر و مادرشان از خواندن آن ها لذت می بردند. مقامات شهرداری اوزاکا از فعالیت‌های این کتابخانه پشتیبانی کرده‌اند. همچنین یک ناشر ژاپنی که تحت تاثیر نوآوری و اراده استوار خانم ایواتا قرار گرفته، کتابی تصویری به خط بریل برای همه خوانندگان چاپ کرده که با استقبال بسیار روبه‌رو شده است (پایگاه ترویج کتابک، ۱۳۸۸).

 

“طرح با من بخوان”

 

طرح “با من بخوان” که جایزه آساهی ۱۹۹۷ را از آن خود ‌کرده‌است از سوی “انجمن حمایت از کودکان و نوجوانان”[۴۱] انجام شده است. این انجمن متعهد شد که در مناطق شمالی فرانسه خواندن را گسترش دهد. در این مناطق به سبب نرخ بالای بیکاری، ترک تحصیل و جمعیت بالای مهاجرین، نابرابرهای اجتماعی به شکلی گسترده وجود دارد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:58:00 ب.ظ ]




 

لافونتین و گارنر (۱۹۹۶) یک بررسی مقایسه ای با درمان راه حل محورکه ۱۳۵ دانش آموز را دیدند، بیان کردند. دانش آموزان آزمایشی به صورت معناداری در ۳ مقیاس از ۸ مقیاس بیشتر از کنترل ها، بهبود یافتند. ۸۱% گروه آزمایشی به اهدافشان رسیدند. به طور خلاصه ۱۳ بررسی مقایسه ای حاکی از نتایج زیر هستند، ۸ بررسی (ایکس[۹۱]، گاستاناس، لافونتین، استیس، استودارت[۹۲]، سوتمن[۹۳]، تری آنتافیلو[۹۴]، میلر) سودمندی شیوه های درمانی راه حل محوردر مقابل درمان های مقایسه ای را نشان می‌دهند. لافونتین در مشاوران خستگی کمتر را اثبات کرد. بیباخ[۹۵](۱۹۹۶) ۲۹ بیمار سرپایی سلامت روانی را پیگیری کرد. ۸۰% بعد از میانگین ۵ جلسه با متوسط ۳۳ دقیقه در هر جلسه، به اهدافشان نائل شدند. تطبیق اهداف عینی و شناسایی تغییر پیش از درمان، با پیامدهای خوب، ارتباط معنادار داشتند (به نقل از پرسلی و مک کورمیک، ۲۰۰۷).

در تحقیقی فرضیه های کلیدی و شیوه های اصلی مربوط به درمان کوتاه مدت راه حل محورمعرفی شد. مشاور و مراجع برای توضیح بهترین روش ها برای ایجاد نقاط قوت و منابع موجود به منظور حرکت به سوی آینده ای که مراجع ترجیح می‌دهد، با یکدیگر همکاری می‌کنند. مزایای این شیوه ی درمانی برای کودکان، نوجوانان، مراقبین و معلمان آن ها شرح داده شد (لسم[۹۶]،۲۰۰۲).

 

یافته های یک بررسی ‌در مورد خانواده درمانی کوتاه مدت راه حل محوردر یک محیط، بهداشت روانی کودکان را مورد بحث قرار می‌دهد. نتایج میزان موفقیت ۹/۶۴ درصدی برای میانگین ۵/۵ جلسه درمان با میانگین ۹/۳ ماه را نشان می‌دهد (پی لی [۹۷]، ۱۹۹۷؛ به نقل از بخشی پور جویباری، ۱۳۸۸).

 

برخی از بررسی های پیگیری، برگرفته از مرکز خانواده درمانی کوتاه مدت در میلواکی ایالات متحده بود. دی شازر (۱۹۸۵)، یک بررسی تلفنی را شش ماه بعد از ترخیص انجام داد. ۲۳ مورد (۸۲ درصد) از ۴۸ مورد بهبود یافته بودند. ۲۵ مورد، مشکلات دیگری داشتند. میانگین درمان ها ۵ جلسه بود. پیگیری تلفنی دی شازر و همکارانش (۱۹۸۶)، با موفقیت ۲۵ درصد از ۱۶۰۰ موردی را که در یک دوره ی ۵ ساله با آن ها ملاقات می شد، ردیابی کردند.

 

۴۳ درصد از آن ها بهبود را گزارش دادند که به طور میانگین، هر کدام شش جلسه درمانی داشتند (دی شازر، ۱۹۹۱)، بررسی ۲۹ مورد دیگر را اعلام کرد. ۲۳ مورد (۸۰ درصد) اعلام کردند که یا مشکل اصلی شان برطرف شده یا پیشرفت چشمگیری در راستای برطرف شدن آن داشتند. میزان موفقیت بعد از ۱۸ ماه، ۸۲ درصد بود. ۶۷ درصد سایر بهبودها را نیز گزارش دادند. میانگین ۶/۴ جلسه برای درمان الزامی بود. کسانی که برای پیش از چهار جلسه حضور داشتند، با احتمال بیشتری به اهدافشان می رسیدند (پرسلی و مک کورمیک، ۲۰۰۷).

 

درمان کوتاه مدت راه حل محوربه عنوان مدلی برای خانواده های کنار آمده با خودکشی پیشنهاد می شود (دی کسترو گاترمن[۹۸]، ۲۰۰۸). مدل درمان راه حل ‌محور برای نوجوانان مبتلا به اختلال بیش فعالی و کمبود توجه و خانواده آن ها مؤثر است. بخشی از روش درمان شامل ارزیابی کامل وحمایت خانواده برای کمک به دستیابی ‌به این تغییرات بود (دیلمن و فرانکلین[۹۹]، ن۱۹۹۸)، گزارش می‌دهد همه ی کودکان دارای مشکلات رفتاری به میزان بهبود ۹/۶۴ دست یافتند. لازمه ی درمان به طور میانگین ۵/۵ جلسه بود.

 

فرانکلین و همکاران (۲۰۰۸)، اثر بخشی درمان کوتاه مدت راه حل محوررا در کودکانی مورد ارزیابی قرار دادند که مسائل رفتاری مرتبط با کلاس درس در یک محیط مدرسه ای داشتند. پنج تا هشت جلسه خدمات درمان کوتاه مدت راه حل ‌محور برای ۶۷ کودک فراهم شد که با نظر کادر آموزشی مدرسه نیاز به مساعدت برای حل مسائل رفتاری داشتند.

 

آموزش ضمن خدمت معلم و سه تا چهار جلسه مشاوره نیز ارائه شد. نمرات برونی سازی و درونی سازی به دست آمده از فرم های گزارش معلم و خود سنجی جوانان ‌در مورد فهرست رفتار کودکان به عنوان مقیاس های پیامد مورد استفاده قرار گرفت. پیامدها بااستفاده از یک طرح پیگیری پیش آزمون- پس آزمون در یک گروه مقایسه مورد ارزیابی قرار گرفتند. تعداد اثرات و درصد بهبود نمرات محاسبه شدند. یافته ها حاکی از آن بود که درمان کوتاه مدت راه حل محوردر بهبود مسائل رفتاری برونی سازی و درونی سازی مؤثر بود.

 

سین نیو مام[۱۰۰](۲۰۰۵؛ به نقل از بخشی پور جویباری، ۱۳۸۸)، در یک مطالعه، کارایی استفاده از درمان راه حل محوررا در دانش آموزان در معرض خطر مورد بررسی قرار داد. وی یک نمونه ۲۶ نفری از دانش آموزان سال های ابتدایی ‌و دبیرستان را در جلسه ۸ جلسه ی گروهی مورد مشاهده قرار داد و سپس به مقایسه نمرات پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری پس از شش هفته پرداخت نتایج نشان داد که درمان راه حل محورنتایج موفقیت آمیزی داشته است.

 

فرانکلین، بیور، مور، سلیمنز و اسکاماردو[۱۰۱](۲۰۰۱)، در یک بررسی دریافتند که پنج مورد از هفت مورد (۷۱ درصد) دانش آموزان با مشکلات رفتاری کلاس درس در هر گزارش معلم بهبود یافتند.

 

در پژوهشی دیگر، تفاوت های سنی و جنسیتی در مسائل رفتاری برونی سازی و درونی سازی در یک نمونه بزرگ کودکان چینی (N=4413) 6-15 ساله انجام شد. سیاهه رفتار کودک و فرم گزارش معلم، برای ارزیابی این مسائل مورد استفاده قرار گرفت. نتایج حاکی از آن بود که پسران در خصوص مسائل برونی سازی، امتیاز بیشتری توسط والدین و معلمان کسب کردند در حالی که دختران، درجه مشکلات بدنی بیشتری از پسران داشتند. والدین گزارش دادند مسائل برونی سازی با گذشت زمان کمتر می شد. اما اثر سن و مسائل درونی سازی مشاهده نشد و فقط افزایش جزئی مسائل بدنی به مرور زمان گزارش شد . کودکان بزرگتر، طبق گزارش معلمین، امتیازهای بیشتری از کودکان کوچکتر در خصوص مسائل اضطرابی و بدنی داشتند. در حالی که مسائل پرخاشگرانه، ارتباط درجه دو با سن داشتند و تا ۱۰ سالگی کاهش و بعد از آن افزایش یافت. والدین و معلمان به طور منظم تر مسائل برونی سازی پسران را گزارش می‌دادند (یانگ، لی، زانگ، تین و لی یو[۱۰۲]، ۲۰۰۸)

 

ساندسترم[۱۰۳](۱۹۹۳؛ به نقل از نظری، ۱۳۸۳) در یک مطالعه، کارایی رویکرد راه حل محوررا در درمان افسردگی دانشجویان مورد بررسی قرار داد.در این مطالعه یک تک جلسه درمان راه حل محورو یک تک جلسه روان درمانی بین فردی برای افسردگی[۱۰۴] مورد مقایسه قرار گرفت. نمونه مورد نظر شامل ۴۰ نفر از دانشجویان روانشناسی دانشگاه میدوسسترون بودند که در تست افسردگی بک نمره های متوسط تا تقریباً افسرده داشتند. ۳۴% آزمودنی ها علامت های افسردگی اساسی[۱۰۵] را داشتند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:02:00 ب.ظ ]




 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیر Test Value = 9 میزان آزمون t درجه آزادی

 

df

سطح معناداری

 

Sig

اختلاف میانگین میزان تأثیر دزدی دریایی بر انتخاب مسیر تردد ۲٫۸۲۴ ۱۱۹ .۰۰۶ .۴۳

در جداول بالا نتایج آزمون آماری t تک­نمونه ­ای برای بررسی متغیر “میزان تأثیر دزدی دریایی بر انتخاب مسیر تردد” آورده شده است.

 

بر طبق مقدار آزمون t (2/824) و با توجه به درجه آزادی ۱۱۹=d.f ، همچنین ‌بر اساس معدل نظری متغیر (Test Value=9) با قبول خطای کمتر از ۰۱/۰ (Sig=0/006) و درجه اطمینان بیش از ۹۹/۰ ‌می‌توان نتیجه گرفت فرضیه معنادار شده و با میانگین نظری دارای تفاوت معناداری ‌می‌باشد. یعنی فرضیه خنثی (۰H) که نشانگر عدم وجود رابطه است را نمی­توانیم بپذیریم و رد می‌کنیم.

 

بر اساس نتایج مندرج در جدول، میانگین میزان تأثیر دزدی دریایی بر انتخاب مسیر تردد ۹/۴۳ بوده و به میزان ۰/۴۳ نمره بیشتر از میانگین نظری ‌می‌باشد. ‌بنابرین‏ ‌می‌توان گفت میزان تأثیر دزدی دریایی بر انتخاب مسیر تردد به صورت معناداری بالا ‌می‌باشد.

 

جدول شماره۴-۳۴: مربوط به بررسی متغیر “میزان تأثیر دزدی دریایی بر افزایش حق بیمه”

 

One-Sample Statistics

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیر تعداد میانگین انحراف معیار میزان تأثیر دزدی دریایی بر افزایش حق بیمه ۱۱۸ ۱۱٫۳۶ ۲٫۱۸۳

One-Sample Test

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیر Test Value = 12 میزان آزمون t درجه آزادی

 

df

سطح معناداری

 

Sig

اختلاف میانگین میزان تأثیر دزدی دریایی بر افزایش حق بیمه -۳٫۱۶۳ ۱۱۷ .۰۰۲ -.۶۴

در جداول بالا نتایج آزمون آماری t تک­نمونه ­ای برای بررسی متغیر “میزان تأثیر دزدی دریایی بر افزایش حق بیمه” آورده شده است.

 

بر طبق مقدار آزمون t (-3/163) و با توجه به درجه آزادی ۱۱۷=d.f، همچنین ‌بر اساس معدل نظری متغیر (Test Value=12) با قبول خطای کمتر از ۰۱/۰ (Sig=0/002) و درجه اطمینان بیش از ۹۹/۰ ‌می‌توان نتیجه گرفت فرضیه معنادار شده (رابطه معکوس) و با میانگین نظری دارای تفاوت معناداری ‌می‌باشد. یعنی فرضیه خنثی (۰H) که نشانگر عدم وجود رابطه است را نمی­توانیم بپذیریم و رد می‌کنیم.

 

بر اساس نتایج مندرج در جدول، میانگین میزان تأثیر دزدی دریایی بر افزایش حق بیمه ۱۱/۳۶ بوده و به میزان ۰/۶۴ نمره کمتر از میانگین نظری ‌می‌باشد. ‌بنابرین‏ ‌می‌توان گفت میزان تأثیر دزدی دریایی بر افزایش حق بیمه به صورت معناداری پایین ‌می‌باشد. (بر اساس اینکه در این تحقیق فرض بر این بوده که میزان تأثیر دزدی دریایی بر افزایش حق بیمه به صورت مثبت بوده و نتیجه نشان دهنده رابطه منفی و معکوس ‌می‌باشد، در نتیجه فرضیه رد شده محسوب می­گردد.

 

جدول شماره۴- ۳۵: مربوط به بررسی متغیر “میزان تأثیر دزدی دریایی بر قوانین بیمه داخلی و بین ­المللی”

 

One-Sample Statistics

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیر تعداد میانگین انحراف معیار میزان تأثیر دزدی دریایی بر قوانین بیمه داخلی و بین‌المللی ۱۱۷ ۱۰٫۸۷ ۱٫۹۵۴

One-Sample Tes

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیر Test Value = 12 میزان آزمون t درجه آزادی

 

df

سطح معناداری

 

Sig

اختلاف میانگین میزان تأثیر دزدی دریایی بر قوانین بیمه داخلی و بین‌المللی -۶٫۲۴۴ ۱۱۶ .۰۰۰ -۱٫۱۳

در جداول بالا نتایج آزمون آماری t تک­نمونه ­ای برای بررسی متغیر “میزان تأثیر دزدی دریایی بر قوانین بیمه داخلی و بین ­المللی” آورده شده است.

 

بر طبق مقدار آزمون t (-6/244) و با توجه به درجه آزادی ۱۱۶=d.f ، همچنین ‌بر اساس معدل نظری متغیر (Test Value=12) با قبول خطای کمتر از ۰۱/۰ (Sig=0/000) و درجه اطمینان بیش از ۹۹/۰ ‌می‌توان نتیجه گرفت فرضیه معنادار شده (رابطه معکوس) و با میانگین نظری دارای تفاوت معناداری ‌می‌باشد. یعنی فرضیه خنثی (۰H) که نشانگر عدم وجود رابطه است را نمی­توانیم بپذیریم و رد می‌کنیم.

 

بر اساس نتایج مندرج در جدول، میانگین میزان تأثیر دزدی دریایی بر قوانین بیمه داخلی و بین ­المللی ۱۰/۸۷ بوده و به میزان ۱/۱۳نمره کمتر از میانگین نظری ‌می‌باشد. ‌بنابرین‏ ‌می‌توان گفت میزان تأثیر دزدی دریایی بر قوانین بیمه داخلی و بین ­المللی به صورت معناداری پایین ‌می‌باشد. (بر اساس اینکه در این تحقیق فرض بر این بوده که میزان تأثیر دزدی دریایی بر قوانین بیمه داخلی و بین ­المللی به صورت مثبت بوده و نتیجه نشان­دهنده رابطه منفی و معکوس ‌می‌باشد، در نتیجه فرضیه رد شده محسوب می­گردد.)

 

جدول شماره۴-۳۶: مربوط به بررسی متغیر “میزان تأثیر دزدی دریایی بر خسارت بیمه­های باربری”

 

One-Sample Statistics

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیر تعداد میانگین انحراف معیار میزان تأثیر دزدی دریایی بر خسارت بیمه های باربری ۱۱۷ ۷٫۵۵ ۲٫۲۷۲

One-Sample Test

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

متغیر Test Value = 9 میزان آزمون t درجه آزادی

 

df

سطح معناداری

 

Sig

اختلاف میانگین میزان تأثیر دزدی دریایی بر خسارت بیمه های باربری -۶٫۹۱۶ ۱۱۶ .۰۰۰ -۱٫۴۵

در جداول بالا نتایج آزمون آماری t تک­نمونه ­ای برای بررسی متغیر “میزان تأثیر دزدی دریایی بر خسارت بیمه­های باربری” آورده شده است.

 

بر طبق مقدار آزمون t (-6/916) و با توجه به درجه آزادی ۱۱۶=d.f، همچنین ‌بر اساس معدل نظری متغیر (Test Value=12) با قبول خطای کمتر از ۰۱/۰ (Sig=0/000) و درجه اطمینان بیش از ۹۹/۰ ‌می‌توان نتیجه گرفت فرضیه معنادار شده (رابطه معکوس) و با میانگین نظری دارای تفاوت معناداری ‌می‌باشد. یعنی فرضیه خنثی (۰H) که نشانگر عدم وجود رابطه است را نمی­توانیم بپذیریم و رد می‌کنیم.

 

بر اساس نتایج مندرج در جدول، میانگین میزان تأثیر دزدی دریایی بر خسارت بیمه­های باربری ۷/۵۵ بوده و به میزان ۱/۴۵ نمره کمتر از میانگین نظری ‌می‌باشد. ‌بنابرین‏ ‌می‌توان گفت میزان تأثیر دزدی دریایی بر خسارت بیمه­های باربری به صورت معناداری پایین ‌می‌باشد. (بر اساس اینکه در این تحقیق فرض بر این بوده که میزان تأثیر دزدی دریایی بر خسارت بیمه­های باربری به صورت مثبت بوده و نتیجه نشان­دهنده رابطه منفی و معکوس ‌می‌باشد، در نتیجه فرضیه رد شده محسوب می­گردد.)

 

برای رتبه ­بندی متغیرهای مورد مطالعه و تعیین بیشترین و کمترین اهمیت هرکدام از متغیرها از مدل فریدمن استفاده گردید.

 

جدول شماره۴-۳۷ : رتبه بندی متغیرهای ۵ گانه تحقیق

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عنوان متغیر میانگین رتبه رتبه افزایش پوشش بیمه­ای ۳/۸۸ ۱ انتخاب مسیر تردد ۳/۶۷ ۲ افزایش حق بیمه ۲/۹۴ ۳ قوانین بیمه داخلی و بین ­المللی ۲/۵۷ ۴ خسارت بیمه­های باربری ۱/۹۳ ۵

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:40:00 ق.ظ ]




 

ضمناً جرم «افشای اسرار تجاری» نیز زمانی تحقق پیدا می­ کند که مرتکب به واسطه عبور از تدابیر حفاظتی و دستیابی غیر مجاز، اسرار سری را تحصیل نماید و سپس اقدام به افشای آن برای شخص ثالث کند. لذا چنانچه اسرار تجاری به صورت کاملاً مجاز و ضمناً جرم «افشای اسرار تجاری» نیز زمانی تحقق پیدا می­ کند که مرتکب به واسطه عبور از تدابیر حفاظتی و دستیابی آن برای شخص ثالث کند. لذا چنانچه اسرار تجاری به صورت کاملاً مجزا قرار گرفته باشد و متعاقباً اقدام به افشای آن و سوء استفاده کند نمی­ توان آن را جرم موضوع این ماده دانست. چون دارنده اسرار تجاری هیچگونه اقدام معقولی جهت حفاظت از اسرار خود به گونه ­ای که در ماده ۶۵ مطرح شده است، انجام نداده است.[۸۶]۱

 

ب) وسیله ارتکاب جرم

 

با توجه به ماده ۶۵ قانون تجارت الکترونیک جرم نقض اسرار تجاری باید در محیط الکترونیک ارتکاب پیدا کند و با توجه به اینکه به موجب همین ماده اسرار تجاری اللترونیکی ارتکاب پیدا کند و با توجه به اینکه به موجب همین اسرار تجاری الکترونیکی، نوعی داده پیام است و داده پیام نیز به موجب بند (الف) ماده ۲ قانون تجارت الکترونیک هر نمادی از واقعه، اطلاعات یا مفهوم است که با وسایل الکترونیکی، نوری یا فناوری ­های جدید اطلاعات، تولید، ارسال، دریافت، ذخیره یا پردازش می­شوند ‌بنابرین‏ اگر تحصیل و یا افشای اسرار تجاری با وسایل دیگری غیر از وسایل فوق ارتکاب یاید جرم موضوع این ماده تحقق نخواهد یافت.

 

ج) موضوع جرم

 

موضوع این جرم، اسرار تجاری است. و به موجب ماده ۶۵، «اسرار تجاری الکترونیکی، داده پیامی است که شامل اطلاعات، فرمول­ها، الگوها، نرم­افزارها، ابزارها، روش­ها، تکنیک نقشه و فراگردها، اطلاعات مالی، فهرست مشتریان، طرح­های تجاری و امثال این­هاست که به طور مستقل دارای ارزش اقتصادی بوده و در دسترس عموم قرار ندارد و تلاش­ های معقولانه­ای برای حفظ حراست آن ها انجام شده است.

 

اسرار تجاری باید دارای ویژگی­های زیر باشند:

 

    1. ارزش اقتصادی مستقل داشته باشند.

 

    1. در دسترس عموم قرار نداشته باشند.

 

  1. تلاش­ های متعارف جهت حفظ و حراست از آن ها انجام شده باشد.[۸۷]۱

د) نتیجه جرم

 

این جرم از جمله جرایم مطلق محسوب می­ شود و نیازی به حصول نتیجه نمی ­باشد لذا به صرف اینکه فردی به صورت غیر مجاز با نقض قرارداد حقوق استخدامی به اسرار تجاری دست پیدا کند و یا اقدام به افشای آن برای شخص ثالثی نماید اعم از اینکه اسرار تجاری علیه بنگاه­ها و مؤسسات به کار گرفته شود و یا شنود جرم نقض اسراری تجاری تحقق پیدا می­ کند.

 

گفتار سوم) رکن معنوی

 

رکن معنوی جرم موضوع ماده ۶۴ یعنی تحصیل و افشای غیر قانونی اسرار تجاری، از علم مرتکب و سوءنیت عام تشکیل شده است. ‌بنابرین‏ مرتکب باید آگاه ‌به این موضوع باشد که داده پیامی که تحصیل ‌کرده‌است، جزء اسرار تجاری بوده و متعلق به بنگاه­ها و مؤسسات دیگر ‌می‌باشد و به طور آگاهانه اقدام به تحصیل داده پیام­های سری تجاری از طریق نقض قرارداد عدم افشا یا عبور از تدابیر حفاظتی کند.اما در جرم موضوع ماده ۷۵ قانون تجارت الکترونیک علاوه بر علم مرتکب و سوءنیت عام مرتکب باید دارای سوءنیت خاص نیز باشد. یعنی مرتکب باید تحصیل یا افشای اسرار تجاری را با مقصد رقابت و یا منفعت و یا ورود خسارت به بنگاه­های تجاری، صنعتی و اقتصادی انجام داده باشد.

 

مبحث دوم) نقص علایم تجاری

 

یکی دیگر از جرایمی که در بستر مبادلات الکترونیک تحقق می­یابد جرم استفاده از علایم تجاری برای فریب یا مشتبه شدن مشتری به اصالت کالا و خدمات در بستر مبادلات الکترونیکی است. نقص علایم تجاری به موجب مواد ۵۲۹ الی ۵۳۱ قانون تجارت جرم محسوب می­ شود. اما با توجه به اهمیت مضاعف حمایت از علایم تجاری در بستر معاملات الکترونیکی و اینکه امکان فریب و مشتبه شدن افراد به اصالت کالاها در فضای سایبر به مراتب شدیدتر از مواردی است که امکان ارتباط رویت­پذیر و عینی میان طرفین وجود دارد لذا مستلزم تدوین ماده خاصی بوده تا بر معاملاتی که در فضای سایبر صورت ‌می‌گیرد نیز حاکم باشد. در همین راستا در قانون تجارت الکترونیک در ماده ۶۶ ابتدا به تعریف این جرم می ­پردازد و سپس در ماده ۷۶ نسبت به تعیین مجازات برای آن اقدام می­ کند. که به بررسی ایم مواد می­پردازیم:

 

گفتار اول) رکن قانونی

 

رکن قانونی جرم نقص علایم تجاری مرکب از مواد ۶۶ و۷۶ قانون تجارت الکترونیک ‌می‌باشد. ماده ۶۶ مقرر می­دارد: «به منظور حمایت از مصرف کنندگان و تشویق رقابت­های مشروع در بستر مبادلات الکرتونیکی، استفاده از علایم تجاری به صورت نام دامنه و یا هر نوع نمایش بر خط علایم تجاری که موجب فریب یا مشتبه شدن طرف به اصالت کالا و خدمات شود ممنوع و متخلف به مجازات مقرر در این قانون خواهد رسید».ماده ۷۶ این قانون مقرر می­دارد: «متخلفان از ماده ۶۶ این قانون به یک تا سه سال حبس و جزای نقدی از بیست میلیون ریال تا صد میلیون ریال محکوم خواهد شد».

 

گفتار دوم) رکن مادی

 

الف) رفتار مجرمانه

 

رفتار مجرمانه مرتکب نقض علایم تجاری از فعل مثبت تشکیل شده است. به موجب ماده ۶۶ رفتار مجرمانه مرتکب این جرم، فعل مادی استفاده از علایم تجاری به صورت نام دامنه و یا هر نوع نمایش بر خط علایم تجاری که موجب فریب و مشتبه شدن طرف به اصالت کالا و یا خدمات شود، ‌می‌باشد. نام دامنه، نشانی اینترنتی پایگاه ­های تجاری الکترونیکی است. به عبارتی هر رایانه­ای که متصل به اینترنت است دارای یک آدرس مختص به خود ‌می‌باشد که به صورت نشانی پروتکل اینترنتی و در قالب اعداد طراحی شده است و چون به خاطر سپردن این اعداد مشکل ‌می‌باشد، لذا برای مشخص کردن نشانی رایانه­هایی که خدماتی را در اینترنت ارائه می­ دهند از نامگذاری حروفی استفاده ‌می‌کنند که به آن «نام دامنه» گفته می­ شود. نام دامنه به انتخاب تاجر بستگی دارد و اعم از اسم تجاری، حرف، عبارت یا هر علامتی است که تحت عنوان علامت بنگاه تجاری شناخته شده است. حال با این تعریف باید گفت که چنانچه یک بنگاه تجاری که کالاهایی فاقد کیفیت تولید می­ کند از علامت تجاری بنگاه دیگری که معتبر بوده و کالاهایش دارای کیفیت بالایی ‌می‌باشد به عنوان «نام دامنه» استفاده کند و از این طریق باعث فریب مشتری شود به گونه ­ای که مشتری تصور کند که کالاهای شرکت معتبر را خریداری می­ کند و یا اینکه این شرکت با آن شرکت معتبر در ارتباط ‌می‌باشد، رفتار مجرمانه جرم نقض علایم تجاری تحقق پیدا می­ کند.[۸۸]۱

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:19:00 ق.ظ ]




 

  1. سازمان شخصیت سایکوتیک یا روان پریش (کرنبرگ، ۱۹۷۵).

به عقیده کرنبرگ، شخصیت های بهنجار، دارای احساس منسجمی از “خود[۸۷]” و “چهره های مهم زندگی[۸۸]” هستند. روانکاوان برای توصیف این احساس، از اصطلاح “هویت ایگو[۸۹]” استفاده می‌کنند. اکثر ما می‌دانیم که چه کسی هستیم و احساس ما از “خود” ما در طول زمان و طی موقعیت های مختلف ثابت است، علایق و تنفرات خود را می شناسیم، از ارزش های اصلی مشخصی آگاهیم و می‌دانیم تا چه حد به دیگران شبیه هستیم، وانگهی، از تفاوت هایمان با دیگران نیز آگاهیم. افرادی که از یک هویت ایگوی منسجم برخوردارند، از “قدرت ایگو[۹۰]” نیز بهره مندند، یعنی نوعی توانایی یا قدرت، جهت حفظ انسجام و یکپارچگی شخصیت، به هنگام مواجه شدن با فشار روانی. همچنین، افراد بهنجاراز یک نظام ارزش اجتماعی یا اخلاقی پخته نیز برخوردارند (سوپرایگو) که شامل ویژگی هایی چون مسئولیت پذیری شخصی و خود انتقادگری مناسب می‌باشد (میلون، ۲۰۰۴). این در حالی است که در سازمان یافتگی شخصیت نوروتیک با اولین رگه‌های آسیب روانی روبرو می‌شویم.

 

۲-۱-۷- مدل مسیر های چندگانه زانارینی و فرانکنبورگ

 

زانارینی و فرانکنبورگ (۱۹۹۴؛ ۱۹۹۷) نوعی مدل چند عاملی را برای اختلال شخصیت مرزی گزارش کرده و معتقدند که این اختلال، از ترکیب پیچیده سه مؤلفه‌ ناشی می شود: خلق و خوی ذاتی، تجربه های دردناک و چالش برانگیز کودکی، و کژکاری های نورولوژیکی و بیو شیمیایی. به عقیده آن ها، مؤلفه‌ آخر، احتمالا نتیجه ترکیب تجربه های ویران ساز اولیه و آسیب پذیری های ذاتی بیماران مرزی است. برای مثال، سوء استفاده جسمی و جنسی ممکن است باعث راه اندازی سیستم های استرس شود. زانارینی و فرانکنبورگ، ۵۰ احساس ملال انگیز مختلف را در بین بیماران مرزی و افراد غیر مبتلا به اختلال شخصیت مرزی مقایسه کردند. این بیماران گزارش کردند که در اکثر لحظه های زندگی احساس در هم کوبیده شدن، بی ارزشی، خشمگین بودن، تنهایی، یا بد فهمیده شدن، رها شدگی، تمایل به آسیب زدن یا کشتن خود و یا خارج از کنترل بودن می‌کنند. خلق و خوی افراد مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، ممکن است آن ها را در معرض خطر بیشتر برای تجربه غفلت و سوءاستفاده قرار دهد (زانارینی و فرانکنبورگ، ۱۹۹۴).

 

مدل مسیر چندگانه، طبقه بندی مفیدی برای حوادث تروماتیک ارائه ‌کرده‌است. زانارینی و فرانکبورگ، بر اساس تجربه های نا گوار کودکی، سه نوع تروما را ازهم متمایز کرده‌اند. ترومای نوع ۱ شامل جدایی های اولیه، بی تفاوتی مزمن به احساسات کودک و اختلافات و ناسازگاری های هیجانی داخل خانواده می شود. ترومای نوع ۲ نیز شامل آزار کلامی و هیجانی، غفلت از نیازهای فیزیکی و بیماری های روانی والدین می‌شود. ترومای نوع ۳ نیز به آزارهای جسمی و جنسی شدید و اختلالات روانی مزمن یکی از مراقب ها (به ویژه، نوعی اختلال شدید شخصیتی یا سوء مصرف مواد) اشاره دارد. یکی از متداول ترین تجارب آسیب زای کودکی در بیماران مبتلا به اختلال شخصیت مرزی، سوء استفاده جنسی کودکی است (لیب[۹۱] و همکاران، ۲۰۰۴).

 

۲-۲- تنظیم هیجان

 

تنظیم هیجان فرایندی است که افراد به وسیله ی آن هیجاناتشان را کنترل می‌کنند (کول[۹۲]۲۰۰۹). در طول دو دهه گذشته تنظیم هیجان به عنوان یکی از مهمترین ساختارها جهت فهمیدن رشد و عملکرد انسان ها تبدیل شده است (زمان[۹۳] و همکاران، ۲۰۰۶). عملکرد تنظیم هیجان شروع و توسعه اش در دوران کودکی می‌باشد، که این منجر به توانایی برای کنترل پردازش اطلاعات هیجانی خود و دیگران برای کمک و موفقیت درونی و بیرونی از جهان می شود (بارات[۹۴] و گراس، ۲۰۰۱؛لمریس و آرسنیو[۹۵]، ۲۰۰۰؛ مایر، کاریوسو و سالوی[۹۶]، ۲۰۰۰؛ سارنی[۹۷]، ۱۹۹۹؛ تامپسون، لوییز و کالکینس[۹۸]، ۲۰۰۸). توانایی برای تنظیم هیجان مهارتی حیاتی است، برای جوانان و نوجوانانی که با تعاملات پیچیده اجتماعی رو به رو هستند (فیلیپس و پاور[۹۹] ، ۲۰۰۷). اگر اختلال در هیجانات شخص باعث پایین آمدن عملکرد فردی، اجتماعی و کاهش رضایت از زندگی شخص شود، در اصطلاح به آن بد تنظیمی هیجانی گفته می شود (گراس و مانوز[۱۰۰]، ۱۹۹۵). اختلال در تنظیم هیجان می‌تواند، منجر به مشکلات روانشناختی از درون (به عنوان مثال: کمرویی و عقب نشینی اجتماعی) و برون (به عنوان مثال: مخالفت، پرخاشگری و رفتار مخرب) در شخص شود (کوستینک و فوتس[۱۰۱]، ۲۰۰۲؛ تامپسون، ۱۹۹۴). عملکردهای تنظیم هیجان با رشد انسان در ارتباط است و شکست در این عملکردها می‌تواند به صورت بالقوه خطر ابتلا به علایم روانشناختی را افزایش دهد (کوباک و اسکیری[۱۰۲]، ۱۹۹۸). نظریه های تنظیم هیجان به شرح زیر می‌باشد:

 

۲-۲-۱- مدل پردازشی

 

بسیاری از این نظریه ها که ‌در مورد سوء مصرف مواد به وجود آمده اند، اعتیاد را به عنوان فرایند های انگیزشی در نظر می گیرند (رابینسون[۱۰۳] ، ۲۰۰۰). مدل پردازشی تنظیم هیجان که توسط گراس و همکاران بسط داده شده یک سری از فعالیت های کوچکتر تنظیم هیجانات را تشکیل می‌دهد (گراس، ۱۹۹۸). مدل پردازشی[۱۰۴] بسط یافته مدل هنجاری تنظیم هیجانات می‌باشد. در مدل هنجاری بر تجارب هیجانی تمرکز می شود، ولی این که چگونه تنظیم هیجان اتفاق می افتد را تبیین نمی کند (گراس، ۲۰۰۸)، ولی مدل پردازشی از یک سری فرایندهایی به وجود آمده که شامل مجموعه ای از مراحل تنظیم هیجانات می‌باشد. این مراحل شامل توجه و ارزیابی پاسخ های هیجانی می‌باشد (گراس و تامپسون، ۲۰۰۸). مدل پردازشی تنظیم هیجان از پنج مؤلفه‌ تشکیل یافته است که عبارتند از: انتخاب موقعیت، اصلاح موقعیت، تغییر شناخت و تعدیل پاسخ (گراس، ۲۰۰۱).

 

در مدل پردازشی مشکلات افرادی که با مواد مخدر وابسته هستند مورد بحث قرار می‌گیرد. در این مدل هوش هیجانی بسیار تاثیر گذار می‌باشد، هوش هیجانی عبارت است از توانایی فهم چگونگی هیجانات و اینکه افراد چگونه هیجانات و واکنش های هیجانی شان را در مقابل دیگران مدیریت می‌کنند (ترینداد[۱۰۵] و جانسون، ۲۰۰۲).

 

۲-۲-۲- هیجان و شایستگی اجتماعی

 

فرایندهای نظارتی هیجان یکی از مؤلفه‌ های مهارت های تحلیلی در رشد صلاحیت های هیجانی و عاطفی افراد می‌باشد (لمرینس و آرسینو، ۲۰۰۰، سارنی، ۱۹۹۹). شایستگی هیجانی[۱۰۶] اشاره به ظرفیت پاسخ دهی هیجانی دارد، که برای تحقق اهداف سازگارانه و استفاده از راهبردهای دانش هیجانی در موقعیت های اجتماعی ضروری می‌باشد (سارنی۱۹۹۹). سارنی (۱۹۹۹) معتقد است که تنظیم هیجانات به عنوان یکی از هشت مؤلفه‌ مهارتی می‌باشد، که هر انسانی برای رسیدن به اهدافش نیازمند است آن را داشته باشد. نظریه ی هیجانی و شایستگی اجتماعی در تنظیم هیجانات به عنوان یک مهارت مقابله ای کلیدی در میان مهارت های مرتبط با توسعه ی ظرفیت های هیجانی در شرایط اجتماعی افراد می‌باشد.

 

۲-۲-۳- خود تنظیمی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:57:00 ق.ظ ]




 

فرهنگ لغت کورسینی (۱۹۹۹) ، سلامت روانی را چنین تعریف می‌کند:

 

وضعیت روانی ای با ویژگی های بهزیستی عاطفی ، رهایی نسبی از اضطراب و علائم بیماری های ناتوان کننده ، و توانایی برقراری ارتباط سازنده و کنار آمدن با مقتضیات و فشارهای معمول زندگی.

 

پاولف[۱۰] در تعریف سلامت روان می‌گوید رفتار عادی ، رفتاری است متعادل که به خوبی می‌تواند در مقابل استرس ها مقاومت نماید. (حسینی، ۱۳۷۷)

 

آلپورت [۱۱] معتقد است تفاوت میان فرد سالم با فرد روان رنجور ، آن است که افراد سالم نظر به آینده دارند ،اما افراد غیر سالم روی حوادثی در گذشته انگشت می‌گذارند که وضعیت کنونی را برای آنان پدید آورده است.(شولتس[۱۲]، ۱۹۹۷، ترجمه خوشدل،۱۳۸۸).

 

گلدشتاین [۱۳] ، سلامت روانی را تعادل بین اعضاء و محیط در رسیدن به خود شکوفایی می‌داند.(کاپلان[۱۴]،۱۹۹۱).

 

چاهن[۱۵] (۱۹۹۱) سلامت روانی را وضعیتی از بلوغ روان شناختی تعبیر می‌کند که عبارت است از حداکثر اثر بخشی و رضایت به دست آمده از تقابل فردی و اجتماعی که شامل احساسات و بازخوردهای مثبت نسبت به خود و دیگران می شود . او به ذکر پنج الگوی رفتاری در ارتباط با سلامت روان مبادرت ورزیده است:

 

۱- حس مسئولیت پذیری[۱۶] : کسی که دارای سلامت روان است ، نسبت به نیازهای دیگران حساس است و در جهت ارضای خواسته ها و ایجاد آسایش آنان می کوشد.

 

۲- حس اعتماد به خود[۱۷]: کسی که واجد سلامت روانی است، به خود و توانایی‌های خود اعتماد دارد و مشکلات را پدیده ای مقطعی می انگارد که حل شدنی است. از این رو، موانع، خدشه ای به روحیه ی او وارد نمی سازد.

 

۳- هدف مداری[۱۸]: به فردی اشاره دارد که واجد مفهوم روشنی از آرمان های زندگی است. از این رو ، تمامی نیرو و خلاقیت خود را در جهت دست یابی ‌به این اهداف هدایت می‌کند.

 

۴- ارزش های شخصی[۱۹]: چنین فردی در زندگی خود، از فلسفه ای خاص مبتنی بر اعتقادات ، باورها و اهدافی برخوردار است که به سعادت و شادکامی او یا اطرافیان او می‌ انجامد و خواهان افزایش مشارکت اجتماعی است.

 

۵- فردیت و یکانگی[۲۰] : کسی که دارای سلامت روان است، خود را جدا و متمایز از دیگران می شناسد و می کوشد بازخوردها و الگوهای رفتاری خود را توسعه دهد. به گونه ای که نه همنوایی کور و نا هشیارانه با خواسته ها و تمایلات دیگران دارد و نه توسط دیگران مطرود و متروک می شود. (چاهن، ۱۹۹۱، به نقل از شیرودی و همکاران ، ۱۳۹۰)

 

ونتیز [۲۱] (۱۹۹۵) سلامت روان را وابسته به هفت ملاک می‌داند که عبارتند از : رفتار اجتماعی مناسب، رهایی از نگرانی و گناه ، فقدان بیماری روانی، کفایت فردی و خود مهارگری ، خویشتن پذیری و خودشکوفایی، توحید یافتگی و سازماندهی شخصیت، گشاده نگری و انعطاف پذیری ( ونتیز، ۱۹۹۵، به نقل از لطافتی بریس، ۱۳۸۹)

 

با جمع بندی تعاریف متفاوتی که از بهداشت و سلامت روانی ارائه شده می توان بهداشت روانی را علمی دانست برای بهزیستی و رفاه اجتماعی که تمامی زوایای زندگی را در بر می‌گیرد . به عبارت دیگر بهداشت روانی دانش یا هنری است که به افراد کمک می‌کند که با ایجاد روش های صحیح روانی و عاطفی بتوانند با محیط خود سازگاری حاصل کرده و برای حل مشکل خود از راه های مطلوب اقدام نماید(میلانی فر، ۱۳۸۰)در اسلام نیز سلامت روان تحت عنوان سلامت فکر و جنبه‌های تکامل روانی مطرح شده ، آنچنان که پیامبر اکرم (ص) فرمودند :« من برای کامل کردن اخلاق مبعوث شدم.» پیامبر اکرم (ص) عالی ترین الگوی انسان سالم بوده و مظهر سلامت روانی سایر انسان ها نیز به میزان تقرب به ملاک های انبیاء بستگی دارد.

 

سلامت روان زنان

 

زنان نیمی از پیکره جهان را تشکیل می‌دهند و نیمی دیگر توسط آنان بزرگ می‌شوند ، از آنجایی که زنان جزء لاینفک تمامی بخش‌های جامعه هستند، نقش آنان در جامعه آن ها را در معرض خطر بیشتر ابتلا به مشکلات روانی قرار می‌دهد. زنان بار مسئولیت های مرتبط با نقش های همسری ، مادری و مراقبت از دیگران را بر عهده دارند. مسئولیت های زنان در نقش های چندگانه می‌تواند سلامت ایشان را به خطر بیندازد. (خسروی و همکاران، ۱۳۸۶). در جوامعی که زنان علاوه بر کار در منزل برای کسب درآمد در خارج از منزل نیز فعالیت می‌کنند این فشار مضاعف نقش ها ممکن است آن ها را به لحاظ جسمی و روحی دچار مشکل کند. در حالی که سلامت روان در زنان موجب شادی و نشاط و بالا رفتن حس اعتماد به نفس در آنان می شود، فقدان آن اضطراب ، استرس ، دلهره و نا امیدی از زندگی را به همراه خواهد داشت. ( صادقی و همکاران ،۱۳۹۰)

 

مشخصه‌ های سلامت روان

 

روان شناسان مشخصه‌ های ذیل را برای شناخت فرد سالم از نظر روانی ذکر کرده‌اند :

 

۱- فرد سالم از نظر روانی هیچ گونه درگیری درونی ندارد و با خود در ستیز نیست.

 

۲- سازگار است، یعنی می‌تواند با محیط اطراف خود کنار آید. او انتقاد پذیر بوده و به آسانی رنجیده نمی شود.

 

۳- به دنبال هویت است.

 

۴- عزت نفس بالایی دارد.

 

۵- خود را، یعنی نیازها، مشکلات و اهدافش را می شناسد. (خود واقع بینی دارد)

 

۶- به خوبی قادر است خود را کنترل کند و توازن منطقی و عاطفی برقرار کند.

 

۷- با مشکلات روبرو شده و سعی می‌کند به طور معقولی آن ها را حل کند، یعنی با تنش ها و هیجان ها دست و پنجه نرم کند.(برزن و همکاران، ۱۳۹۱)

 

دیدگاه های مرتبط با سلامت روان

 

دیدگاه روان تحلیلی

 

دیدگاه روان تحلیلی یا روانکاوی معتقد است که شخصیت فرد از سه عنصر تشکیل شده است: نهاد، من و فرامن. ‌بنابرین‏ ، بر اساس نظر صاحب‌نظران مکتب روانکاوی سلامت روانی زمانی تضمین می شود که «من» با واقعیت سازگار شود و همچنین تکانشهای غریزی نهاد به کنترل در آید( گنجی ، ۱۳۷۹).

 

فروید[۲۲] صاحب نظر دیدگاه روان تحلیلی، سلامت روان را از یک طرف نتیجه تعادل بین سه عنصر نهاد، من و من برتر و از طرفی نتیجه تعادل بین سطوح خود آگاه و ناخود آگاه می‌داند . وی معتقد است که شخص سالم از نظر روانی دو ویژگی اساسی دارد:

 

۱- می‌تواند دوست بدارد و دوست داشته شود.

 

۲- می‌خواهد و می‌تواند کار کند ( شعاری نژاد ، ۱۳۷۱)

 

از نظر او ، کم تر انسانی متعارف به حساب می‌آید و هر فرد به نحوی غیر متعارف است. هسته ی اصلی حالت های روان نژندی یا نوروتیک ، اضطراب است و اضطراب مرحله ی اول نوروز است. هدف از روان درمانی در روان کاوی ، ایجاد سلامت روانی است. سلامت روانی دارای دو جنبه است: یکی سازگاری با محیط بیرونی ، و دیگری سازش با محیط درونی. در نظر فروید، تعامل و تعارض پویای سه ساخت «نهاد»[۲۳] ، «من» [۲۴] و «فرامن» [۲۵] تعیین کننده ی رفتار است و فردی از نظر روانی سالم است که بین سه سطح شخصیت وی تعادل بر قرار باشد (شفیع آبادی ، ۱۳۷۵) .

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:35:00 ق.ظ ]




 

    1. مهاجری،علی، شرح جامع قانون اجرای احکام مدنی، (۱۳۹۲)،مجد،تهران،چاپ هفتم، جلد اول،ص ۱۸۴، ↑

 

    1. نظریه ی اداره ی حقوقی قوه ی قضائیه شماره ی ۶۳۰۸/۷ مصوب (۲/۰۷/۱۳۸۰) ↑

 

    1. -کاتوزیان،ناصر، اموال و مالکیت، (۱۳۸۵)،میزان،تهران،چاپ چهاردهم، ص۱۹ . ↑

 

        1. -مقصود مقنن از بکاربردن اشاره به ماده ی ۷۲۹ قانون آیین دادرسی مدنی درتبصره ی ماده ی ۴۷قانون اجرای احکام مدنی ماده ی ۷۲۹قانون آیین دادرسی مدنی مصوب (۲۵/۰۶/۱۳۱۸)می‌باشد که چنین بیان می‌دارد :«درمواردی که موضوع تعهد عملی است که انجام آن جزء به وسیله ی شخص متعهد ممکن نیست دادگاه می‌تواند به درخواست متعهد له درحکم راجع به اصل دعوی یا پس از صدور حکم، مدت و مبلغی را معین نماید که اگر محکوم علیه مدلول حکم قطعی را درآن مدت اجراء نکند مبلغ مذبور را برای هر روز تأخیر به محکوم له بپردازد». ↑

 

    1. مدنی کرمانی، عارفه،اجرای احکام مدنی، (۱۳۹۰)،مجد،تهران،چاپ دوم، ص ۸۹ ↑

 

    1. -حسینی، قانون اجرای احکام مدنی در رویه ی قضائی، ۱۳۸۳، ص ۱۴۷ . ↑

 

    1. مهاجری، شرح جامع قانون اجرای احکام مدنی، ۱۳۹۲، ص ۲۶۴ و ۲۶۵٫- ↑

 

    1. همان ص ۲۶۰ ↑

 

    1. همان ص ۲۵۲ ↑

 

    1. ر.ک به پاورقی مدنی،سید جلال الدین، اجرای احکام مدنی،(۱۳۷۲)،گنج دانش،تهران،چاپ سوم،جلد سوم، ص ۱۱۹ ↑

 

    1. -حیاتی،علی عباس، اجرای احکام مدنی در نظم حقوق کنونی، (۱۳۹۰)،میزان،تهران،چاپ دوم،جلد اول، ص ۲۳۶، ش ۶ ↑

 

    1. مدنی،سید جلال الدین، اجرای احکام مدنی، (۱۳۷۲)،گنج دانش،تهران،چاپ سوم، ص ۱۲۰ ↑

 

    1. ر. ک به مواد ۲۲ و۳۳ قانون ثبت و بند ۶آیین نامه ی ماده ی ۲۹ قانون امور حسبی ↑

 

    1. شمس،عبدالله، آیین دادرسی مدنی( دوره ی بنیادین، (۱۳۹۰)،دراک،تهران،چاپ شانزدهم، ص ۱۰۶، ش ۲۶۶ ↑

 

    1. -ر.ک به پاورقی خدا بخشی، عبدالله،حقوق حاکم بر اجرای آرای مدنی،(۱۳۹۳)شرکت سهامی انتشار،تهران،چاپ اول، ص ۴۷۵ ↑

 

    1. همان، پاورقی ص ۴۷۸ ↑

 

    1. مهاجری،علی، شرح جامع قانون اجرای احکام مدنی، (۱۳۹۲)،مجد،تهران،چاپ هفتعم،جلد اول، ص ۱۶۷ ↑

 

    1. حیاتی،علی عباس، اجرای احکام مدنی در نظم حقوق کنونی،(۱۳۹۰)،میزان، تهران،چاپ دوم، ص۱۱۱ ↑

 

    1. همان، ص ۱۱۲ ↑

 

    1. -همان، ض ۱۱۱ ↑

 

    1. مهاجری،علی، شرح جامع قانون اجرای احکام مدنی،( ۱۳۹۲)،مجد،تهران،چاپ هفتم، ص ۱۶۷ ↑

 

    1. عمید،حسن، فرهنگ فارسی عمید،(۱۳۶۲)،ایران گرافیک،تهران،چاپ هیجدهم، ص ۳۱ ↑

 

    1. -خدابخشی،عبدالله، حقوق حاکم بر اجرای آرای مدنی،(۱۳۹۳)،شرکت سهامی انتشار،تهران،چاپ اول،، ص ۴۷۹٫ ↑

 

    1. ر.ک به نشست حقوقی دکتر خدابخشی ↑

 

    1. برای شرح بیشتر این بند رجوع کنید به فصل دوم از بخش نخست همین رساله ↑

 

    1. خدابخشی،عبدالله،حقوق حاکم بر اجرای آرای مدنی، (۱۳۹۰)شرکت سهامی انتشار،تهران،چاپ اول، ص ۴۹۲ و ۴۹۳٫ ↑

 

    1. نظریه ی شماره ی ۶۰۵۴/۷ اداره ی حقوقی قوه ی قضائیه ↑

 

    1. ر.ک به کنفرانس حقوقی دکتر شمس ‌در مورد ماده ی ۳۹قانون اجرای احکام مدنی ↑

 

    1. ر.ک به خدابخشی،عبدالله،حقوق حاکم بر اجرای آرای مدنی، (۱۳۹۲)شرکت سهامی انتشار،تهران،چاپ اول، ص ۴۹۴٫ ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:21:00 ق.ظ ]




 

در تمام این مدل‌ها، معیار قابلیت پیش‌بینی، انحراف معیار خطای باقیمانده مدل بوده که کمتر بودن آن بیانگر کیفیت بیشتر سود است. در خصوص مدل‌های استفاده شده جهت سنجش قابلیت پیش‌بینی (به‌عنوآن‌یکی از معیارهای کیفیت سود)، سه ملاحظه تجربی باید مدنظر واقع شود. این موارد عبارت‌اند از:

 

الف) اگرچه قابلیت پیش‌بینی ازنظر مفهومی به‌خوبی تعریف‌شده است اما در عملیاتی کردن آن لازم است چندین مورد مدنظر قرار گیرد. به عنوان‌مثال استفاده از عدد سود خالص برای پیش‌بینی سودهای آینده مناسب‌تر است یا استفاده از اعداد خلاصه کننده عملکرد (مثل سود هر سهم) از مناسبت بیشتری برخوردار است؟ آیا تنها سود می‌تواند به عنوان پیش‌بینی کننده سودهای آتی مطرح باشد یا اینکه اجزای سود نیز می‌توانند مورداستفاده قرار گیرند؟ آیا تنها از سود می‌توان برای پیش‌بینی سودهای آتی استفاده کرد؟ به عبارت دیگر، آیا متغیر مستقل فقط می‌تواند سود باشد؟

 

ب) دومین ملاحظه تجربی، انتخاب دوره زمانی است. از اطلاعات چند دوره زمانی باید برای پیش‌بینی استفاده نمود؟ آیا توانایی پیش‌بینی به دوره زمانی وابسته است؟ محققین معمول از پیش‌بینی‌های یک‌ساله استفاده می‌کنند، اما هیچ مبنای نظری برای این انتخاب وجود ندارد.

 

پ) سومین ملاحظه عملی، انتخاب چیزی است که باید پیش‌بینی شود. آیا برای سنجش قابلیت پیش‌بینی باید تنها سودهای آتی را پیش‌بینی کرد؟ به عبارت دیگر، آیا متغیر وابسته فقط می‌تواند سود باشد؟ گزینه‌های احتمالی شامل سود خالص، جریان‌های نقدی و اجزای مختلف سود است.

 

در برخی موارد، ارزیابی قابلیت پیش‌بینی توأم با پیچیدگی است. این موضوع، به‌ خصوص در افق‌های زمانی کوتاه‌مدت سبب ایجاد مشکل می‌رود. نتایج تحقیقات بیانگر آن است که مداخله مدیریت در هموارسازی سود در دوره های زمانی کوتاه‌مدت بیشتر است؛ ‌بنابرین‏ ممکن است بین قابلیت پیش‌بینی سود و هموارسازی سود تضاد وجود داشته باشد. هموارسازی سود باعث می‌رود که قابلیت پیش‌بینی سود افزایش یابد لذا سود از منظر قابلیت پیش‌بینی، باکیفیت قلمداد شده اما از منظر هموارسازی باکیفیت نباشد. (صفر زاده، ۱۳۹۱).

 

۲-۲-۴- تئوری نمایندگی

 

تئوری نمایندگی[۸] عمدتاًً به تضاد منافع موجود بین مدیر و مالک اشاره دارد. با بزرگ شدن شرکت‌ها، مالکان، اداره شرکت را به مدیران تفویض کرده‌اند. جدایی مالکیت از مدیریت، منجر به مشکلات نمایندگی می‌رود. تئوری نمایندگی به دنبال انتشار مقاله جنسن و مک‌لینگ[۹] در سال ۱۹۷۶ موردتوجه گسترده قرار گرفت. یکی از فرضیات اصلی این تئوری، این است که کارگزار و کارفرما باهم تضاد منافع دارند و این احتمال دارد که مدیران ترجیح دهند منابع خود نظیر کسب بیشترین پاداش را به‌جای حداکثر کردن ثروت سهام‌داران دنبال کنند و این امر سبب توجه آن‌ ها بر منافع کوتاه‌مدت و بی‌توجهی به منافع بلندمدت سهام‌داران می‌رود. (نمازی، ۱۳۸۴).

 

۲-۲-۴-۱- رابطه نمایندگی و مشکل نمایندگی

 

تئوری زیر بنایی مربوط ‌به این پژوهش، تئوری نمایندگی است که توسط جنسن و مکلینگ (۱۹۷۶) ارائه شده است. بر اساس این تئوری مدیران، نمایندگان سهام‌داران شرکت بوده و بایستی در جهت منافع آن‌ ها عمل نمایند. رابطه نمایندگی عبارت است از نوعی قرار داد است که طبق آن‌یک یا چند نفر (مالک یا مالکین) شخص دیگری (نماینده یا مدیر) را مأمور به اجرای عملیاتی می‌کنند و در این راستا اختیار اتخاذ برخی تصمیمات را نیز به وی تفویض می‌نمایند (جنسن و مک لینگ، ۱۹۷۶). به عبارت دیگر بر اساس رابطه نمایندگی یک شخص (حقیقی یا حقوقی) مسئولیت تصمیم‌گیری در خصوص توزیع منابع مالی و اقتصادی و یا انجام خدمتی را طی قرارداد مشخصی به شخص دیگری واگذار می‌کند. شخص اول را در اصطلاح، صاحب‌کار (مالک) و شخص دوم را اصطلاحاً نماینده (کارگزار) می‌نامند. با برقراری رابطه نمایندگی هر یک از طرفین رابطه به دنبال حداکثر کردن منافع شخصی خویش می‌باشند که این امر موجب ایجاد مشکل نمایندگی[۱۰] می‌رود. اولین مشکل مربوط به نمایندگی، وجود تضاد منافع بین سهامدار و مدیر است. یعنی سهامدار به دنبال رسیدن به بالاترین مرحله ارزش سرمایه‌گذاری است و مدیر نیز در وهله اول به دنبال افزایش ثروت خود می‌باشد؛ ‌بنابرین‏، این احتمال وجود دارد که مدیر، در راستای منافع سهامدار عمل ننماید. اختلاس و فساد مالی مدیر و خارج ساختن منافع سهامدار از شرکت، نمونه ­هایی افراطی از این تضاد منافع می‌باشند.

 

دومین مشکل نمایندگی، مربوط به ناتوانی سهامدار، در ملاحظه اقدام و عملیات مدیر است. سهامدار نمی‌تواند اقدامات مدیر را به طور روزانه دنبال کند تا مطمئن شود که آیا تصمیم‌گیری‌های مدیر، منطبق با منافع سهامدار است یا خیر؛ ‌بنابرین‏، سهامدار فاقد اطلاعات لازم در خصوص عملیات مدیر است. این حالت را در اصطلاح تئوری نمایندگی «عدم تقارن اطلاعات[۱۱]» می‌نامند. در این صورت اگر از طرف سهامدار روشی جهت کنترل عملیات مدیر به وجود نیاید، فقط مدیر می‌داند که آیا در راستای منافع سهامدار گام برداشته است یا خیر؛ از طرف دیگر، مدیر، نسبت به اقداماتی که در سازمان باید صورت گیرد، بیشتر از سهامدار اطلاع اجرایی دارد. این اطلاع اضافی مدیر، در نظریه نمایندگی «اطلاعات خصوصی[۱۲]» نامیده می‌رود. وجود اطلاعات خصوصی، به عدم تقارن اطلاعات بین سهامدار و مالک می‌افزاید.

 

سومین مشکل نمایندگی، به‌اصطلاح، « اثرات انتخاب نامطلوب[۱۳] » می‌باشد. این مورد زمانی اتفاق می‌افتد که اشخاص تمایل دارند با دارا بودن اطلاعات خصوصی درباره چیزی که نفع آن‌ ها را فراهم می‌سازد، با طرف مقابل، قرارداد منعقد نمایند. به عنوان‌مثال، هنگامی که شخصی بیمار است، ممکن است قرارداد بیمه عمر با شرکت بیمه منعقد نماید و درنهایت نفع شخصی خود را دنبال کند و به شرکت بیمه ضرر و زیان وارد سازد. این مشکل در چارچوب رابطه بین مدیر و سهامدار نیز ممکن است به وجود آید و مدیر به نحوی رفتار نماید تا اطلاعات نادرست و یا غیر کامل به سهامدار منتقل نماید.

 

چهارمین مشکل نمایندگی، در اصطلاح «خطر اخلاقی[۱۴]» نام‌گرفته است. این مشکل وقتی به وجود می‌آید که نماینده، طبق نفع شخصی خود، انگیزه پیدا می‌کند تا از شرایط قرارداد منعقدشده خارج شود؛ زیرا مالک اطلاعات لازم در خصوص اجرای قرارداد و انجام عملیات لازم توسط نماینده را ندارد؛ به عنوان‌مثال، شخصی که اتومبیل خود را بیمه می‌کند و دچار تصادف می‌رود، ممکن است، تصادف، فقط صدمه به سپر اتومبیل زده باشد؛ اما شخص ادعا می‌کند که تصادف به بدنه اتومبیل (که قبلاً صدمه‌دیده بوده است) نیز رسیده است. این خطر، در چارچوب رابطه بین سهامدار- مدیر نیز وقتی به وجود می‌آید که سهامدار نتواند اقدام و عمل مدیر را ملاحظه کند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:49:00 ق.ظ ]




 

    1. – Mc.Dugal ↑

 

    1. – Ibid. ↑

 

      1. – حمید بهزادی: اصول روابط بین الملل و سیاست خارجی، تهران، دهخدا، ۱۳۵۲، ص۴۶ ↑

 

    1. – عمید، حسن، فرهنگ فارسی عمید، جلد دوم، تهران، انتشارات امیرکبیر، ۱۳۶۵، ص۱۴۹۲ ↑

 

    1. – جاسمی، محمد و بهرام، فرهنگ علوم سیاسی، مشهد، انتشارات گوتنبرگ، چاپ اول، ۱۳۵۸، ص۲۵۵ ↑

 

    1. – باغیشنی، غلامرضا، مصونیت سیاسی ‌در کنوانسیون وین ۱۹۶۱، دانشگاه شیراز، ۱۳۷۸، ص۵ ↑

 

    1. – جعفری لنگرودی، محمدجعفر، ترمینولوژی حقوق، تهران، انتشارات گنج دانش، چاپ نوزدهم، ص۶۵۷ ↑

 

    1. – باغیشنی، غلامرضا، ص۶ ↑

 

    1. – نک: منابع حقوق بین الملل. ↑

 

    1. – L.Delbez lES Principes Generaux du Droit International Public. L.G.D.J., Paris,1964,pp.1314. ↑

 

    1. – Grotius ↑

 

    1. – Kant ↑

 

    1. – Hegel ↑

 

    1. – Internationals recht ↑

 

    1. – ضیایی بیگدلی محمدرضا، پیشین، ص۱۰ ↑

 

      1. – برای آشنایی بیشتر نک: شارل روسو، حقوق ملل عمومی، ترجمه دکترمحمدعلی حکمت، در دو جلد، انتشارات دانشگاه تهران، ‌جلد اول، ۱۳۴۷، مقدمه، صص۴۷-۵۵٫ ↑

 

    1. – استاد احمد رشید، اسلام و حقوق بین الملل عمومی، ص۱۱ ↑

 

    1. – ضیایی بیگدلی محمدرضا، پیشین، ص۳۸٫ ↑

 

    1. – ازجمله ابوالحسن علی بن محمد بن خلیل الماوردی (۱۰۹۲-۱۰۱۷م) که کتاب خود را «الاحکام السلطانیه» نام نهاده است. این کتاب مجموعه مقررات حقوق عمومی داخلی و خارجی در اسلام است. ↑

 

    1. – دکتر سید خلیل خلیلیان، حقوق بین الملل اسلامی، ج۱، ص۶۰، به نقل از مجید خدوری درکتاب خود به نام Islamic Law of Nations. ↑

 

    1. – همان، به نقل ازمحمد حمیدالله در کتاب خود به نام Muslem Conduct of state.جلد اول این کتاب با عنوان «حقوق روابط بین‌المللی در اسلام» (آیین جهانداری اسلامی) توسط آقای دکتر سید مصطفی محقق داماد ترجمه شده و در سال ۱۳۷۳ از سوی مرکز نشر علوم اسلامی چاپ ومنتشر شده است. ↑

 

    1. – همان، به نقل از مارسل بوازار در کتاب خود به نام: Humanisme de L,Islam. این کتاب با عنوان «دوستی در اسلام» توسط آقایان محمد حسن مهدوی اردبیلی و دکتر غلامحسین یوسفی ترجمه شده و در سال ۱۳۶۲ از سوی انتشارات طوس چاپ و منتشر شده است. ضمنا فصلهایی از این کتاب با عنوان اسلام در جهان معاصر توسط آقای د.م.ی ترجمه شده و در سال ۱۳۶۱ از سوی دفتر نشر فرهنگ اسلامی چاپ و منتشر شده است. ↑

 

    1. -محمدرضا ضیایی بیگدلی، اسلام و حقوق بین الملل، چاپ یازدهم، ص۲۳٫ ↑

 

    1. – مارسل بوازار، ترجمه، د.م.ی، ص۲۷۰٫ ↑

 

    1. – M.Bosiard, Humanisme de L,Islam , pp.203-204. ↑

 

    1. – ضیایی بیگدلی محمدرضا، اسلام و حقوق بین الملل، گنج دانش، ۱۳۸۵، ص۸۳ ↑

 

    1. – مجید خدوری- هربرت ج. لیبستی، حقوق در اسلام، ترجمه زین العابدین رهنما، ص۳۹۷٫عنوان اصلی این کتاب، «حقوق ‌در خاورمیانه» است که توسط مؤسسه‌ خاورمیانه در واشنگتن دی سی ایالات متحده امریکا منتشر شده است. ↑

 

    1. – استاد احمد رشید، اسلام و حقوق بین الملل عمومی، ترجمه دکتر حسین سیدی، صص۸۵-۸۴ ↑

 

    1. – همان، ص۸۵، به نقل از محمد بن حسن شیبانی، السیر الکبیر، ج۲، ص۲۴٫ ↑

 

    1. – ابن اسحاق،سیرت رسول الله مشهور به سیرت النبی،ترجمه و انشای رفیع الدین اسحاق ابن محمد همدانی ، نصف دوم، ص۱۰۵۹، همچنین تاریخ طبری، محمد بن جریر طبری،تاریخ تبری یا تاریخ الرسل و ملوک، ترجمه ابوالقاسم پاینده ،ج۴، ص۱۲۷۳ ↑

 

    1. – ابوالحسن علی بن حسین مسعودی، مروج الذهب و معادن الجواهر، ترجمه ابوالقاسم پاینده، ج۱، ص۶۵۹٫ ↑

 

    1. – تاریخ طبری، پیشین، ج۶، ص۲۳۴۸ ↑

 

    1. – برای نمونه جواهر الکلام، ج۲۱، شیخ محمد حسن النجفی،بیروت ۱۹۸۱ م ، ص۷۷ ↑

 

    1. – محمد حمیدالله، پیشین، ص۲۷۴، به نقل از سرخسی، شرح السیر الکبیر، ج۴، ص۶۷٫ ↑

 

    1. – صدر جواد، حقوق بین الملل ‌و دیپلماتیک، چاپ تهران، ص۹ ↑

 

    1. – میرمحمدی سید مصطفی، مصونیت ها و مزایای هیاتهای نمایندگای دولت‌ها نزد سازمان بین الملل، ۱۳۷۸، ص۲۹۳ ↑

 

    1. – practical handbook for diplomats ترجمه هوشنگ امیری، تهران، وزارت امور خارجه، ۱۳۸۴= ۲۰۰۵ م. ↑

 

    1. – Diplon ↑

 

    1. – practical handbook for diplomats ترجمه هوشنگ امیری، تهران، وزارت امور خارجه، ۱۳۸۴= ۲۰۰۵ م. ↑

 

    1. – واژه نامه معروف دانشگاه آکسفورد ↑

 

    1. – E.satow در راهنمای اجرای دیپلماسی (انگلیسی) ۱۹۵۸ ↑

 

    1. – A.Rivier در اصول حقوق ملل ↑

 

    1. – F.Decalliere در طریقه مذاکره با سلاطین (فرانسه) ۱۷۱۶ ↑

 

    1. – C.Martens «راهنمای دیپلماتیک» (آلمانی) ۱۸۶۶ ↑

 

    1. – practical handbook for diplomats ترجمه هوشنگ امیری، تهران، وزارت امور خارجه، ۱۳۸۴= ۲۰۰۵ م. ↑

 

    1. – جواد محمد جعفر، دیپلماسی نوین: آر. پی بارستون، ترجمه عضو هیات علمی دانشگاه تهران، ۱۳۷۹،ص۷ ↑

 

    1. – جواد محمد جعفر، دیپلماسی نوین: آر. پی بارستون، ترجمه عضو هیات علمی دانشگاه تهران، ۱۳۷۹،ص۷ ↑

 

    1. – جواد محمدجعفر، دیپلماسی نوین، آر، پی، بارستون، ترجمه عضو هیات علمی دانشگاه تهران، ۱۳۷۹ ↑

 

    1. – صدر جواد، حقوق دیلماتیک و کنسولی، ۱۳۷۱، ص۱ ↑

 

    1. – کتاب «طریقه مذاکره با سلاطین» در ۱۷۱۶ از فرانسیس کالیر. یکی از دیپلمات های معروف فرانسه در زمان سلطنت لویی۱۴٫ ↑

 

    1. صدر جواد، پیشین، ص۳ ↑

 

    1. – صدر جواد، پیشین، ص «ز» ↑

 

    1. – ضیائی بیگدلی، حقوق بین الملل عمومی، پیشین، ص۳۸۹ ↑

 

    1. – توافق: یعنی رضایت دوطرف، رضایت دو دولت ↑

 

    1. – مقدمه ماده ۲ عهدنامه ۱۹۶۱ روابط دیپلماتیک بین دولت‌ها می شناسد. ↑

 

    1. – ضیائی بیگدلی، محمدرضا، پیشین، ص۳۹۰ ↑

 

    1. – صدر جواد حقوق دیپلماتیک و کنسولی، چاپ دانشگاه تهرانف خرداد۱۳۷۱، ص۹ ↑

 

    1. – صدر جواد، پیشین، ص۹ ↑

 

    1. – صدر جواد، پیشین، ص۱۰ ↑

 

    1. – در اسپانیا تا اواخر حکومت فرانکو، این امتیاز متاثر از نفوذ روحانی پاپ درتوده مردم اسپانیا بود. ↑

 

    1. – Aix la Chappell یا Aachen در آلمان غربی ↑

 

    1. – Pan American or Inter American سازمانی بین کشورهای آمریکای جنوبی و مرکزی و شمالی (به استثنای کانادا) است که بعد از جنگ جهانی اخیر ‌به این تغییر یافته است: سازمان کشورهای آمریکایی Organization of American States (OAS) ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:10:00 ق.ظ ]




 

ج) طرح تحقیق پژوهش حاضر از نوع پس رویدادی است، یعنی بر مبنای تجزیه‌و تحلیل اطلاعات گذشته و تاریخی (صورت‌های مالی شرکت‌ها) انجام‌شده است. روش پژوهش این تحقیق ازنظر ماهیت و محتوا از نوع ریاضی است که با بهره گرفتن از داده های ثانویه مستخرج از صورت‌های مالی شرکت‌های پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران به تحلیل رابطه‌ ریاضی پرداخته ‌شده است.

 

جامعه آماری

 

الف) زمانی: قلمرو زمانی در این تحقیق اطلاعات سال ۸۸-۹۲ است، زیرا این تحقیق بر اساس آخرین اطلاعات در دسترس شرکت‌ها ‌در مورد مدیریت سرمایه در گردش آن‌ ها انجام‌شده است.

 

ب) مکانی: جامعه آماری عبارت است از: مجموعه‌ای از افراد، اشیاء؛ یا پدیده‌هایی که معین دوبه‌دو متمایز و اقلاً دریک صفت آماری مشترک باشند. ازآنجایی‌که شرکت‌های بورس اوراق بهادار تهران مشمول مقررات خاص سازمان بورس می‌باشند، انتظار می‌رود اطلاعات تهیه‌شده از سوی این شرکت‌ها از انسجام، قابلیت اعتماد و کیفیت بالاتری برخوردار باشند. لذا جامعه آماری این تحقیق شامل شرکت‌های منتخب فعال در صنعت مواد دارویی بورس اوراق بهادار تهران بوده است که طی دوره زمانی تحقیق کلیه اطلاعات مالی آن‌ ها در بورس ارائه شده است. جامعه آماری در این تحقیق کلیه شرکت‌های صنعت مواد دارویی پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران است که دارای شرایط زیر باشد:

 

    1. به لحاظ افزایش قابلیت مقایسه دوره مالی آن منتهی به اسفندماه باشد.

 

    1. طی سال‌های موردمطالعه تغییر فعالیت یا تغییر سال مالی نداده باشد.

 

  1. داده های موردنظر آن در دسترس باشد.

ج) موضوعی: در این پژوهش عوامل مؤثر بر تعیین سطح سرمایه‌گذاری در سرمایه در گردش شرکت‌های فعال در صنعت داروئی پذیرفته‌شده در بورس اوراق بهادار تهران ارزیابی‌شده است. با اعمال محدودیت‌ها جامعه آماری به عنوان شرکت‌های منتخب بورسی، ۲۲ شرکت تعریف‌شده است.

 

نمونه آماری

 

با توجه به اینکه در این تحقیق کل جامعه موردنظر موردبررسی قرار می‌گیرند و همچنین روش استنتاج توصیفی تحلیلی می‌باشد، لذا در این تحقیق نمونه‌گیری نداریم و کل اعضای جامعه مورد سرشماری قرارگرفته است.

 

روش گردآوری داده ها

 

۱) روش مطالعه کتابخانه‌ای : از این روش برای تبیین مبانی نظری تحقیق و گردآوری پیشینه تحقیق استفاده می‌شود . در این راستا کتاب‌ها، پایان‌نامه‌ها، و مقاله های فارسی و انگلیسی موردبررسی و استفاده قرارگرفته است .

 

۲) روش مطالعه اسناد و مدارک : به منظور دستیابی به داده های موردنیاز برای پردازش سوالات تحقیق، از روش مطالعه اسناد و مدارک با توجه به اطلاعات ارائه شده شرکت‌ها استفاده شده است . در این راستا، صورت‌های مالی و یادداشت‌های توضیحی شرکت‌ها مورداستفاده قرارگرفته است .

 

۳) کاوش اینترنتی : برای تبیین بخشی از مبانی نظری تحقیق و گردآوری پیشینه تحقیق استفاده شده است .

 

ابزار گردآوری داده ها

 

الف) فیش : برای ثبت و ضبط مطالب به دست‌آمده در بررسی اسناد و مدارک در مطالعات کتابخانه‌ای که اعتبار و پایایی خود را در سطح بالایی حفظ می‌کند، استفاده شده است.

 

ب) جدول : جهت تلخیص داده ها با بهره گرفتن از اطلاعات شرکت‌ها و با توجه به اسناد و مدارک ارائه شده توسط آن‌ ها به سازمان بورس اوراق بهادار تهران از جداول تلخیص داده ها استفاده شده است .

 

روش‌های تجزیه‌و تحلیل داده ها

 

معمولاً در تحقیقات اقتصادی و اجتماعی به دلیل ماهیت کار و مقیاس متغیرهای موردسنجش، با حجم زیادی از متغیرها (گویه ها) روبرو هستیم. از طرفی، محقق برای تحلیل بهتر و دقیق‌تر داده ها و رسیدن به نتایجی علمی‌تر و درعین‌حال عملیاتی‌تر، به دنبال آن است که ازیک‌طرف حجم داده ها را کاهش دهد و از طرف دیگر ساختار جدیدی را برای داده های خود تشکیل دهد و بر اساس فضای مفهومی دیگری، غیر ازآنچه خود در بخش چهارچوب نظری در نظر گرفته است، به تحلیل داده ها و تفسیر نتایج بپردازد. به عبارتی، در اینجا، محقق درصدد آزمون انطباق بین سازه نظری و سازه تجربی تحقیق می‌باشد.

 

هدف اصلی روش‌شناسی تحلیل عاملی، مطالعه نظم و ساختار موجود در داده های چند متغیره است. (توکر و مک کالوم، ۱۹۹۷،ص۲۰۰۰) [۷۷]یعنی تعیین تعداد و ماهیت عامل‌های مشترک و انگاره تأثیر آن‌ ها بر ویژگی‌های سطحی تحلیل عاملی با آزمون انگاره همبستگی ( یا کوواریانس ) بین متغیرهای مشاهده‌شده اجرا می‌شود. در این تحلیل، متغیرهایی که همبستگی بالایی (چه مثبت و چه منفی) باهم دارند، احتمالاً تحت تأثیر عامل‌های یکسان هستند، اما متغیرهایی که نسبت به هم تقریباهمبستگی ندارند، از عامل‌های متفاوتی تأثیر می‌پذیرند (دی کاستر، ۱۹۸۵، ص۲۵) [۷۸]. تحلیل عاملی تکنیکی آماری است که برای برآورد عامل‌ها یا متغیرهای پنهان (مکنون) ازیک‌طرف، و کاهش تعداد زیادی متغیر به تعداد کمتری عامل از طرف دیگر به کار می‌رود. ‌بنابرین‏، روش تحلیل عاملی با این هدف به‌کاربرده می‌شود که حتی‌المقدور از تعداد زیادی متغیر مشاهده‌شده، شمار معدودی عامل بیرون کشیده شده که هر یک از این عوامل از روی متغیرها و معنی آن‌ ها تفسیر می‌شوند. تحلیل عاملی شمار زیادی از متغیرها را به یک سری عامل‌های با حجم کمتر کاهش می‌دهد. به همین خاطر، روش تحلیل عاملی به عنوان یک روش مستقل و غیر وابسته، قلمداد می‌شود. یعنی درصدد فرض شناسایی یک متغیر وابسته نیست. دو نوع تحلیل عاملی وجود دارد که هردوی آن‌ ها با رایج‌ترین روش استخراجی یعنی روش تحلیل مؤلفه‌های اصلی انجام می‌شوند. ۱) تحلیل عاملی اکتشافی ۲) تحلیل عاملی تأییدی

 

تحلیل عاملی اکتشافی

 

تحلیل عامل اکتشافی، رایج‌ترین شکل تحلیل عاملی است که توسط چارلز اسپیرمن در سال ۱۹۰۴ ابداع شد و در سال ۱۹۲۷ توسط خود او توسعه یافت.

 

در این نوع تحلیل عاملی، درصددیم تا ساختار زیربنایی مجموعه نسبتاً بزرگی از متغیرها را کشف کنیم. پیش‌فرض اولیه محقق در این نوع تحلیل، آن است که هر متغیری ممکن است با هر عامل ارتباط داشته باشد. به عبارتی، محقق در این روش، هیچ تئوری اولیه‌ای ندارد وسعی می‌کند تا از بارهای عامل برای کشف ساختار عاملی داده استفاده کند.

 

‌بنابرین‏ ما می‌توان گفت که دو هدف اصلی تحلیل عامل اکتشافی عبارت‌اند از :

 

۱- تعیین تعداد عامل‌های مشترک که بر مجموعه‌ای از متغیرها تأثیر می‌گذارند.

 

۲- تعیین شدت رابطه بین هر عامل و هر متغیر مشاهده‌شده .

 

تحلیل عاملی تأییدی:

 

مهم‌ترین هدف تحلیل عاملی تأییدی، تعیین میزان توان مدل عامل از قبل تعریف‌شده یا مجموعه‌ای از داده های مشاهده‌شده است. به عبارتی، تحلیل عاملی تأییدی درصدد تعیین مسئله است که آیا تعداد عامل‌ها و بارهای متغیرهایی که روی این عامل‌ها اندازه‌گیری شده‌اند، با آنچه بر اساس تئوری و مدل نظری انتظار می‌رفت، انطباق دارد.

 

مدل تحقیق

 

در این بخش از روش تحقیق، مدل تحقیق به عنوان چارچوب کلی تعریف متغیرها، نحوه اندازه‌گیری، دسته‌بندی آن‌ ها، رابطه بین متغیرها و نحوه برآورد این رابطه از دو بیان ریاضی و مفهومی استفاده شده است.

 

مدل مفهومی تحقیق

 

اهرم مالی

 

رشد شرکت

 

اندازه شرکت

 

اندازه هیئت‌مدیره

 

سودآوری

 

عمر شرکت

 

شرایط اقتصادی

 

تغییرات سود

 

عینی بودن دارایی‌ها

 

استقلال هیئت‌مدیره

 

جریان نقدی عملیاتی

 

سرمایه‌گذاری در سرمایه در گردش(متغیر وابسته)

 

متغیرهای مستقل

 

مدل ریاضی تحقیق

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:31:00 ق.ظ ]




 

      1. عسکری ، پوریا ، حق شرط برمعاهدات حقوق بشری ، تهران ، انتشارات شهردانش ، ۱۳۹۰ ، ص ۱۳۳ ↑

 

    1. عسکری ، پوریا ، حق شرط برمعاهدات حقوق بشری ، تهران ، انتشارات شهردانش ، ۱۳۹۰ ، ص ۱۳۳ ↑

 

    1. عسکری ، پوریا ، حق شرط برمعاهدات حقوق بشری ، تهران ، انتشارات شهردانش ، ۱۳۹۰ ، ص۱۳۳ ↑

 

    1. . عسکری ، پوریا ، حق شرط برمعاهدات حقوق بشری ، تهران ، انتشارات شهردانش ، ۱۳۹۰ ، ص ۱۳۹ ↑

 

    1. عسکری ، پوریا ، حق شرط برمعاهدات حقوق بشری ، تهران ، انتشارات شهردانش ، ۱۳۹۰ ، ص ۳۶ و ص ۳۷ ↑

 

    1. الیاسی ، مرتضی ، « حق شرط برمعاهدات بین‌المللی » ، مجله معرفت ، ش ۸۲ ، ۱۳۸۳ ، ص ۷۴ ↑

 

    1. مجله ی حقوقی نشریه ی خدمات حقوقی بین‌المللی ج.ا.ا. ، ش ۲۸ ، ۱۳۸۲ ، ص۳۲ و ص ۳۴ ↑

 

    1. الیاسی ، مرتضی ، «حق شرط برمعاهدات بین‌المللی» ، مجله معرفت ، ش ۸۲ ، ۱۳۸۳ ، ص ۷۴ ↑

 

    1. ضیایی بیگدلی ، محمد رضا ، حقوق معاهدات بین‌المللی ، تهران ، انتشارات گنج دانش، ۱۳۸۳ ، ص ۱۰۴ ↑

 

    1. سیدی ، آزاد ، حق شرط بر کنوانسیون امحای کلیه ی اشکال تبعیض علیه زنان ، پایان نامه کارشناسی ارشد حقوق بین الملل ، دانشگاه علامه طباطبایی ، ۱۳۸۲ ، ص۲۸۹ و ص ۲۹۰ ↑

 

    1. ۲۶ http:// pajoohe.com ↑

 

    1. الیاسی ، مرتضی ، «حق شرط بر معاهدات بین‌المللی» ،مجله معرفت ، ش ۸۲ ، ۱۳۸۹ ، ص ۷۷ ↑

 

    1. الیاسی ، مرتضی «حق شرط بر معاهدات بین‌المللی» ، مجله معرفت ، ش ۸۲ ، ۱۳۸۹ ، ص ۷۷ ↑

 

    1. احمد بسول ، لبیب ، معاهدات بین‌المللی دراسلام نظریه و عمل از دیدگاه حقوق بین الملل اسلامی در مکاتب اهل تسنن ، ترجمه مهدی شفیعیان ، تهران ، انتشارت دانشگاه امام صادق (ع) ، ۱۳۸۹ ، ص ۲۲۲ ↑

 

    1. مجله ی حقوقی دفترخدمات حقوق بین الملل جمهوری اسلامی ایران ، شماره ۶ ، ۱۳۶۵ ، ص ۷۸ ↑

 

    1. با استنباط ازمجله ی حقوقی دفترخدمات ریاست جمهوری ، شماره ۶ ، ۱۳۶۵ ، ص ۸۰ ↑

 

    1. مجله ی حقوقی دفتر خدمات حقوق بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران ، شماره ۶ ، ۱۳۶۵ ↑

 

    1. احمد بسول ، لبیب ، معاهدات بین‌المللی دراسلام نظریه و عمل از دیدگاه حقوق بین الملل اسلامی در مکاتب اهل تسنن ، ترجمه مهدی شفیعیان ، تهران ، انتشارت دانشگاه امام صادق (ع) ، ۱۳۸۹ ، ص ۲۳۱ ↑

 

    1. آیه ی ۹۱نحل ↑

 

    1. احمد بسول ، لبیب ، معاهدات بین‌المللی دراسلام نظریه و عمل از دیدگاه حقوق بین الملل اسلامی در مکاتب اهل تسنن ، ترجمه مهدی شفیعیان ، تهران ، انتشارت دانشگاه امام صادق (ع) ، ۱۳۸۹ ، ص ۲۲۲ ↑

 

    1. احمد بسول ، لبیب ، معاهدات بین‌المللی دراسلام نظریه و عمل از دیدگاه حقوق بین الملل اسلامی در مکاتب اهل تسنن ، ترجمه مهدی شفیعیان ، تهران ، انتشارت دانشگاه امام صادق (ع) ، ۱۳۸۹ ، ص ۲۲۴ ↑

 

    1. عنایت ، حسین ، « تنظیم معاهدات بین‌المللی درحقوق کنونی ایران و مطالعه ی تطبیقی آن با فقه اسلامی » ، دفترخدمات حقوقی بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران ، ۱۳۷۰ ، ص ۱۷ ↑

 

    1. عنایت ، حسین ، « تنظیم معاهدات بین‌المللی درحقوق کنونی ایران و مطالعه ی تطبیقی آن با فقه اسلامی » ، دفترخدمات حقوقی بین‌المللی جمهوری اسلامی ایران ، ۱۳۷۰ ، ص ۷۰ ↑

 

    1. مجله ی حقوقی دفترخدمات حقوقی بین الملل جمهوری اسلامی ایران ، شماره ۶ ، ۱۳۶۵ ↑

 

    1. سرتیپی ، حسین ،« استفاده ‌از موازین بنیادین حق شرط در سند تأسيس سازمان‌های بین‌المللی با تکیه بر کنوانسیون معاهدات » ، نشریه ی علوم سیاسی راهبرد ، ش ۶۱ ، ۱۳۹۰ ، ص ۶۹ ↑

 

    1. عسکری ، پوریا ، حق شرط برمعاهدات حقوق بشری ، تهران ، انتشارات شهردانش ، ۱۳۹۰ ، ص ۲۷ ↑

 

    1. سرتیپی ، حسین ، « استفاده ‌از موازین بنیادین حق شرط در سند تأسيس سازمان‌های بین‌المللی با تکیه بر کنوانسیون معاهدات » ، نشریه ی علوم سیاسی راهبرد ، ش ۶۱ ، ۱۳۹۰ ، ص ۶۹ و ص ۷۰ ↑

 

    1. سرتیپی ، حسین، « استفاده ‌از موازین بنیادین حق شرط در سند تأسيس سازمان‌های بین‌المللی با تکیه بر کنوانسیون معاهدات » ، نشریه ی علوم سیاسی راهبرد ، ش ۶۱ ، ۱۳۹۰ ، ص ۷۱ ↑

 

    1. ۴۴ ضیائی بیگدلی، محمد رضا،حقوق معاهدات بین‌المللی ، انتشارات گنج دانش، سال ۱۳۸۳،ص ۹۹ ↑

 

    1. ضیائی بیگدلی ، محمد رضا ، حقوق معاهدات بین‌المللی ، تهران ، انتشارات گنج دانش ، ۱۳۸۳ ، ص ۹۹ ↑

 

    1. الیاسی ، مرتضی ، «حق شرط برمعاهدات بین‌المللی» ، مجله معرفت ، ش ۸۲ ، ۱۳۸۳ ، ص ۷۸ ↑

 

    1. الیاسی ، مرتضی ، «حق شرط برمعاهدات بین‌المللی» ، مجله معرفت ، ش ۸۲ ، ۱۳۸۳ ، ص ۷۹ ↑

 

    1. رجول ، کاترین ، «حق شرط برمعاهدات و تفسیر کلی شماره ی (۵۲) ۲۴کمیته حقوق بشر» ، ترجمه توکل حبیب زاده ، مجله حقوقی دفتر خدمات حقوقی بین‌المللی جمهوری اسلامی، ش ۳۲ ، ۱۳۸۴ ، ص ۹۹ ↑

 

    1. حبیب زاده ، توکل ، «جمهور ی اسلامی ایران وحق شرط برمعاهدات بین‌المللی حقوق بشر» ، ‌فصل‌نامه ی پژوهشی امام صادق (ع) ، ش ۲۴ ، ۱۳۸۳ ، ص ۱۱۳ ↑

 

    1. ۵۰Imbert ↑

 

    1. رجول ، کاترین ، «حق شرط برمعاهدات و تفسیر کلی شماره ی (۵۲) ۲۴کمیته حقوق بشر» ، ترجمه توکل حبیب زاده ، مجله حقوقی دفتر خدمات حقوقی بین‌المللی جمهوری اسلامی، ش ۳۲ ، ۱۳۸۴ ، ص ۱۰۲ ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[یکشنبه 1401-09-20] [ 11:53:00 ب.ظ ]




در بودجه مالی توجه به جنبه‌های مالی می‌باشد و هدف از تهیه بودجه پیش‌بینی درآمدها و هزینه ها بوده و هزینه ها بر مبنای برآورد درآمدها تعیین می‌گردد. در این نوع بودجه جریانات نقدی ورودی و خروجی دارای اهمیت زیادی می‌باشد.

 

در بودجه زمانی اهمیت بر زمان انجام کار می‌باشد. بعد زمان در مقابل نوع تصمیمات موردنظر یک عامل منحصربه فرد و کاملاً به خصوصی است. داشتن یک دید منطقی و منظم از جهت محسوب داشتن عامل زمان در جریان برنامه ریزی و اخذ تصمیم بسیار ضروری می‌باشد.

 

در بررسی جنبه زمانی برنامه ریزی، بایستی با دقت کافی به تفکیک مسائل مربوط به گذشته و آینده توجه نمود. نتایج تصمیمات اتخاذ شده در گذشته مبنای تصمیمات آینده به شمار می‌روند. بر اساس تجربیات گذشته زمان لازم برای هر یک از پروژه ها تعیین و باید در چارچوب زمانی خود نیز به به انجام برسد. ‌بنابرین‏ می توان نتیجه گرفت بودجه بندی در کل و بودجه زمانی به طور خاص یکی از ابزارهای برنامه ریزی و کنترل بوده که اگر به نحو مطلوبی طراحی گردد منافع متعددی از آن حاصل می شود. حسابرسی نیز از این مقوله خارج نمی باشد. مؤسسات حسابرسی نیز مانند سایر سازمان‌ها از بودجه و سیستم‌های بودجه بندی برای برنامه ریزی و کنترل فعالیت خود استفاده می نمایند. در این حالت بودجه زمانی نقش محوری در سیستم‌های کنترل پروژه های حسابرسی ایفا می‌کند. استفاده از بودجه زمانی در برنامه ریزی و کنترل بسیار رایج و فراگیر می‌باشد.( مهرانی،۱۳۷۹)

 

۲-۶-۲)نقش بودجه: بودجه چندین نقش را ایفا می‌کند :

 

اول: آن ها نتیجه نهایی فرایند برنامه ریزی شرکت هستند. از آنجایی که بودجه ها نتیجه مباحثات بین اعضای مسئول سازمان هستند، نشانگر توافق عام ‌در مورد اهداف عملیاتی آینده شرکت هستند.

 

Rananaus kas, 2002))

 

دوم: آن ها برنامه کار شرکت برای عملیات هستند و نشانگر اولویت بندی در تخصیص منابع سازمانی می‌باشند. بودجه ها نشان می‌دهند که چگونه واحد های فرعی سازمان برای دستیابی به اهداف کل شرکت فعالیت می‌کنند. Rananaus kas, 2002))

 

سوم: آن ها به عنوان یک ابزار ارتباطی داخلی عمل می‌کنند که بخش‌های مختلف سازمان را با یکدیگر و با مدیریت ارتباط می‌دهند. ارتباط بودجه ای از مدیریت ارشد به طرف سطوح پایین تر سازمانی به صورت انتظارات عملکردی و استانداردها و از پایین به بالا به شکل گزارشاتی که حاوی نتایج کار هستند، جاری می‌شوند. ارتباط افقی بخش‌ها با یکدیگر برای هماهنگی و تسهیل فعالیت‌های شرکت صورت می‌گیرد. ارتباط از بخش‌ها به مدیریت ارشد شامل توضیح عملکرد در رسیدن به هدف بودجه یا انحراف از آن برقرار می شود. Rananaus kas, 2002))

 

چهارم: بودجه با بیان اهداف به شکل معیارهای عملکردی که قابل محاسبه هستند، به عنوان استانداردهایی برای مقایسه نتایج واقعی محسوب می‌شوند. این مطلب، اساسی برای ارزیابی عملکرد هزینه و سود مدیران اصلی می‌باشد Rananaus kas, 2002))

 

پنجم: آن ها به عنوان ابزار کنترلی محسوب می‌شوند که به مدیریت اجازه می‌دهند تا نقاط قوت و ضعف محیط سازمان را ارزیابی کند. این موضوع مدیریت را قادر می‌سازد تا اقدامات اصلاحی مناسب را اجرا کند. Rananaus kas, 2002))

 

ششم: بودجه تلاش می‌کند که بر مدیران و کارکنان اثر گذاشته و در آن ها برای عملکرد کارا و مؤثر و هماهنگ با اهداف سازمانی ایجاد انگیزه نماید. Rananaus kas, 2002))

 

۲-۶-۳)مزایای بودجه: بودجه دارای مزایای متعددی است که از آن جمله میتوان به موارد ‌زیر اشاره کرد : تثبیت منظم اهداف سازمانی و تعیین استرتژی های واقعی به منظور تحقق ‌هدف‌های‌ مذبور در ابعاد زمانی

 

    1. تطبیق وظایف سازمان یافته با اشخاص معین از طریق تعیین اختیارات و مسئولیت ها

 

    1. تشخیص و تعیین نیروی انسانی مورد نیاز

 

    1. اعمال رهبری پویا در اداره امور و به ثمر رساندن برنامه ها

 

  1. خلق یک محیط مناسب برای انگیزش مثبت افراد. (مهرانی، ۱۳۷۹)

۲-۶-۴)تجزیه و تحلیل کارکردی بودجه:

 

بر طبق نظریه مرتون فعالیت یا نتیجه یک فعالیت هنگامی کارکردی محسوب می شود که توانایی دستیابی سیستم، برای رسیدن به هدف مطلوب را افزایش دهد و هنگامی غیرکارکردی است که مانع رسیدن به هدف شود. اساساً یک سیستم بودجه مدیریت را قادر می‌سازد که به طور مؤثر برنامه ریزی، هماهنگی و کنترل و ارزیابی فعالیت‌ها را در یک واحد تجاری انجام دهد. انجام این عمل نتایج آشکار کارکردی بودجه می‌باشد. هر سیستمی که شامل انگیزش و کنترل نیروی انسانی باشد، جنبه‌های غیرکارکردی دارد. زیرا به سادگی نمی توان دلیل رفتار انسان را پیش‌بینی و یا با اطمینان کنترل نمود. (نجاتی غفوری، ۱۳۷۵)

 

۲-۶-۵)انگیزش: موضوع انگیزش کارکنان بی شک یکی از مهمترین موضوعات برای مدیران است. نیازها، توانایی‌ها، صفات و همچنین ادراکات کارکنان بر چگونگی رفتار تأثیر می‌گذارد. مدران باید تأثیرات مختلف را شناسایی و از تعامل این تأثیرات با یکدیگر آگاهی یابند. ‌بنابرین‏ رفتار کارکنان از جهات مختلف دارای اهمیت است. تکنیک‌های انگیزشی باید افراد را تشویق به پیوستن و ماندن در سازمان کند و موقعیتهایی فراهم کند تا افراد به طریق مطمئن عمل کنند، بیندیشند و از فرصت‌های منحصربه فرد بهره برداری کنند.

 

دومین دلیل توجه به انگیزش ماهیت فراگیر، نافذ و گسترده مفهوم آن است. انگیزش نشان دهنده یک پدیده بسیار پیچیده است که از طرفی بر تعداد بی شماری از عوامل در محیط سازمان اثر می‌گذارد و خود نیز تحت تأثیر این فاکتورهای مختلف قرار می‌گیرد. درک عمیق این مفهوم مستلزم آن است که توجه خاصی ‌به این پرسش شود که « علت رفتار چیست؟ »

 

پاسخ ‌به این سوال ، رفتار کاری پرسنل و وقوع چنین رفتارهایی را برای یک سازمان مشخص می‌کند. ‌بنابرین‏ شناخت موضوع انگیزش برای درک ‌کامل تری از اثرات این متغیرها در سایر فاکتورها ( مانند، شغل، سیستم‌های دستمزد و پاداش) به علت ارتباط آن ها با عملکرد، رضایت و … ضرورت دارد. (رحیمی نیک اعظم، ۱۳۷۴)

 

۲-۶-۵-۱)مکاتب فکری ‌در مورد انگیزش:

 

به طور کلی می توان گفت دو مکتب اساسی اندیشه ‌در مورد انگیزش کارکنان وجود دارد که می توان آن ها را به مکاتب شناختی ( ادراکی ) و غیرشناختی تقسیم نمود. مدل‌های شناختی بر این فرض مبتنی می‌باشد که افراد غالباً ‌در مورد رفتار خود آگاهانه تصمیم می گیرند، ‌بنابرین‏ تئوری‌های شناختی بر مکانیسم داخلی و چگونگی و چرایی رفتار تأکید دارند. در حالی که مدل‌های غیرشناختی معتقدند که می توان رفتار را بدون شناخت فرایندهای درونی تفکر پیش‌بینی نمود، ‌بنابرین‏ این دیدگاه عمدتاًً به واکنش افراد در برابر محرک محیط توجه داشته و لزومی به بررسی فرایندهای داخلی نمی بیند. از مهمترین تئوری‌های شناخت می توان به تئوری تعیین هدف[۳۰]، تئوری استناد[۳۱]، تئوری انتظارات[۳۲] ( ارزش- وسیله – انتظار ) و تئوری برابری یا عدالت نسبی[۳۳] اشاره کرد.

 

۲-۶-۵-۱-۱)تئوری تعیین هدف:

 

طبق تئوری تعیین هدف، رفتار نتیجه هدفها و مقاصد خودآگاه می‌باشد. به عبارت دیگر تعیین هدف بر رفتار کارکنان اثر می‌گذارد. با قبول این فرض باید فرایندهایی را که کارکنان با بهره گرفتن از آن ها ‌هدف‌های‌ خود را تعیین و سپس در جهت دستیابی به آن فعالیت می‌کنند، شناخت. شکل زیر این تئوری را تشریح می کند. (مهرانی،۱۳۷۹)

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:34:00 ب.ظ ]




یکی از راه‌هایی که سطح صمیمیت بین همکاران را توسعه می‌دهد «تواضع» است و به معنی فروتنی است و یک حالت درونی است که انسان به واسطه آن خود را غرق نیاز و بنده کوچک در مقابل خدا می‌بیند و هرکس چنین حالتی را در خود احساس می‌کند، نشانه خضوع و خشوع است.

 

حضرت علی (ع) در خطبه ۱۹۳ به همام یکی از یاران خود در وصف متقین می‌فرماید.

 

«مشهیم التواضع» یعنی مشی و روش کلی آن ها در زندگی تواضع است و اگر زمینــــه خودنمایی و خودبزرگ‌بینی فراهم شود تواضع بلافاصله آن را سرکوب می‌کند (لاریجانی، ۱۳۶۹).

 

یکی دیگراز راه‌های ایجاد صمیمیت، داشتن «سعه صدر» است. سعه به معنی گشادگی و صدر به معنی سینه است اما نه سینه ظاهر، بلکه مقصود همان روح متعالی بشر است. چنانچه فرد بتواند در مقابل سختی‌ها و مشکلات با حوصله و بااعتقاد قلبی در راه خدا قدم بردارد، یک نوع رضایت و ایمان قلبی حاصل می‌شود به گونه‌ای که هرگز تسلیم پیشامدهای ناگوار و مشکلات نمی‌شود. قرآن در این خصوص می‌فرماید: «الم نشرح لک صدرک» (سوره انشراح آیه یک) ما به رسول خویش نیروی خویشتن‌داری عنایت کردیم تا تاب و تحمل سخنـان زشت و سنگ‌اندازی­های گوناگون مشرکین و کفار را داشته باشد(همان).

 

۵- فضای ارزشی سازمان: ارزش‌ها نمایانگر عقاید و اصولی هستند که از نظر فردی یا اجتماعی نوعی رفتار برتر شمرده می‌شوند و بر نگرش‌ها و رفتار فرد اثر می‌گذارند.

 

وقتی ارزش‌های فردی را برحسب میزان شدت فهرست می‌کنیم، سیستم ارزشی شخص به دست می‌آید. ارزش‌ها، اصولاً در نخستین سال‌های زندگی به وجود می‌آید که از پدر، مادر، معلم و دوست کسب می‌گردد. دیدگاه ارزشی به ما می‌گوید: چه چیزی درست یا چه چیزی نادرست است.

 

ارزش‌ها به صورت ثابت، پایدار و بادوام هستند و در مقایسه با نگرش‌ها از دامنه گسترده‌تری برخوردارند.

 

به عبارت دیگر، نگرش در مقایسه با ارزش، خصوصی‌تر، محدودتر و بیشتر برای بیان یک ایده و نظر کاربرد دارد. فضای سازمانی و ارزش‌های حاکم بر محیط کار عاملی است که فرد را ترغیب به ماندگاری در سازمان می‌کند. هرقدر فضای سازمانی با ایده ها و عقاید فکری فرد بیشتر همسو و هماهنگ باشد سطح روحیه بالاتر خواهد بود.

 

«توکل» نوعی ارزش متعالی است، توکل به معنی واگذاشتن کار به دیگری و منظور از توکل در اینجا، واگذارکردن کار به خدا است. در حقیقت یکی از شرایط تقوی، توکل به خدا است بدین معنا که غیر خدا را رها کنیم و تنها به رشته امید او چنگ زنیم.

 

قرآن می‌فرماید: «ومن یتوکل علی الله فهوحسبه» (سوره طلاق آیه ۳) هرکس به خدا توکل کند خدا برای او کافی استبنابراین، معنی توکل این نیست که دست از همه کارها باید کشید و آن را به خداوند واگذار کرد بلکه انسانی که توکل می‌کند در اثر بندگی زیاد به مقامی می‌رسد که احساس می‌کند هرقدمی که برمی‌دارد باید با رضای خدا باشد(لاریجانی، ۱۳۶۹).

 

۲-۲-۸- اهداف سازمانی[۲۴]

 

نحوه شکل‌گیری و ویژگی‌های اساسی سازمان: وقتی فعالیت­های افراد به صورت مشترک با محدوده‌های مشخص تعریف شود یک سازمان شکل می‌گیرد. برای تشکیل سازمان افراد ابتدا به شکل غیررسمی در یک‌جا جمع می‌شوند و نتیجه تصمیمات خود را برای تشکیل یک سازمان به شکل مدون و مکتوب درمی‌آورند و سازمان رسمی را شکل می­ دهند. وقتی سازمان رسمی تشکیل شد افراد در داخل سازمان برای رفع نیازهای اجتماعی خود، دوباره سازمان‌های غیررسمی را به وجود می‌آورند (سیدجوادین و پورولی، ۱۳۸۸).

 

به زعم «آلتر بدین» و «ریمون زاماتو»، سازمان به عنوان یک نهاد اجتماعی با یک ساختار آگاهانه و هدفمند فعالیت‌های مشخصی را انجام می‌دهد و دارای مرزهای شناخته‌ای است. این تعریف چهاررکن اساسی دارد (بزرگی، ۱۳۸۳):

 

    1. سازمان یک نهاد اجتماعی تلقی می‌شود، چون سنگ زیربنای سازمان افراد هستند که دارای نقش‌ها و روابط متقابل و وظایف مهم هستند؛

 

    1. سازمان در جهت رسیدن به یک هدف یا مقصود یا مأموریت‌ خاصی تلاش می‌کند؛

 

    1. سازمان دارای ساختاری است که از چند زیرسیستم به صورت آگاهانه و هماهنگ تشکیل می­ شود؛

 

  1. دارای محدوده و مرزهای مشخصی است که قلمرو آن به وسیله اعضای سازمان یا توسط قانون تعیین می‌شود.

سازمان­ها عموماً دارای دو طبقه کلی هدف­ها هستند. اول هدف­های کلی و رسمی سازمان که اصطلاحاً به آن ها مأموریت‌ گفته می­ شود و اساساً فلسفه وجودی سازمان را توجیه ‌می‌کنند و بیانگر ارزش­ها وآرزو­های بنیانگذاران و موسسان سازمان­ها هستند. اینگونه اهداف در اساسنامه­ها، مرامنامه‌ها و یا گزارش­های سالانه سازمان­ها بیان می­شوند. به عنوان مثال اصطلاح نظام اداری کشور از جمله مأموریت‌­های سازمان مدیریت و برنامه­ ریزی کشور قلمداد می­گردد (آلن[۲۵] و همکاران، ۲۰۰۱).

 

علاوه بر هدف­های کلی و مأموریت‌­ها، هدف­های دیگری در سازمان­ها وجود دارند که اقدامات و فعالیت­های اعضای گروه و بخش­های مختلف سازمان را هدفمند می­سازند. این نوع هدف­ها را هدف­های عملیاتی[۲۶] می­نامند. معمولا هدف­های عملیاتی در قالب دستاورد­های قابل اندازه‌گیری بیان و در کوتاه مدت تأمین می­شوند. به عنوان مثال، استخدام فارغ التحصیلان رتبه بالای کارشناسی ارشد یک هدف عملیاتی می ­تواند باشد که فعالیت­های استخدامی سازمان را هدایت می­ کند. برای سازمان هر دو هدف عملیاتی و مأموریت‌­ها از اهمیت بالایی برخوردارند ولی هر یک از آن ها خواسته یا آرمان ویژه­ای را تأمین ‌می‌کنند. مقصد مأموریت‌­ها، مشروعیت بخشیدن به عمل است، در حالی که راهنمای کارکنان، تعیین مسیر تصمیمات و مقیاس­ها را هدف­های عملیاتی ارائه می­ کند (سیدجوادین وپورولی، ۱۳۸۸).

 

برنامه های مدیریت ‌بر اساس سلسله‌مراتب اهداف سازمانی:هدف سازمانی نوعی وضعیت مطلوب است که بیانگر مقصد نهایی سازمان است. اهداف سازمانـی وقتی تاییـد و به صورت رسمی اعلام می‌گردد، از مشروعیت و مقبولیت برخوردار می‌شود و مسیر تصمیم‌گیری‌ها را کانالیزه می‌کند. به اهداف عالی و رسالت سازمان «مأموریت‌» نیز گفته می‌شود. برای رسیدن به مقصود یا مأموریت‌ سازمان، باید آن‌ ها را در قالب اهداف بلندمدت تعریف کنیم که به اهداف درازمدت «برنامه های استراتژیک»می­گـویند، استراتژیها مجموعه‌ای از اهداف کلی و سیاست‌های کلان سازمان را در برمی‌گیردو به منافع حال و آتی توجه دارد و در سطوح عالی شکل می‌گیرد (الوانی و قاسمی، ۱۳۷۶).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 09:02:00 ب.ظ ]




در دادخواست مشخصات کامل جالب در ستون خواهان و مشخصات مجلوب در ستون خوانده نوشته می شود.برخی[۵۵] بااستنادبه ماده۱۳۷ ق.آ.د.م چنین ابراز عقیده نموده اند که چون به دلیل اینکه در ماده مذکور قید شده دادخواست جلب ثالث باید به تعداداصحاب دعوا بعلاوه یک نسخه باشد،لازم است نام طرف دیگردعوای اصلی ‌در دادخواست جلب ثالث درستون خوانده قید شود.طبق نظری دیگر« از لوازم دادخواست جلب ثالث آن است که این دعوا به طرفیت طرف دیگر دعوای اصلی ومجلوب ثالث اقامه شود واگر خواهان دعوای اصلی می‌خواهد جلب ثالث نماید باید خوانده ی دعوای اصلی و مجلوب ثالث را به عنوان خواندگان دعوای جلب ثالث قرار دهد وچنانچه خوانده دعوای اصلی بخواهد جلب ثالث کند باید خواهان دعوای اصلی ومجلوب ثالث را خواندگان این دعوا قرار دهد. در غیر این صورت دعوای جلب ثالث قابل استماع نخواهد بود و قرار رد آن دعوا صادر می شود.»[۵۶] اما در رویه عده ای قید نام طرف دیگر دعوای اصلی به عنوان خوانده را بیهوده می دانند، درست است که نسخه ای ازدادخواست جلب ثالث باید به طرف دیگردعوای اصلی ابلاغ شود، اما وی خوانده دعوای جلب ثالث محسوب نمی شودونباید نام وی را درردیف خواندگان این دعواذکرنمود، زیرا دعوای جلب ثالث علیه مجاوب ثالث اقامه شده وضرورت ابلاغ دادخواست به طرف دیگردعوای اصلی، صرفاً ناشی از ممنوعیت غافلگیری درقلمرو دادرسی مدنی وبه منظورمطلع ساختن وی ازاقامه دعوای جلب ثالث است . صحت این استدلال ‌در جلب ثالث اصلی قابل خدشه به ‌نظر نمی رسد هرچندکه شاید بتوان در جلب ثالث تقویتی، این دعواراعلیه طرف دیگردعوای اصلی تلقی نمودوازاین حیث درج نام ایشان درستون خوانده را بدون اشکال دانست.

 

‌در دادخواست جلب ثالث همانند دادخواست اصلی اگر جالب جهت محکوم نمودن مجلوب به گواهی گواه استناد کرده باشد باید اسم، مشخصات و محل اقامت او را به طور صحیح در دادخواست معین نماید. سوالی که پیش می‌آید این است که آیا طرف دیگر دعوای اصلی می‌تواند شاهد دعوای جلب را جرح نماید؟ یا اگر در دعوای جلب جالب به سندی استناد نمود طرف دیگر دعوای اصلی می‌تواند ادعای جعل یا اظهار انکار وتردید نسبت به آن سند نماید؟ قانون‌گذار به صراحت بیان ننموده که طرف مقابل ازمتداعیین اصلی، خوانده ی دعوای جلب محسوب می شود اما تأکید کرده دادخواست جلب ثالث به وی ابلاغ شود که این حاکی از لزوم آگاه شدن شخص اخیر از دعوای جلب ثالث و در صورت ضرورت ارائه دفاع متناسب با آن است. به نظر می‌رسد چون دعوای جلب به تبع دعوای اصلی شکل می‌گیرد و در روند رسیدگی به دعوای اصلی تاثیرگذار است، طرف دیگر دعوای اصلی حتی اگر در دعوای جلب، خوانده محسوب نشود باز هم می‌تواند به دادخواست جلب ثالث و شرایط آن ایراد نماید. این موضوع در دو حالت جلب ثالث صادق است. البته این موضوع از دیدگاه دیگری هم قابل بررسی می‌باشد. ذکر نام طرف دیگردعوای اصلی در دادخواست جلب ثالث صرفاً جهت آگاه شدن مامور ابلاغ ازمشخصات کسی است که دادخواست به وی ابلاغ می شود واین امر بدین معنا نیست که باابلاغ دادخواست به طرف دیگردعوای اصلی، وی ‌از حقوقی ازجمله اعتراض به دادخواست جلب که توسط مجلوب اقامه شده است، برخوردار می شود. ابلاغ دادخواست صرفاً جهت آگاه شدن طرف دیگر دعوای اصلی از اقامه ی دعوای جلب ثالث می‌باشد. دراصل طرف دیگردعوای اصلی، فقط بایدازمفاد دادخواست مطلع شود اماطرف دعوا نمی باشد. مشابه این وضعیت دراعتراض ثالث اجرایی نیزملاحظه می شود زیرا معترض ثالث، باید دعوا را به طرفیت محکوم له و محکوم علیه اقامه نماید درصورتیکه طرف اصلی وی فقط محکوم له می‌باشد. محکوم علیه هیچ نقشی در دعوایی که معترض ثالث اقامه نموده است ندارد و از هیچ حقوق و تکالیفی برخوردار نمی باشد. به همین جهت نمی تواند اعتراضی به دادخواست معترض داشته یا ‌در مقابل‌ معترض ثالث دفاعی داشته باشد.

 

طبق ماده ۱۳۵ ق.آ.د.م خواهان و خوانده هردو می‌توانند اقدام به جلب ثالث نمایند وجالب باید از طرفین دعوای اصلی باشد. نه این ماده و نه هیچ ماده ی دیگری به دادگاه صریحاً اختیار اینکه راساً اقدام به جلب ثالث نماید نداده است. اما مقنن در ماده ۱۹۹ ق.آ.د.م به قاضی اختیار داده است که هر گونه تحقیق یا اقدامی برای کشف حقیقت لازم باشد،انجام دهد. آیا این ماده قابل تسری به جلب ثالث است؟ به عبارت دیگر دادگاه می‌تواند جهت کشف حقیقت اقدام به جلب ثالث نماید؟ به نظر می‌رسد به دلیل وجود تشریفات خاص جلب ثالث و ندادن چنین اختیاری به قاضی نتوان ماده فوق را قابل اعمال در مبحث جلب ثالث دانست. اما اگر چنین اختیاری به قاضی داده شود بهتر می‌تواند در راستای صدور رایی عادلانه حرکت نماید. این موضوع از دیدگاه دیگری هم قابل بررسی است.در هر دعوایی جهت رسیدگی،تقاضای ذینفع لازم است. در جلب ثالث اصلی به دلیل اینکه جالب همیشه تقاضای محکومیت مجلوب رادارد، محرزاست که نیازبه درخواست ذینفع می‌باشد. اما مجلوب تقویتی جهت محکوم شدن به دعوا فراخوانده نمی شود و جالب اورا جهت تقویت موضع خویش به دادرسی دعوت می‌کند. در این حالت شایددادگاه بتواند در قالب ماده ۱۹۹ اقدام به جلب ثالث تقویتی نماید. البته این مسئله جای بحث داردکه ماده۱۹۹ق.آ.د.م تا چه حد به دادگاه اختیار درانجام اقداماتی جهت کشف حقیقت می دهدو وسعت این اقدامات تا چه حد می‌تواند باشد که در حوصله این تحقیق نمی گنجد. علاوه براین اصل بی طرفی دادرس هنگام انجام اقدامات لازم جهت کشف حقیقت بایدرعایت شود. ‌شاید به همین دلیل نتوان به قاضی اختیارجلب ثالث راداد. امادرحقوق فرانسه دادگاه این اختیار رادارد که درصورت لزوم برای تحقیق درموضوع دعوا وروشن شدن آن، اگرجلب ثالث ‌موثر باشد،اقدام به جلب ثالث نماید.درحقوق فرانسه« دادگاه می تواندراساً یابه درخواست هریک ‌از طرفین دعوا، شخصی راکه دارای نفعی مرتبط باموضوع دعوای درحال رسیذگی است، به دادرسی دعوت کند.»[۵۷] ‌بر اساس سخنی[۵۸] که درادامه نظر فوق بیان شده است، «دادن اختیار جلب ثالث به دادگاه به اتکاء طریقه تفتیشی می‌باشد، چرا که در این طریق اختیاردادرسی ‌بیشتر در دست دادرس است ونه اصحاب دعوا.»

 

قانون آیین دادرسی مدنی فراملی هم جلب شخص ثالث توسط دادگاه راتجویزنموده است. اصل ۲-۱۲ در این زمینه چنین بیان می‌دارد: « … دادگاه می تواندبه ‌نظر خود یاحسب درخواست یکی ‌از طرفین با ارسال اخطار، اشخاص ثالث رادادرسی فرابخواند.»

 

یکی از نویسندگان[۵۹] به ماده ۱۳۵ق.آ.د.م ازاین جهت ایراد نموده که ماده به طور کلی بیان نموده که طرفین دعوامی توانندهرشخصی رابه دعوا جلب نمایند،درصورتی که این امر اشتباه است و طرفین بایدکسی را به ‌دعوا جلب نمایندکه دعوای جلب وی بادعوای اصلی مرتبط باشدیادارای یک منشا باشد.

 

اما به نظرمی ‌رسد که ماده فوق ازاین جهت قابل ایرادنیست زیرا قانون‌گذار قبل ازاینکه به بیان مقررات خاص دعوای جلب شخص ثالث بپردازد، دعاوی طاری و انواع و شرایط اقامه ی آن را بیان نموده است.در ماده۱۷ق.آ.د.م جلب ثالث را یکی از انواع دعاوی طاری دانسته وهم چنین شرط اقامه دعوای طاری ضمن دعوای اصلی را که همان وحدت منشا یا ارتباط با دعوای اصلی است، بیان ‌کرده‌است. لذا آوردن این شرط درمتن ماده ۱۳۵ ق.آ.د.م برای تفکیک اشخاصی که می توان به دعوای اصلی به عنوان مجلوب فرا خواند، ‌با دیگر اشخاص، ضروری نیست.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:51:00 ب.ظ ]




ب: اصولا تفاوت تفکیک وافراز در چی

 

ج: روش اجرای احکام افراز صادره از مراجع قضائی صالحه چگونه است؟

 

۳-فرضیه های تحقیق:

 

الف: تفکیک و افراز اراضی و اماکن از اهم مسائل شهری و شهرسازی و پایه و اساس رشد موزون شهرها و اجرای طرح جامع و طرح های تفضیلی ضوابط مقرر در طرح های مذکور می‌باشد

 

ب: تفکیک اصولا تقسیم یک ملک واحد با یک یا چند مالک به قطعات کوچک مورد تفاهم مالک یا مالکین می‌باشد و بعد از تفکیک هنور قسمتهای در مالکیت مشاعی باقی می ماند ولی در افراز تقسیم یک ملک واحد بین چند ملک می‌باشد که بعد از افراز هیچ مالکیت مشاعی باقی نمی ماند و کاملا از هم مجزا می‌گردند.

 

ج:گرچه به موجب قانون مصوب ۲۳ آبان ۱۳۵۷ اختیار افراز املاک مشاع به ادارات ثبت اسناد تفویض گردیده ولی به موجب ماده ۲ قانون مذکور در هر یک از شرکا، می‌تواند به تقسیم واحد ثبتی مربوطه مبنی بر افراز ملک در مهلت مقرر به دادگاه شهرستان محل وقوع ملک(دادگاه حقوقی) اعتراض نماید و رسیدگی به دادگاه حقوقی مربوطه ارجاع داده می شود.

 

۴- سابقه تحقیق

 

مقررات ثبتی یکی از مباحث حقوقی داخلی می‌باشد که صرفاً درایران کاربرد داشته و تاکنون تحقیقات کمی در این خصوص انجام شده و بیشتر تحقیقات به صورت مقاله بوده که از اساتید مختلف به چاپ رسیده است که در این تحقیق از آنان کمک گرفته شده و از منابع مذکور در پاورقی ذکر می‌گردد.

 

۵-ضرورت انجام تحقیق

 

هر چند قانون مدنی ایران در مواردی با موضوع اسناد اشاره نموده است ولی ناشران و نویسندگان قانون مدنی و قانون ثبت در این مورد کمتر به مباحث تحلیلی مربوط به مقررات مذبور پرداخته و اغلب به نحو مختصر به بیان موضوع تفکیک وافراز اقدام نموده اند و کمتر به وضوح در آثار خود به بررسی و تحلیل مطالب به صورت گسترده پرداخته‌اند لذا ضروری به نظر آمد که در این مبحث وارد شده و در این تحقیق طوری چیدمان مطالب به عمل آمده است که مورد استفاده کارشناسان و مراجع قضایی قرار گرفته و هر یک به نوبه خود بتوانند از این تحقیق بهره مند گردند.

 

۶- محدوده تحقیق

 

تحقیق حاضر به بررسی قوانین ثبتی در خصوص نحوه تفکیک و افراز و همچنین آثار این دو در جامعه شهری و با بهره گرفتن از نظریات، آرای بخشنامه هاو رویه های قضایی و ثبتی می پردازند.

 

۷- اهداف تحقیق:

 

انگیزه ها و اهدافی در این تحقیق مد نظر بوده تا از آنچه به ضرورت‌های علمی و عملی تحقیق مربوط می‌گردد بشرح ذیل می‌باشد.

 

الف: اهداف اولیه

 

    • تبیین جایگاه قانون ثبت بالاخص تفکیک و افراز در جامعه شهری

 

    • کاستن حجم پرونده های ثبتی و اختلافات ثبتی

 

  • قضا زدایی

ب: اهداف غایی

 

    • اثبات فرضیه های عنوان شده

 

    • پاسخ به سئوالات مطروحه

 

  • کمک کارشناسان به ادارات ثبت اسناد و املاک- قضات- وکلای دادگستری-محاکم قضایی و مراجع رفع اختلافات ثبتی

۸-نوع و روش انجام تحقیق:

 

نوع تحقیق مذبور بنیادی و نظری است، به عبارت دیگر با عنایت به فقر منابع تحقیقی و تالیفات بسیار اندک از روش کتابخانه ای و می‌دانی مطالعه و مقایسه دادگاه های علمای حقوق و آرای قضایی دادگاه ها و شعب دیوان به جمع‌ آوری اطلاعات پرداخته و با توصیف و تجزیه و تحلیل آن ها به نتیجه گیری ابعاد مختلف این پدیده حقوقی پرداخته شده است. همچنین با بهره گرفتن از تجربیات مدیران و روسای محترم ثبت و نمایندگان ثبت اسناد و کارشناسان مسکن و شهرسازی و ادارات ثبت و تجربیات کاری شخصی نسبت به شناسایی موارد مذکور در تفکیک و افراز و مقایسه آن ها در حقوق ثبت ایران و تحلیل نقش این دو امر مهم در موضوع مهم جامعه شهری پرداخته شده است.

 

۹- ابزار گرد آوری اطلاعات

 

در تهیه و تدوین این تحقیق، از روش کتابخانه ای مبتنی بر مطالعه کتب، مقالات ، نشریات، سایت های حقوقی در منابع اصلی و فرعی و روش می‌دانی در جهت شناسایی و حل مسائل و مشکلات موجود بهره گرفته شده است

 

۱۰-جنبه‌های جدید بودن و نوآوری تحقیق

 

الف: موضوع تحقیق در حقوق ایران و آثارتدوین شده توسط نویسندگان حقوق ثبت فرصتی برای تبین نیافته ‌بنابرین‏ سعی نگارنده در تحقیق حاضر بررسی جامع و تفصیل مطالب است:

 

ب: مسائل علمی و آئین نامه ها و بخش نامه های ثبتی در تحقیق مورد توجه قرار گرفته است

 

ج: با توجه به بدیع بودن قوانین تصویب شده در سال‌های اخیر به تبیین و تحلیل موضوع به لحاظ کاربردی پرداخته شده است.

 

« فصل اول»

 

کلیـــات

 

تاریخچه ثبت ملک

 

سیرتاریخی ثبت به طریق جدید در ایران

 

تاریخچه نظارت بر تفکیک و افراز اراضی درایران و وضع موجود آن

 

تعریف مفاهیم اساسی

 

جایگاه ثبت ملک وصدور سند مالکیت

 

۱-۱- تاریخچه

 

به طوری که محققین نوشته اند، ثبت املاک سابقه ای طولانی دارد و قدیمی ترین سندی است که در این مورد از حفاری های تلو به دست آمده است مربوط به شهر دونگی واقع در کشور کلده است این سند نقشه شهر دونگی را در حدود چهار هزار سال قبل از میلاد نشان می‌دهد که اراضی آن به قطعات ذوذنقه، مربع و مثلث تقسیم شده است.[۱]

 

داریوش ملقب به کبیر دستور دارد تا جمهوریهای یونانی را در آسیای صغیر ممیزی و اراضی مزروعی را با قید مساحت و اضلاع در دفاتر دولتی ثبت نمایندو چون این روش از جهت تسهیل وصول مالیات اراضی مفید بود، پس از مدتی یونانیان نیز به آن تاسی نمودند و دفاتر برای ثبت خصوصیات اراضی از حیث مساحت و نوع زراعت و میزان محصول و نام مالک ترتیب دادند.

 

در روم قدیم هم سرویوس تولیوس ششمین پادشاه روم دستور داد تا تمام اراضی مزروعی و متعلقات آن ها و حقوق ارتفاقی آن ها در املاک مجاور و حقوقی که املاک مجاور در آن ها دارند دفتر مخصوصی ثبت شود، و هر چهار سال یک مرتبه در آن دفتر تجدید نظر به عمل آید و تغییراتی که در آن مدت در وضع املاک حاصل شده است قید گردد.

 

در روم و آتن دو نوع ثبت وجود داشت ثبت عمومی و ثبت مالی:

 

ثبت عمومی به منظور تعیین آمار افراد و میزان دارایی آنان به کار می‌رفت و به همین جهت املاک هر فرد و قیمت آن ها معین می شد و ثبت مالی برای اخذ مالیات بود و مهندسین ثبتی مساحت هر ملک و حدود آن و وضع ملک( مزروعی است یا جنگل یا چمن زار و غیره) و نام مالک و مجاورین را بر ‌پلاک‌های مسی حک می نمودند و نقشه‌ی املاک را در دو نسخه تهیه می‌کردند یکی را به مرکز می فرستادند تا در دفتر راکد امپراطوری بایگانی شود و دیگری را در دفتر راکد مستملکات حفظ می‌کردند، و چون مهندسین و نقشه برداران رومی مستخدم دولت بودند، ثبت رومیها رسمی و در دادگاه ها معتبر و دارای سندیت بوده است.[۲]

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 07:03:00 ب.ظ ]




ب) آزمون هم خطی متغیرها

 

هم خطی وضعیتی است که نشان می‌دهد یک متغیر مستقل تابعی خطی از سایر متغیرهای مستقل است. اگر هم خطی در یک معادله رگرسیون بالا باشد، بدین معنی است که بین متغیرهای مستقل همبستگی بالایی وجود دارد و ممکن است مدل با وجود بالا بودن R2دارای اعتبار بالایی نباشد. به عبارت دیگر در صورت وجود هم خطی ممکن است در عین حالی که متغیرهای مستقل به لحاظ آماری معنی داری نیستند، آماره های مدل خوب به نظر برسد (مومنی و فعال قیومی، ۱۳۸۶). مقادیر ویژه[۱۰۵] و شاخص وضعیت[۱۰۶]آماره های مربوط به آزمون هم خطی می‌باشند. مقادیر ویژه نزدیک به صفر نشان دهنده همبستگی داخلی زیاد و بیان گر آن خواهند بود که تغییرات کوچک در مقادیر داده ها به تغییرات بزرگ در برآورد ضرایب معادله رگرسیون منجر می شود. شاخص های وضعیت با مقدار بیشتر از ۱۵ نشان دهنده احتمال هم خطی بین متغیرهای مستقل می‌باشد و مقدار بیشتر از ۳۰ بیانگر مشکل جدی در استفاده از رگرسیون در وضعیت موجود است (مومنی و فعال قیومی،۱۳۸۶).

 

ج) بررسی نرمال بودن خطاها

 

یکی دیگر از مفروضات رگرسیون آن است که خطاها دارای توزیع نرمال با میانگین صفر می‌باشند. بدیهی است در صورت عدم برقراری این پیش گزیده، نمی توان از رگرسیون استفاده نمود. بدین منظور باید مقادیر

 

    1. -Richardson ↑

 

    1. – Titman & Grinblatt ↑

 

    1. – Return of Investment ↑

 

    1. – Leverages ↑

 

    1. – Henry ↑

 

    1. – Stakeholder Theory ↑

 

    1. – Freeman ↑

 

    1. – Agency Relationship ↑

 

    1. – Contract ↑

 

    1. -Jensen ↑

 

    1. – Corporate Governance ↑

 

    1. – Ownership Structure ↑

 

    1. – James Wolfensohn ↑

 

    1. – Watergrate ↑

 

    1. – American Institute of Certified Public Accountants ,AICPA) ↑

 

    1. – Treadway ↑

 

    1. – Cadbury ↑

 

    1. – Dey ↑

 

    1. – Vieno ↑

 

    1. – Sarbanes – Oxley Act ,SOA) ↑

 

    1. – International Corporate Governance Network ,ICGN) ↑

 

    1. – International Commercial Committee (ICC) ↑

 

    1. – World Bank (W.B) ↑

 

    1. – Organization for Economic Cooperation & Development (OECD) ↑

 

    1. – International Federation of Accountants (IFA) ↑

 

 

    1. – Shareholder Value ↑

 

    1. – Mathiesen,1999,5 ↑

 

    1. – Organization for Economic Cooperation & Development (OECD),1998 ↑

 

    1. – Corporate Governance ↑

 

    1. – Transparency ↑

 

    1. – Accountability ↑

 

    1. – Prowse,1994 ↑

 

    1. – Aoki ↑

 

    1. – Kim,1995 ↑

 

    1. – Xu ↑

 

    1. – Wang,1997 ↑

 

    1. – Control Oriented ↑

 

    1. – Arms-Length Financing ↑

 

 

    1. – Shleifer & Vishny ,1986 ↑

 

    1. – Iraj Hashi ↑

 

    1. -Agency Cost ↑

 

    1. – Corporate Governance ↑

 

    1. – Agency Cost ↑

 

    1. – Hayashi,2003 ↑

 

    1. – Taylor,1990 ↑

 

    1. – Bathala ,Moon & Rao,1990 ↑

 

    1. – Chen , Harford & Li,2007,48 ↑

 

    1. -barreto et al ↑

 

    1. -Boshe ↑

 

    1. -Pourter,1992 ↑

 

    1. -Pond,1988 ↑

 

    1. – Kim,1993 ↑

 

    1. -jia,2010 ↑

 

    1. -Charia&Ghraham ↑

 

    1. – Cornett et al ↑

 

    1. – Pressure – Sensitive ↑

 

    1. – Pressure – Insensitive ↑

 

    1. -jia,2010,158 ↑

 

    1. -Salancik,1978 ↑

 

    1. – Kirzner,1973-1980 ↑

 

    1. – Entrepreneur ↑

 

    1. – Seldon,1980 ↑

 

    1. – Enterpreneurship Theory ↑

 

    1. – A. Smith ↑

 

    1. – Berle ↑

 

    1. – Means ↑

 

    1. – Ross ↑

 

    1. – Westerfield ↑

 

    1. – Jaffe ↑

 

    1. – Free Cash Flow ↑

 

    1. – Firm Theory ↑

 

    1. – Set of Contracts or Nexus of Contracts ↑

 

    1. – Risk Bearers ↑

 

    1. – British Management Buyouts ↑

 

    1. – Kaplan,1989 ↑

 

    1. – DeAngelo ↑

 

    1. – Rice ↑

 

    1. – Lehn ↑

 

    1. – Poulsen,1988 ↑

 

    1. – Lowenstein,1985 ↑

 

    1. – Campbell ,2002,125 ↑

 

    1. – Agency Theory ↑

 

    1. – Shleifer & Vishny,1997,189 ↑

 

    1. – suk –Kwon,2002 ,89 ↑

 

    1. – Pushner,1993,189 ↑

 

    1. .Mortgage Loans ↑

 

    1. .Nongrowth ↑

 

    1. .Gordon Growth Model ↑

 

    1. .Capital Asset Pricing Model ↑

 

    1. – Risk Premium Model ↑

 

    1. -Singh and Hamid ↑

 

    1. – Pecking Order Theory of Finance ↑

 

    1. – Myers ↑

 

    1. – Brealey and Myers ↑

 

 

 

 

 

    1. – Pooling Data & Panel Data ↑

 

    1. – Baltagi ↑

 

    1. -Gujarati ↑

 

    1. – Durbin-Watson ↑

 

    1. – Eigenvalue ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 06:14:00 ب.ظ ]




اکثریت قضات مجلس اعیان انگلستان با این مسئله موافق بودند که هرچند رئیس فعلی کشور دارای مصونیت شغلی از صلاحیت محاکم کشورهای خارجی ‌می‌باشد که در جهت تضمین انجام صحیح وظایف رسمی به وی اعطا گردیده اما چنین مصونیتی پیرامون جرایم کیفری بین ­المللی شامل حال رئیس سابق دولت نمی­ شود. زیرا عملی که طبق حقوق بین ­الملل، جرم بین ­المللی محسوب می­ شود نمی‌تواند به عنوان عمل رسمی انجام شده توسط رئیس کشور در مقام اجرای وظایفش تلقی گردد. عدم استناد به چنین مصونیتی به تبع رئیس کشور شامل سایر مقامات دولتی که از مصونیت شغلی برخوردارند نیز خواهد شد. در نتیجه این افراد تنها در دوران تصدی مقام در مواجهه با اتهام انجام جنایات بین‌المللی قادر به استناد به مصونیت شغلی بوده و پس از ترک مقام چنین مصونیتی شامل حال آن‌ ها نخواهد بود و دادگاه­ های داخلی هر کشوری که به موجب حقوق بین‌الملل و اصل صلاحیت جهانی[۱۹۵] قادر به پیگرد این افراد باشند می‌تواند به جرایم این افراد رسیدگی نماید.

 

فصل دوم: استناد به مصونیت در جنایات بین‌المللی نزد محاکم بین‌المللی

 

از اوایل قرن بیستم اندیشه تشکیل محکمه‌ای بین‌المللی جهت محاکمه و مجازات مرتکبین جنایات عمده بین‌المللی به وجود آمد. هرچند در اولین گام، محاکمه ویلهلم دوم ناکام ماند اما پس از جنگ جهانی دوم بود که با تشکیل محاکم نورنبرگ و توکیو توسط متفقین، اولین گام جهت محاکمه مرتکبین چنین جنایاتی برداشته شد. پس از آن نیز اندیشه تشکیل یک نهاد بین‌المللی با صلاحیت گسترده همواره وجود داشت اما توفیقی در این زمینه حاصل نشد. پس از پایان دوران موسوم به جنگ سرد بود که فجایع رخ داده در یوگوسلاوی و روآندا باعث شد تا جای خالی چنین محکمه‌ای بیش از پیش احساس شود. هرچند شورای امنیت در راستای انجام وظیفه خویش در جهت حفظ و اعاده صلح و امنیت بین‌المللی محاکمی را برای رسیدگی ‌به این فجایع تشکیل داد اما در نهایت در اوایل قرن ۲۱ بود که کنفرانس دیپلماتیک رم منجر به تشکیل دیوان کیفری بین‌المللی گردید و این آرزوی دیرین تحقق یافت.

 

در این فصل ضمن مطالعه قواعد مربوط به مصونیت مقامات دولت‌ها نزد این محاکم بین‌المللی، مبانی و توجیهات اعطا یا عدم اعطای مصونیت ‌به این مقامات نزد محاکم کیفری بین‌المللی مورد بررسی قرار خواهد گرفت.مبحث اول: محاکم تشکیل شده بعد از جنگ جهانی دوم و بحث مصونیت

 

پس از پایان جنگ جهانی دوم و شکست آلمان و متحدانش، متفقین تصمیم گرفتند تا با تشکیل دادگاه به جرایم مرتکبین جنایات جنگ رسیدگی نمایند. به نظر می‌رسد علاوه بر قصد مجازات سران نظامی و دولتی کشورهای شکست خورده و نیز پاسخ به نگرانی و وحشت افکار عمومی جهان از جنایات رخ داده در طی جنگ، از جمله هلوکاست، تشکیل چنین محکمه‌ای با هدف اقناع افکار عمومی پیرامون محاکمه عادلانه متهمین و نیز اسطوره زدایی از نازی‌ها صورت پذیرفت.

 

اهداف فوق باعث گردید که محاکمه سران نظامی یا دولتی در صدر وظایف این محاکم قرار گیرد. بدیهی است که این امر متضمن توجه به اصل مسئولیت در قبال جرایم کیفری و اصل مصونیت مقامات دولت‌ها‌ست. زیرا مسئله مصونیت می‌توانست مانعی در جهت رسیدگی این محاکم به جنایات رخ داده و عدم تحقق اهداف دول پیروز از تشکیل این دادگاه‌ها گردد.

 

در این مبحث ابتدا به مقررات محاکم نورنبرگ و توکیو از منظر مسئولیت و مصونیت کیفری پرداخته می‌شود و پس از آن توجیه یا عدم توجیه قواعد حاکم بر مصونیت نزد این محاکم بررسی می‌گردد.

 

گفتار اول: مقررات منشور نورنبرگ و توکیو

 

پس از پایان جنگ جهانی اول، در اولین تلاش برای تشکیل یک نهاد کیفری بین‌المللی، تشکیل دادگاهی بر اساس پیمان صلح ورسای که مجازات مقامات اصلی مسئول جرایم ارتکابی در جنگ را پیش ­بینی کرده بود مد نظر قرار گرفت. در ماده ۲۲۷ پیمان صلح پیش‌بینی شده بود که یک دیوان مرکب از ۵ قاضی برای محاکمه امپراطور آلمان ” ویلهلم دوم “[۱۹۶] تشکیل گردد. اما پس از آنکه امپراطور به هلند پناهنده شد و هلند نیز از استرداد وی سر باز زد[۱۹۷] تمامی امیدها برای تشکیل دادگاهی که متهمان جنگ جهانی اول را مورد محاکمه قرار دهد به یأس تبدیل شد.[۱۹۸] در نهایت این تلاش و سایر تلاش‌ها برای تشکیل دادگاهی بین‌المللی که به جرایم کیفری خلاف حقوق بین‌الملل رسیدگی نماید بی‌نتیجه ماند.

 

الف) دادگاه نظامی نورنبرگ

 

پس از تسلیم آلمان و پایان جنگ دوم جهانی، کشورهای پیروز جنگ شامل آمریکا، شوروی، بریتانیا و فرانسه تصمیم به تشکیل دادگاهی بین‌المللی جهت محاکمه جنایتکاران جنگ گرفتند و به همین منظور اعلامیه لندن را در ۱۸ اوت ۱۹۴۵ تدوین نمودند. اساسنامه دادگاه نظامی ضمیمه این اعلامیه بود. این دادگاه بر اساس منشور نورمبرگ در آلمان تشکیل گردید. اولین مسأله موجود در دادرسی دادگاه، پیرامون متهمین جنگ بود و مسأله آن بود که آیا اشخاص حقوقی مسئول جرایم جنگی رخ داده در طی جنگ دوم جهانی می‌باشند. یعنی دولت آلمان مسئول است یا اشخاص حقیقی که از طرف دولت عمل می‌کنند؟

 

» مطابق دکترین کلاسیک حقوق بین‌الملل عمومی، تنها دولت تابع حقوق بین‌الملل است و به لحاض اینکه طرف تعهدات بین‌المللی واقع می­ شود در صورت عدم رعایت این تعهدات مسئول شناخته شده و ملزم به جبران ضرر و زیان می‌باشد. «[۱۹۹] اما اساسنامه دیوان نورنبرگ در ماده ۶ خود تصریح می‎دارد: » دادگاه برابر موافقتنامه مذکور در ماده ۱ این منشور، به منظور محاکمه و مجازات جنایتکاران بزرگ جنگی از کشورهای محور اروپایی تشکیل گردیده، اختیارات لازم را دارد تا اشخاصی را که خواه به صورت فردی و خواه به عنوان عضو یک سازمان، ضمن فعالیت در جهت منافع کشورهای محور اروپایی مرتکب جنایت‌های زیر گردیده‌اند محاکمه نموده، به مجازات برساند. «[۲۰۰]

 

‌بنابرین‏ دادگاه نظامی نورنبرگ اصل مسئولیت کیفری شخصی را مورد شناسائی قرار داد. هرچند در کیفرخواست علاوه بر مسئولیت شخصی برای دولت آلمان نیز مسئولیت کیفری در نظر گرفته شده بود اما دادگاه، دولت آلمان را محکوم ننموده و تنها افراد و مقامات دولت آلمان را مسئول دانست.[۲۰۱]

 

مسئله دیگری که توسط دادگاه نورنبرگ مورد توجه قرار گرفت بحث مصونیت بود. از آنجایی که جنایاتی که موضوع صلاحیت دادگاه قرار داشت اغلب به دستور مقامات نظامی و سران دولتی یا توسط خود آن ها انجام گرفته بود ضرورت محاکمه این جنایتکاران در تقابل با اصل سنتی مصونیت سران بود. ‌بنابرین‏ دادگاه در ماده ۷ اساسنامه خود متذکر شد که »مقام و موقعیت رسمی متهم، چه به عنوان رئیس کشور و چه به عنوان مقام مسئول در رکنی از ارکان دولت موجب رهایی وی از مسئولیت یا تخفیف کیفر تلقی نمی­گردد. [۲۰۲]«

 

در نتیجه، رسیدگی­های دادگاه نورنبرگ نشان داد که این دادگاه مرتکبین جنایات بین‌المللی را فارغ از جایگاه و سمت آن ها مسئول و قابل مجازات دانسته و مصونیت ناشی از سمت رسمی را در چنین مواردی قابل اعمال ندانست.

 

ب) دادگاه نظامی توکیو

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:26:00 ب.ظ ]




در خصوص عدم افشای کافی و گاه مبهم و ناقض اختراع، «مصادیقی» نیز مطرح شده‏اند که به نظر «روش‏هایی» برای عدم افشای کافی هستند، مانند تشکیل پرونده‏های منقطع و مستقل و چندمرحله‏ای ‌در مورد یک محصول که در نتیجه‏ پراکندگی اطلاعات ‌در مورد اختراع، عملا بازسازی اختراع با مشکل مواجه می‏ شود، روشی که شرکت هایی نظیر پاناسونیک ژاپن و هواوی چین در پیش گرفتند.[۱۳۷]

 

نگرانی درباره عدم افشای کافی یا ابهام در افشا، در کشور ما، ایران، دو چندان است زیرا «شرط افشا»ی مقرر در قانون ایران، مخترع را به ارائه‏ بهترین روش اجرایی ملزم نمی‏ کند.[۱۳۸] در تعریف «بهترین روش اجرایی» گفته شده روشی است که اجرای آن «کمترین هزینه» و «بیشترین کارآمدی» را داشته باشد. [۱۳۹] نکته حایز اهمیت توامندساز بودن روش ارائه شده است. به نظر می‏رسد بهترین روش اجرایی نه تنها باید ویژگی‏های فوق را داشته باشد بلکه باید منجر به توانمند شدن افراد دارای مهارت عادی در اجرای آن شود. ‌بنابرین‏ درج عبارت «حداقل یک روش اجرایی برای به کارگیری اختراع» که می‏‍‏‏‏تواند مستلزم هزینه‏ی بیشتر و کارآمدی کمتر باشد، به منزله صرفنظر کردن قانون‌گذار از «روش اجرایی ارزانتر و کارآمدتر» است.

 

حتی در صورتی که قانون اختراعات ایران، مخترع را به ارائه «بهترین روش اجرایی» اختراع ملزم می‏کرد، همچنان مشکل ابهام در افشا به ویژه در اختراعات نرم افزاری پابرجاست به نحوی که نقص قانونگذاری ایران تنها، مشکل را حادتر ‌کرده‌است. ‌بنابرین‏ استفاده از روشی نظیر مهندسی معکوس جهت «دسترسی به اطلاعات افشا نشده در اظهارنامه اختراع» یا جهت «یافتن بهترین روش اجرایی اختراع» (که ارزانتر و کارآمدتر باشد) نوعی مقابله با سوءاستفاده‏ از حق توسط مخترعین است.

 

جنبه‏ی دوم نارسایی مقررات افشای اختراعات، در خصوص ضمانت اجرای عدم افشای کامل اختراع و ناظر بر «ناکارایی ضمانت اجرای شرط افشای اختراع» است. مطابق با ماده ۱۸ قانون ثبت اختراعات، علایم تجاری و طرح‏های صنعتی مصوب سال ۱۳۸۶، در صورت عدم رعایت بند «ج» ماده ۶ این قانون، یعنی عدم افشای کافی اختراع وذکر نکردن روش اجرایی آن، هر ذینفع می‏تواند از دادگاه در خواست ابطال گواهینامه اختراع را بکند. مفهوم ذی‏نفع اعم از مالک اختراع است و به شخص یا اشخاصی گفته می‏ شود که در هر دعوای حقوقی از جمله دعاوی ناشی از اختراع در صورت محکومیت خوانده از نتیجه‏ دعوا به نحو شخصی، مستقیم و قانونی بهره‏مند و منتفع می ‏شوند و این اصل کلی بر دعاوی مربوط به اختراعات نیز حاکم است.

 

به طور کلی شخص ذینفع را می‏توان کسی قلمداد کرد که از بهره‏برداری از اختراعی که برخلاف قانون ثبت و برای آن ورقه اختراع صادر گردید است، منع شده باشد. چنانچه شخصی در دادگاه ثابت نماید که صدور گواهی‏نامه اختراع مطابق قانون نبوده یعنی دارای شرایط لازم مصرح در قانون نیست، می‏تواند به عنوان ذینفع به دادگاه مراجعه و ابطال آن گواهینامه را در خواست نماید[۱۴۰] نکته قابل توجه این است که افراد ذینفع باید به متن کامل گواهی‏نامه های ثبت اختراع دسترسی داشته تا بتوانند از ادعاهای اختراع و مرز آن ها آگاه شده و اعتراض خود را بر همان پایه بنا نهند. در برخی حوزه ها به ویژه حوزه فناوری اطلاعات (IT) اظهارنامه های ثبتی به دلیل ادبیات مبهم این حوزه، اطلاعات اساسی کمی را افشا می‏ کنند و به همین دلیل محدوده‏ این اختراعات، به آسانی مشخص نمی‏ شود[۱۴۱] ‌بنابرین‏ در بسیاری موارد به‏ویژه اختراعات نرم‏افزاری، دسترسی به اطلاعات اختراعات به منظور مقایسه با اطلاعات افشا شده در اظهارنامه، جز با مهندسی معکوس میسر نمی‏ شود. بویژه آنکه از منظر آیین دادرسی ادعای عدم ذکر بهترین روش اجرایی یا ادعای عدم افشای کامل باید با مدارک قانع کننده ای اثبات شود[۱۴۲] لذا اعمال «ضمانت اجرای عدم افشای کافی» که در واقع به منظور حمایت از حقوق جامعه و حوزه عمومی مقرر شده است، بدون پذیرش حق مهندسی معکوس میسر نیست.

 

۲-۲-۳-۳ دکترین نخستین فروش[۱۴۳]

 

مبنای حقوقی دیگر شناسایی حق مهندسی معکوس ناشی از این واقعیت است که محصول خریداری شده در بازار آزاد، به دارنده‏ی آن، حقوق مالکیت شخصی را اعطا می ‏کند از جمله حق از هم جدا کردن اجزای محصول خریداری شده، اندازه گیری آن، مورد آزمایش قراردادن آن و از این دست حقوق. به موجب دکترین شناخته شده‏ «خاتمه استفاده از حقوق یا استیفای حقوق» که بیشتر با تعبیر دکترین نخستین فروش استفاده می‏ شود، زمانی که محصول واجد عنصر مالکیت فکری برای اولین بار، توسط دارنده‏ی حقوق مالکیت فکری و یا کسی که قانونا اختیار این کار را دارد، به بازار عرضه می‏ شود، دارنده‏ی حق نمی‏تواند دعوی نقض حق برای جلوگیری از فروش بعدی، واردات یا استفاده از مصادیق فروخته شده را در محاکم طرح کند. گفته می‏ شود که با وجود چنین حقی برای خریدار نسبت به معامله‏ی آزادانه‏ی بعدی، چگونه است که نمی‏توان برای او حق از هم جداساختن یا تجزیه و تحلیل شناخت؟

 

حتی زمان، هزینه و انرژی‏ای که تحلیلگرِ مهندسی معکوس در تجزیه و تحلیل محصولات فکری صرف می ‏کند، می‏تواند به دست آوردنِ حقوقی نسبت به اطلاعاتی که آن ها از این طریق به دست آورده است موجه نماید اگرچه ماهیت این حقوق، نظر به وجود حقوق انحصاری برای پدیدآورنده یا مخترع حتی در فرض اجرای دکترین پیش‏گفته، نمی‏تواند از نوع حقوق مالکیت فکری باشد.

 

به‏علاوه شناسایی چنین حقوقی برای خریدار محصول فکری، ریشه در این باور دارد که فروش یک محصول در بازار آزاد نوعی اشاعه ابتکارات و نوآوری‏های موجود در آن محصول است.[۱۴۴] اشاعه این ابتکارات گاه به صرف عرضه‏ی محصول در بازار و جز با بهره گرفتن از روش‏های زمانبر و پرهزینه‏ای نظیر مهندسی معکوس میسر نیست.

 

۲-۳ نتیجه گیری فصل دوم

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:38:00 ب.ظ ]




 

 

شکل ۲-۸-سوپرماتریس با ساختار شبکه ­ای(دری و حمزه­ای، ۱۳۸۹)

 

یک سوپر ماتریس در حقیقت یک ماتریس جزء بندی شده است که در آن هر بخش از ماتریس، رابطه میان دو گره و یا سطح تصمیم را در کل مسئله تصمیم گیری نشان می­دهد که C بیانگر گره­ ها و e بیانگر عناصر درون گره­هاست. بردارهای W درون ماتریس نیز، بردارهای وزنی حاصله از مقایسات زوجی عناصر گره­ ها با یکدیگر است(دری و حمزه­ای، ۱۳۸۹).

 

گام چهارم- حل سوپرماتریس و انتخاب بهترین گزینه

 

در سوپرماتریس اوّلیه ممکن است بعضی از ستون­ها به صورت ستون­های احتمالی نبوده یا به عبارت ساده­تر حاصل­ جمع عناصرستون­ها برابر یک نباشد. در این حالت نمی­ توان گفت که تأثیر نهایی ملاک کنترلی مورد نظر بر تمامی عناصر به درستی نشان داده ‌شده‌اند. برای جلوگیری از این حالت هر یک از عناصر ستون­ها بر مجموع عناصرستون مربوطه تقسیم می­گردد. ماتریس حاصله سوپرماتریس موزون یا تصادفی[۹۷] نامیده می­ شود که در واقع از نرمال­سازی سوپرماتریس اوّلیه به­دست می ­آید. با استفاده ازسوپرماتریس تصادفی به دست آمده، ‌می‌توان سوپرماتریس نهایی[۹۸] را محاسبه کرد و اولویت­های نهایی هرگزینه را به دست آورد. برای محاسبه سوپرماتریس نهایی، کافی است سوپرماتریس تصادفی را به توان

 

    1. . Srinivasan ↑

 

    1. . Kotler & ikclion ↑

 

    1. . Shompiter ↑

 

    1. . Oyang ↑

 

    1. . Gulati ↑

 

    1. . Lilien ↑

 

    1. . Rollins ↑

 

    1. . Usman Ahmed ↑

 

    1. . Small & Medium Enterprises(SMEs) ↑

 

    1. . Carson ↑

 

    1. . Bjerke & Hultaman ↑

 

    1. . Schidehutte, et al. ↑

 

    1. . Hoy ↑

 

    1. . Hills, et al. ↑

 

    1. . Moriarty & Jones ↑

 

    1. . Fox ↑

 

    1. .Doing Business ↑

 

    1. . Recession ↑

 

    1. . Strategic Marketing ↑

 

    1. . Product- Market Refocusing ↑

 

    1. . Slater & Laot ↑

 

    1. . Changes in Product Offering ↑

 

    1. . Changes in market Offering ↑

 

    1. . Cost Leadership Strategy ↑

 

    1. . Reduction ↑

 

    1. . Small and medium-sized businesses ↑

 

    1. . Wong & Aspinwall ↑

 

    1. . UNIDO ↑

 

    1. ۱٫Chang, et al ↑

 

    1. . Economies of scale ↑

 

    1. . Bridson ↑

 

    1. . Roth ↑

 

    1. . Fapohunda ↑

 

    1. . General Electric (GM) ↑

 

    1. . Disney ↑

 

    1. . Heuwelt-Packard (HP) ↑

 

    1. . American Business Press ↑

 

    1. . Meldrum & Fewsmith ↑

 

    1. . Microsoft ↑

 

    1. . McGraw-Hill Research’s Laboratory of Advertising Performance ↑

 

    1. . Business to Business ↑

 

    1. . American Marketing Association (AMA) ↑

 

    1. . Washington Mutual Bank ↑

 

    1. . Ferdi Mc ↑

 

    1. . Fannie Mae ↑

 

    1. . American international insurance group ↑

 

    1. . Ang ↑

 

    1. . Roxas and Huszagh ↑

 

    1. . Latham, Braun ↑

 

    1. . Dinner & Etal. ↑

 

    1. . Urbanavicius & Dickcius ↑

 

    1. . Gari lilien ↑

 

    1. . Penn state ↑

 

    1. apple ↑

 

    1. . ipod ↑

 

    1. . Itunes ↑

 

    1. . Dick & Basu ↑

 

    1. .Kotler & Armstrong ↑

 

    1. . Nguyen ↑

 

    1. . Zineldin ↑

 

    1. . Alchian ↑

 

    1. . Evolutionary Thinking ↑

 

    1. . Natural Selection ↑

 

    1. . Survival Of The Fittest ↑

 

    1. . Herbert Spencer ↑

 

    1. . Miesinh And Preble ↑

 

    1. . Social Darwinism ↑

 

    1. . stillman ↑

 

    1. .muccle ↑

 

    1. . fat ↑

 

    1. . Geroski and gregg ↑

 

    1. .Pearce and Michael ↑

 

    1. . Tan & See ↑

 

    1. .Offensive ↑

 

    1. .Defensive ↑

 

    1. . Boyne ↑

 

    1. . Strategic Marketing ↑

 

    1. . Ortega & Villaverda ↑

 

    1. . Ripolles & Blesa ↑

 

    1. . Rogers, et al. ↑

 

    1. . Ibm ↑

 

    1. . Digital equipment corporation ↑

 

    1. . Turn- around Strategy ↑

 

    1. . Captive Company Strategy ↑

 

    1. . Sell- out or divest ment strategy ↑

 

    1. . Liquidution strategy ↑

 

    1. . Contraction ↑

 

    1. . Consolidation ↑

 

    1. . Zeleny ↑

 

    1. . Multiple Criteria Decision Making ↑

 

    1. . Multiple Objective Decision Making ↑

 

    1. . Multiple Attribute Decision Making ↑

 

    1. . Charns & Cooper ↑

 

    1. . Chen & Hwang ↑

 

    1. ۱٫ Yeh & Deng ↑

 

    1. . Thomas L. Saaty ↑

 

    1. . Weighted/Stochastic Super Matrix ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:06:00 ب.ظ ]




علامه حلی در بحث جواز حبس مفلس بین این دو اصطلاح تفکیک قایل نیست : ” مفلس را تنها یک ماه پس از ثبوت اعسارش می توان در حبس نگاه داشت ” . [۲]

 

شیخ طوسی در تعریف مفلس از اصطلاح معسر استفاده کرده ، می‌گوید: ” مفلس از لحاظ لغوی معسری است که مال با ارزش او ازبین رفته وبرایش چند فلس (پول بی ارزش ) باقی مانده است .[۳]دکتر احمدفتح الله نیز در تعریف افلاس از تعبیر عسر استفاده ‌کرده‌است .[۴]

 

تنهادوتن از فقیهای شیعه ، محقق اردبیلی [۵] ‌و محقق بحرانی [۶] بین معسر ومفلس فرق گذاشته اندکه احمد مرتضی [۷] از فقهای زیدیه نیز با ایشان هم رأی‌ است .اما ، سایر فقیهان در مذاهب خمسه فقهی بین این دو اصطلاح فرقی نگذاشته اند . جالب آنکه تعریف مفلس ومعسردر کتب شرح الازهار[۸]والحدائق الناضره کاملاً بایکدیگر مغایر است ، بدین معنا که در یکی از این تعاریف ، مفلس یا معسر دارایی منحصر به مستثنیات دین است و در تعریف دیگر ، علاوه بر مستثنیات دین ، مفلس یا معسر دارایی داردولی کفاف تادیه دین را نمی کند.

 

مبحث دوم : تاریخچه

 

این قسمت را تحت دوعنوان ، سیر قانونی افلاس واعسار در حقوق ایران ‌و تاریخچه ورشکستگی در طرف دیگرمورد ارزیابی قرار می‌دهیم .

 

گفتار اول : سیر قانونی افلاس واعسار در حقوق ایران

 

سیر قانونی افلاس واعسار را می توان به ، قوانین سابق افلاس واعسار ، قانون فعلی اعسار تقسیم کرد که عنوان نخست در قالب ؛ افلاس در قانون تسریع محاکمات ۱۳۲۹ ه.ق ، اعسار در قانون تسریع محاکمات ۱۳۰۹ ه.ش ، قانون اعسار وافلاس ۱۳۱۰ه.ش مورد توجه قرار داده خواهد شد.[۹]

 

الف : افلاس در قانون تسریع محاکمات ۱۳۲۹ ه.ق

 

قانون موقتی اصول محاکمات حقوقی مصوب کمیسیون قوانین عدلیه مورخ ۲۶رمضان و۱۹ ذیقعده ۱۳۲۹ ه.ق در باب ششم در اجرای احکام محاکم عدلیه ، افلاس را ‌در مورد عدم تمکن محکوم علیه نسبت به پرداخت محکوم به و در باب اشخاص که استطاعت تادیه مخارج عدلیه را ندارند به شرح ذیل ، پیش‌بینی نموده بود :

 

اول – عدم تمکن محکوم علیه نسبت به پرداخت محکوم به

 

در صورتی که محکوم علیه مدعی افلاس شده وآن را اثبات می نمود یا افلاس او از سابق معلوم بود، مدعی افلاس از توقیف مصون می کند، ولی ذمه او مشغول می شد وهر وقت تمکن حاصل می نمود دادگاه به موجب اظهار بستانکار در صدد مطالبه حق او بر می‌آمد .منظور از مفلس غیر از ورشکسته به تقصیر یا ورشکسته به بی احتیاطی بود وبرای چنین ورشکسته یا مفلسی مجازات جزایی پیش‌بینی شده بود . (ماده ۶۲۴ قانون اصول محاکمات حقوقی ) .

 

حال اگر افلاس محکوم علیه معلوم ومشخص نبود ‌و خودش هم در صدد اثبات آن بر نیامده ‌و امتناع از ادای دین می نمود محبوس می شد وهر گاه در اثنای حبس ، افلاس او تحقق پیدا می کرد از زندان آزاد می گردید از طرف دیگر اگر طلبکار شخصاً قبل از انقضا مدت حبس تقاضای خلاصی محبوس مذبور را می نمود ، مجدداً حق در خواست حبس او را نداشت .(مواد ۶۲۵و۶۲۶ اصول محاکمات حقوقی ) .

 

ملاحظه می شود که قانون اصول محاکمات حقوقی به محکوم علیه حق داده بود تا در صورت عدم توانایی در پرداخت محکوم به ، ادعای افلاس نماید مشروط بر اینکه :

 

-محکوم علیه افلاس خود را ثابت نماید

 

– یا افلاس او از سابق معلوم باشد .

 

اما اگر لا اقل یکی از شروط مذکور حاصل نمی شد ومحکوم علیه نیز از ادای دین خود امتناع می نمود در این صورت به دستور دادگاه محبوس می گردید .حال اگر در اثنای مدت حبس افلاس اومحقق می شد ویا بستانکار استدعای آزادی او را از زندان می نمود محکوم علیه آزاد می شد ( توضیح آنکه بستانکار مجدداً حق در خواست حبس محکوم علیه را نداشت ). در هر حال ذمه محکوم علیه مشغول بود وهر وقت تمکن حاصل می کرد بنا به اظهار بستانکار ، دادگاه ذیصلاح درصدد مطالبه حق اوبر می‌آمد.

 

نکته قابل توجه این است که قانون‌گذار بین مفلس عادی ومفلس متقلب وبی احتیاط قایل به تفکیک شده و در حالت دوم اورا به نام ورشکسته مشمول مقررات جزایی دانسته است ، بدون اینکه فرقی بین تاجر وغیر تاجر قایل شود .

 

دوم – عدم استطاعت از ادای مخارج عدلیه

 

هر گاه کسی افلاس خود را در محکمه اثبات می نمود از تادیه هزینه دادرسی معاف می شد. اثبات افلاس در دادگاه مستلزم ارائه تصدیق نامه ای بود که مدعی باید از اداره ای که در آن خدمت می کرد یا از محکمه صالح ویا از معارف موثقه دریافت می نمود ( مواد ۷۹۸و۷۹۹ قانون اصول محاکمات حقوقی) در تصدیق نامه مذکور باید اطلاعات درست ‌در مورد دارایی ووضع معیشت وترتیب گذران زندگی مدعی افلاس یا عدم استطاعت او داده می شد در صورت خلاف واقع بودن اطلاعات داده شده توسط مدعی افلاس ، از شخص اخیرمبلغی که از تادیه آن معاف گردیده بود ، دریافت می شد ( مواد۸۰۰و۸۰۱ قانون اصول محاکمات حقوقی ) درصورت محکوم له بودن مدعی افلاس از هزینه دادرسی ، هزینه مذبور از محکوم به پس از اجرای حکم کسر می شد.

 

ضمناً معافیت مدعی افلاس از مخارج عدلیه باعث معافیت از ادای خسارت طرف او در صورت محکومیت نبود ( مواد۸۰۳ و۸۰۴ همان قانون ). ‌به این ترتیب برای اثبات عدم استطاعت از تادیه هزینه دادرسی مدعی افلاس باید یکی از مدارک زیر را به دادگاه تسلیم می نمود :

 

-تصدیق نامه ای از اداره ای که در آن خدمت می نمود

 

– تصدیق نامه از محکمه صلح

 

-تصدیق نامه از معاریف موثقه

 

مشروط بر آنکه در تصدیق نامه های مذکور اطلاعات درست از وضع دارایی ومعیشت وترتیب گذران مدعی افلاس قید می گردید.[۱۰]

 

ب : اعسار در قانون تسریع محاکمات ۱۳۰۹ ه.ش .

 

این قانون که در سال ۳/۴/۱۳۰۹ ه.ش که در کمیسیون قوانین عدلیه مجلس شورای ملی تصویب شده است در مواد ۵۶ تا ۶۲در باره اعسار مقرراتی را آورده بود .مطابق ماده ۵۶ چنانچه محکوم علیه مدعی اعسار باشد باید در ظرف مدت ده روز از تاریخ ابلاغ ورقه اجراییه به محکمه صالحه عرضحال اعسار داده ‌و تصدیق دفتر محکمه را که حاکی از تقدیم عرضحال باشد به رئیس اجرا تسلیم نماید. همچنین در ماده ۵۷ به محکوم علیه که عرضحال اعسار نداده اجازه داده شده است پس از توقیف شدن عرضحال اعسار بدهد .لیکن در این صورت آزادی وی منوط به صدور ‌و قطعیت حکم اعسار ویا تقاضای محکوم له خواهد بود.در ماده ۵۸ ذکر شده که رسیدگی در محاکم نسبت به اعسار اختصاری است وباید به فوریت وخارج از نوبت به عمل آید .نهایتاًً در ماده ۶۲ آمده است « هر گاه پس از ثبوت اعسار برای محکوم علیه مالی یافت شود محکوم له می‌تواند اجرای حکم نسبت به آن مال را تقاضا کند. » [۱۱].

 

ج : قانون افلاس واعسار ۱۳۱۰ ه.ش

 

قانون افلاس واعسار مصوب ۲۵ آبان ماه ۱۳۱۰شمسی ، قوانین سابق مربوط به افلاس واعسار را نسخ ومواد جدیدی را پیش‌بینی نمود که مقررات مذبور را در قالب دو عنوان مورد بررسی قرار می‌دهیم :

 

-‌در مورد معسر

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:18:00 ب.ظ ]




۲-۱-۵- عدالت درنگاه اسلام وغرب:

 

۲-۱-۵-۱- معانی عدالت درنگاه غرب:

 

درنظرافلاطون :عدالت وقتی حاصل می شود که اجزای سه گانه روح (غضب وشهوت وعقل) تحت فرمان عقل باشند.

 

درنظرارسطو : عدالت، عبارت است از، داشتن رفتاربرابربا دیگران.

 

ودرنظراکوئیناس:عدالت واقعی زمانی است که،حاکم به هرکس مطابق شان و شایستگی اوامتیازبدهد. (اخوان کاظمی ،۵۴:۱۳۷۹).

 

۲-۱-۵-۲- معانی عدالت درمکاتب غرب:

 

الف- لیبرالیسم : ازآنجاکه هرکس فقط خود رامالک زندگی خود می بیند، عدالت،حق برخورداری ازکالاهای ضروری نیست؛بلکه فقط حق «کشته نشدن» است . این نظر انسان رامختار درعمل می بیند تاجایی که به آزادی دیگران لطمه نخورد.

 

ب- سوسیالیسم : نیل به برابری یعنی ازهرکس برحسب توانش وبه هرکس برحسب نیازش.

 

ج- قراردادگرایان : حداکثرسازی سعادت یارضایت کامل.

 

د- فمینیسم : برخورداری زنان ‌از فرصت های مشابه ‌در همه زمینه‌های سیاسی، اقتصادی و اجتماعی (همان منبع).

 

۲-۱-۵-۳- معانی عدالت درنگاه اسلام:

 

الف- ازنظرفقه: ملکه ای که موجب تقوامی شود. (انجام واجبات وترک محرمات).

 

ب- ازنظرکلام: هرچیزراسرجای خود نهادن که برابراست باکار حکیمانه.

 

ج- ازنظرفلسفه واخلاق: ‌از هماهنگی سه قوه غضبیه ،شهویه وناطقه فضیلت چهارمی به وجود خواهد آمد که عدالت نام دارد. به طورکلی مفهوم عدالت ‌از نگاه اسلام بسیاروسیع ونافذ درابعاد گوناگون زندگی بشری است. بدین گونه که عدالت درآنجاکه به توحید یامعاد مربوط می شود به هستی وآفرینش شکل خاصی می‌دهد نوعی جهان بینی است . ‌آنجا که به نبوت ‌و تشریع وقانون مربوط می شود یک مقیاس ومعیارقانون شناسی است . آنجا که به امامت ورهبری مربوط می شود یک شایستگی است .‌آنجا که پای اخلاق به میان می‌آید آرمانی انسانی است وآنجاکه به اجتماع کشیده می شود یک مسئولیت است.

 

د- درعلم سیاست :عدالت صفت نهادهای اجتماعی است نه افراد(همان منبع).

 

۲-۱-۶- مؤلفه‌ های عدالت ازنظراسلام:

 

۱- پرهیزازتبعیض وتجمل گرایی

 

۲-زهدگرایی

 

۳- ذکرومناجات

 

۴- به کارنگرفتن عناصرطاغوتی

 

۵- اصول گرایی

 

۶- احرازازتملق گویی(همان منبع).

 

۲-۱-۷- عناصروموجبات عدالت:

 

اجرای عدالت دارای سه عنصرمی باشد:

 

الف- قانون عادلانه

 

ب- اجرای عادلانه

 

ج- شعورمردم به حقوق خود(قوامی،۱۳۸۳: ۱۵۸).

 

۲-۱-۸- عدالت دروظایف مدیریت:

 

الفبرنامه ریزی: برنامه ریزی متعادل که مصالح و مفاسد درآن لحاظ شده، باعث شودبا استفاده ازکمترین امکانات بیشترین بهره وری را درکوتاه زمان داشت. پس عدالت، دوگونه با برنامه ریزی درمی آمیزد:

۱- شکل محتوایی

 

۲-شکل بیرونی :که بایدبانگرش عادلانه ودورازگناه ‌و فریب تنظیم شود.

 

پس برنامه ریزی عادلانه وبرنامه عادلانه تعیین کننده چشم اندازروشن برای سازمان هستند.

 

معیارهای برنامه ریزی عدالت محورعبارتنداز:

 

۱-تکیه کردن برقرآن

 

۲-مراعات تقوا

 

۳-عجله نکردن وپخته عمل کردن

 

۴-دقت

 

۵-پایان نگری

 

۶-حساب بودجه وهزینه

 

۷-‌اعتقاد به امکان هرشکل(برای ‌هر کاری راه حلی وجوددارد).

 

۸-استفاده ‌از تجربه دیگران

 

۹-تفکروتعمق کافی

 

۱۰-اکتفانکردن به محسوسات

 

۱۱-مقایسه بابرنامه های مشابه (آنچه نشده راباآنچه شده باید مقایسه کردچون برنامه ها مانند یکدیگرند).

 

۱۲-شناخت قوانین تاریخ

 

۱۳-شناخت جایگاه هرچیز

 

ب- سازماندهی: ‌در هر مرحله ازآن تعریفی ازعدالت کاربرد دارد؛

 

    • ‌در تقسیم کار(وضع الشی فی موضعه).

 

    • درهماهنگی، همان رعایت توازن وتناسب.

 

    • درشرح وظایف به معنای رعایت مفاسدومصالح که همان «عدل درتشریع»است.

 

  • ‌در ارتباطات ‌و سلسله مراتب به مفهوم موزون بودن وتعادل است که دراسلام دید ولایی نام دارد. ازلوازم عدالت به معنای موزون بودن وحدت فرماندهی است یعنی هرفرد یک رئیس داشته باشد. بدین معنا هرچه مدیر عادل ‌تر باشد فرمانش نافذتراست.

ج- نظارت: فرد کنترل کننده باید اهل احقاق حق باشد، تبعیض نکند، نه خیلی سخت گیرونه خیلی مسامحه گرباشد.

 

د-رهبری: رهبرعادل بهترین انسان هاراانتخاب می‌کند و به هرکس اختیارنمی دهد،حقوق هرکس را می پردازد،هرچیزرا سرجای خودقرارمی دهد،اهل اعتدال ومیانه روی است،درپاداش وتنبیه افراط ‌و تفریط نمی کند،سازمانی موزون ‌و متعادل تشکیل می‌دهد، برزیردستان تحکم نمی کند ورشد آنان رامی خواهد.

 

ه – انگیزش : تمام شاخصه های رهبرعادل موجب انگیزش ‌در کارکنان خواهد بود (همان، ۱۵۹).

 

۲-۱-۹- ابعادعدالت دروظایف مدیریت:

 

۱-نظارت براستخدام: مطابق باقانون ‌و دوری ازپارتی بازی.

 

۲-استخدام بهترین وشایسته ترین نیروبرای هرمنصب: این مورد، همان شایسته سالاری(وضع الشی فی موضعه)می‌باشد، بدین ‌معنا که بیشترین تناسب بایدبین شغل وشاغل باشد.در این مورد نقش مدیردردوشاخه کلی موردتوجه است :

 

الف-رعایت نظام شایستگی دراستخدام : شایسته سالاری یکی ‌از مظاهر عدالت دربه کارگماشتن کارکنان درمناصب است. اماباید ببینیم که ملاک های شایسته سالاری ازنظراسلام چیست.درنظام غربی ملاک های شایستگی ‌بر علم وتجربه است،در حالی که درنظام اسلامی علاوه برتخصص وتعهد،‌باور به نظام دینی نیزبه فردشایستگی می‌دهد . ملاک های شایستگی رامی توان درنظر امام علی (ع) اینگونه دید:

 

۱- توانایی وآگاهی

 

۲- ایمان ‌و امانت داری

 

۳- عدل ودادگری

 

۴- بینش ودرایت سیاسی

 

۵- منزه بودن ‌از بیماری های اخلاقی

 

ب- پرورش وحفظ نیروی شایسته: نقش عدالت در این مورد،تشخیص استعدادهای بالقوه نیروهای شاغل درسازمان وسپس فراهم آوردن امکاناتی برای شکوفایی آن ها می‌باشد که در نتیجه آن:

 

    • محیط سازمان قابل کنترل می شود.

 

    • نیروهای مادی ومعنوی شکوفامی شود.

 

    • همه به حق خودمی رسند.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:29:00 ب.ظ ]




مقاله دوم با عنوان نظارت وکنترل سیستمی در مدیریت اسلامی:

 

این مقاله توسط اقای ناصر ازاد جهت ارائه در اولین کنفرانس مدیریت اسلامی تهیه شده است .

 

این مقاله با اتکا به ایات و روایات یکی از اصول مهم مدیریت که جوامع و دیدگاه ها بر روی ان تأکید شده است و فنون کاربردی زیادی نیز به واسطه کاربرد ان طراحی و بررسی قرار گرفته است، را ارائه می کند. این مقاله با چارچوب، چکیده، مقدمه، بحث مدل کنترل و نظارت و ضرورت لزوم نظارت و کنترل در مدیریت اسلامی، نظارت حضرت علی (ع)، معیارهای نظارت و کنترل در مدیریت اسلامی، روش های کنترل نظارتی در مدیریت اسلامی، اهداف نظارت و کنترل در مدیریت اسلامی و خلاصه و نتیجه گیری تقسیم شده است. که در پایان نظارت و کنترل را یکی از اصول خدشه ناپذیر و بسیار مهم در مدیریت اسلامی می‌داند. این تحقیق از این لحاظ به تحقیق حاضر مربوط است که نظارت و کنترل در قران، نهج البلاغه، و نامه حضرت علی (ع) به مالک را بررسی می‌کند.

 

فصل دوم

 

ادبیات تحقیق

 

۲-۱ مقدمه

 

شاید به جرات بتوانیم ادعا کنیم که انجام فعالیت‌های سازمان بدون نظارت و کنترلی دقیق قرین توفیق نخواهد بود. به کمک نظارت و کنترل است که مدیریت می‌تواند از نحوهء تحقق هدفها و انجام عملیات اگاهی یابد و در صورت لزوم از اصلاح ان اطمینان حاصل کند و یا حتی ان را متوقف نماید. نظارت و کنترل ابزار کار مدیران و سرپرستان است. و یک سازمان بدون یک سیستم نظارت و کنترل مؤثر نمی تواند به فعالیت خود ادامه دهد. در برنامه ریزی ها مبنای کار پیش‌بینی اعداد و ارقام و رویدادها است. لذا همیشه درصدی خطا در برنامه ها لحاظ می شود. برای رفع این خطاها و اصلاح عملیات، نظارت و کنترل تنها راه چاره است. محیط رقابتی و وجود بازارهای متنوع دلیل دیگری به ضرورت نظارت و کنترل های سازمانی است. سازمان برای بقاء خود باید از وجود نقاط ضعف درسازمان اگاهی یابد و هماهنگی های لازم راجهت بهبود و ارتقاء سطح کیفی خود به عمل اورد. نظارت وکنترل وسیله ای برای نیل ‌به این خواسته است.

 

۲-۱-۱ بخش اول: مفهوم شناسی و اصطلاحات نظارت و کنترل:

 

۲-۱-۲ معنای لغوی نظارت و کنترل:

 

فرهنگ لغت دهخدا نظارت را این چنین تعریف ‌کرده‌است: « نظر کردن ونگریستن به چیزی، مراقبت و در تحت نظر و دیده بانی داشتن کاری».

 

فرهنگ انگلیسی راندون هاووس، فعل کنترل( (control کردن را این گونه تعریف ‌کرده‌است «۱٫محدود کردن یا نظارت کردن بر امری ،غلبه بر، فرماندهی۲٫ در اختیار گرفتن به منظور بازرسی۳٫ آزمودن یا تأیید کردن(تجربه علمی) با یک تجربه موازی یا سایر استانداردهای قابل مقایسه».

 

فرهنگ سخن (۱۳۸۱) کنترل را به چند معنی تعریف ‌کرده‌است: «۱٫ بازرسی ۲٫نظارت همراه با مراقبت ۳٫ توانایی تسلط بر خود یا بر چیزی ۴٫(صفت)تحت نظارت یا مراقبت…»

 

فرهنگ معاصر انگلیسی لانگمن در سال(۱۹۹۵) تعاریف گوناگونی از کنترل دارد که از نظر سازمانی ‌به این معنی آمده است :«قدرت تصمیم های مهم در هر سازمان یا جزئی ازسازمان». معنی دوم مرتبط عبارت است از: «فرایند بازرسی برای اطمینان از درستی کار».

 

۲-۱-۳ تعاریف نظارت و کنترل:

 

وقتی اهداف برای سازمان‌ها تعیین گردید وتمهیداتی جهت اجرای آن ها به عمل امد انتظار این است که سازمان به اهداف خود دست یابد و در هنگام اجرای برنامه ها این اطمینان وجود داشته باشدکه حرکت سازمان در مسیری درست صورت می‌گیرد و برنامه ها دقیق اجرا می‌شوند. جهت دستیابی ‌به این اطمینان که اهداف به صورت دقیق اجرا می‌شوند، حاصل فرایندی است که ان را نظارت و کنترل می‌نامند.

 

تعاریف متعدد ‌و گوناگونی از نظارت و کنترل به عمل امده است که در ادامه به چند مورد از ان اشاره شده است:

 

تعریفی که استیفن رابینز از نظارت وکنترل دارد:

 

  • فرایندتحت نظر قراردادن فعالیت‌ها، به منظور حصول اطمینان از اینکه آن ها همان گونه که برنامه ریزی شده اند، انجام می‌شوند واصلاح انحرافات قابل ملاحظه و مهم(اقاپیروز و همکاران،۱۳۸۴،ص ۲۶۶).

تعریفی اقای رابرت ماکلر از نظارت و کنترل داشته است که در ان تمام عناصر و اجزای اصلی فرایند نظارت و کنترل نشان داده شده است:

 

  • مدیریت کنترل، تلاشی است سیستماتیک و نظام وار برای تعیین استانداردهای عمللکرد برای اهداف برنامه ریزی شده، طراحی سیستم بازخورد اطلاعات، مقایسهء عملکرد واقعی با استانداردهای از پیش تعیین شده، مشخص کردن اینکه ایا انحرافاتی وجود دارد یا نه وتعیین میزان اهمیت آن ها، وانجام اقدامات اصلاحی برای حصول اطمینان از اینکه همه منابع شرکت، به شیوه ای بسیار مؤثر و با حداکثرکارایی ممکن، در جهت دست یابی به اهداف شرکت مورد استفاده قرار گرفته است. (Stoner & freeman, 1992, p600)

تعریفی که اقای دکتر صادق پور از کنترل ارائه نموده است:

 

  • کنترل فعالیتی است که ضمن ان عملیات پیش‌بینی شده با عملیات انجام شده مقایسه می‌شوند و در صورت اختلاف و انحراف بین انچه باید باشد وانچه هست، نسبت به رفع واصلاح آن ها اقدام می شود(صادق پور، ۱۳۵۳، ص ۱۵۹).

استونر در تعریف کنترل چنین می‌گوید:

 

  • مدیریت کنترل فرایندی است جهت حصول اطمینان از اینکه فعالیت‌های انجام شده با فعالیت‌های برنامه ریزی شده مطابقت دارد یاخیر(رضائیان، ۱۳۶۹، ص ۵۵۸).

۲-۱-۴ انواع دیدگاه های طرح ریزی سیستم کنترل:

 

عموما سه نوع دیدگاه متفاوت برای طرح ریزی سیستم کنترل وجود دارد که عبارتنداز: کنترل اقتصادی، کنترل اداری و کنترل فرهنگی.

  • کنترل اقتصادی[۱]:

دیدگاهی است که بر کاربرد مکانیسم های خارجی بازار تأکید می کند. کنترل ها ‌در مورد معیارهایی چون رقابت قیمت‌ها یا سهم بازار اعمال می‌شوند. سازمان‌هایی که این دیدگاه را دارند عموما انهایی هستند که دارای محصولات و خدماتی کاملا ویژه و جدا گانه هستند و در شرایط رقابت کامل قرار دارند. در چنین شرایطی، بخش های مختلف سازمان نوعا به مراکزی سود اور تبدیل شده و با درصد سهمی که هر یک در سود کل شرکت دارند، ارزیابی می‌شوند.

 

  • کنترل اداری[۲]:

دومین دیدگاه، کنترل اداری نام دارد و بر قدرت رسمی تأکید و بر ایین نامه های اداری، مقررات، دستورالعمل ها و سیاست‌ها متکی است. این نوع کنترل بر مبنای استاندارد فعالیت‌ها، شرح کامل وظایف برای هدایت رفتار اداری کارمند و سایر مکانیسم های اداری – مثل بودجه – صورت می‌گیرد تا این اطمینان به دست اید که اعضای سازمان دارای رفتارهای مناسب شغلی هستند و به استانداردهای عملکردی مورد نظر دست می‌یابند.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:41:00 ب.ظ ]




طبق تئوری مسیر ـ هدف دو نوع عامل موقعیتی بر چگونگی رابطه رفتار رهبر با رضایت زیردستان اثر می‌گذارد: ویژگی‌های شخصی زیردستان، ویژگی‌های محیط.

 

دو ویژگی شخصی مهم زیردستان عبارتند از :

 

ـ محل و منشأ کنترل

 

ـ توانایی ادراک شده

 

منشأ کنترل اشاره دارد به میزانی که فرد فکر می‌کند آنچه برایش اتفاق می‌افتد، نتیجه رفتار خودش می‌باشد و یا نتیجه عوامل خارجی است. نتیجه تحقیقات نشان می‌دهد اشخاصی که پیامدها را به رفتار خودشان استناد می‌کنند بیشتر به رهبر هدایتی تمایل نشان می‌دهند. توانایی ادراک شده اشاره دارد به دیدگاه فرد نسبت به توانایی خود در انجام کاری که به او محول شده است. کارکنانی که توانایی‌های خودشان را به نسبت زیاد ارزیابی می‌کنند احتمال کمی ‌وجود دارد که رهبری هدایتی را بپذیرند (نمودار ۴ ـ ۲).

 

عوامل موقعیتی

 

ـ ویژگی‌های شخصی کارکنان

 

ـ محل و منشأ کنترل

 

ـ توانایی ادراک شده

 

نتیجه

 

انگیزش کارکنان برای کار

 

رفتار رهبر

 

ـ هدایتی

 

ـ حمایتی

 

ـ مشارکتی

 

ـ موفقیت خواهی

 

عوامل موقعیتی

 

ـ ویژگی‌های محیط

 

ـ انسجام وظیفه

 

ـ سیستم اختیار رسمی

 

ـ گروه کاری

 

نمودار ۴ ـ ۲ تئوری مسیر هدف. (گریفین،۱۳۸۳، ص ۳۶۴ )

 

ویژگی‌های مهم محیطی نیز انسجام وظیفه، سیستم اختیار رسمی‌و گروه کاری اولیه می‌باشند. طبق تئوری مسیر ـ هدف اگر رفتار رهبر به زیردستان کمک کند تا بتوانند با بی اطمینانی‌های محیطی ناشی از این عوامل مقابله کنند در آن‌ ها ایجاد انگیزه خواهد کرد. به هر حال در بعضی موارد شکل های خاصی از رهبری زائد بوده و موجب کاهش انگیزش زیردستان می‌شود. به ‌عنوان مثال، زمانی که درجه انسجام وظیفه بالا است، رهبری هدایتی کمتر مورد نیاز است یا کمتر اثر بخش است. همچنین اگر گروه کار حمایت اجتماعی فراوانی از فرد به عمل آورد، یک رهبری حمایتی جاذبه نخواهد داشت. ‌بنابرین‏ فرض بر این است که رفتار رهبر به همان اندازه که با اشخاص و موقعیت ها هماهنگی دارد بر انگیزش کارکنان برای انجام کار اثر می‌گذارد (گریفین، ۱۳۸۳، ص ۳۶۵ ).

 

الگوی رهبری مشارکتی

 

در سال ۱۹۷۳، «ویکتور روم»[۴۶] و «فیلیپ یتان»[۴۷] الگوی رهبری مشارکتی را ارائه کردند که این الگو رفتار رهبری را با مشارکت در تصمیم گیری مرتبط نمود. این الگو نشان می‌دهد که ساختارهای کار برای فعالیت های یکنواخت و متغیر، متفاوت هستند. این پژوهشگران معتقد بودند که رفتار رهبر باید بازتاب ساختارهای کار باشد. بر این اساس، مدل روم و یتان نیز هنجاری است. یعنی برای تعیین شکل و میزان مشارکت در تصمیم گیری، باید مجموعه‌ای از قوانین و مقررات بصورتی دقیق رعایت شوند تا در شرایط مختلف میزان مشارکت افراد در تصمیم گیری تغییر کند. این الگوی تجدید نظر شده دارای یک درخت تصمیم گیری شامل دوازده متغیر و پنج شیوه رهبری است. این روش به ما از متغیرهای کلیدی اقتضایی مرتبط با کارایی رهبری، شناختی یکپارچه می‌دهد که بر اساس تجربه به دست آمده است. به عبارت بهتر، الگوی رهبری مشارکتی این امر را تأیید می‌کند که پژوهش‌های مربوط به رهبری باید با توجه به موقعیت انجام گیرد تا خود فرد. یعنی این امر احتمالاً بیشتر قابل قبول است که درباره شرایط و موقعیت های مستبدانه و مشارکتی صحبت کنیم تا رهبران مستبد و مشارکتی ( اعرابی، حمید رفیعی، اسراری ارشاد، ۱۳۸۲، ص ۳۴۷ ).

 

متغیرهای موقعیتی در الگوی تجدید نظر شده رهبری مشارکتی:

 

QR کیفیت مورد نیاز: اهمیت کیفیت فنی این تصمیم چقدر است ؟

 

CR نیاز به تعهد: اهمیت تعهد کارمند نسبت به تصمیم چقدر است؟

 

LI اطلاعات رهبر: آیا برای یک تصمیم گیری عالی، اطلاعات کافی دارید ؟

 

ST ساختار مشکل: مسئله چگونه تنظیم شده است (دارای چه نوع ساختاری است ) ؟

 

CP احتمال تعهد: اگر مجبور باشید خودتان به تنهایی این تصمیم را بگیرید، آیا اطمینان دارید که کارکنان شما نسبت به آن متعهد خواهند بود ؟

 

GC تناسب هدف: آیا کارکنان در تعیین اهداف سازمان برای رفع مشکل مشارکت داده می‌شوند ؟

 

CO تعارض کارمند: آیا میان کارکنان برای انتخاب راه حلهای مرجع تعارضی وجود دارد ؟

 

SI اطلاعات کارمند: آیا کارکنان اطلاعات کافی برای اتخاذ یک تصمیم عالی دارند؟

 

TC محدودیت وقت: آیا محدودیت وقت واقعاً جدی شما، مانع از مشارکت دادن کارکنان می‌شود ؟

 

GD توزیع جغرافیایی: آیا هزینه گرد آوری جغرافیایی کارکنان پراکنده در یک منطقه جغرافیایی قابل توجیه است ؟

 

MT زمان انگیزش: مدت زمانی که صرف تصمیم‌گیری می‌شود چقدر برای شما اهمیت دارد ؟

 

MD انگیزش پیشرفت: به حداکثر رساندن فرصت‌ها برای پیشرفت کارکنان تا چه حد برای شما اهمیت دارد؟ ( همان منبع، ص ۳۴۸ ).

 

پنج شیوه رهبری در الگوی رهبری مشارکتی

 

خودکامه I : فرد با توجه به اطلاعات موجود، مسأله را حل می‌کند یا تصمیم می‌گیرد.

 

خودکامه II : فرد اطلاعات لازم را از زیردستان می‌گیرد و سپس خودش نسبت به حل مسأله اقدام می‌کند. امکان دارد او به هنگام گرفتن اطلاعات از زیردستان، آنان را از مسأله یا موضوع آگاه سازد. نقشی که زیردستان در فرایند این تصمیم گیری ایفا می‌کنند، عبارت است از ارائه اطلاعات لازم و نه ارائه راه حل های مختلف.

 

مشاوره‌ای I : فرد با برخی از زیردستان مسأله را مطرح می‌کند و بدون این که آن‌ ها را گردهم آورد، نظرها ‌و پیشنهادهای آنان را می‌گیرد، سپس اقدام به تصمیم گیری می‌کند که ممکن است آن تصمیم منعکس کننده نظرات زیردستان نیز باشد و ممکن است چنین نباشد.

 

مشاوره‌ای II : فرد با زیردستان تشکیل گروه می‌دهد، مسأله را با آنان در میان می‌گذارد و از نظرها و پیشنهادهای آنان آگاه می‌شود، سپس اقدام به گرفتن تصمیم می‌کند، که امکان دارد تصمیم او منعکس کننده نظرها و پیشنهادهای زیردستان باشد و ممکن است نباشد.

 

گروهیII : فرد با زیردستان تشکیل جلسه می‌دهد تا همگی در حل مسأله مشارکت کنند. آن‌ ها با هم راه حل هایی را پیشنهاد می‌کنند و می‌کوشند تا درباره یکی از راه حل ها به توافق برسند (رابینز، ۱۳۸۴، ص۶۶۹).

 

الگوی مشارکت رهبری برای تعیین شکل و میزان مشارکت کارکنان به هنگام تصمیم گیری‌های سازمانی راه بسیار خوبی پیش پای ما می‌گذارد. گذشته از این، مدارک و شواهد تجربی موجود ‌در مورد مشارکت دادن زیردستان در موارد زیر کاربرد دارد:

 

۱ ) هنگامی که کیفیت تصمیم اهمیت دارد، ۲ ) هنگامی که این مسأله حائز اهمیت است که زیردستان راه حل ارائه شده را بپذیرند و این که اگر به آنان اجازه مشارکت در تصمیم گیری داده نشود، احتمال آن کم است که در تصمیم گیری و ارائه راه حل مشارکت نمایند و ۳ ) هنگامی که بتوان به توجهی که زیردستان به هدف‌های گروه می‌کنند، اعتماد کرد.

 

از دیدگاه رهبری اگر دامنه شیوه یا سبک مدیریت بدان گونه که فیدلر معتقد است بسیار محدود باشد، برای این که وی بتواند به صورتی موفقیت آمیز امور را اداره و رهبری نماید، باید پالتویی مناسب بر تن او کرد. اگر نظر و دیدگاه پژوهشگرانی که تئوری‌های مسیر ـ هدف و رهبری مشارکتی را ارائه کرده‌اند درست باشد. در آن صورت آنچه رهبر باید انجام دهد، این است که پالتو را یعنی موقعیت را برانداز نماید و شیوه یا سبک رهبری خود را با آن سازگار کند.

 

۲-۹) سبک رهبری لیکرت

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:53:00 ب.ظ ]




، که یکی از این موارد تفاوت دیه زن و مرد است، تا آشکار شود، مراد قرآن کریم چیست، و آنچه در سنت آمده، آیا با این هدف که این احکام مبنای دائمی دارد و در ردیف مجازات‌های بازدارنده و تنبیه خطاکار در همه عصرها ذکر شده است، و یا تعیین جزئیات و تفاوت زن و مرد، در این روایات، نوعی محکومیت مالى مناسب با فرهنگ آن عصر بوده است؟

 

مبحث نخست : رویکردهای فقهی

 

فقهای امامیه به اجماع و اتفاق متعقدند در صورتی مرد به لحاظ کشتن زن قصاص می شود که قبلاً نصف دیه مرد از سوی اولیای مقتوله پرداخت شده باشد .

 

فقیه محدث بزرگ طایفه امامیه شیخ صدوق (م۳۸۱ق) در این زمینه می‌گوید : اگر مردی از روی عمد زنی را به قتل رسانده بستگان زن می‌توانند مرد را به قتل برسانند و نصف دیه را به بستگان او بپردازند یا این که پنج هزار درهم از او بگیرند.

 

شیخ طوسی در کتاب« الخلاف» مشروط بودن قصاص مرد در برابر زن ، به پرداخت فاضل دیه را امری اجماعی دانسته و می‌گوید : مرد در برابر زن کشته می شود مشروط به آن که بستگان زن افزونی دیه را ، که آن پنج هزار درهم است برگردانند. عطا نیز همین را گفته است ؛ البته با این تفاوت که او {افزونی دیه را } شش هزار درهم گفته است . از حسن بصری نیز این مطلبی روایت شده ، که او هم آن را از علی (ع) نقل ‌کرده‌است .

 

شهید ثانی (۹۱۱-۹۶۵ق) در کتاب « الروضه البهیه » که شرحی بر لمعه الدمشقیه شهید اول (۷۳۴-۷۸۶ق) است در این زمینه می‌گوید : مرد آزاد در برابر مرد آزاد به قتل می‌رسد همچنین مرد آزاد در برابر زن آزاد به قتل می‌رسد البته بعد از آن که بستگان زن نصف دیه مرد را به او پرداخت کردند . زیرا دیه مرد دو برابر دیه زن است . و همچنین سید علی طباطبایی در کتاب ریاض المسائل هم همین نظر را دارد .

 

عمده ترین دلائل این گروه از فقها روایات(سنت)و اجماع فقها و فقهای این گروه کمتر به قرآن استناد می‌کنند.

 

اما به اجمال ‌در مورد آیات قصاص از دیدگاه فقهای شیعه می پردازیم .

 

آیه ۱۷۸ سوره بقره : بیان می‌دارد : ای کسانی که ایمان آوردید قصاص کشته شدگان بر شما واجب گردید ، آزاد در برابر ازاد ، بنده در برابر بنده و زن در برابر زن . ….

 

صاحب مجمع البیان در بیان معنای آیه به حدیثی از امام صادق (ع) اشاره کرد و می فرماید : امام صادق فرمود « اگر مردی زنی را به قتل رساند و بستگان مقتول خواستند که مرد ا بکشند ، بایست نصف دیه او را به خانواده اش پرداخت کنند .» و این همان حقیقت برابری در قصاص است چون جان زن با جان مرد برابر نیست ، بلکه جان او نصف جان مرد است .

 

آیه ۴۵ سوره مائده بیان می‌دارد « و ما در تورات بر یهود واجب کردیم که جان در برابر جان ، چشم در برابر چشم ، بینی در برابر بینی ، و گوش در برابر گوش و دندان در برابر دندان { قصاص می شود } همچنین در جراحات نیز قصاص جاری می شود .

 

چنان که در بررسی کلمات فقها اهل سنت دیدیم ، برخی از مفسران آن ها قائل شده اند که آیه یاد شده از سوره ی بقره با آیه ۴۵ سوره مائده نسخ شده است . اما غالب فقها و مفسران شیعه این موضوع را نپذیرفته اند و آن را رد کرده‌اند که در این جا به کلمات برخی از آن ها اشاره می‌کنیم .

 

قطب راوندی در کتاب خود« فقه القران » پس از بیان آیه ۱۷۸ سوره بقره می‌گوید بعضی از مفسران گفته اند که آیه ۱۷۸ سوره بقره به وسیله آیه ۴۵ سوره مائده نسخ شده است . اما جعفر بن مبشر می‌گوید « به نظر من چنین نیست .زیرا خدای تعالی به ما خبر داده که او بر یهود چنین واجب کرده بود . وبه نظر من در این آیه چیزی که نشان دهد که خداوند بر ما هم واجب ‌کرده‌است ، وجود ندارد ، زیرا شریعت یهود با شریعت ما نسخ شده است .

 

از دیگر دلائل فقهای امامیه روایات است که در زیربه یکی از آن ها اشاره می‌کنیم :

 

عبدالله بن سنان در این روایت چنین نقل می‌کند : از ابا عبدالله (امام صادق(ع) ) شنیدم که ‌در مورد مردی که زنش را به عمد کشته بود فرمود : بستگان زن اگر بخواهند مرد را به قتل رسانند می‌توانند این کار را انجام دهند و نصف دیه مرد را به بستگانش پرداخت کنند و اگر بخواهند می‌توانند نصف دیه را یعنی پنج هزار درهم ، از مرد دریافت کنند .

 

فقهای امامیه مانند فقهای اهل سنت به اجماع یکی از دلائل خود ‌در قصاص استناد می‌کنند اما بر عکس آن ها (فقهای اهل سنت ) بر این باورند که ‌در قصاص خانواده زن باید نصف دیه را به خانواده مرد بپردازند .‌در مورد این موضوع باید گفت که زن ومرد تا یک سوم جراحت باهم در قصاص و دیه برابرند و بعد دیه زن نصف دیه مرد است و ما در این جا به ذکر یک روایت بسنده می‌کنیم .

 

در بخشی از روایتی که حلبی از امام صادق (ع) نقل کرده آمده است : ‌جراحت‌های زنان و مردان تا زمانی که به یک سوم دیه برسد با هم برابر است ؛ دندان زن در برابر دندان مرد ، زخم زن دربرابر زخم مرد ، انگشت زن در برابر انگشت مرد . اما هنگامی که جراحت به یک سوم دیه رسید ، دیه زن نصف دیه مرد می شود .

 

آیت الله صانعی برای اثبات تساوی دیه زن و مردبه چند دلیل استناد کرده‌اند :

 

الف) با تمسک به چند دلیل، قاعده کلی «تساوی زن و مرد درجمیع امتیازات» را به مثابه یک اصل بنیادین اثبات می‌کنند. این دلایل عبارتند از:

 

الف/۱) آیه «یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناکُمْ مِنْ ذَکَرٍ وَ أُنْثى‏»[۱۴۳]و «الَّذی خَلَقَکُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَه»[۱۴۴] که دالّ بر منشأ و مبدأ واحد برای خلقت زن و مرد است.

 

الف/۲) آیه «وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی‏ آدَمَ»[۱۴۵]که دلالت بر تکریم یکسان تمام بنی‌آدم از سوی خداوند می‌کند.

 

الف/۳) روح تربیت و فرهنگ اسلامی نیز دالّ بر برابری زن و مرد در تمام اموری است که به نفس و جان او مربوط است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:05:00 ب.ظ ]




دو تن از نویسندگان مدیریت منابع انسانی نیز ایجاد احساس مسئولیت در کارکنان، افزایش رضایتمندی و خشنودی کارکنان از شغل، ایجاد زمینه دخالت و مشارکت به کارکنان، ایحاد و احترام و اعتماد به کارکنان و بهبود عملکرد سازمان را از جمله اهداف عملیاتی کیفیت زندگی کاری به شمار می‌آورند (دولان ، شولر ۱۳۷۶).

 

در برخی سازمان ها هدف از برنامه های کیفیت زندگی کاری عبارت است از افزایش تعهد و اعتماد کارکنان، حل مشکلات کمک به آن ها به منظور افزایش رضایت آنان و اثربخشی سازمان، تعدادی از نویسندگان در مقاله‌ای تحت عنوان “موج جدید کیفیت زندگی کاری” موج جدید تیم‌های کیفیت زندگی کاری و هایی از کارکنان می‌دانند که اهداف مربوط به کار خویش را تعیین نموده‌اند و معیارهای تعیین چنین اهدافی را به شرح زیر می‌دانند:

 

۱- بهبود روش انجام کار به گونه‌ای که مورد نظر مشتری، نیروی کار و مدیر باشد.

 

۲- باعث ایجاد یا کاهش هزینه شود.

 

۳- باعث بهبود در ارائه خدمات به مشتری (ارباب رجوع) شود.

 

۴- روحیه کار تیمی را ارتقاء بخشد (برگو و لیند، ۱۹۹۰).

 

ابعاد کیفیت زندگی کاری

 

اصطلاح کیفیت زندگی کاری در سال های اخیر رواج زیادی داشته است. اما ‌در مورد معنای این اصطلاح توافق کمی وجود دارد، در عین حال می‌توان گفت حداقل دو استفاده شایع از آن وجود دارد:

 

اول اینکه کیفیت زندگی کاری اشاره به مجموعه‌ای از نتایج برای کارکنان نظیر رضایتمندی شغلی، فرصت‌های رشد، مسائل روانشناختی، امنیت شغلی، روابط انسانی کارفرما، کارکنان و میزان پایین بودن حوادث دارد.

 

دوم، کیفیت زندگی کاری همچنین به مجموعه‌ای از کارها با عملکرد های سازمانی نظیر مدیریت مشارکتی، غنی‌سازی شغلی و شرایط کاری مطمئن اشاره کرد. در این رابطه برنامه های کیفیت زندگی ممکن است به عنوان راهبرد و مدیریت منابع انسانی شامل عملکردهای کیفیت زندگی کاری و بهبود برنامه های کیفیت زندگی کاری و بهبود کارایی و بهره‌وری سازمانی در نظر گرفته شود (رودکی، ۱۳۸۷).

 

کیفیت زندگی کاری یعنی نوع نگرش افراد نسبت به شغل خود. یعنی این که تا چه میزان اعتماد متقابل، توجه، قدرشناسی، کار جالب و فرصت‌های مناسب برای سرمایه‌گذای (مادی و معنوی) در محیط کار، توسط مدیران برای کارکنان فراهم شده است. در چه کیفیت زندگی کاری درون سازمان از طریق اندازه‌گیری رضایت، غیبت کم، و انگیزه بالا در کارکنان برآورد می‌شود.

 

ابعاد و جنبه‌های گوناگون کیفیت زندگی کاری را می‌توان در موارد زیر خلاصه نمود:

 

۱- بهداشت و ایمنی کار

 

امروزه با بهره گرفتن از دستگاه‌های جدید و تکنولوژی مدرن شرایط کاری برای کارکنان ایمن‌تر شده است البته در صورتی که کارکنان با آموزش‌های مداوم به اهمیت و ضرورت استفاده از وسایل ایمنی پی برده و در کاهش سوانح و خطرات تلاش نماید. تشکیل کمیته‌ها و گروه‌های ویژه در جهت آموزش و بازرسی مداوم و همچنین اطمینان از رعایت اصول ایمنی و پیش‌بینی شرایط کار با توانایی‌های جسمانی و روانی کارکنان از بروز مسائل و مشکلات حاد در این زمینه می‌کاهد.

 

۲- ساعات نوبت کاری

 

کاهش ساعات کار در اغلب کشورهای جهان به عنوان یک برنامه جامع از مزایایی برخوردار است زیرا رعایت این امر ضمن ایجاد زمینه اشتغال برای تعداد بیشتری از نیروهای آماده به کار در جامعه موجب کاهش نرخ بیکاری و همچنین توجه بیشتر کارکنان به امور شخصی، خانوادگی و فراغت می‌گردد و بیماری‌های جسمی و عصبی را به شدت کاهش می‌دهد.

 

۳- امنیت شغلی در کار

 

امنیت و ثبات شغلی، امری بسیار مهم در جلب رضایت کارکنان است لازم است قوانین و مقررات وضع شده مربوط به استخدام، ارتقاء، اخراج و … از سوی سازمان به تأیید سازمان‌های رسمی، مانند وزارت کار رسیده و همچنین به منظور رعایت و اعمال صحیح این ضوابط تیم‌های بازرسی در سازمان مستقر باشند.

 

۴- جلب مشارکت و برخورد عادلانه به کارکنان

 

چنانچه سازمان قوانین و مقررات وضع شده را ‌در مورد همه کارکنان، گروه‌ها و اقشار مختلف یکسان اعمال نماید موجبات رضایت بیشتر را در کارکنان پدید می‌آورد. همچنین با اعمال سیاست­های یکسان (عدم تبعیض) جهت جلب مشارکت در تصمیم‌گیری‌های مربوط به سازمان و برنامه های کاری احساس بیگانگی را در کارکنان خنثی نموده و محیط کار را با روحیه و انسانی می‌کند. نحوه سازماندهی و مشارکت کارکنان می‌تواند از طریق تشکیل تیم‌ها و گروه‌های کاری و با معرفی نماینده کارکنان هر واحد در شوراها صورت گیرد.

 

۵- محتوای کار

 

باید به گونه‌ای باشد که بسیار جزئی و خرد نباشد، مجموعه وظایفی باشد که کل واحدی را شکل دهد و متناسب با توانایی و مهارت کارکنان بوده و برای کارکنان زمینه‌های کسب دانش و مهارت بیشتر را فراهم نماید و از نظر کارکنان دارای مقبولیت و مطلوبیت باشد.

 

۶- دستمزد و پاداش منصفانه

 

یکی از مهم ترین انگیزه های عمومی کار کردن، کسب معاش است توجه به اینکه چه سطحی از درآمد برای یک شغل یا فرد خاص کافی است قابل بررسی است زیرا میزان عادلانه بودن دستمزد مسئله ای ذهنی است و ‌در مورد هریک از کارکنان متفاوت است، لیکن توجه به تامین نیازهای اساسی زندگی در مقابل هزینه های زندگی و تعهدات خانوادگی کارکنان جهت تامین کیفیت زندگی کاری نقش مهمی دارد.

 

۷- مسئولیت اجتماعی

 

سیاست ها و برنامه های اجرایی سازمان در قبال مسئولیت اجتماعی که در برابر کارکنان و خانواده‌هایشان به عهده دارد درایجاد علاقه و انگیزه به کار در آنان تاثیر بسزایی دارد.

 

۸- کار و فراغت

 

چنان که سازمان به ایام فراغت کارکنان توجه داشته و زمینه‌های کذران این ایام را با توجه به نوع کار، زندگی خانواده و الگوهای سرگرمی فراهم نماید در ضمن تفریح و سرگرمی، به ارتقاء فرهنگی کارکنان و خانواده‌شان که یکی از مسئولیت های اجتماعی سازمان است جامه عمل بپوشاند باعث ایجاد انگیزش و مطلوبیت در کیفیت زندگی کاری در سازمان می‌گردد.

 

۹- منزلت شغلی

 

منزلت شغلی در نگرش نسبت به حرفه‌شان تاثر دارد. این منزلت از طریق نگرش و نحوه برخورد و سازمان در افراد تقویت و یا تضعیف می‌شود (دنیوی، ۱۳۸۸، ۴۷).

 

عوامل موفقیت برنامه های کیفیت زندگی کاری

 

برای آن که یک برنامه کیفیت زندگی کاری با موفقیت همراه باشد سه جزء عمده تلاش های کیفیت زندگی کاری بایستی اجرا شود. این سه عامل به شرح زیر می‌باشد:

 

توسعه پروژه های کیفیت زندگی کاری در سطوح مختلف: این بدان معنا است که بایستی تلاش های هماهنگ و سازمان یافته ای را در جهت درگیر نمودن کارکنان در حل مسائل سازمانی یا بهبود محیط سازمان نظام های پاداش یا ساختار کار از طریق ابزارهای مشارکتی انجام داد. این تلاش های هماهنگ کننده بسیار حائز اهمیت می‌باشد. این کافی نیست که صرفاً بگوییم ما قصد داریم به روش انسانی عمل کنیم. بایستی اقدامات مشهود ما مشخص و قابل مشاهده ای که ناظر بر تغییر روش انجام کار باشد، وجود داشته باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:33:00 ق.ظ ]




در واقع پادشاهان ایران باستان که خود را دارای فره ایزدی می دانند، نسبت به فرعون و خاقان و قیصر که خدای رومی زمین با رب النوع محسوب می‌شوند، متواضع تر بوده اند.

 

گرچه شاید قدری دشوار باشد اما در صورتی که بتوانیم با نیاکان نیک نهادمان همزاد پنداری کنیم و خود را در شرایط زیست فکری و عرفی آنان قرار دهیم، می بینیم که چاره ای نیست جز آن که پس از احساس عجز و حیرت در برابر طبیعت اسرارآمیز و سرکش، به غار امین اسطوره ها و آیین های بدوی پناه ببریم که به ما می آموزند در برابر مشیت و تقدیر و اراده پیروزمند و تا حدودی خشن الهی سرتسلیم فرود آوریم و به فرامین کاهنان و روحانیان که با ماوراء در ارتباطند گوش فرا دهیم، برای معابد قربانی و نذر کنیم و پادشاهی و سروری نیرومندترینمان را که از حمایت خدا و ینروهای فرابشری و دعای خیر کاهنان برخوردار است ( و بلکه گاه خود کاهن است ) با جان و دل پذیرا باشیم .

 

پس با این حساب، آن چه در زمان ساسانیان در ایران اتفاق افتاد، نتیجه منطقی تطور تفکرات پیشین و پاسخی به نیازها و خواسته های جامعه معاصر خود بوده است :

 

«احکام کیش زرتشتی یعنی اوستای داتیک، مهم ترین منبع بودین و نمادین نظام عصر ساسانی بود. ساسانیان از همان آغاز با تشکیل یک حکومت واحد «شاهنشاهی دینی»، با روحانیان زرتشتی متحد شدند و تمهید همه محاکمه ها و عقود و پیمان ها را به دست روحانیون زرتشتی سپردند؛ به نوعی که به قول اگاتیاس: هیچ امری به زعم ایرانیان وجهه شرعی ندارد، مگر این که یک مُغ آن را تصویب و تصدیق کند. در نظام حقوقی ساسانی، دین و دولت لازم و ملزوم یکدیگر و دو ستون محکم نظم عمومی محسوب می شدند. مضمون عبارت عربی «الدین والملک توأمان»که در بسیاری از منابع عصر اسلامی به عنوان حدیث نبوی یاد شده است، حدیث نبوی نیست و منصوب به اردشیر بابکان است چنان که ابوعلی مسکویه رازی، تمام این عبارت را از عهدنامه اردشیر چنین نقل ‌کرده‌است : واعلموا ان الملک والدین اخوان توأمان، لاقوام لاحد هما الا مصاحبه، لان الدین، اُسّ الملک و عماده.

 

نکته قابل توجه دیگر این است که در تمام دوران جهان باستان، بلکه تا مدت ها بعد هم، اگر چه می توان از مقررات و قوانین مدون و مکتوب سراغ گرفت که در آن به نحوه اخذ مالیات، مجازات و رفع مخاصمات اشاره شده است ، اما در آن ها یا در باب منشاء مشروعیت پادشاه سخنی نیست و یا با همان داستان تکراری حق و حمایت الهی مواجهیم .این بدان معنا است که تفکر تئوکراتیک در بین توده مردم به شکل یک عرف مسلط درآمده است به نحوی که تا ملت ها هیچ عرف معارضی در برابش نیست . یکی از دلایل این عدم تغییر، ثبات بستر زیست فکری، اجتماعی و حقوقی مردم بوده است .چرا که زاویه نگاه به هستی، در نتیجه یکنواخت ماندن ساختار و درون مایه آموزش و همچنین محدودیت آموختن، در جای خود باقی مانده است . یعنی اگر چه به تدریج ابزار زندگی متکامل می‌گردد، اما همچنان جهان نگری فلسفی – حقوقی مسلط، تئوکراتیک است .

 

آن چه تا بدین جا گفتیم، ریشه در اساطیر و توتم ها داشتم تئوکراسی و قدمت و ثبات دو از آهنگ این عرف و فرهنگ است . پس به عبارت یپیشینه تاریخی این نظیره، به قدمت پیشینه تاریخ است .

 

اگر چه دین یهود، از ادیان بزرگ و زنده و تأثیرگذار بوده و هست، اما چون در زمره ادیان کهن به شمار می رود، صحبت از پیشینه تئوکراسی وی را هم شامل می شود. ضمن این که یکی از بارزترین و مهم ترین دوران حاکمیت تئوکراسی، دوران قورن وسطی و حاکمیت کلیساست.

 

پس ترجیح آن است که در ادامه بررسی تاریخی، ‌به این دوره بپردازیم.

 

مبحث دوم : مسیحیت ( اروپا)

 

«آن که پادشاهان را بر انسان ها گماشته، خواستار آن بوده است که مردم آن ها را به سان نایبانش محترم بدارند.«لویی چهاردهم» .»

 

حکومت سلطنتی مقدس است . شهریاران، وزرای پروردگار و نایبان او بر روی زمینند. سوء قصد به آن ها، توهین به مقدسات است . شخص شهریار به دلیل وظیفه ای که بر عهده دارد مقدس است . عنوان منجی به پادشاهان اعطا شده و آن ها را منجی یا قدیسان پروردگار خوانده اند. پادشاهان، قدیسانی هستند که مراسم تدهین مقدس بر ایشان انجام شده ولی حتی بدون این تدهین نیز به دلیل وظیفه ای که بر عهده دارند، مقدسند؛ زیرا نمایندگان مقام الهی و نمایندگان پروردگار برای اجرای معنویات الهی به شمار می‌روند. آن ها آن چه را «ترتولین» ( مدافع مسیحیت در حدود ۱۵۵ تا۲۲۰م) پادشاهی ثانوی می‌نامند در اختیار دارند و این تنها ادامه پادشاهی نخستین یا فرمانروایی پرودگار است . به همین دلیل، وظیفه وجدانی ما اطاعت از فرمان روایان است. بی تردید آن ها نیز به نوبه خود باید قدرت خود را ارج نهند و آن را تنها در جهت منافع عموم به کار گیرند؛ زیرا پروردگار که این قدرت را به آن ها اعطا کرده، از آن ها بازخواست خواهد کرد. ولی حتی اگر بازخواست نیز نکند، باز هم باید وظیفه و مأموریت آن ها را محترم بداریم. باید از شهریاران بدخو و بی انصاف و همچنین از شهریاران بی دین، فرمان بریم، مانند مسیحیان نخستین که از امپراطوران روم فرمان می بردند و آنان را برگزیده پروردگار می انگاشتند که حق فرمانروایی بر تمام ملل را به آن ها اعطا کرده بود.

 

نیروی متعادل کننده قدرت، ترس از پروردگار است . شهریار تنها از او بیم ناک است به ویژه از آن روی که از هیچ کس جز او نباید بهراسد. حکومت سلطنتی، جنبه پدرانه دارد. پادشاه نیز مانند پدری که به خاطر فرزندانش زندگی می‌کند، به خاطر خودش زاده نشده، بلکه به خاطر مردم دنیا آمده است .

 

تنها یک استثنا به فرمان برداری مطلق از فرامین شهریار وجود دارد و آن هنگامی است که فرمانِ او، مخالف با دستورات پروردگار باشد . در این صورت و تنها در این صورت است که گفته روحانیت، مصداق پیدا می‌کند که بیشتر باید از خدا فرمان بُرد تا از مردان خدا… اما شخصیت پادشاه، حتی شخصیت پادشاه بی ایمان، مقدس و روحانی است. الحاد علنی و حتی زجر و شکنجه، اتباع را زا وظیفه اطاعت از شهریار معاف نمی کند و اتباع مجاز نیستند با قهر پادشاهان به مخالفت برخیزند. آنان فقط می‌توانند محترمانه او را نکوهش کنند و یا برای تغییر مرام او، دست به دعا بردارند بی آن که لب به شکایت بگشایند و یا قیام کنند.

 

شهریار را در اتاق کارش مجسم کنید، فرامینی که موجب هماهنگی صاحب منصبانِ عالی رتبه با فرماندهان نظامی، شهرواندان با سربازان، و ساکنان ولایات با نیروهای دریایی و زمینی می شود از آن جا صادر می‌گردد. شهریار، نگاره پروردگار است که در اوج آسمان ها بر تختش نشستند و بر تمام طبیعت، حکم می راند… خلاصه تمام مطالب مهم و با شکوهی که درباره اقتدار سلطنتی گفتیم، برگیرید. ببینید ملت عظیمی را که در یک نفر تجلی یافته. ببینید این قدرت مقدس، مطلق و پدرانه را، ببینید این خرد مرموز را که تنها در سر یک تو محصور است و بر تمامی پیکر دولت فرمان می راند تا نگاره خداوند را در پادشاهان دیده باشید و تصوری از عظمت پادشاهی به دست آورده باشید.»

 

اگر چه این نقل قول از بوسوئه(قرن۱۷میلادی) قدری طولانی شد، اما به راستی آیینه ای است که تمام قامت تئوری تئوکراسی حاکم در قرون وسطی را باز می تاباند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 05:26:00 ق.ظ ]




همچنان که در جریان طبیعی رشد جوانان در صدد تثبیت هویت بزرگسالانه ای برای خود هستند سطوح مختلف افسردگی و استرس مرتبط با مشکلات در میان نسل جوان در حال گسترش است علاوه بر این اسمیت[۴۶]۱ و راتر[۴۷]۲ (۱۹۹۵) گزارش کرده‌اند که از سال ۱۹۴۵، اختلالات روانی، اجتماعی که در برگیرنده ی افسردگی، اختلالات تغذیه، و رفتار های خودکشی است در بزرگسالان به طور اساسی شیوع بیشری یافته است. همچنین بر اساس گزارش سازمان بهداشتی، طی ده سال گذشته، تعداد جوانانی که بیمار تشخیص داده شده و به بیمارستان های روانی ارجاع داده شده اند افزایش قابل ملاحظه ای یافته است. پژوهشی که روی جوانان ۱۸ ساله در اسکاتلند انجام شده است نشان می‌دهد که ۳/۱ پسران و ۵/۲ دختران دارای اختلالات روانشناختی هستند(بهرامی احسان، ۱۳۸۱).

 

نتایج مطالعه ات تطبیقی که در سه کشور اروپایی انجام شده است حکایت از آن دارد که حدود ۲۷ درصد افراد از افسردگی رنج می‌برند. همچنین کاچر[۴۸]۳ (۱۹۹۴) گزارش ‌کرده‌است که بین۱۰ تا ۱۵ درصد جوانان دارای مشکلات رجدی هیجانی، رفتاری هستند(بهرامی احسان،۱۳۸۱).

 

عوامل مؤثر در تامین سلامت روان:

 

روان انسان هم تابع عوامل عضوی، روانی و اجتماعی و ارتباط عوامل مذکور با یکدیگر می‌باشد. به عبارت دیگر محیط طبیعی و محیط انسانی تنظیم کننده سلامت روان است و مقصود از محیط طبیعی عوامل هادی مثل بهداشت، آنان برای حفظ و سلامت روان خود می باید از جهات مختلف روانی دقیقاً تحت کنترل و مراقبت خود و دیگران قرار گیرد.

 

نقش خانواده در تامین سلامت روان:

 

پایه های ریشه روانی و رفتار اجتماعی کودکان و احساس ایمنی و ارضای عاطفی در سال‌های نخستین کودکی پایه ریز ی می‌گردد اولین محیط اجتماعی برای انسان خانواده است که درآن شخصیت هر فرد پایه گذاری می شود و خانواده دو امر مهم را برعهده دارد یکی ساخت فرد به عنوان یک انسان و دیگری انتقال میراث انسان‌ها به نسل بعدی است. درخانواده افراد تشریک مساعی می‌کنند. تحت تاثیر یکدیگر قرار می گیرند و موجبات نمودپیشرفت شخصیت کلیه افراد در خانواده فراهم می شود. خانواده می بایست کانون گرم و محبت آمیز به وجود آورد و زندگی خود را بر مبنای محبت و پذیرش، احترام متقابل و زندگی مسالمت آمیز بنا کند. زیرا خانه اولیه مرکز آموزش اخلاقی، تربیتی ،اقتصادی، مذهبی،هنری و بهداشتی انسان است، عدم توجه والدین به سالم سازی محیط روانی و عاطفی کودکان و نوجوانان و فقدان روابط مناسب در بیشتر موارد آنان را با کمبود های عاطفی و مشکلات روانی گوناگون روبرو می‌سازد و احتمال اینکه این کودک در آینده به اختلالات رفتاری و روانی خانواده، انگیزه اصلی آشفتگی های روانی و نشر ‌خوبی‌های مثل عصیان های جوانی فحشا و اعتیاد دانسته شده است.

 

نظریات مرتبط با سلامت روانی:

 

جامعه شناسان و روان شناسان بصیرت ها و رهنمودهای عمده ای را برای مطالعه سلامت روانی ارائه داده‌اند و سلامت روانی را یک مورد مهم می دانند بر نظریات برخی از آن ها به طور اختصار اشاره می‌کنیم:

 

نظریه ی زیگموند فروید:

 

به عقیده فروید ویژگی های خاصی برای سلامت روانشناختی ضرورت دارد. نخستین ویژگی هشاری (خود آگاهی) است. بعضا هر آنچه که ممکن است در ناهشیاری (ناخودآگاهی) موجب مشکل شود بایستی خودآگاه شود. وا پس زنی های ناخودآگاه و غیر ضروری بایستی دگرگون شوند و انرژی صرف شده برا ی نگهداری آن ها در ناخودآگاه بایستی به « من» باز گردانیده شود. تجارب کودکی ناخودآگاه بایستی گشوده شوند و از این طریق به فردکمک شود تا شیوه ارضای کودکانه را رها نماید. درنهایت، خود آگاهی حقیقی ممکن نیست مگراینکه کنترل غیرواقعی و غیر ضروری یازاید « من برتر» درهم شکسته شود. زیرا گنجایش ناخودآگاه من برتر بازتابی از این تحریم ها، ممنوعیت و ایده ال های والدین فرد است و این مسایل در انسان نوعی احترام غیرمنطقی و انعطاف پذیر جایگزین وجدان سخت گیر و اخلاقی می شود. این بدین معنی نیست که اگر کنترل‌های ناخود آگاه من برتر تضعیف شوند و خواسته های واپس رانده خودآگاه شوند می‌توانیم زندگی لذت آوری را شروع کنیم. خود آگاهی لذت طلبی نیست، خودآگاهی عنصر اصلی سلامت روانشناختی است و در شخص بالغ نتیجه واپس زنی تمایلات غریزی جایگزین محکومیت آن ها می شود. به نظر فروید خود آگاهی برای سلامت روانشناختی کفایت کننده نیست. در نتیجه فرد بیگانگی منطقی از علاقمندی ها و اشتقیاقات عمومی را معیار نهایی سلامت روانشناختی می‌داند(کورسینی[۴۹]، ۱۹۷۳).

 

نظریه ی آدلر:

 

بنا بر نظریه آدلر فرد برخودار از سلامت روانشناختی، توان و شهامت یا جرات عمل کردن را برای نیل به اهدافش دارد. چنین فردی جذاب و شاداب است و روابط اجتماعی سازنده و مثبتی با دیگران دارد. فرد سالم به عقیده آدلر از مفاهیم و اهداف خودش آگاهی دارد و عملکرد او مبتنی بر نیرنگ و بهانه نیست. فرد دارای سلامت روان مطمئن و خوش بین است و ضمن پذیرفتن اشکالات خود در حد توان اقدام به رفع آن ها می‌کنند(کورسینی، ۱۹۷۳). فرد دارای سلامت روان به نظر آدلر روابط خانوادگی صمیمی و مطلوبی دارد و جایگاه خودش را در خانواده و ‌گروه‌های اجتماعی به درستی می شناسد. فرد سالم در زندگی هدفمند و غایت مدار است و اعمال او مبتنی بر تعقیب این اهداف است. عالی ترین هدف شخصیت سالم به عقیده آدلر تحقق «خویشتن» است. فرد سالم مرتباً به بررسی ماهیت اهداف و ادراکات خویش می پردازد و اشتباهاتش را برطرف می‌کند. چنین فردی خالق عواطف خودش است نه قربانی آن ها. آفرینش گری ‌و ابتکار فیزیکی از دیگر ویژگی‌های سلامت روانشناختی است. فرد سالم از اشتباهات اساسی پرهیز می‌کند و اشتباهات اساسی شامل تعمیم افراطی، اهداف نادرست و غیر ممکن، درک نادرست و توقع بی مورد از زندگی، تقلیل یا انکار ارزشمندی خود، ارزش‌های و باورهای غلط می‌باشد. فرد سالم دارای علاقه اجتماعی و میل به مشارکت اجتماعی است. چنین فردی سعی در کاستن عقده حقارت خود دارد و به دنبال غلبه و چیرگی بیشتر بر بی جراتی است و در نهایت چنین فردی موفق می شود که انگیزه ها نامطلوب خود را دگرگون سازد(کورسینی، ۱۹۷۳).

 

نظریه ی سالیون[۵۰]:

 

ویژگی های سلامت روانشناختی از دیدگاه وی عبارتند از:

 

۱-شخصیت برخورد از سلامت روانشناختی«انعطاف پذیری» است و با توجه به موقعیتهای بین فردی نوین، در روابط اش با دیگران به طور متناسب تغییر پذیر است. ۲-فردسالم قادر به تمایز گذاری بین افزایش و کاهش«تنش» است و رفتار او در جهت کاهش تنش معطوف می شود. ۳-به گفته سالیون شخصیت سالم بایستی بنا به گفته چارلز اسپیرمن در حال«آموزش و فراگیری روابط و ارتباطات»می‌باشد.۴- زندگی شخص برخوردار از سلامت روان، دارایی جهت یافتگی است. بدین معنی که امیالش را به نحوی یکپارچه می‌سازد که منجر به رضایتمندی شود یا اضطراب او را نسبتاً کم کند یا از بین ببرد. ما برای این شخصیت سالم کسی است که دستگاه روانی او حداقل تنش را داشته باشد و چنین فردی معمولاً روابط اجتماعی انعطاف پذیر، واقعی و اعتماد آمیز دارد(سالیوان، ۱۹۵۳).

 

نظریه ی کارل راجرز[۵۱]:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 02:32:00 ق.ظ ]




بحث اصولی

 

در میان فقهای امامیه عده ای درج خیار شرط ضمن ابراء و طلاق را منتفی دانسته اند (۷) بدون اینکه وضعیت حقوقی چنین ایقاعاتی را بررسی کنند و نیز بدون اینکه ایقاع مشروط را تشریح کنند از این مبحث گذشته اند. به طوری که در بحث ماهیت ایقاعات گذشت، عنوان کردیم خاصیت ایقاع یک‌طرفه بودن آن است و اینکه صرف انشای یک اراده برای تحقق آن کافی است وجود دو اراده برای تحقق این عمل حقوقی، وصف ایقاع بودن آن را زائل می‌کند و ماهیت عقدی به آن می بخشد. در اعمال حقوقی مشروط، دو طرف وجود دارد یکی مشروط له و دیگری مشروط علیه، که درج یک شرط مستلزم ایجاب مشروط له و قبول مشروط علیه است. شرط یک تعهد تبعی است که وجود حقوقی مستقلی ندارد و اعتبار آن در کنار وجود مشروط یعنی همان ماهیت حقوقی یا تعهد اصلی است تا مشروطی وجود نداشته باشد شرط نمی توان موجود گردد و منشأ اثر باشد انضمام یک شرط به تبع ایجاد یک ماهیت حقوقی است. مندرج نمودن شرطی ضمن ایقاع مستلزم تحقق مشروط است بدین توضیح که موجب و قابل ضمن اقدام به ایجاد مشروط به درج شرط ضمن آن مبادرت می ورزند. مشروط همان عمل حقوقی است که ضمن آن شرطی قرار داده می شود. ما فسخ را به عنوان مثال عمل حقوقی در نظر می گیریم که شرطی ضمن آن شود. همان‌ طور که گفتیم شرط وجود حقوقی مستقلی ندارد ایجاد یک شرط باید همراه با ایجاد عمل حقوقی باشد به طوری که مشروط له و مشروط علیه با توافق اراده مشروط یا عمل حقوقی را انشاء کنند تا یک شرط پیدایش یابد، چطور ممکن است توافق اراده ای فسخ را به وجود نیاورد ولی موجد شرط باشد. چگونه امکان دارد یک تعهد فرعی با اتفاق اراده دو طرف به وجود آید ولی تعهد اصلی را یک اراده ایجاد کند؟ در توجیه این نظر گفته اند عمل حقوقی را که همان فسخ فرض می‌کنیم را یک اراده به وجود می آورد فقط شرط را دو اراده ایجاد می‌کنند بعد آن را منضم به عمل حقوقی می نمایند. این دیدگاه عقلائی نیست و منطق حقوقی آن را نخواهد پذیرفت. به طوری که عنوان شد شرط موجود مستقلی نیست و باید متصل به مشروط شود تا مبنای تاثیر شناخته شود به طوری که شرط یا تعهد فرعی با مشروط یا تعهد اصلی پیکره واحدی را تشکیل می‌دهند به طوری که هر دو جزء موضوع عمل حقوقی می‌شوند و قابل انفکاک از هم نیستند. توضیح اینکه در قبول نظریه ایقاع مشروط باید بپذیریم که دو اراده در تحقق فسخ و شرط ضمن آن مداخله دارند و مشروط و شرط تواما با انشای دو طرف به وجود می‌آیند در حالی که ماهیت ایقاع آن است که یک اراده آن را به وجود آورد و اراده طرف در تحقق آن هیچ اثری نباید داشته باشد و ماهیت ایقاعی که با مداخله دو اراده محقق شده است دیگر ایقاع نیست. با این حال چگونه ما قبول کنیم فسخ را دو اراده ایجاد کنند در حالی که ایقاع بودن آن را بپذیریم؟… رابطه مشروط با شرط رابطه سبب و مسبب است مشروط، سبب ایجاد شرط (مسبب) است و طرفین باید اول سبب را ایجاد کنند تا مسبب حاصل شود در واقع شرکت در ایجاد مسبب جز با شرکت در واقع ساختن سبب امکان پذیر نیست پس نتیجه می گیریم که در ایقاع مشروط طرفین باید اول فسخ را با اراده خویش انشاء کنند و ضمن آن شرطی در نظر بگیرند در حالی که انحلال عقد به اراده طرفین اقاله است نه فسخ، گمان باطل نرود که مشروط ساختن فسخ موجب تبدیل آن به اقاله و در نتیجه جاری شدن آثار تفاسخ عقد می شود که شرح آن در ادامه خواهد آمد. پذیرش ایقاع مشروط قائل شدن ماهیت عقدی برای این عمل حقوقی است که این مسئله با ساختار و حقیقت ایقاع سازگار نیست و ما ناگزیریم آن را باطل بدانیم.

 

همچنان که گفته شد بر پذیرش نظریه ایقاع مشروط خدشه های بسیاری می توان وارد ساخت یکی از ایرادات این است که باید فسخ ایقاع را هنگام تخلف شرط بپذیریم در صورتی که در هیچ قانونی مجوزی برای فسخ و رجوع از ایقاع در غیر موارد مصرح شناخته نشده است فسخ مخالف اصل عدم ولایت است نمی توان آن را به موارد مشکوک تسری داد. توضیح اینکه اگر ما بپذیریم که امکان دارد ضمن ایقاع شرطی درج نمود با پذیرش تأسیسات مختص عقود، باید ضمانت اجرای آن را نیز که طبق ماده ۲۴۰ قانون مدنی فسخ عقد است بپذیریم. فسخ عقد در صورت ممتنع شدن انجام شرط در جهت حمایت از مشروط له است در مواردی که شرط ضمن عقد امید و محرکی برای وی در جهت انشاء عقد محسوب می شد حال که از منافع شرط محروم شده است و احساس ضرر می‌کند مقنن به یاری وی شتافته و حق فسخ عقد را به وی داده است. اگر ایقاع مشروط را بپذیریم ناگزیر فسخ آن را در هنگام محروم شدن از منافع شرط برای مشروط له یا موقع نیز باید بپذیریم در حالی که این پذیرش خلاف قانون و اصول حقوقی است. عقلائی نیست ما درج شرط ضمن ایقاع را بپذیریم و در مواقع ممتنع شدن انجام شرط دست از حمایت مشروط له برداریم و وی را متضرر رها کرده و ضمانت اجرای برای آن در نظر نگیریم این خلاف انصاف و عدالت است که وجدان حقوقی از آن بیزار است. مجوز فسخ ایقاع در این موارد همان‌ طور که گفته شد خلاف اصول حقوقی است علاوه بر آن در عرف حقوقی نه چنین چیزی رایج است نه قابل پذیرش و همان‌ طور که گفته شد فقها بر این عقیده ادعای اجماع نیز کرده‌اند. فسخِ فسخ منطقی نیست چنانچه کسی انشاء فسخ عقد کند در واقع آن را انحلال ‌کرده‌است و آثار آن از زمان فسخ قطع شده است و نمی توان با فسخ این ایقاع بدون سبب قانونی دوباره آثار عقد جاری شود ساری شدن آثار عقد مستلزم انشاء عقد جدیدی است و تمامی شرایط صحت یک عقد را لازم دارد. همینگونه است ‌در مورد ابراء که در موارد ممتنع شدن شرط باید فسخ آن بپذیریم در حالی که مشغول ساختن ذمه شخصی که دینش ساقط شده است با فسخ ایقاع پذیرفتنی نیست جامعه و اجتماع سالم این عمل را قبیح و مستهجن می پندارد و با مبنای احسانی بودن این ایقاع منافات دارد. اگر در صورت ممتنع شدن انجام شرط قائل به بطلان ایقاع شویم دیگر از منطق حقوقی فاصله کهکشانی گرفته ایم! بطلان عقیده ایقاع مشروط از این نظر نیز نتیجه می‌دهد. تصور نرود که چون شرط نتیجه در عقد به محض تشکیل عقد مقتضی است و منشأ اثر می‌باشد پس نمی توان به مشروط شدن ایقاع لطمه ای وارد آورد از این جهت که به نفس اشتراط آثار آن جاری می شود دیگر امتناع از انجام شرط موضوعیت ندارد. این عقیده صحیح نیست زیرا هر چند ماده ۲۳۶ قانون مدنی حصول شرط نتیجه را به نفس اشتراط عنوان ‌کرده‌است لیکن این اطلاق مقید شده است به اینکه حاصل شدن نتیجه موقوف به سبب خاصی نباشد. ‌بنابرین‏ اگر کسی ضمن عقدی شرط کند که فلان مال بایع متعلق به مشتری باشد و بعد از عقد کشف شود که آن مال متعلق به بایع نبوده است و مالک رد ‌کرده‌است و چون سبب انتقال مال مالکیت مشروط علیه است و این سبب حاصل نشده است پس شرط نتیجه عقیم می ماند و مشتری مستنبط از ماده ۲۴۰ قانون مدنی حق فسخ عقد را دارد. پس از این جهت هم نمی توان درج شرط نتیجه ضمن ایقاع را صحیح دانست چراکه در صورت حدوث فرض فوق باید حق فسخ ایقاع را به مشروط له داد که در فساد این عقیده بحث شد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[شنبه 1401-09-19] [ 10:59:00 ب.ظ ]




بند سوم : تاثیر پیشرفت علم در اصول ابتدایی حقوق حیوانات

 

 

 

دام توسط بشر و برای اهداف مختلفی اعم از تولید غذا ، پوشاک ، مصاحبت و هم نشینی ، نیروی کار ، تفریح ، آموزش و تحقیقات مورد استفاده قرار می‌گیرد . برای استفاده بهتر و کارآمدتر از دام متخصصین این رشته در دنیا به دنبال تغییرات خاصّی در دامهای مزرعه بوده اند ، به طوری که می توان اذعان نمود که مکانیزم های توسعه ای غالب در صنعت دامپروری دنیا طی دهه های اخیر بر اساس پیشرفت‌های ژنتیکی ، تغذیه ای و تکنیک‌های پرورشی بوده است که همگی به دنبال افزایش سطح تولید با حداقل هزینه در این مورد بوده اند .

 

به دنبال افزایش سطح تولید و گرایش مصرف کنندگان به سمت محصولات کیفی تر در کنار بحث کمیت تولید ، چند سالی است که بحث در خصوص کیفیت محصولات دامی و نیز ” Animal welfare [۲۱] ” توجه جهان غرب و محققین کشورهای توسعه یافته را به سمت خویش معطوف ساخته است .

 

در کشورهای در حال توسعه که هنوز افزایش سطح تولید مهمترین اولوّیت آنهابه حساب می رود تنها گزینه در خصوص کیفیت تولید ، بحث ضمانت بهداشتی محصولات می‌باشد . ولی در کشورهای توسعه یافته مفهوم کیفیت تولید چیزی فراتر از بهداشت محصولات دامی تولیدی است . به دنبال استفاده گسترده از برخی تکنولوژی های تولیدی نظیر افزودنیهای خوراکی ، داروها ، محرک‌های رشد ، عناصر غذایی جدید و فرآورده های جنبی ، مصرف کنندگان محصولات دامی کشورهای توسعه یافته دقت بیشتری در خصوص سلامت و بهداشت محصولات دامی ، سهل الهضم بودن آن ها ، غنی بودن آن ها از نظر پروتئین و کم انرژی بودن آن ها ، سرشار از وبتامینها ، عناصر معدنی ، اسیدهای چرب آزاد و غیره مبذول می نمایند. به همین دلیل مفهوم کیفیت محصولات ، مفهومی وسیعتر شده ، به طوری که در دهه ۹۰ میلادی این اصطلاح مجددا تحت عنوان کیفیت کل و به شرح ذیل تعریف گردید[۲۲] :

 

۱٫ کیفیت بهداشتی محصولات (یا عاری بودن محصول از فلزات سنگین ، آفت کشها ، مایکوتوکسینها ، افزودنیهای خوراکی ، داروها ، عوامل بیماری‌زا ، آلودگیهای میکروبی و غیره) ؛

 

۲٫ کیفیت ترکیبی آن ها که به ترکیب تقریبی آن ها نظیر آب ، پروتیین ، چربی و خاکستر مربوط می شود ؛

 

۳٫ کیفیت تغذیه ای محصولات که به ترکیب پروتئینی و لیپیدی ، عناصر میکرو و ماکرو و نیز عدم وجود ترکیبات آلرژی زا مربوط می شود ؛

 

۴٫کیفیت حسّی آن ها که به خصوصیاتی نظیر رنگ ، بو ، طعم ، نرمی و شادابی و غیره مربوط می شود ؛

 

۵ . کیفیت تکنولوژی مورد استفاده در فرآوری ، ذخیره و توزیع محصولات .

 

برای ارائه تعریفی روشن و جامع از ” Animal welfare ” تلاش‌های وافری صورت گرفته است که جامع ترین آن ها در قانون رفاه حیوانات ایالت ایلینویز مصوب ۸ فوریه ۲۰۰۲ است ، شامل در نظر گرفتن ۵ امتیاز یا آزادی ذیل برای دام می‌باشد :

 

۱٫ مصونیت دام از هر گونه گرسنگی و تشنگی ؛

 

۲٫ مصونیت دام از هر گونه رنج فیزیکی و محیطی ؛

 

۳٫ مصونیت دام از هر گونه درد ، جراحت و بیماری ؛

 

۴٫ مصونیت دام از هر گونه ترس و استرس ؛

 

۵ . آزادی دام برای بیان رفتارهای طبیعی .[۲۳]

 

درک احساسات دام و فراهم نمودن شرایط برای بیان این احساسات نیز خود جزیی از “Animal welfare ” محسوب می شود و تحقیقات حاصل در این زمینه نشان داده است که چنانچه شرایط برای بروز رفتارهای طبیعی دامها مهیا باشد آن ها احساس مطلوبتری خواهند داشت . از نظر علمی نیز اثبات شده است که حیوانات مهره دار از لحاظ احساس درد و رنج یا شادی اساسا همانند انسان‌ها هستند . به عبارت دیگر اینگونه حیوانات دارای چنان ساختمان احساسی و روحی می‌باشند که همانند انسان مستعد درد کشیدن و رنج بردن یا شادمان شدن هستند و لذا بر حسب نوع اعمال و رفتار دیگران با آن ها و نیز بر اساس شرایط و عوامل محیطی پرورش آن ها ، از لحاظ جسمی و روحی درد و رنج می کشند یا احساس مسرت و شادی می‌کنند .

 

مبحث دوم : مبانی حقوق حیوانات

 

پس از پذیرش این موضوع که حیوانات برای انسان آفریده شده اند و پس از قبول بهروری از آنان و عدم اختصاص آن به نوعی خاص از موجودات ، ‌به این مهم می‌رسیم که مطابق حکم عقل و مشهور عرف ملل انسان در استفاده از طبیعت و خاصا حیوانات دارای محدودیت بوده و این استفاده بر اساس دو اصل اساسی استوار گردیده که یکی بهروری با توجه به هماهنگی با ساختار وجودی حیوان است و دیگری هماهنگی با حرمت الهی که در معنای احترام به تمام مخلوقات خدا و از جمله حیوانات مورد استعمال است . در این بخش به تبیین مبانی این اصول خواهیم پرداخت .

 

گفتار اول : حیات وحش و میراث مشترک بشریت

 

مفهوم میراث مشترک بشریت یکی از شگفت انگیزترین پیشرفت های فکری بشری در زمینه حقوق بین الملل و از مهمترین مفاهیم حقوقی در دهه های اخیر است . از زمان پیدایش این مفهوم که به ویژه در برخی اسناد بین‌المللی از جمله موارد زیر به آن ها اشاره شده است ، معلوم گشته که هیچ مفهوم ، اصل ، یا دکترین دیگر به اندازه پدیده میراث مشترک بشریت مورد مجادله و تعمیق قرار نگرفته است :

 

۱٫ کنوانسیون ۱۹۵۹ واشنگتن ‌در مورد جنوبگان ؛ ۲٫ معاهده ۱۹۶۷ راجع به اصول حاکم بر فضا ، ماه و دیگر کرات آسمانی ؛ ۳٫ کنوانسیون ۱۹۸۲ حقوق دریاها ؛ ۴٫ اعلامیه جهانی یونسکو ۱۹۹۷ ‌در مورد ژنوم انسانی ؛ ۵٫ کنوانسیون ۲۰۰۱ یونسکو ‌در مورد میراث فرهنگی زیرآب ؛ ۶٫ کنوانسیون ۲۰۰۵ یونسکو ‌در مورد تنوع فرهنگی پذیرفته شده .

 

در قلمرو جغرافیایی : جنوبگان ، فضا ، دریا ، زیر آب[۲۴] ؛

 

در قلمرو حقوق بشری ‌‌‌‌‍‌‌‌‌‌‌: ‌حقوق بشر ، حقوق بشردوستانه ، ژنوم انسانی و محیط زیست[۲۵]؛ در قلمرو فرهنگی : مالکیت فرهنگی ، میراث فرهنگی جهان ، میراث فرهنگی زیر آب ، منابع جهانگردی ، دارایی هنری و تنوع فرهنگی ، کاربرد یافته .

 

 

همگی این موارد از میراث مشترک بشریت هستند که خود یکی از مصادیق حقوق همبستگی است و تاکنون تعریف دقیقی از آن ها ارائه نگردیده و بیشتر به ذکر و توصیف مصادیق آن پرداخته شده است . این بدان دلیل است که این مفهوم ایده ای فلسفی است که مسائلی را ‌در مورد رژیم حقوقی حاکم بر منابع طبیعی مهم جهانی ، صرف نظر از موقعیت آن ها مطرح می‌کند و مستلزم تغییراتی در نظام جهانی جهت اجرای مقررات آن است .

 

‌بنابرین‏ حیوانات مانند سایر منابع طبیعی خدادادی مشمول میراث مشترک بشریت بوده و به عموم نسل ها و انسان‌ها تعلق دارند که عقل و عرف عقلا موید این مطلب هستند .

 

حیات وحش در چرخه زیست محیطی خود تحت مالکیت و تسلط هیچ فرد یا گروهی قرار ندارد و حفاظت از آن به عنوان امانتدار نسل های آینده همان گونه که از نسل های پیشین به ما رسیده است وظیفه همه انسان ها در همه مکان‌ها و محیط های جغرافیایی است . از این رو است که هر گونه خرید و فروش و ایراد خسارات مادی و معنوی جدی به حیوانات منع شده است و پاسداری از این موجودات به عنوان یک میراث همگانی مفروض انگاشته شده است .

 

گفتار دوم : نفی ضرر

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:54:00 ب.ظ ]




برای به دست آوردن نمره هوش و پیشرفت ‌می‌توان از چند آزمون انفرادی استفاده کرد. برخی از آزمون­هایی که برای ارزیابی هوش پیش از آزمون­های دیگر به کار می­روند عبارت­اند از: مقیاس هوش وکسلر برای کودکان (نسخه چهارم)، مقیاس هوش استنفورد- بینه (نسخه پنجم)، مقیاس توانایی‌های متمایز، مجموعه ارزیابی کافمن برای کودکان و آزمون­های توانایی‌های شناختی وود کاک جانسون(نسخه سوم). برخی از آزمون­های که معمولاً برای ارزیابی پیشرفت به کار می­روند عبارت است از آزمون پیشرفت وودکاک جانسون (نسخه سوم)، آزمون انفرادی پیشرفت وکسلر و آزمون پیشرفت تحصیلی کافمن.

در کنار آزمون­های هوش و پیشرفت و ارزیابی، اختلال­های یادگیری برخی زمینه ­های خاص توانایی شناختی نیز ممکن است مسئول مشکلات یادگیری باشند. آزمون­های یکپارچه سازی دیداری- حرکتی نیز می ­توانند اطلاعاتی ‌در مورد هماهنگی حرکتی یا نارسایی­های دیداری-ادراکی فراهم کنند. آزمون­های حافظه نیز می ­توانند الگوهای ضعف و قوت را در زمینه­هایی همچون توانایی‌های کلامی، دیداری، حافظه کوتاه مدت، بلند مدت و کاری نشان بدهند، آزمون زبان (شامل آزمون­های دریافتی و بیانی واژگان ) می ­توانند اطلاعات ارزنده­ای ‌در مورد نقش زبان در اختلال­های یادگیری فراهم سازند (علیزاده، ۱۳۸۷).

 

۲-۱۰ انواع اختلال یادگیری

 

افراد مبتلا به اختلال یادگیری به چهار طبقه مجزا تقسیم می­شوند. اکثر این افراد مبتلا به اختلال خواندن هستند(حدود ۸۰ درصد) و تعداد کمی از دانش آموزان اختلال در بیان نوشتاری یا ریاضیات دارند، طبقه چهارم مربوط به آن دسته از اختلالات یادگیری است که به گونه ­ای دیگر تصریح نشده است. این چهار طبقه تا حد زیادی هم پوشانی دارند و قرار دادن کودک در یکی از این طبقات بسیار دشوار است (هرسن و توماس[۴۶]، ۲۰۰۶).

 

۲-۱۰-۱ اختلال خواندن

 

بدون تردید خواندن مهم­ترین و پیچیده­ترین فعالیت آموزشی کودکان در سال­های آغازین مدرسه است. اختلال خواندن با نقص توانایی برای شناخت واژه ­ها، خواندن کند و نادرست و فهم ضعیف در غیاب هوش پایین یا نقص حسی قابل ملاحظه مشخص می­ شود. این اختلال غالباً با اختلال در بیان نوشتاری، اختلال در ریاضیات یا با یکی از اختلالات ارتباطی همراه است.

 

در طی سال­ها بر چسب­های مختلفی برای اختلال در خواندن به کار برده شده است از جمله خوانش پرشی، عقب ماندگی خواندن، ناتوانی خواندن و کوری واژه مربوط به رشد اصطلاح نارساخوانی سال­ها به وسعت برای توصیف سندروم ناتوانی در خواندن که غالباً نقص­های تکلم و زبان و سردرگمی چپ و راست را هم در بر می­گرفت، به کار رفته است (پور افکاری، ۱۳۸۴). این اختلال اغلب به شکل حذف یا اضافه کردن کلمات، مخلوط کردن صدا، اشتباه در تلفظ حروف بدون صدا(مانند، ف، ک، گ) و تحریف واژه ­ها مشخص می­ شود. کودک آهسته و کند می­خواند و در یادآوری و یا نتیجه گیری مطالب خوانده شده یا پاسخ دادن به پرسش­های درباره داستان اکثراً دچار مشکل است. این افراد در بازشناسایی و خواندن کل واژه ­ها و ارتباط بین حروف و صدای آن ها در واژه­ های نا آشنا مشکل دارند وارونه خوانی و وارونه نویسی اغلب اتفاق می ­افتد و هجی کردن که مستلزم چند مهارت پیچیده و مرتبط به هم مانند حافظه، جزئیات شکل کلمه، ترتیب و توالی کلمات و تعمیم رابطه صوت یا املاست، ضعیف هستند (میلانی فر، ۱۳۸۶).

 

۲-۱۰-۲ اختلال نوشتن

 

نوشتن عمل پیچیده­ای است که نیاز به تسلط و تلفیق بسیاری از زیر مهارت ­ها دارد. در فرایند نوشتن ادراک، زبان و مهارت­ های حرکتی را به هم پیوند می­دهد در بعضی از کودکان یک جنبه از این فرایند مثل دستخط یا املاء مشکل دارند، درحالی که برخی دیگر در سازمان دهی و مرتب کردن اندیشه­ ها با مشکل روبرو هستند(سلیمی، ۱۳۸۶).

 

عمده­ترین عللی که برای اختلال نوشتاری مطرح می­ شود عبارتند از: عدم توجه و دقت، ضعف مهارت­ های حرکتی، اختلال در ادراک بینایی حروف و کلمات، ضعف حافظه بینایی و شنوایی، دشواری در استقلال اطلاعات از یک کانال دیگر یا پیوندهای حسی و انتزاعی بودن مطلب است (سیف نراقی و نادری، ۱۳۸۵).

 

۲-۱۰-۳ اختلال ریاضی

 

حساب نارسایی اصطلاحی است که سال­هاست درباره ناتوانی یادگیری ریاضی به کار می­رود که به معنی عدم توانایی کامل یا شدید برای حساب کردن است (پروتی[۴۷]، ۲۰۰۸؛ به نقل از گل پرور،۱۳۸۹). کودکان مبتلا به اختلال ریاضیات در یادگیری و یادآوری ارقام دچار اشکال هستند. واقعیات بنیادی ‌در مورد ارقام را نمی ­توانند به خاطر بسپارند و در محاسبه کند و فاقد دقت هستند. در ضمن دو یا سه سال آموزش ابتدایی کودک مبتلا به اختلال در ریاضیات با اتکا بر حافظه عادی ممکن است به نظر برسد که درحال پیشرفت است اما به زودی همین که ریاضیات به سطوح پیشرفته­تر و پیچیده­تر رسید، که مستلزم تفکیک و دستکاری روابط فضایی و عددی است وجود اختلال روشن می­گردد. بعضی از محققان اختلال در ریاضیات را به چندین زیر گروه تقسیم کرده ­اند اشکال در آزمون شمارش با معنی، اشکال در تسلط یافتن بر سیستم­های اعداد اصلی و اعداد وصفی، اشکال در انجام اعمال حساب و اشکال در تجسم مجموعه اشیاء به عنوان گروه به علاوه ممکن است مشکلات در ارتباط دادن نماد­های بصری و سمعی مهم ابقا کمیت، به خاطر سپردن مراحل حسابی و انتخاب اصول برای فعالیت­های مشکل گشایی وجود داشته باشد. با این وجود کودکان مبتلا ‌به این اختلال توانایی سمعی و کلامی خوبی دارند(پور افکاری، ۱۳۸۴).

 

۲-۱۱ درمان شناختی-رفتاری

 

اصطلاح رفتار درمانی شناختی (درمان شناختی –رفتاری) برای نخستین بار در ادبیات علمی میانه دهه ۱۹۷۰ به کار رفت. نخستین آزمایش­های درمانی کنترل شده در انتهای این دهه انتشار یافت. در مدت زمان نسبتاً کوتاه پس از آن، رفتار درمانگری شناختی به یک روان درمانی پیشرو در اکثر کشورهای غربی تبدیل شد (کلارک[۴۸] و فربورن[۴۹]، ۱۳۸۵).

 

نظریه لنگ[۵۰] درباره ی نظام سه پاسخی[۵۱] نسبتاً مستقل، شالوده­ی لازم برای پذیرش مفاهیم شناختی در رویکرد رفتاری را فراهم کرده بود. در زمینه روانشناسی نیز، اهمیت متغیرهای شناختی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته بود. کارهای بندورا درباره یادگیری مشاهده ای[۵۲] و ارائه مدل خود نظم بخشی[۵۳] مخصوصاً در عطف توجه به عوامل شناختی، در رفتار درمانی حایز اهمیت بودند. همچنین، رویکرد خودآموزش دهی[۵۴] مایکنبام(۱۹۷۵) که شاید نخستین رویکرد شناختی تمام عیاری بود که علاقه پژوهشگران رفتاری را برانگیخت، به علت اساس نظری ساده و شباهت آن به مفهوم رفتار کنشگر-ذهنی در چهارچوب نظریه کنشگر سهم به سزایی در این مورد داشت.

 

مایکنبام مطرح نمود که می توان با تغییر دستورالعمل­هایی که در جریان آن ها بیماران خود را مخاطب قرار می­ دهند، از سمت افکار سازش نیافته و برآشوبنده به سوی خود گویی­های سازش یافته حرکت کرد(به نقل از هاوتون و همکاران، ۱۳۸۸). بک و الیس نیز با به رسمیت شناختن ارزشمندی رفتار درمانی موجب شدند رفتار درمانگران نسبت به چهارچوب های شناختی روی خوش نشان داده و شیوه ی آن ها را به عنوان مکمل تلقی کنند(بک و همکاران، ۱۹۹۳).

 

اکنون بیش از سه دهه ‌می‌باشد که افزایش قابل ملاحظه­ای در گرایش به درمان شناختی-رفتاری به وجود آمده است و این امر ‌به این دلیل است که:

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 01:15:00 ب.ظ ]




-koweladge ↑

 

    1. -templetoon ↑

 

    1. – lumels ↑

 

    1. -snyder ↑

 

    1. – Dicson ↑

 

    1. -Simon ↑

 

    1. -Rebuilding ↑

 

    1. -Shereu stuva ↑

 

    1. – Fauil & layens ↑

 

    1. -Share ↑

 

    1. -Beliefes ↑

 

    1. -Andrew Mayo ↑

 

    1. – Probst and Buchel ↑

 

    1. -SubSystems ↑

 

    1. -Single Loop Learning ↑

 

    1. – meyson ↑

 

    1. – Double Loop Learning ↑

 

    1. -Third Loop Learning ↑

 

    1. – marquarth ↑

 

    1. – Matching Learning ↑

 

    1. -Second learning ↑

 

    1. -acting learning ↑

 

    1. ­- ­Finald Rivans ↑

 

    1. ­- l- learning, p= planning, Q=Quationing ↑

 

    1. -Dynamic ↑

 

    1. -Countinues ↑

 

    1. -Learning Organaization ↑

 

    1. – Tesang ↑

 

    1. – Smit and Rjo ↑

 

    1. -andro & mayo ↑

 

    1. – facilitators ↑

 

    1. -Environment ↑

 

    1. – learning ↑

 

    1. -Results & prosses ↑

 

    1. -weik & leon ↑

 

    1. -Exprinces ↑

 

    1. -Capacity ↑

 

    1. -Creativity ↑

 

    1. -Meeting ↑

 

    1. – CHarterd Institute Management Accounting ↑

 

    1. -Management Accounting Information ↑

 

    1. -Balanced Scorecard ↑

 

    1. ۲- Kaplan&Norton ↑

 

    1. -Financial Index ↑

 

    1. – Non financial index ↑

 

    1. -Just-in-time inventory management ↑

 

    1. -Activity Based costing ↑

 

    1. – Activity cost pool ↑

 

    1. – Cost drivers ↑

 

    1. – Activity based management ↑

 

    1. – Cokins ↑

 

    1. -Total quality managment ↑

 

    1. -Edward deming ↑

 

    1. -Target costing ↑

 

    1. -Ax and etal ↑

 

    1. -Value Engineering ↑

 

    1. -Theory of constraints ↑

 

    1. -Goldratt ↑

 

    1. -Bottlenecks ↑

 

    1. -Cost Of Quality ↑

 

    1. -Jouran ↑

 

    1. -Feigen baum ↑

 

    1. -Gerosbi ↑

 

    1. -Dahelgrad ↑

 

    1. -Enstitute resours planning ↑

 

    1. -Van & Kumar ↑

 

    1. -Management risk ↑

 

    1. -Economic value added ↑

 

    1. -Net operation profit after tax ↑

 

    1. -Retern on investment ↑

 

    1. – Stern Stwart & co ↑

 

    1. – Yadav& et al ↑

 

    1. -Momford ↑

 

    1. – Miller Roger ↑

 

    1. – Academy of human Resource Development ↑

 

    1. – Bierema Laura L. ↑

 

    1. – berdish David M. ↑

 

    1. – Chen hall ↑

 

    1. – Roby & et al 2000 ↑

 

    1. – Chenhall, et al 1997 ↑

 

    1. – Mok & Yeung ↑

 

    1. – Duffy ↑

 

    1. -King ↑

 

    1. – Ropper & Lipshitz ↑

 

    1. – feruy ↑

 

    1. – Peterson & Jhon scott ↑

 

    1. – Hudspeth ↑

 

    1. – Firestone & Mcerlroy ↑

 

    1. – Rubins ↑

 

    1. -Schaffer & et al 2004 ↑

 

    1. – choe 2004 ↑

 

    1. – Devereaux ↑

 

    1. – Nordtvedt ↑

 

    1. – Leuci ↑

 

    1. – Roset ↑

 

    1. – Montes et al ↑

 

    1. – Aidin ↑

 

    1. – Joe & Shim ↑

 

    1. -Frruy et al ↑

 

    1. – Akar ↑

 

    1. – Grinsven & Visser ↑

 

    1. – Hallinger ↑

 

    1. – Aslam et al ↑

 

    1. – Hyper-changing ↑

 

    1. -Russ ↑

 

    1. ۱ – National Award for Manegement Accounting (NAFMA) ↑

 

    1. ۲ – Malaysian Inistitue of Accountant (MIA) ↑

 

    1. ۳ – Chartered Institute of Management Accounting (CIMA) ↑

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 10:58:00 ق.ظ ]




حضور بزهکار در جلسات مشاوره که حسب مورد می‌تواند مشاوره های روانی، فنی و حرفه ای یا غیره باشد.

اصولاً تسهیل کننده ها یا مجریان برنامه نشست نباید در تصمیم گیری نهایی نقش تعیین کننده داشته باشند و به طور کلی نقش آن ها فراتر از نظارت و مدیریت اجرای برنامه نشست نیست. در صورت مشارکت پلیس،نقش وی نیز صرفاً تبیین موضوع پرونده و احتمالاً توضیح آثار آن بر بزه دیده و در صورت لزوم ارائه نظر خود راجع به نوع تصمیم اتخاذی به صورت مشورتی است. نقش وکیل هم، در صورت حضور در جلسه، ارائه مشاوره ‌در مورد موضوعات حقوقی و حمایت از حقوق موکل است. وی ممکن است در صورت درخواست شرکت کنندگان، راهنمایی‌های حقوقی و قانونی لازم را ارائه کند. علاوه بر افراد مذکور ممکن است مددکار اجتماعی نیز حضور داشته باشد. وظیفه اصلی وی تهیه سوابق زندگی و ویژگی های شخصیتی- شغلی و اجتماعی بزهکار است. کلیه مراحل مذکور در صورتی به درستی انجام می‌گیرد که مجری یا مدیر برنامه فراتر از نقش اصلی خود اقدامی انجام ندهد.

 

گفتار سوم: حلقه ها یا محافل

 

«حلقه ها» یا «محافل» در حال حاضر به عنوان فرایند و ساختاری برای افزایش مشارکت و دخالت اجتماعی در امور کیفری در حال ظهور و توسعه اند. محافل مرکز و محور فرهنگ بومی و سنتی در خصوص کیفیت اجرای عدالت در امور کیفری بوده اند.

 

استفاده از برنامه حلقه ها یا محافل با استقبال فراوانی روبه رو شده است. طرفداران این روش از آن تحت عنوان «برابر مقدس» در «قدرت»، دارای «جامعیت و شمول» و «ماهیت سازنده و ترمیمی» یاد می‌کنند. حلقه ها یا محافل به عنوان روش سنتی مردم بومی کانادا و هندی- ‌آمریکایی‌ها در آمریکا مورد استفاده قرار می گرفت. محافل یا حلقه ها که گاه تحت عنوان «محافل صدور حکم» یا «محافل ایجاد سازش» از آن ها یاد می شود. دوباره در سال ۱۹۹۱ به وسیله برخی قضات و کمیته های اجتماعی اجرای عدالت ابتدا درمنطقه «یوکن» و سپس سایر اجتماعات شمال کانادا تجدید حیات یافته اند. این محافل بیشتر در «ساسکاچوان» (مانیتوبا- کانادا) و یوکن مورد استفاده قرار گرفتند. استفاده از این برنامه در آمریکا، از سال ۱۹۹۶ آغاز شد یعنی زمانی که ساختار اجرای پروژه های «مینه لوتا» ایجاد گردید.

 

یکی از اولین ‌کوشش‌ها برای پذیرش روش حلقه ها یا محافل به عنوان یکی از رویکردهای ناظر به اجری عدالت ترمیمی در آمریکا به وسیله «شورای عدالت ترمیمی ساوث سنت پاول» صورت گرفت. حلقه ها یا محافل «ساوث سنت پاول» شامل انواع مختلفی از حلقه ها از قبیل «حلقه های تقاضا»، حلقه های فهم و درک»، «حلقه های بهبود و التیام»، «حلقه های حمایت» و «حلقه های توافق» می شود.

 

«حلقه های حل و فصل اختلافات» نیز درمدارس ابتدایی و دبیرستان ها در شکل حلقه های درک و فهم و حلقه های التیام و تسلّی برای بزه دیدگان و خانواده هایشان و نیز برای بزهکاران و اجتماع مورد استفاده واقع می‌شوند. برخی دیگر از حلقه ها، «حلقه صدور حکم» و «حلقه های بازنگری در احکام مورد اعتراض» هستند.

 

مهم ترین اصولی که در راستای اصلاح نظام کیفری سنتی در روش حلقه ها مد نظر قرار گرفته است عبارتند از: تأکید بر مشارکت بیشتر اعضای اجتماع در اجرای عدالت راجع به امور کیفری، گردهم آوردن بزه دیده و بزهکار و ملاقات چهره به چهره آن ها با یکدیگر، مشارکت دادن و درگیر نمودن خانواده ها و دوستان و حامیان طرفین همانند روش نشست، تقویت رابطه میان بزه دیده، بزهکار و اجتماع از طریق ایجاد عدالت و توجه به ابعاد جسمانی، احساسی و روحی افراد در قلمرو اجتماعی و فرهنگی.

 

مهم ترین اهداف روش حلقه ها یا محافل عبارت اند از:

 

    1. التیام و تسلای بیشتر کلیه کسانی که از جرم متأثر شده اند.

 

    1. ایجاد فرصت برای بزهکار جهت جبران خسارت و اصلاح امور.

 

    1. بازتوانی و تقویت بزه دیده، اعضای جامعه محلی، خانواده ها و بزهکاران از طریق ایجاد فرصتی برای آن ها جهت اظهار نظر و پذیرش مسئولیت مشترک حل و فصل اختلافات.

 

    1. توجه به علل و بروز ارتکاب رفتار مجرمانه.

 

    1. ایجاد احساس مثبت در اجتماع در خصوص توانایی حل و فصل اختلافات.

 

  1. ارتقای ارزش‌های اجتماعی و مشارکت در حفظ آن ها.

از برنامه حلقه ها یا محافل می توان به منظور حمایت از بزه دیدگانی که بزهکاران آن ها دستگیر یا شناخته نشده اند استفاده کرد. همچنین از این برنامه می توان جهت ‌پاسخ‌گویی‌ بزهکاران مرتکب «جرایم بدون بزه دیده» استفاده نمود. آماده نمودن بزهکاران صغیر محکوم به حضور در مؤسسات ترتیبی جهت زندگی در اجتماع و بازپذیری در آن و همچنین ایجاد آمادگی در بزهکاران بزرگسال جهت زندگی در اجتماع پس از تحمل حبس و به علاوه کاربرد این روش در مدارس و غیره جهت حل و فصل اختلافات از دیگر موارد استفاده از آن است.

 

برنامه حلقه ها یا محافل خواه به عنوان جایگزین نهاد قضایی و در جهت اجرای اصول قضازدایی، قبل از مرحله محاکمه مورد استفاده قرار گیرد یا بعد از آن، فرایند اجرایی تقریباً مشابهی دارد. با توجه به هدف هرکدام از انواع برنامه حلقه ها یا محافل فرآیندهای مختلفی وجود دارد. در برنامه «حلقه ها یا محافل التیام بخشی و گفتگو» بر نکات مشترکی که کلیه شرکت کنندگان در آن سهیم هستند تأکید می شود و یا جهت التیام و بهبودی به برخی کمک و مساعدت می‌گردد.

 

موفقیت برنامه حلقه ها یا محافل وابسته به مشارکت صحیح نظام عدالت کیفری رسمی و اجتماعی است. بدین منظور اعضا و نمایندگان شرکت کننده از هر دو طرف نیازمند آموزش و مهارت در اجرای دقیق روش حلقه ها یا محافل، ایجاد صلح و سازش و حصول به توافق و اجماع اند. آیین رسیدگی و اجرای این روش با توجه به شرایط و اوضاع و احوال اجتماعی باید قابل انعطاف و مبتنی بر آگاهی و تجربه اجتماعی باشد.

 

اجرای برنامه حلقه ها ممکن است برای همه بزهکاران متناسب نباشد. رابطه بزهکار با اجتماع، تلاش و کوشش وی برای جبران ضرر و زیان و التیام بخشیدن به بزه دیده و دیگران، شرایط بزه دیده و کیفیت حمایت حامیان بزهکار جهت جبران آثار جرم و غیره از جمله شرایطی هستند که متناسب یا نامتناسب بودن ارجاع یک موضوع به برنامه مذکور را تعیین می‌کنند.

 

بدون تردید برنامه حلقه ها یا محافل تأثیر مثبتی بر نظام عدالت کیفری دارد. مشارکت افراد اجتماع در برنامه مذکور، زمینه حمایت آن ها از بزه دیده و کاهش مشکلات وی را فراهم می‌کند. به علاوه آنکه حمایت از بزهکار و تقویت او جهت جبران خسارت وارده بر جامعه و بزه دیده را نیز امکان پذیر می‌سازد. این برنامه یکی از مناسب ترین گزینه های دستگاه عدالت کیفری در اجرای راهبرد قضازدایی خواهد بود.

 

گفتار چهارم: هیئتهای ترمیمی جامعه محلی

 

هیئتهای ترمیمی جامعه محلی به عنوان چهارمین روش اجرای عدالت ترمیمی درک جدیدی از روش های قدیمی جهت ‌پاسخ‌گویی‌ به جرایم ارتکابی صغار می‌باشند که عموماً در قالب عناوینی از قبیل «پانل جوانان»، «هیئتهای همسایگی» یا «هیئتهای قضازدایی جامعه محلی» وجود داشته اند.

 

هیئتهای ترمیمی جامعه محلی اصولاً متشکل از ‌گروه‌های کوچکی از شهروندان است که آموزش‌های لازم را دیده و آمادگی ملاقات چهره به چهره با بزهکاران را دارند. شرکت کنندگان در این هیئت افراد داوطلبی هستند که از ‌گروه‌های مختلف اجتماعی برآمده اند و تجربیات متفاوتی از سبک‌های مختلف زندگی دارند. فعالیت این ‌هیئت‌ها در ابتدا در خصوص آن دسته از محکومان بزرگسالی بود که مرتکب جرایم غیرخشن و خفیف می شدند، لیکن اکنون به بررسی وضعیت صغار بزهکار نیز می پردازند.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:50:00 ق.ظ ]




۲-۳-۴-۲ گروه­بندی ‌بر اساس رفتارهای اولیه و ثانویه

 

از دیگر دسته بندیهایی که در زمینۀ اختلالات رفتاری شده است، تقسیم اختلالات رفتاری به انواع اولیه[۳۴] و ثانویه[۳۵] می‌باشد. بدین معنی که کودکان با اختلالات رفتاری اولیه رفتاری از اوان زندگی، رفتارهائی از خود نشان داده­اندکه متناسب با سن تقویمی و سن عقلی آنان نمی ­باشد. به عبارت دیگر توانایی سازش و تطبیق با محیط و تغییرات محیطی را ندارند و چنین به نظر می­رسد که رشد رفتاری آنان در مراحل پائین­تری متوقف شده است. کودکان با اختلالات رفتاری ثانویه، کودکانی هستندکه در ابتدای زندگی دارای رشد رفتاری طبیعی بوده ­اند، اما در مقطعی از زمان به دلایل مختلف جسمی یا فشارهای روانی، رفتارهای آنان به مراحل پائین­تر از رشد، بازگشت می­ کند و نشانه­هایی از وابستگی و مشکلات رفتاری در آنان تظاهر می­ نماید (نوابی نژاد، ۱۳۸۷).

 

۲-۳-۴-۳ گروه­بندی ‌بر اساس سن

 

‌بر اساس سن نیز دسته­بندی دیگریا اختلالات رفتاری شده است به عبارت دیگر، برای هر دوره سنی رفتارها انحرافی غالبی را مشخص کرده ­اند. این دوره­ ها و اختلالات رفتاری غالب و شایع آن ها به قرار زیر است:

 

۱-دوره اول کودکی (تولد تا سه سالگی):واکنش‌های رفتاری بیمار گونه کودکان در این دوره اکثراً نوع واکنش‌های سایکوسوماتیک [۳۶] یا روان تنی می‌باشد. به سخن دیگر حالت هیجانی در کودکان در اکثر مواقع با تغییر در واکنش‌های جسمانی و اعضای مختلف بدن مانند دستگاه های گوارش، تنفس، گردش خون و مانند آن همراه است. بدین صورت که کودکان مشکلات عاطفی و روانی خود را بیشتر به صورت تهوع، اسهال، دل درد، یبوست، بی اشتهایی، تنگی نفس، کاهش وزن و گاه به صورت اضطراب، افسردگی، بی­قراری و کم خوابی نمایان می­سازند.

 

۲- اختلالات رفتاری دوره دوم کودکی (۴ تا ۶ سالگی): اختلالات رفتاری در این دوره بیشتر به صورت ترس، انواع عادات نامطلوب مانند جویدن ناخن، مکیدن انگشت یا اشیاء، شب ادراری، پرخاشگری و تخریب اسباب بازی‌ها یا لوازم منزل و گاه نیز به صورت بی­اشتهایی، بدخوابی، اختلالات گویایی، اشکال در روابط بین کودک و افراد خانواده مشخص می­ شود. اختلالات رفتاری این دوره بیشتر از نوع واکنش‌های زودگذر تطابقی یا مقدمات نوروتیک است.

 

۳- اختلالات رفتاری دوره سوم کودکی (۷ تا ۱۱ سالگی): اختلالات رفتاری در این دوره بیشتر به صورت ‌دروغ‌گویی، دزدی، امتناع از رفتن به مدرسه، اختلالات گویایی مانند لکنت زبان، انواع تیک­ها (پرشهای اراده عضلانی)، گریه­ها و خنده­های بی­دلیل و غیرعادی، تمارض، مشکلات تحصیلی و مانند آن است.

 

۴- اختلالات رفتاری دورۀ نوجوانی (۱۲ تا ۱۴ سالگی): اختلالات رفتاری در این دوره بیشتر در ارتباط با انجام تکالیف مدرسه و برآوردن توقعات و انتظارات تحصیلی از طرف معلم و والدین است. گاهی نیز در دورۀ رفتار و اعمال غیراجتماعی یا علائم سایکوپاتی (جنون­آمیز) و همچنین سایکوزهای زود رس تظاهر می­ کند.

 

  1. اختلالات رفتاری دورۀ بلوغ و جوانی (۱۵ تا ۲۰ سالگی): اختلالات رفتاری در این دوره بیشتر در ارتباط با اختلاف سلیقه و عقیدۀ جوان با نحوۀ زندگی و ارزش های والدین است. این اختلافات ممکن است بر سر مسائل جزئی و سطحی مانند: مد لباس و آرایش مو، چگونگی لباس پوشیدن، برنامه ­های تفریح و گذراندن اوقات فراغت، انتخاب معاشران، رشته تحصیلی و شغلی و گاه در مسایل عمیق­تر و ریشه­ای­تر مانند: مذهب، اخلاق، سیاست و … باشد. این علائم گاهی به صورت رفتارهای سایکوتیک تظاهر می­ کند. (سیف نراقی و نادری ،۱۳۷۴).

۲-۳-۴-۴ گروه­بندی ‌بر اساس سبب­شناسی

 

در دسته­بندی دیگری، اختلالات رفتاری ‌بر اساس سبب­شناسی آن به دو دستۀ عمده تقسیم می شود که عبارت است از:

 

۱-اختلالات رفتاری با زیربنای ارگانیکی یا جسمی

 

۲- اختلالات رفتاری با زیربنای روانی و بدون مشکلات جسمی.

 

اگر چه دسته بندیهای یادشده به گونه ­ای پراکنده در آثار مربوط به مسئلۀ اختلالات رفتاری در کتب مختلف آمده، اما این دسته بندیها بیشتر جنبۀ تاریخی دارد و در واقع سرگذشت نظرات دانشمندان مختلف دربارۀ دسته­بندی اختلالات رفتاری را آشکار می‌سازد (ربیعی، ۱۳۸۶).

 

۲-۳-۴-۵ گروه­بندی از دیدگاه روانپزشکان و پزشکان

 

دسته­بندی اختلالات رفتاری در کتاب «راهنمای آماری و تشخیص بیماری‌های روانی» بر بنیاد پنج زمینه زیر که در برگیرندۀ عوامل شخصی محیطی ‌می‌باشد، بنا شده است:

 

الف- نشانه­ های مرضی روانی.

 

ب- اختلالات شخصیت و اختلالات ویژه ی رشد.

 

ج- اختلالات جسمی و چگونگی کم و کیف آن.

 

د- شدت مسایل فشارزای روانی- اجتماعی.

 

ه- بالاترین سطح عملکردهای انطباقی یا رفتارهای سازش یافتۀ فرد در سال گذشته(سیف نراقی و نادری، ۱۳۷۴).

 

۲-۳-۴-۶ گروه بندی اختلالات رفتاری کودکان توسط گروه ترویج روانپزشکی

 

گروه ترویج روانپزشکی در دسته بندی اختلالات رفتاری کودکان بیش از چهل دسته فرعی را شناسائی ‌کرده‌است.‌گروه‌های اصلی این دسته بندی که ‌بر اساس مفاهیم و فرآیندهای روانکاوی ‌می‌باشد، عبارت است از:

 

    1. پاسخهای سالم متناسب با مسایل شخصی – اجتماعی

 

    1. اختلالات واکنشی یا واکنش‌های زودگذر تطابقی

 

    1. اختلالات سایکونوروتیک

 

    1. اختلالات روان تنی.

 

    1. اختلالات شخصیتی

 

    1. اختلالات سایکوتیک

 

    1. انحرافات رشدی

 

    1. سندرومهای مغزی (بیماری‌های حاد و مزمن مغزی).

 

  1. عقب ‌ماندگی‌های ذهنی

۱۰-سایر اختلالات (فرزاد فرد و هومن ،۱۳۸۷).

 

۲-۳-۴-۷ گروه بندی از دیدگاه متخصصان آموزش و پرورش

 

هر یک از این دسته بندیها طرفدارانی خاص دارد، اما چون طرفداران این نوع دسته بندیها با نگرشی پزشکی – روانپزشکی به دسته بندی بیماری‌های روانی پرداخته­اند، ‌بنابرین‏ نگرش آموزشی و تربیتی نادیده انگاشته شده است. لذا متخصصین آموزش و پرورش با بهره گرفتن از امکانات کامپیوتری تکنیک‌های آماری یک روش نسبتاً متفاوتی را برای دسته بندی اختلالات رفتاری انتخاب کرده ­اند. این دسته بندی ‌بر اساس همبستگی درونی خوشه­ای عوامل موجد رفتارها، آن ها را تفکیک می­ کند. با این روش ‌می‌توان واکنشها و ویژگی‌های تعداد بسیار زیادی از کودکان را بوسیلۀ کاربرد چک ‌لیست‌ها و شاخص‌های درجه­بندی شده یا وسایل اندازه گیری مشابه بررسی نمود و خوشه ­ها یا دسته­هائی از پاسخ‌ها و ویژگی‌های آن ها را که با چهار دستۀ متفاوت از انحرافات رفتاری در کودکان را مشخص کرده ­اند.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[جمعه 1401-09-18] [ 08:56:00 ب.ظ ]




Market return = بازده بازار( بازده بازار در روز معامله ب

 

Momentum = بازده روزانه تجمعی سهام( بازده روزانه تجمعی سهام برای پنج روز معاملاتی قبل از معامله بلوک )

 

Size = اندازه معامله( تعداد سهام معامله شده در هر معامله بلوک )

 

Turnover = حجم معاملات( ارزش پولی کل سهام مبادله شده تقسیم بر ارزش سهام موجود در روز معاملاتی قبل از معامله بلوک )

 

Volatility = نوسانات( انحراف استاندارد قیمت های معاملات در روز معاملاتی قبل از معامله بلوک )

 

BAS = تفاوت بالاترین و پائین ترین قیمت سهام

همان طور که از خروجی تخمین مشاهده می شود، تنها بازده روزانه تجمعی ما قبل با اثر قیمتی موقت رابطه مثبت و معنی دار دارد و سایر متغیرهای توضیحی برای شرکت های منتخب و در سال ۱۳۹۱ رابطه معناداری با متغیر وابسته ندارد.

 

همچنین ضریب تعیین مدل برابر با ۳۸ و ۳۳ بیانگر توضیح دهندگی متغیرهای مستقل می‌باشد.یعنی حدود ۴۰ درصد از تغییرات متغیر وابسته، توسط متغیرهای مستقل قابل توجیه می‌باشد به عبارتی ضریب تعیین رگرسیون، حاکی از خوبی برازش مدل است.

 

از طرف دیگر ضرایب رگرسیون نه تنها به صورت جداگانه توسط آزمون t بلکه به طور همزمان نیز بایستی از لحاظ آماری تأیید شوند. بدین منظور از آماره، فیشر استفاده می شود.مقدار آماره F در مدل حاضر برابر با ۷٫۶۰ است و با وجود Prob=0.00 می توان معنی داری کل رگرسیون را ادعا کرد. مقدار D-W در مدل حاضر برابر با ۱٫۸۲ است لذا می توان سلامت مدل را ادعا نمود.رگرسیون های نهایی به شکل زیر می‌باشد:

 

PERMANENT IMPACT = 0.02*MARKETRETURN + 0.0001*MOMENTUM – 0.002*SIZE – 0.006*TURNOVER – ۰٫۰۰۰۰۰۲*VOLATILITY + 0.67*BAS + 0.38+ [AR(1)=0.43]

 

در این قسمت از مطالعه متغیرهای بی تاثیر را از مدل حذف می‌کنیم تا تاثیر واقعی متغیر Momentum به لحاظ شدت اندازه و هچنین علامت جهت تاثیرگذاری تبیین شود، نتایج تخمین به شرح جدول زیر می‎باشد:

 

جدول۴-۱۹-خروجی تخمین مدل نهایی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Prob آماره t ضریب متغیر ۰٫۰۰ ۳٫۱۶ ۰٫۰۰۰۱ Momentum ۰٫۴۶ ۰٫۷۴ ۰٫۰۱ C ۰٫۰۰ ۴٫۸۰ ۰٫۵۴ AR(1) R2= 0.33 ۳۱ Prob(F)=0.00 F-statistic=22.38 D.W = 1.88 Momentum = بازده روزانه تجمعی سهام( بازده روزانه تجمعی سهام برای پنج روز معاملاتی قبل از معامله بلوک )

همان‌ طور که مشاهده می‌گردد با حذف متغیرهای بی تاثیر، ضریب متغیر Momentum تغییری نیافته است. همان‌ طور که انتظار می رود پس از حذف متغیرهای بی تاثیر، مقدار به نزدیکتر شده است که به معنی حذف متغیر زائد می‌باشد. همچنین مقدار آمار F یعنی معنی داری کل رگرسیون از عدد ۷٫۶۰ به ۲۲٫۳۸ یافته است که به معنی بهبود مدل می‌باشد. مقدار آماره دوربین واتسون نزدیکتر به عدد ۲ شده است(D-W=1.88). ‌بنابرین‏ می توان عدم خودهمبستگی را تأیید کرد.لذا رگرسیون دو متغیر زیر را خواهیم داشت:

 

PERMANENT IMPACT = 0.0001*MOMENTUM + 0.015 + [AR(1)=0.54

 

۴-۳-۲ نتایج حاصل از برآورد مدل سوم

 

شکل ضمنی مدل سوم:

 

Temporary Impact=f (size, volatility, turnover, market return, momentum, BAS)

 

تابع زیر نشان دهنده اثرات گروهی هر یک از عوامل تاثیرگذار بر اثر قیمتی موقتی می‌باشد.

 

Temporary impact = β۰ + β۱ size + β۲ volatility + β۳ turnover + β۴ market return + β۵ momentum + β۶ BAS + ε

 

پس از تبیین مدل سوم و انتخاب بهترین روش، نتایج تخمین به شرح جدول زیر می‌باشد:

 

جدول۴-۲۰-خروجی تخمین مدل سوم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Prob آماره t ضریب متغیر ۰٫۰۵ -۱٫۹۱ ۰٫۰۷- Market Return ۰٫۰۰ ۴٫۵۶ ۰٫۰۰۰۶ Momentum ۰٫۰۰ ۳٫۰۳ ۰٫۰۶ Size ۰٫۰۰ -۲٫۹۶ -۰٫۰۴ Turnover ۰٫۰۰ ۲٫۹۶ ۰٫۰۰۰۰۰۵ Volatility ۰٫۴۲ -۰٫۸۰ -۵٫۳۶ BAS ۰٫۰۰ -۵٫۲۰ -۲٫۴۳ C R2= 0.48 Prob(F)=0.00 F-statistic=13.64 D.W = 1.61 Market return = بازده بازار( بازده بازار در روز معامله بلوک)

 

Momentum = بازده روزانه تجمعی سهام( بازده روزانه تجمعی سهام برای پنج روز معاملاتی قبل از معامله بلوک )

 

Size = اندازه معامله( تعداد سهام معامله شده در هر معامله بلوک )

 

Turnover = حجم معاملات( ارزش پولی کل سهام مبادله شده تقسیم بر ارزش سهام موجود در روز معاملاتی قبل از معامله بلوک )

 

Volatility = نوسانات( انحراف استاندارد قیمت های معاملات در روز معاملاتی قبل از معامله بلوک )

 

BAS = تفاوت بالاترین و پائین ترین قیمت سهام

Market return = بازده بازار( بازده بازار در روز معامله بلوک)

 

Momentum = بازده روزانه تجمعی سهام( بازده روزانه تجمعی سهام برای پنج روز معاملاتی قبل از معامله بلوک )

 

Size = اندازه معامله( تعداد سهام معامله شده در هر معامله بلوک )

 

Turnover = حجم معاملات( ارزش پولی کل سهام مبادله شده تقسیم بر ارزش سهام موجود در روز معاملاتی قبل از معامله بلوک )

 

Volatility = نوسانات( انحراف استاندارد قیمت های معاملات در روز معاملاتی قبل از معامله بلوک )

 

BAS = تفاوت بالاترین و پائین ترین قیمت سهام

با توجه به مقدار آمار دوربین واتسون(D.W=1.61) ، همچنین آزمون همبستگی که در ابتدای این فصل انجام شد، مدل دچار مشکل خودهمبستگی است و برای رفع آن جزء AR(1) را وارد مدل می‌کنیم و نتایج به شرح جدول زیر تغییر می‌کند:

 

جدول۴-۲۱-خروجی تخمین با ورود جزء AR(1)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Prob آماره t ضریب متغیر ۰٫۰۴ -۲٫۰۴ ۰٫۰۸- Market Return ۰٫۰۰ ۳٫۸۲ ۰٫۰۰۰۶ Momentum ۰٫۰۰ ۲٫۹۹ ۰٫۰۶ Size ۰٫۰۰ -۲٫۹۳ -۰٫۰۴ Turnover ۰٫۰۰ ۳٫۰۰ ۰٫۰۰۰۰۰۶ Volatility ۰٫۳۰ -۱٫۰۳ -۸٫۰۶ BAS ۰٫۰۰ -۵٫۲۰ -۲٫۴۳ C ۰٫۰۱ ۲٫۵۷ ۰٫۲۱ AR(1) R2= 0.50 ۴۶ Prob(F)=0.00 F-statistic=12.52 D.W = 1.94 Market return = بازده بازار( بازده بازار در روز معامله بلوک)

 

Momentum = بازده روزانه تجمعی سهام( بازده روزانه تجمعی سهام برای پنج روز معاملاتی قبل از معامله بلوک )

 

Size = اندازه معامله( تعداد سهام معامله شده در هر معامله بلوک )

 

Turnover = حجم معاملات( ارزش پولی کل سهام مبادله شده تقسیم بر ارزش سهام موجود در روز معاملاتی قبل از معامله بلوک )

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:48:00 ب.ظ ]




ج) نامساوی بودن دیه زن و مرد که فقط در «چند روایت مخدوش که دارای اشکالات فراوان است» بیان شده، در مقابل آن قاعده بنیادین مطرود است.

 

اکنون به بررسی این نظر می پردازیم

 

۱) با این اصلی که ایشان تأسیس کرده‌اند، موارد ذیل هم از مصادیق برابری زن و مرد بوده و دلیل قطعی و محکمی (‌محکم‌تر از ادله نامساوی بودن دیه) برای خارج شدن آن‌ ها از این قاعده کلی نداریم:

 

الف) تساوی زنان با مردان در جواز تعدّد همسر

 

ب) تساوی زنان با مردان در لباس و حجاب حداقلی

 

جناب آقای صانعی یا باید ‌به این تساوی‌ها هم فتوا بدهند(!) و یا معتقد به وجود تناقض در کتابی بشوند که صاحبش فرموده است: «در آن هیچ اختلافی نمی‌یابید»[۱۴۶].

 

۲) آیات قرآن در پروسه استنباط، تأثیر یکسانی ندارند. در یک تقسیم کارشناسی و پیرافقهی، آیات قرآن را به «آیات مبیّن شریعت» و «آیات مبیّن مقاصد شریعت» تقسیم می‌کنند.

 

محققین بر این باورند که استفاده از «آیات مبیّن مقاصد شریعت» به جای «آیات مبیّن شریعت» مجاز نیست و فقیه را با دستاورد‌هایی غیر منضبط و ناهماهنگ و یا حتی متناقض مواجه خواهد کرد.

 

به نظر می‌رسد که جناب آقای صانعی در این استدلال، آیاتی را مدرک و مستند افتاء قرار داده‌اند که هیچ یک «مبیّن شریعت» نیستند.[۱۴۷]

 

۳) ایشان به گواهی آیات ارث، سهم الارثِ فرزندان دختر را از مصادیق اصل تساوی مستفاد از کریمه «وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی‏ آدَمَ» نمی‌دانند. اینک پرسش مهم این است که خارج شدن زن در هنگام ارث بردن از مفاد تکریم خداوند، از باب تخصیص است یا تخصّص؟

 

اگر از باب تخصیص باشد، خداوندی که به حکمت و عدالت موصوف است، چگونه ممکن است که دختران را در حال ارث بردن از تکریمی که در حق تمام بنی‌آدم اِعمال می‌کند محروم کرده باشد؟ اصلاً آیا «تکریم بنی‌ آدم» تخصیص‌پذیر است؟!

 

اگر هم از باب تخصّص باشد، «تکریم» چه معنایی دارد که شامل دیه می‌شود، اما شامل ارث بردن نمی‌شود؟

 

۴) «روح تربیت و فرهنگ اسلامی» که یکی از دلایل ایشان در اثبات اصل بنیادین تساوی زن و مرد است، در فقه فِرَق اسلامی دلیل تعریف‌ شده‌ای نیست، علاوه بر این، طبق هیچ ضابطه دیگری هم دلالت قابل دفاعی ندارد.

 

۵) جناب آقای صانعی اصلی را برای تساوی حقوق زن و مرد، آن هم به معنای تشابه آن، تأسیس کرده‌اند و با روایات بسیاری -که مشایخ ثلاثه در کتب اربعه گرد‌ آورده‌اند-‌ هم تخصیص نمی‌زنند، بلکه این اخبار را با تعبیر «چند روایت مخدوش» کاملاً طرد می‌کنند در حالی که:

 

۵/ الف) این روایات؛ «چند روایت مخدوش» نیست، بلکه اولاً فقط مرحوم کلینی در باب «الرجل یقتل المرأه و المرأه یقتل الرجل و فضل دیه الرجل علی دیه المرأه…[۱۴۸] چهارده روایت آورده است.

 

۵/ب) از طرف دیگر ‌در مورد نامساوی بودن دیه زن و مرد غیر از روایات این باب، روایات بسیار زیادی در «ابواب دیات اعضاء»[۱۴۹] دارد که به روشنی نامساوی‌ بودن اصل دیه را مورد دلالت قطعی قرار می‌دهند؛ به طوری که ادعای «تواتر» در این‌جا غریب نمی‌نماید. و از آنجا که این احادیث از بنیادهای هویت اسلامی ما است، گنجینه ارزشمندی محسوب می‌شوند که آستین افشاندن از آن‌ ها با هیچ بهانه‌ای قابل توجیه نیست.

 

۵/ج) نامساوی بودن دیه زن و مرد نه تنها از ضروریات فقه شیعه، بلکه از ضروریات فقه مذاهب اربعه هم به حساب می‌آید. واضح است که چنین ضرورتی را به بهانه آن که «اجماع فقط دلیلی جدلی است»، نمی‌توان گذاشت و گذشت. راستی وقتی که رویکرد مشترکی با این وسعت در همه مذاهب فقهی ریشه دوانده باشد، آیا اهل بیت‌علیهم السلام،‌ در صورت عدم موافقت با آن رویکرد(چنان‌که جناب آقای صانعی ادعا می‌کنند) نباید مبارزه‌ای گسترده و فراگیر با آن را در دستور کار خود قرار می‌دادند؟!(درست مثل مبارزه با قیاس ابوحنیفه) و در آن صورت آیا گستردگی مبارزه اهل بیت، باعث فراوانی روایاتشان در راستای ادعای مصاحبه شونده نمی‌شد؟!

 

واضح است که ادّعای تقیّه در صدور این روایات -به دلیل کثرت محسوس آن‌ ها- ناموجّه است.

 

مبحث دوم : رویکرد حقوقی تأثیر جنسیت در قصاص

 

در قانون جزای عمومی که قبل از انقلاب در ایران اجرا می شد قانون‌گذار در ماده ۱۷۰ و ۱۷۱ این قانون ، مجازات اعدام را برای مرتکب پیش‌بینی نموده بود و بعد از انقلاب نیز قانون مجازات اسلامی سال ۱۳۷۰ بلکه قانون حدود و قصاص و دیات قبل از این تاریخ و قانون تکمیل مجازات اسلامی در سال ۱۳۷۵ که هم اکنون مورد عمل می‌باشد قتل عمد را علاوه بر جنبه شخصی که موجب قصاص مرتکب می‌باشد ، جرمی عمومی تلقی کرده و برای مرتکب از نظر جنبه عمومی در صورت منتفی شدن قصاص ، مجازات حبس نیز پیش‌بینی نموده است . در واقع با این بیان جرم قتل عمد از جرائم غیر قابل گذشت محسوب شده و بر فرض گذشت اولیای دم از سوی مدعی العموم قابل تعقیب و از سوی دادگاه قابل مجازات اعلام شده است . بعلاوه به موجب مواد ۳۲ و ۳۵ قانون آئین دادرسی کیفری ، برای متهم به قتل قرار بازداشت موقت تا صدور رأی قطعی پیش‌بینی شده است که این خود حاکی از اهمیت جرم مذکور است

 

قانون‌گذار در ماده ۲۵۷ ق.م.ا می‌گوید : ” قتل عمد موجب قصاص است لکن با رضایت ولی دم و قاتل به مقدار دیه کامله یا به کمتر یا زیادتر از آن تبدیل می شود ” تبدیل به دیه منوط به موافقت قاتل و اولیای دم است ،

 

چنانچه حضرت امام ( ره ) می فرماید : ” قتل العمد یوجب القصاص عیناً و لا یوجب الدیه لا عیناً و لا تخییراً فلو عفا الولی القود یسقط و لیس له مطالبه الدیه و لو بذل الجانی نفسه لیس للولی غیرها ( نفس ) و لو عفا الولی بشرط الدیه فللجانی القبول و الرد و لا تثبت الدیه الا برضاه “

 

تذکر ۳ : همان گونه که اشاره شد قصاص حق اولیای دم می‌باشد ولی افرادی که در قصاص حقی ندارند ، در گذشت یا تقاضای آن نیز نقشی نخواهند داشت

 

۱ – هرگاه از نظر حیثیت بین قاتل و مقتول اختلاف جنسیت مطرح باشد باید رعایت فاضل دیه گردد . مثلاً هرگاه قاتل مرد و مقتول زن باشد ، اولیای دم زن برای اجرای قصاص باید نصف دیه مرد را به او پرداخت نموده سپس قصاص کنند ، چنان که قانون‌گذار در ماده ۲۰۹ ق.م.ا می‌گوید : ” هرگاه مرد مسلمانی عمداً زن مسلمانی را بکشد ، محکوم به قصاص است لیکن باید ولی زن قبل از قصاص قاتل ، نصف دیه مرد را به او بپردازد. ” و در ماده ۲۵۸ ق.م.ا می‌گوید : ” هرگاه مردی زنی را به قتل رساند ، ولی دم حق قصاص قاتل را با پرداخت نصف دیه دارد ” همان گونه که ملاحظه می شود حکم در دو ماده ۲۵۸ و ۲۰۹ ق.م.ا یکی است و مقصود از عبارت ” نصف دیه ” در ماده ۲۵۸ ق.م.ا همان ” نصف دیه مرد ” مذکور در ماده ۲۰۹ ق.م.ا می‌باشد ، پس اگر مقتول زن باشد اولیای دم نمی توانند با پرداخت نصف دیه زن ، مرد را قصاص نمایند.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:13:00 ق.ظ ]




 

قرارداد پیش فروش ساختمان از لحاظ ماهیت حقوقی یکی از پیچیده­ترین قراردادهای جاری در عرف معاملات و جامعه حقوقی ایران است. به همین دلیل تا پیش از تصویب قانون پیش فروش ساختمان مصوب دی ۱۳۸۹ ، رویه قضایی و دکترین حقوق هرکدام نظرات متفاوت و جداگانه­ ای در رابطه با ماهیت حقوقی این گونه قراردادها ابراز کرد ه اند. حال با توجه به تصویب قانون فوق الذکر این سؤال قابل طرح است که قرارداد پیش فروش قابل توصیف با کدام عنوان از عناوین عقود معین یا غیرمعین (ماده ۱۰ ق.م.) است؟

 

بی شک توصیف دقیق قراردادهای پیش فروش ساختمان و تبیین ماهیت حقوقی آن، بسیاری از ابهامات مربوط ‌به این نوع قراردادها را برطرف نموده، آثار حقوقی آن را روشن می‌سازد.

 

گفتار اول: تعهد به بیع (قرارداد تشکیل بیع)

 

قراردادهای خصوصی (ماده ۱۰ ق.م.) در عمل بسیار متنوع و گوناگون هستند اما در میان آن‌ ها تعهد به بیع یا وعده به بیع، از مصادیقی است که در عرف معاملات، رواج فراوانی دارد. تعهد به بیع در عرف معاملات و روابط حقوقی و در محاکم دادگستری اکثراً تحت عنوان « قولنامه » شناخته می‌شود.

 

منظور از تعهد به بیع یا قولنامه، پیمان مقدماتی یا پیش قراردادی است که طرفین برای التزام به قرارداد نهایی منعقد می‌کنند. به عبارت دیگر، موضوع قرارداد تعهد به بیع، عمل حقوقی بیع نیست بلکه تعهدی است که طرفین برای انعقاد و انشاء آن در آینده عهده دار می‌شوند. در واقع در مواردی که خریدار و فروشنده قصد انجام معامله را دارند ولی هنوز مقدمات لازم را فراهم نکرده‌اند، قراردادی می‌بندند که در آن، دو طرف تعهد می‌کنند که معامله را با شرایط معین و ظرف مهلت خاص انجام دهند.[۲۸]

 

مطابق با فرض مذکور، یک طرف تحت عنوان « متعهد » ملتزم می‌شود که ساختمانی را با مشخصات معلوم بسازد و پس از ساخت، آن را به ملکیت « متعهدله » دربیاورد. به عبارت دیگر، در این نوع نگرش به قرارداد پیش فروش ساختمان، « متعهدله » در زمان عقد مالک ساختمان(عین) نمی‌شود و صرفاً دارای یک حق دینی بر دوش متعهد است که طبق آن، متعهد باید ساختمانی را در مکانی معین با مشخصات معلوم ساخته و به وسیله عقد بیع در آینده به متعهدله انتقال دهد.

 

حال با توجه به مراتب فوق، آیا می‌توان اظهار داشت که قرارداد پیش فروش ساختمان، مصداقی از تعهد به بیع است و پیش خریدار صرفاً دارای یک حق دینی نسبت به پیش فروشنده است؟

 

یکی از نویسندگان حقوق معتقد است هرگاه معماری، یک باب خانه را که در زمین مشخصی بعداً ساخته خواهد شد، هم اکنون به دیگری بفروشد، معامله باطل خواهد بود زیرا مورد معامله، عین معینی است که هنوز به وجود نیامده. (ماده ۳۶۱ ق.م.)، وی می‌گوید در این گونه موارد طرفین صرفاً می‌توانند قرارداد تشکیل بیع منعقد نمایند؛ بدین صورت که در قراردادی یکی از دو طرف تعهد کند که ساختمانی را که در آینده خواهد ساخت به طرف دیگر بفروشد و این طرف قبول کند. چنین قراردادی بیع نیست بلکه تعهد بر بیع است که هرچند مورد عقد بیع آینده فعلاً موجود نیست، ایجاد قرارداد صحیح است چه اینکه مورد معامله در این قرارداد ساختمان نیست بلکه تعهد بر بیع ساختمان است.[۲۹]

 

با امعان نظر نسبت به ماده ۱ ق.پ.ف.س مصوب ۱۳۸۹ که مقرر می‌دارد: «… واحد ساختمانی مذکور با هر نوع کاربری از ابتدا یا در حین احداث و تکمیل یا پس از اتمام عملیات ساختمانی به مالکیت طرف دیگر قرارداد (پیش خریدار) درآید» نمی‌توان قراردادهای پیش فروش ساختمان را صرفاً تعهد به بیع دانست چه اینکه به تعبیر یکی از حقوق ‌دانان، در تعهد بر بیع، ایجاد بالفعل بیع، مورد اراده طرفین نیست بلکه پیدایش تعهد مشترک بر ایجاد آن در آینده مورد نظر ایشان است[۳۰]. به عبارت دیگر در تعهد به تملیک، انتقال، نتیجه عقد دیگری است که مالک انشاء آن را بر عهده گرفته است و عقد نخستین که در آن تعهد به تملیک شده است (مانند قولنامه) به عنوان پیش قرارداد عقد اصلی (تملیکی) مورد توافق قرار می‌گیرد؛[۳۱] حال آنکه در قرارداد پیش فروش ساختمان، طرفین قرارداد در زمان انعقاد عقد، قصد انجام عمل حقوقی دیگری در آینده مبنی بر بیع را نداشته و الزام طرفین مبنی بر انتقال قطعی واحد پیش فروش شده در دفاتر اسناد رسمی (موضوع ماده ۱۹ ق.پ.ف.س ) را نباید عمل حقوقی بیع دانست زیرا همان طور که برخی از حقو قدانان متذکر شده‌اند: ارکان بیع پس از توافق و تراضی که صورت می‌گیرد با ایجاب و قبول واقع می‌شود، ثبت مال غیرمنقول در دفاتر اسناد رسمی از الزامات قانونی است و فرع بر عقد مذکور (بیع) است و مسئله منافاتی با مواد ۴۶ و ۴۷ ق.ث ندارد.[۳۲] همچنین اصل، صحت معاملات و اصل، عدم دخالت امر دیگری غیر از قصد و رضای طرفین و شرایط مقرر قانونی است.[۳۳]

 

بند اول: بیع مشروط

 

عقد را از نظر آثاری که بر روابط دو طرف می‌گذارد به عقد مطلق و عقد مشروط تقسیم کرد ه اند.[۳۴] عقد مطلق، عقدی است که ماهیت عقد به تنهایی و بدون ارتباط با شرط، انشاء می‌شود مانند فروش یک دستگاه اتومبیل به مبلغ معین بین طرفین. عقد مشروط، عقدی است که ماهیت آن همراه با شرط، انشاء می‌شود مانند فروش خانه ای به شرط اینکه خریدار در زمین فروشنده، خانه ای برای او بسازد. در عقد مشروط، یکی از شروط سه گانه، فعل، صفت و نتیجه درج می‌شود.(ماده ۲۲۹ ق.م.).[۳۵]

 

در رابطه با فروش کالای نیمه ساز و تکمیل آن، فقها نکات حائز اهمیتی ارائه نموده‌اند. ایشان این مسئله را عموماً با این مثال طرح نموده‌اند که مقداری از لباس بافته شده باشد و فردی آن مقدار بافته شده را بخرد، مشروط بر اینکه بقیه این لباس نیز مانند مقداری که بافته شده است بافته شود. در رابطه با صحت یا عدم نفوذ چنین معامله ای، عده ای از فقها قائل به بطلان شده و دلایلی ارائه نموده‌اند.[۳۶]

 

دلیل اول: شیخ طوسی دلیل بطلان چنین معامله ای را اینگونه عنوان می‌کند که آن مقدار از لباس بافته شده که مشاهده شده لازم است (خیار رؤیت در آن نیست) و آن مقدار از مبیع که مشاهده نمی‌شود (آن مقداری که در آینده باید بافته شود)، متوقف بر خیار رؤیت است. ‌بنابرین‏ در شیئ واحد، خیار رؤیت و عدم آن جمع می‌شود که البته چنین امری متناقض است.

 

منظور ایشان از استدلال مذکور این است که بیع مذکور، مستلزم محال است و آنچه مستلزم امر محالی است محال است. لذا نفوذ چنین بیعی که مستلزم اجتماع متناقضین است، صحیح نیست چه اینکه نفوذ یا عدم نفوذ چنین بیعی متصف بودن آن به یکی از دو حکم متناقض است و عدم وجود هر دو حکم متناقض (ارتفاع نقیضین) نیز همچون اجتماع نقیضین، امری محال است.

 

بر این استدلال این خدشه وارد است که ثبوت خیار در مقدار بافته نشده، مبتنی بر تخلف فروشنده است. لذا بیع مذکور در زمان انعقاد معامله، غیرخیاری محسوب می‌شود و خیار رؤیت، صرفاً بنا به فرض وجود تخلف فروشنده برای خریدار، ثابت خواهد شد. لذا وجهی برای دعوای استلزام محال وجود ندارد و حکم به بطلان معامله در زمان انعقاد، معنایی ندارد.[۳۷]

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 04:37:00 ق.ظ ]




 

در این فصل نخست نظریه­ های رفتاری جنسی و جنسیت از منظر دانشمندان پیشگام در این زمینه بررسی می­ شود و سپس به بحث و بررسی پژوهش­های انجام گرفته در حیطه دانش و نگرش و اعتماد به نفس جنسی پرداخته می­ شود.

 

۲-۲- سیر تحول علمی و تاریخچه نگرش نسبت به تمایلات و رفتارهای جنسی انسان

 

در طول تاریخ، انسان، حداقل، به منظور بقاء نسل، ملزم و نیازمند به نزدیکی و آمیزش جنسی بوده است. در اعصار گذشته، بشر به جای آن که اطلاعات ‌در مورد احساسات، تمایلات و رفتارهای جنسی خود را از علم و دانش به دست آورد، تنها از تخیل، خرافه، ادبیات و نصایح مذهبی تحریف شده الهی و غیر الهی بهره می­گرفت (اوحدی، ۱۳۸۴).

 

نوشته­ های تاریخی نشان می­دهد که در آن دوره بسیاری از ارتباطات جنسی فاقد عشق، احترام، آرامش و امنیت بودند زیرا در واقع ازدواج، ارتباط واقعه­ای غیر رمانتیک بود که با هدف مبادله اموال و سهیم شدن در املاک و زمین یکدیگر و اتصال دو گروه یا قبیله صورت می­گرفت و جذابیت و میل جنسی صرف به عنوان یک انگیزه برای ازدواج در بین مردم باستان از اهمیت کمی برخوردار بود (عشقی، ۱۳۸۵).

 

در قرن پانزدهم میلادی، مسیحیان عقیده داشتند که احتلام (انزال در خواب)، خوابی شیطانی و ناشی از آمیزش با ارواح است. نگرش یهودیان به رفتار و تمایلات جنسی انسان، از باب تولید مثل، بقاء نسل و تقسیم ارث بوده است. دین یهود، توصیه اکید به ازدواج پسران در سن ۱۳ تا ۱۸ سالگی و دختران درسن ۱۲ سالگی نموده است و برای زنان- خارج از شمول و محدوده ازدواج- هیچ گونه دارایی و پشتوانه مالی قائل نگشته است و اصولاً اعمال جنسی زنان را گناه آلود و ناپاک معرفی کرده، در همان حال با دیدگاه های متناقض و نگرشی متضاد، زنان را به سبب امکان پذیر نمودن مشروع و پسندیده تمایلات جنسی، قابل لطف و ترحم فرض نموده است (کجباف، ۱۳۷۸).

 

در آیین مسیحیت نیز نسبت به زن، نگرشی متناقض و دیدگاهی متعارض وجود دارد . در عین حال که زنان را به رهبانیت و تارک دنیا گشتن، دعوت و تشویق نموده، آن ها را دلفریب و جذاب دانسته که با مردان، روابط جنسی (نا مشروع) پیدا ‌می‌کنند، در همان حال به مردان سفارش ‌می‌کنند که شهوت جنسی خود را سرکوب نمایند و به کلیسا روی آورند. بدیهی است، ترغیب به پرهیز و دوری از این نیاز فطری و غریزه عینی- حتی در چهارچوب امر مقدس و الهی چون ازدواج- خود، سبب پدید آمدن و تشدید تعارضات و عقده­های روحی روانی شده، با به وجود آوردن اختلالات و انحرافات بسیار جنسی- روانی، انسان را از ارتقاء به درجات بالای سلامت روانی باز می­دارد (اوحدی، ۱۳۸۴).

با ظهور اسلام، دیدگاه مبتنی بر وحی آسمانی، نسبت به تمایلات جنسی انسان به طور کلی دگرگون شد. در نظام خانواده و چهارچوب ازدواج، ارضاء غریزه فطری و الهی جنسی، نه تنها مجاز، بلکه مستحب و گاه، واجب شمرده شده و به زن و مرد هر دو، اجازه و امکان تمتع و تفرح از این غریزه فطری و الهی و ارضاء این نیاز عینی و واقعی- به دو شکل ازدواج دائم و موقت- داده شده است، که به بهترین نحو، انسان را از تعارضات اساسی و عقده­های پایدار زمینه ساز بیماری‌ها و اختلالات روانی، ایمن و مصون نگاه داشته، سلامت فرد و جامعه را تضمین می­ نماید (اسلامی نسب، ۱۳۷۶).

 

به طور کلی رفتار جنسی از دیدگاه علوم مختلف نظیر پزشکی، زیست شناسی، روان شناسی، مردم شناسی و جامعه شناسی مورد بررسی قرار گرفته است. روان شناسان و روان پزشکان فعالیت خود را در جهت مطالعه علمی مسائل جنسی از اواخر ۱۸۸۰ شروع کردند. در همان زمان مطالعه علمی رفتار جنسی نیز آغاز شد. اولین اثری که در این زمینه به چاپ رسید، کتاب «آسیب­های روانی جنسی» تألیف ریچادر فن کرافت- ابینگ[۴۰] (۱۹۶۵- ۱۸۸۶) بود. پس از او ‌می‌توان به هاولاک الیس[۴۱] و زیگموند فروید[۴۲] اشاره کرد که نتایج بررسی­ های خود را ‌در مورد رفتار جنسی در اوایل سده بیستم منتشر کردند (اوحدی، ۱۳۸۴).

الیس یک پزشک انگلیسی، روان شناس و نویسنده بود که نتایج بررسی­ های خود را در کتاب «روان شناسی رفتار جنسی» در ۷ جلد میان سال­های ۱۸۹۷ و ۱۹۲۸ منتشر کرد. پس از او، فروید[۴۳]در سال ۱۹۰۵ کتاب خود را تحت عنوان «سه رساله درباره تمایل جنسی[۴۴]» انتشار داد.

 

او در این کتاب به مطالعه رشد روانی- جنسی انسان از کودکی تا بلوغ پرداخت و همچنین انحراف­ها و اختلال­های جنسی را مورد بررسی قرار داد. با رشد و پیشرفت علوم رفتاری، سرانجام اسکوفیلد[۴۵] در سال ۱۹۶۵، فهرست ۳۳ تحقیق انجام شده را در خلال ۵۰ سال گذشته منتشر کرد (کجباف، ۱۳۷۸).

 

کینزی[۴۶] رفتاری جنسی را به عنوان رفتاری که به اوج لذت جنسی منجر می­ شود می­داند، لیکن چنین تعریفی نیز کامل و خالی از نقص نمی­­باشد. هاید[۴۷] در کتاب «ادارک تمایلات جنسی بشر» رفتار جنسی را چنین تعریف می­ نماید: «رفتاری که برانگیختگی جنسی ایجاد نموده و احتمال رسیدن به اوج لذت جنسی را افزایش می­دهد» (ذوالفقاری، ۱۳۸۵).

 

در عصر ویکتوریای انگلستان، زنی به نام موشر[۴۸] بررسی خود را درباره میل جنسی زنان آغاز کرد. بعد از موشر، مگنوس هیرس فیلد[۴۹] به مطالعه علمی رفتار جنسی بشر پرداخت. هیرس فیلد آلمانی است که نتایج بسیاری از تحقیقات وی توسط نازیها از بین رفت. وی اولین مؤسسه‌ بررسی رفتار جنسی را بنیاد نهاد و آن را در سطح وسیعی گسترش داد. او همچنین اولین مجله بررسی رفتارهای جنسی را منتشر نمود و در جهت مشاوره خانوادگی و راهنمایی درمشکلات جنسی، به یاری بیماران پرداخت (اوحدی، ۱۳۸۴).

 

۲- ۳- نظریه­ های رفتار جنسی

 

۲-۳-۱- دیدگاه فروید

 

فروید میل جنسی را به طور طبیعی در انسان همانند احساس گرسنگی و میل به غذا می­دانست. او میل جنسی را چنین تعریف کرد: «میل جنسی مفهومی از یک تحریک بدنی و روانی است. منبع آن محرکی است که در یکی از اعضای بدن وجود دارد و هدف آن ارضا و به ثمر رساندن تحریک بدنی و روانی است». فروید در آغاز معتقد بود که میل جنسی تنها سائقه­ای است که منشاء همه رفتارهای دیگر انسان است ولی پس از چندی در سال ۱۹۲۰ به تئوری غریزه دوگانه جنسی و تهاجم معتقد است و در بررسی­ های نهایی خود، دو گروه بزرگ غریزی یعنی غریزه زندگی و مرگ را مشخص کرد (دژکام، ۱۳۸۱).

 

به اعتقاد فروید، انگیزش اساسی رفتار انسان، ماهیتی جنسی دارد. به عبارت دیگر انسان موجودی لذت طلب است. از سوی دیگر جوامع مانعی بر سر راه میل لذت طلبی انسان هستند. به همین دلیل، فروید روش‌هایی را مورد بحث قرار می­دهد که انسان بتواند میان غریزه جنسی و محدودیت­های اجتماعی خودش، سازش ایجاد کند (شفیع آبادی و ناصری، ۱۳۸۵).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[پنجشنبه 1401-09-17] [ 11:55:00 ب.ظ ]




 

با وجود این می بینیم که ماده ۸۶۸ ق.م مالکیت ورثه نسبت به ترکه متوفی را مستقر نمی داند مگر پس از اداء حقوق و دیونی که به ترکه تعلق گرفته است و ماده ۸۶۹ ق.م هم این حقوق و دیون را ذکر ‌کرده‌است در باره ماده ۸۶۸ ق.م و غیر مستقر بودن مالکیت ورثه نسبت به ترکه علی‌رغم تأکید ماده ۸۶۷ بر وقوع توارث و انتقال دارایی به ورثه با مرگ فرد نظرات مختلفی ارائه شده است که در این زمان مختصر، فرصت پرداختی به آن نیست و علاقه مندان را به تالیفات و نظراتی که در اینباره ارائه شده است ارجاع می‌دهیم.[۹۸]

 

بحثی که در قضیه توارث مطرح شده و بیشترین ارتباط را با موضوع این تحقیق دارد اداره ترکه به عنوان یک مال مشاع است. بر همین اساس ابتدائاً باید اجزای ترکه را بشناسیم و سپس چگونگی تصفیه و خارج کردن دیون و تعهدات را مورد بحث قرار دهیم.

 

گفتار اول: ترکیب ترکه

 

ترکه در تالیفات حقوقی در دو معنای عام وخاص به کار می رود منظور از معنای عام ترکه همان چیزی است که قبل از مرگ فرد به آن دارایی گفته می شود که از دو قسمت تشکیل شده است قسمت مثبت و قسمت منفی منظور از قسمت مثبت همان اموال فرد است و منظور از قسمت منفی دیون و مطالبات او به دیگر اشخاص است.

 

معنای خاص ترکه اشاره به قسمت مثبت دارایی فرد بعد از مرگ او دارد بر همین اساس وقتی گفته می شود ترکه متوفی وثیقه دیون اوست اشاره به همین معنا دارد و در واقع در جریان تصفیه بخش منفی دارایی متوفی قبل از مرگش، از بخش مثبت آن کسر می شود و اگر چیزی بماند به وراث می‌رسد.

 

وقتی سخن از ترکیب ترکه گفته می شود معنای عام آن مد نظر است ‌به این معنا که اجزای مختلفی که این ترکه را تشکیل می‌دهند شناخته و اقدام به ارزیابی آن بشود تا معلوم شود چه چیزهای مثبتی در ترکه و چه چیزهای منفی در آن وجود دارد بر همین اساس در بحث ترکیب ترکه ما با تحریر ترکه یا ارزیابی آن نیز مواجه هستیم که در ادامه به تفصیل از آن صحبت خواهیم کرد لیکن باید در ابتدا آنچه که غالباً و در اکثر موارد اجزاء یک ترکه را تشکیل می‌دهد و مواردی را که درباره آن تردید وجود دارد مورد کاوش و بررسی قرار دهیم.

 

بند اول: اجزای ترکه

 

اموال و حقوق مالی

 

مهمترین و اصلی ترین بخش هر ترکه اموال و حقوق مالی به جا مانده از متوفی است مثلاً خانه ای که از فرد بجا مانده یا اتومبیلی که فرد دارد و امثالهم. همچنین ممکن است فرد در زمان حیاتش از حقوق مالی برخوردار باشد که این حقوق نیز قاعدتاً پس از فوت شخص به وراثش منتقل می شود برای مثال حق شفعه ای که برای فرد به وجود آمده و بعد از مرگش وراثش می‌توانند به اعمال آن بپردازند البته طبق ضوابط و مقررات خاص و ویژه ای که بحث حق شفعه دارد و یا برای مثال حق خیاری که فرد قبل از فوتش کسب کرده که در این صورت وراث همگی با هم می‌توانند اقدام به اعمال آن کنند(ماده ۴۴۶ق.م)

 

همچنین ممکن است انواع خاصی از حقوق مالی را دارا باشد برای مثال سهام شرکت تجاری که این موارد نیز با فوت شخص به وراثش منتقل می شود.[۹۹]

 

دیون، مطالبات و تعهدات فرد

 

همان گونه که می‌دانیم در حقوق ایران و به طور کلی فقه امامیه طلب و دین قابل انتقال است یعنی درست بر عکس حقوق رم که طلب و دین را قابل تفکیک از شخصیت فرد نمی دانستند.

 

انتقال طلب به دو روش ارادی و قهری انجام می شود در روش ارادی شخص طلب خود را به مثال یک عین معین به دیگری می فروشد. روش قالب برای انتقال طلب استفاده از عقد حواله است در نقطه مقابل انتقال قهری قرار دارد که با فوت شخص طلب وی از دیگری به وراثش منتقل و آن ها به قائم مقامی او می‌توانند طلب فرد را وصول کنند.

 

درباره دیون نیز همانند، طلب بعد از مرگ باید چاره ای اندیشید و از همین رو است که باید دین فرد بعد از مرگ او از قسمت مثبت ترکه یعنی از اموال وی پرداخت شود، منتها باید توجه داشت که دیون فرد بعد از مرگش به وراث بمعنای دقیق کلمه همانطوریکه در طلب وجود دارد منتقل نمی شود بلکه به ترکه تعلق می‌گیرد و وراث در حدود ترکه موظف به پرداخت آن هستند.

 

بموجب ماده ۲۳۱ قانون امور حسبی نیز دیون موجل متوفی بعد از فوت حال می شود. فلسفه این امر آن است که با فوت شخص باید تکلیف ترکه مشخص و ترکه تصفیه و خالص شود و مانند یک مال مشاع عادی در اختیار وراث قرار گیرد.

 

مال مورد وصیت:

 

یکی دیگر از مواردی که در بحث ترکیب ترکه وجود دارد و به آن پرداخته می شود مال مورد وصیت متوفی است همان گونه که می‌دانیم هر فردی در طول حیاتش می‌تواند برای بعد از مرگش وصیت کند، وصیت به طور کلی به دو نوع عهدی و تملیکی تقسیم می شود وصیت عهدی یعنی آنکه شخص فرد یا افرادی را مامور انجام کاری برای بعد از مرگ خود کند وصیت تملیکی نیز یعنی مالی از اموالش را برای بعد از مرگش به دیگری تملیک کند (ماده ۸۲۶ ق.م) آنچه که در باب ترکیب ترکه بیشتر مطرح شده و با بحث ما نیز هماهنگ تر است وصیت تملیکی است. وصیت تملیکی ‌به‌صورت‌های مختلف می‌تواند صورت بگیرد یعنی شخص متوفی می‌تواند مالی از اموالش را خواه عین خواه منفعت برای دیگری وصیت کند یا یکی از اموالش را به صورت کلی و نامعین مورد وصیت قرار دهد(ماده ۸۴۷ ق.م).

 

همچنین موصی به می‌تواند جزء مشاع از ترکه باشد (ماده ۸۴۸ ق.م) ماده ۸۴۳ ق.م حداکثر میزان وصیت را یک سوم اعلام کرده و بیش تر از آن را غیر نافذ و منوط به تنفیذ وراث می‌داند. به همین سبب در جریان تحریر ترکه و تصفیه آن باید تکلیف وصیت فرد نیز روشن شود.

 

مواردی که ذکر شد اصولاً موارد واجزای عادی و روتین ترکه می‌باشد که تکلیف آن ها نیز روشن است ولیکن مواردی وجود دارد که در آن شک و شبهه وجود دارد که ما در اینجا نمونه هایی از آن را ذکر می‌کنیم:

 

دیه قتل مورث

 

یکی از شبهاتی که وجود دارد آن است که آیا دیه قتل مورث نیز از اجزای ترکه محسوب می شود و از همین رو طلبکاران مورث بر آن حق دارند و می‌توانند از محل دیه مورث نیز برای وصول مطالبات اقدام کنند یا آنکه مستقیماً وارد دارایی وراث می شود و از همین رو طلبکاران بر آن حقی ندارند؟ نظر مشهور آن است که جزء ترکه تلقی می شود و دیون و مورد وصیت از آن قابل پرداخت است چرا که دیه، نوعی مجازات تلقی شده و وراث به سبب وقوع جرم مالک آن می‌شوند(مواد ۱۴ و تبصره ماده ۴۵۲ ق.م.ا) همچنین سبب ایجاد حق در زمان حیات مقتول فراهم آمده است.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 08:54:00 ب.ظ ]




 

نظر به اهمیت و نقش پژوهش در توسعه اقتصادی هر کشور، ارزیابی و سنجش اثربخشی طرح های پژوهشی و تعیین میزان موفقیت آن ها در رسیدن به اهداف از پیش تعیین شده، ابزاری ارزشمند جهت توسعه و شکوفایی به شمار می‌آید که نتایج آن می‌تواند اطلاعات مناسبی را جهت بهبود عملکرد طرحها و واحدهای پژوهشی فراهم سازد (میرزایی, ۱۳۸۸).

 

مسئله ارزیابی پروژه­ های تحقیقاتی به یکی از پر چالش­ترین مسائل تصمیم ­گیری تبدیل شده­است. پروژه­ ها باید قابل ارزیابی و اولویت­ بندی بوده تا بتوان منابع را به نحو موثرتری به آن­ها تخصیص داد. تا کنون سیستم­های ‌ارزیابی عملکرد متفاوتی توسعه داده شده است و مسئله قابل تأمل این است که این سیستم از جامعیت لازم برخودار بوده و بتواند به گونه ­ای ­مؤثر به به ارزیابی پروژه­ ها بپردازد.

 

لذا با توجه به هدف این پژوهش و رویکرد پیشنهادی برای سنجش اثربخشی پروژه­ های تحقیقاتی، در این فصل به مرور تاریخچه و تعاریفی از ارزیابی عملکرد پروژه ها و اثربخشی و مدل­های مختلف مورد استفاده برای سنجش آن ‌و تئوری فازی پرداخته می­ شود.

 

۲-۲- تحقیق و توسعه

 

بر طبق تعریف منووال[۲] در سازمان همکاری و توسعه اقتصادی[۳] در سال‌های ۱۹۹۴ و ۲۰۰۲، نوآوری علمی و تکنولوژیکی، تبدیل ایده به محصول جدید یا محصول بهبود یافته، صنعت یا فرایند تجاری جدید یا بهبود یافته و یا شیوه جدیدی که به کار جامعه بیاید، می‌باشد و تحقیق و توسعه[۴] بر اساس گفته او در سازمان همکاری و توسعه اقتصادی در سال‌های ۱۹۹۴ و ۲۰۰۲ و همچنین مطالعات زمینه یابی نوآوری تکنولوژیک شرکت های اسپانیایی در سال ۱۹۹۹، ‌به این صورت تعریف می شود: کارخلاقانه سیستماتیک برای افزایش ذخیره دانش، شامل دانش افراد، فرهنگ و جامعه و استفاده از این ذخیره دانش برای کاربرد در اختراعات جدید می‌باشد.

 

بر اساس تعریف فریمن ‹‹تحقیق و توسعه عبارت از کار خلاقی است که به طور منظم برای افزایش ذخیره علمی و دانش فنی و نیز استفاده از این دانش در اختراع و طرح کاربردهای جدید، انجام می شود.›› (علی احمدی، ۱۳۷۷)

 

بر طبق تعریف دین ولگدهار‹‹فرایند تحقیق و توسعه عبارت از شناسایی نیاز یا استعداد، پیدایش اندیشه ها، آفرینش، طراحی، تولید و معرفی و انتشار یک محصول یا نظام تکنولوژیک تازه است.›› (علی احمدی، ۱۳۷۷)

 

همچنین نواز شریف تحقیق و توسعه را بزرگترین بزرگترین منبع نوآوری است و توانایی حرکت همگام با دیگران و پیش افتادن از آن ها، چه ‌در مورد کشورها و چه ‌در مورد افراد، بستگی به مهارت‌های نوآوری ایشان دارد. (نواز شریف، ۱۹۸۳)

 

یونسکودر سال ۱۹۸۰ تحقیق و توسعه را چنین تعریف ‌کرده‌است: ‹‹هر گونه فعالیت منسجم و خلاق در جهت افزایش سطح دانش و معرفت علمی اعم از دانش مربوط به انسان، فرهنگ، جامعه و استفاده از این دانش برای کاربردهای جدید.›› (علی احمدی، ۱۳۷۷)

 

بر اساس تعریف رایپوت‹‹ تحقیق و توسعه، کلیه فعالیت های توسعه ای دانش علمی را در بر می‌گیرد، چه هدف علمی خاصی در ذهن داشته باشد یا نداشته باشد. چه از نتایج تحقیقات نظری و کاربردی برای ارائه فرآورده ها و فرآیندهای جدید، استفاده بکند یا نکند.›› (علی احمدی، ۱۳۷۷)

 

‹‹ تحقیق و توسعه، اصطلاح عامی است که فعالیت های بسیار گسترده ای را از تکوین تکنولوژی جدید، ابداع، اختراع، بهبود کمی و کیفی محصولات و خدمات تا کاربردهای صنعتی، اقتصادی، اجتماعی آن ها به منظور تأمین نیازهای روزافزون جوامع بشری را در بر می‌گیرد و دارای ابعاد بسیار وسیع انسانی، فنی، ابزاری (مادی)، اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و … می‌باشد. که هر یک به نوبه خود ابعاد دقیق تر و گسترده ای را در برگرفته و مستلزم آگاهی های اجتماعی، علمی، فنی، تحقیقی، برنامه ریزی دقیق و مدیریت کارآ برای حصول نتیجه مطلوب می‌باشد.›› (ساپ چوی، ۱۳۶۷)

در بعضی از متون نظیر فریمن در سال ۱۹۷۴، اصطلاح ‹‹تحقیق و توسعه تجربی ›› بجای ‹‹ تحقیق و توسعه›› به کار رفته تا واژه ‹‹ توسعه ›› که یکی از بخش های فعالیت تحقیق و توسعه است با همین واژه که در اقتصاد به کار می رود، تداخل معنی پیدا نکند. (علی احمدی، ۱۳۷۷)

 

تحقیق و توسعه یکی از فعالیت هایی است که در مراحل مختلف فرایند نوآوری ممکن است درگیر آن شویم. تحقیق و توسعه فقط منبعی برای ایده های جدید نیست بلکه می‌تواند برای حل مسائل شناسایی شده هم به کار رود (والدراما[۵] و دیگران، ۲۰۰۸). به بیان دیگر فعالیت تحقیق و توسعه ، یک فرایند سازمان یافته شامل ایجاد، تولید، انتشار و به کارگیری دانش می‌باشد (ونگ[۶] و هانگ[۷]، ۲۰۰۷؛ ونگ، ۲۰۰۷؛ لو[۸] و هانگ، ۲۰۱۰). از آنجا که سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه یکی از مهمترین عناصر پیشرفت علمی و تکنولوژیکی است، هر کشوری که از منابعش به صورت ناکارا استفاده کند، جریمه اش پیشرفت کندتر می‌باشد. به گونه ای که سرمایه گذاری بیشتر در چنین شرایطی، کمک کمتری در ایجاد پیشرفت خواهد کرد (ونگ و هانگ، ۲۰۰۷؛ ونگ، ۲۰۰۷). در کمیسیون صنایع سال ۱۹۹۴، تحقیق و توسعه را یک منبع اصلی نوآوری و یک محرک مهم در رشد اقتصادی کشور دانسته اند (هیرونز[۹] و دیگران، ۱۹۹۸). در سال های اخیر در کشورهای زیادی، حجم وسیعی از منابع صرف فعالیت های تحقیق و توسعه شده است. برای مثال در سال ۲۰۰۳، هزینه ناخالص داخلی تحقیق و توسعه به تولید ناخالص داخلی[۱۰] در آمریکا، ژاپن و ۲۵ کشور اروپایی به ترتیب ۲٫۶۷%، ۳٫۱۲% و ۱٫۸۶% بوده است (ونگ، ۲۰۰۷).

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 03:04:00 ب.ظ ]




 

‌بنابرین‏ ضرورت دارد مکانیزم نظارت و راهنمایی، و کنترل استانداردهای خاص وجود داشته باشد تا فعالیت‌ها را در جهت هدفها و برنامه ها هدایت نماید و به موقع از وقوع انحرافاتی که ممکن است در حال تکوین باشد، جلوگیری به عمل آورد؛ در محیط های آموزشی هر فعالیتی که هدف اولیه اش پیشرفت و بهبود شرایط تدریس و یادگیری باشد، ماهیتاً جنبه نظارت و راهنمایی دارد (شکوه، ۱۳۸۶). در این راستا و با توجه به نقش مؤثر معلم راهنما پژوهش در زمینه نقش مؤثر این گروه آموزشی بر کارایی آموزشی معلمان ضرورت یافت.

 

۱-۳- اهداف پژوهش

 

۱-۳-۱- هدف کلی

 

هدف کلی پژوهش حاضر بررسی تاثیر نقش معلمین راهنما بر افزایش کارایی آموزشی معلمان مقطع ابتدایی شهرستان لامرد ‌می‌باشد.

 

۱-۳-۲- اهداف فرعی

 

۱- بررسی تاثیر تقش معلمان راهنما در بهبود شیوه­ تدریس معلمان.

 

۲- بررسی تاثیر تقش معلمان راهنما در مرتفع شدن مشکلات خاص به وجود آمده برای معلمان.

 

۳- بررسی تاثیر نقش معلمان راهنما در بهبود روابط انسانی حاکم بر فضای آموزشی.

 

۴- بررسی نقش معلمـان راهنما در بهبود شیوه­ ارزشـیابی دانش ­آموزان مؤثر ‌می‌باشد؟

 

۱-۴ سؤالهای پژوهش

 

۱-۴-۱- سؤال اصلی پژوهش

 

آیا نقش معلمین راهنما بر افزایش کارایی آموزشی معلمان مقطع ابتدایی مؤثر است؟

 

۱-۴-۲- سؤالهای فرعی

 

۱- آیا نقش معلمان راهنما بر بهبود شیوه­ تدریس معلمان مؤثر ‌می‌باشد؟

 

۲- آیا نقش معلمان راهنما بر مرتفع شدن مشکلات خاص به وجود آمده برای معلمان مؤثر ‌می‌باشد؟

 

۳- آیا نقش معلمان راهنما بر بهبود روابط انسانی حاکم بر فضای آموزشی مؤثر ‌می‌باشد؟

 

۴- آیا نقش معلمـان راهنما بر بهبود شیوه­ ارزشـیابی دانش ­آموزان مؤثر ‌می‌باشد؟

 

۱-۵- تعاریف مفهومی و عملیاتی متغیرها

 

۱-۵-۱- تعاریف مفهومی

 

معلم راهنما:

 

از نظر سازمانی معلمان برجسته و باتجربه­ای هستند که به همکاران خود کمک می‌کنند و آنان را از هنجارها و بایدهای کار و تدریس و یادگیری مطلع می­سازند و هیچ گاه نمی ­توانند نظرها و عقاید خود را به آن ها تحمیل کنند (نیکنامی، ۱۳۸۲، ص ۱۵۸). یک رهبری آموزشی است که باید می‌تواند امور آموزشی را در جهت یادگیری ترتیب داده و هماهنگ سازد (بهرنگی، ۱۳۷۲، ص ۱۷).

 

نظارت و راهنمایی:

 

کوشش­های مسئولان منتخب مدرسه برای راهنمایی و هدایت معلمان و دیگر کارکنان آموزشی در اصلاح وضع آموزش و روش های تدریس که مستلزم تحریک رشد و پیشرفت حرفه ای معلمان، انتخاب هدف های آموزشی، تجدید نظر در آن ها مواد آموزشی، روش های تدریس و ارزشیابی آن ها‌ است (نیکنامی، ۱۳۸۳، ص ۷).

 

نظارت و راهنمایی، یک فرایند آموزشی است که در آن فردی که دارای علم و مهارت بیشتری می‌باشد، مسئولیت تربیت و آموزش فرد دیگری را به عهده دارد که کمتر دارای این عناصر می‌باشد (رابینسون[۱۷]، ۱۹۶۳؛ به نقل از بهرنگی، ۱۳۸۶)

 

کارایی:

 

کارایی: به انجام درست کارها اطلاق می­ شود. (علاقه­بند، ۱۳۸۶). دراکر[۱۸] (۱۹۸۷) کارایی را اینگونه تعریف می‌کند: درست انجام دادن کارها و وظایف آن (نقل از حسن پور،۱۳۸۵).

 

همچنین کارایی‌ به ‌معنای‌ کمترین‌ زمان‌ یا انرژی‌ مصرفی‌ برای‌ بیشترین‌ کاری‌ که‌ انجام‌ شده‌ است (اپستین و هاندرت[۱۹]، ۲۰۰۲).

 

کارایی آموزشی:

 

به مجموعه فعالیت های کیفی و کمی که معلمان، دبیران و اساتید در راستای اهداف آموزشی به منظور بهبود عملکرد نظام آموزشی می بایست انجام دهند تا اثربخشی و در نهایت سودبخشی آن عاید کلیه اجزا سازمانی و محیط بیرونی شود. این فعالیت ها می‌تواند شامل بهبود روند تدریس، بهبود روابط انسانی، بهبود روند ارزشیابی و هر آنچه در روند آموزشی حضور دارد شود (کارول و گیلبرت[۲۰]، ۲۰۰۸).

 

کارایی آموزشی معلمان سطح وسیعی از فعالیت‌های آموزشی یک معلم را در بر می‌گیرد و برای سنجش کارایی معلمان باید به همه آن ها توجه کرد و سپس ‌در مورد موفقیت یا عدم موفقیت کارایی معلم قضاوت نمود (خدیوی، ۱۳۸۹).

 

روش تدریس:

 

روش تدریس مجموعه تدابیر و فعالیت­های منظمی است که معلمی، نه برای ارائه تدریس بهتر، بلکه برای یادگیری بهتر و رسیدن به هدف، با توجه به امکانات اتخاذ می­ کند (احمدیه،۱۳۸۵)، همچنین به کلیه فرآیندهایی که در کلاس درس به منظور بهبود یادگیری دانش ­آموزان صورت گیرد (پرینس و فلدر[۲۱]، ۲۰۰۶) و یا به مجموعه فعالیت­هایی معلمان در کلاس به روش­هایی متفاوتی که به منظور گسترش و توسعه مفهومی ذهن فراگیران در دروسشان صورت ‌می‌گیرد روش تدریس می­گویند (اوزسویک[۲۲]،۲۰۱۰). ‌بنابرین‏، به اعمال و فعالیت­هایی که معلم به منظور تغیییر در شیوه ­های یادگیری دانش آموزان ایجاد می‌کند نیز روش تدریس می­گویند (براوون[۲۳]، ۲۰۰۱). در این راستا معلمان می­کوشند تا در امر تدریس از شیوه ­های گوناگونی استفاده کنند برای اینکه در فرایند آموزش به مطلوبیت لازم دست یابند. در جمع ­بندی کلی پژوهشگر معتقد است که روش تدریس در کل، تغییر در شیوه ­های یادگیری دانش آموزان است تا به آنان بیاموزد که چگونه بیاموزند.

 

مشکلات خاص معلمان:

 

به تعبیری مشکلات خاص معلمان می ­تواند اینگونه تعریف شود: به مسائلی نظیر وجود کلاس­های چندپایه و مدیریت در آن، کمبود وقت، فقدان تجهیزات آموزشی، کمبود اطلاعات و تجارب معلمان، ضعف بنیه علمی دانش ­آموزان، وجود منطق دوزبانه و سازمان دهی فیزیکی کلاس درس مشکلات خاص معلمان قلمداد می شود (دیویس، گایتون و آنیون[۲۴]، ۲۰۰۸)

 

روابط انسانی:

 

برگر[۲۵] (۱۹۳۴) می­گوید: در حال حاضر، روابط انسانی، توسعه دادن مهارت عملی تا شخص بیاموزد چگونه خویش را با محیط اجتماعی خود سازگار کند. مهارت انسانی یعنی قابلیت برقراری ارتباط با عقاید و احساسات دیگران، تا با دریافت پاسخ مطلوب و ایجاد ارتباط از سوی دیگران، خوی اجتماعی بودن در او پرورش یابد (روتلیز برگر به نقل از لین[۲۶]، ۲۰۰۶).

 

بوی­کین[۲۷] می­گوید: روابط انسانی عبارت است از شیوه رفتار کردن و احترام گذاردن به موقعیت های اجتماعی، افراد یا گروه­هایی که سبب خلق آن موقعیت­ها ‌شده‌اند. در روابط انسانی سازمان یافته، اختلاف نژادی، اخلاقی، طبقات اجتماعی یا اقتصادی، فرهنگی و آموزشی مطرح نیست، بلکه احترام گذاشتن بر شخصیت فرد و محترم شمردن ارزش­های انسانی افراد مهم است (مارشال[۲۸]، ۲۰۰۷).

 

ارزشیابی

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 12:52:00 ب.ظ ]




 

مذهب امامیه بر این نظراند عنن زمانی مجوز فسخ نکاح است که مرد به واسطه عیب عنن از نزدیکی با نوع مونث ناتوان باشد. ولی در مذهب حنفیه عدم توانایی بر نزدیکی با زوجه مجوز فسخ نکاح است.[۱۰۲]

 

ماده ۱۱۲۲ قانون مدنی ‌به این موضوع اشاره دارد وآن را از عیوب مجوز فسخ نکاح می‌داند.

 

اـ ۲: نیاز به صیغه طلاق

 

بر طبق مذهب امامیه فسخ نکاح به واسطه عنن نیاز به صیغه طلاق ندارد. ولی بر اساس نظرات فقهای حنفیه بدون صیغه طلاق فسخ نکاح منعقد نمی‌شود.[۱۰۳]

 

ا ـ۳: مهریه در زمان طلاق به دلیل عنن

 

در جدایی که به واسطه عنن واقع می‌شود، مذهب امامیه معتقد است که زن مستحق نصف مهرالمسمی و در صورت عدم تعیین، نصف مهرالمثل است. ولی فقهای مذهب حنفی قائل ‌به این مطلب‌اند که زن مستحق همه مهر است.[۱۰۴]

 

البته واضح است که اگر قبل از وقوع عنن، نزدیکی صورت گرفته باشد، به اتفاق فقها، زن مستحق تمام مهر است. در این فرض اکثریت فقها قائل به عدم ظهور حق فسخ برای زوجه هستند.

 

مبحث دهم: خیار شرط در نکاح

 

شرط را می‌توان به معنی التزام و تعهدی تبعی دانست که ضمن عقد معین و در کنار تعهد اصلی ایجاد می‌شود و ان چنان با عقد مرتبط است که اگر عقد به جهتی از جهات منحل گردد، شرط نیز تبعا منتفی می شود.

 

در خصوص شروطی که ضمن عقد نکاح شرط می‌شود، حنفیه بر این نظراند که اگر این شروط از شروط سلبی و مربوط به صفاتی مانند جمال و بکارت و … باشد، و اخلال در این صفات پدید آید، عقد صحیح و شرط باطل است. ولی اگر شرط متعلق به مسائل کفائت باشد ـ مانند حرفه و نسب و مال ـ با تخلف در شرط، عقد باطل است.[۱۰۵]

 

ولی در فقه امامی اخلال به شرط سائغ (شرطی که خلاف مقتضای عقد نباشد)، حق فسخ برای شخص به وجود می‌آورد.[۱۰۶]

 

ماده ۱۱۱۹ قانون مدنی می‌گوید:

 

«طرفین عقد ازدواج می‌توانند هر شرطی که مخالف با مقتضای عقد مذبور نباشد در ضمن عقد ازدواج یا عقد لازم دیگر بنمایند، مثل اینکه شرط شود هر گاه شوهر زن دیگر بگیرد یا در مدت معینی غایب شود یا ترک انفاق نماید یا بر علیه حیات زن سوء قصد کند یا سوء رفتاری نماید که زندگانی آن ها با یکدیگر غیر قابل تحمل شود، زن وکیل و وکیل در توکیل باشد که پس از اثبات تحقق شرط ئر محکمه و صدور حکم نهائی خود را مطلقه سازد». ا

 

اگر چه در ماده ۱۱۱۹ فقط شرط فعل بیان شده است، ولی انتخاب شرط فعل من باب شیوع این نوع از شروط و لذا مفید حصر نیست و شرط صفت و شرط نتیجه نیز همین وصف را دارد، چنان که در ماده ۱۱۲۸ صریحا حکم شرط صفت بیان و مقرر می‌دارد: «هر گاه در یکی از طرفین صفت خاصی شرط شده و بعد از عقد معلوم شود که طرف مذکور فاقد وصف مقصود بوده برای بیان طرف مقابل حق فسخ خواهد بود خواه وصف مذکور در عقد تصریح شده یا عقد متبانیا بر آن واقع شده باشد».

 

مبحث یازدهم: مهر

 

در این بخش به بررسی موارد اختلافی مبحث مهر در عقد نکاح بین دو مذهب امامی و حقوق آن و مذهب حنفی پرداخته می‌شود.

 

گفتار اول: میزان مهر

 

در خصوص حداکثر مقدار مهریه بین مذاهب اختلافی نیست. در این باره حد خاصی قائل نیستند و به هر میزانی که باشد نکاح صحیح است.ولی در خصوص حداقل میزان مهر بین دو مذهب اختلاف است.

 

فقهای حنفی حداقل میزان مهر را ۱۰ درهم می‌دانند. کمتر از این میزان موجب بروز غرر و عدم صحت چنین نکاحی است.[۱۰۷]

 

ولی فقهای امامیه برای میزان حداقل در نکاح، حد خاصی قائل نیستند. یعنی نکاح به هر میزان از مال که واقع شود، صحیح است.[۱۰۸]

 

البته میزان مهرالمسمی باید به نحوی باشد که عنوان مال بر آن صدق کند. مادّه ۱۰۷۸ قانون مدنى می‌گوید: «هر چیزى را که مالیّت داشته و قابل تملّک نیز باشد مى‌توان مهر قرار داد».

 

محتواى مادّۀ فوق ‌به این تفسیر است که، مهرى که در حین انعقاد عقد با توافق طرفین معیّن مى‌گردد (مهر المسمّى) از جهت حد اکثر سقف محدودى ندارد، و زوجین مى‌توانند بهر اندازه که مایل باشند توافق نمایند، و پس از توافق و انعقاد عقد زوج ملزم به پرداخت خواهد بود، ولى از جهت حد اقلّ تا آنجا که چیزى صدق مال بر آن بشود و قابل تملّک باشد، مى‌تواند ‌مهریه قرار گیرد. ‌بنابرین‏ یک حبّه گندم و یا یک قطرۀ آب که داراى ارزش مالى نیست نمى‌تواند به ‌عنوان مهر تعیین گردد، زیرا مال بر آن صدق نمى‌کند.

 

گفتار دوم: ازدواج بدون مهر

 

اگر زوجه بدون ذکر مهر به عقد نکاح زوج درآید و قبل از اینکه نزدیکی صورت بگیرد، زوج فوت نماید، زوجه مستحق مهر است یا خیر؟

 

امامیه معتقد است که در این فرض چیزی به زوجه تعلق نمی‌گیرد.[۱۰۹]

 

ماده۱۰۸۷ می‌گوید: «اگر در نکاح دائم مهر ذکر نشده یا عدم مهر شرط شده باشد نکاح صحیح است و طرفین می‌توانند بعد از عقد مهر را بتراضی معین کنند و اگر قبل از تراضی بر مهر معین بین آن ها نزدیکی واقع شود زوجه مستحق مهرالمثل خواهد بود» .

 

در تکمیل بحث ماده۱۰۸۸ می‌گوید: «‌در مورد ماده قبل اگر یکی از زوجین قبل از تعیین مهر و قبل از نزدیکی بمیرد زن مستحق هیچگونه مهری نیست».

 

فقهای مذهب حنفی بر این نظراند که زوجه مستحق تمام مهرالمثل است که به وی تحویل شود.[۱۱۰]

 

گفتار سوم: تعجیل یا تاجیل

 

بنا بر قول مشهور، اصل اولی ‌در مورد مهر، تعجیل است. در این خصوص اختلافی بین فقها ملاحظه نمی‌شود. ‌بنابرین‏ اگر در خصوص تاجیل و تعجیل مهر، در عقد تاکیدی نشود، اصل بر تعجیل است.

 

ولی بر طبق مذهب حنفیه، در این مثال به عرف بلد رجوع می‌شود.[۱۱۱]

 

گفتار چهارم: شرط مقداری از مهر برای پدر زوجه

 

اگر در ضمن عقد نکاح شرط شود که مقداری از مهریه به پدر زوجه داده شود، این شرط بر طبق مذهب حنفی در زمره شروط ضمن عقد صحیحه است و وفای به آن واجب می‌باشد.[۱۱۲]

 

ولی مذهب امامیه این شرط را جزء شروط باطل می‌داند و وجهی به آن نمی‌نهد.[۱۱۳]

 

گفتار پنجم: پدر و مهریه فرزند صغیر

 

اگر پدری اقدام به اخذ زوجه برای فرزند فقیر خویش کند، و در ضمن عقد مهرالمسمی تعیین شود و یا اینکه تعیین نشود و جهتی مهرالمثل واجب شود، سوال این است که مهر بر چه کسی واجب است.

 

آیا به دلیل فقر فرزند و اینکه پدر متکفل امر نکاح وی شده است بر عهده پدر است؟

 

و یا اینکه فرزند ضامن پرداخت مهر به زوجه است؟

 

حنفیه بر این نظر است که چیزی از مهر بر عهده پدر نیست. بلکه فرزند ضامن میزان مهرالمسمی یا مهرالمثل است.[۱۱۴]

 

امامیه سه فرض برای این مطلب قائل است:

 

الف ـ فرزند ضغیر در حین عقد دارای مال باشد: پدر الزامی در جهت پرداخت مهریه ندارد.

 

ب ـ اگر فرزند فقیر، کبیر و رشید باشد: پدر جز در صورت ضمانت مهر چیزی بر عهده ندارد.

 

ج ـ اگر فرزند صغیر را حین عقد مالی نباشد: مهر بر عهده پدر است.[۱۱۵]

 

خلاصه فصل

 

در این فصل به بررسی موارد اختلافی در مبحث نکاح بین دو مذهب امامیه و قانون مدنی آن و مذهب حنفیه پرداخته شد. مباحثی از جمله الفاظ انعقاد نکاح(ایجاب و قبول)، شروط ضمن عقد نکاح، شرایط متعاقدین، عیوب نکاح، مهر و …. مرد فحص و بررسی قرار گرفت و گزارش مفصلی از این موضوعات ارائه شد.

 

فصل سوم: اشتراکات مبحث طلاق

 

مقدمه

 

در این فصل به بررسی موارد اشتراکی مباحث طلاق بین مذهب حنفی و مذهب امامیه و قانون مدنی ایران پرداخته می‌شود.

 

مبحث اول: شروط طلاق

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[چهارشنبه 1401-09-16] [ 09:17:00 ب.ظ ]




تبیین اثربخشی نظریه یادگیری اجتماعی کرامبولتز بر ابعاد رفتار کارآفرینانه دانش اموزان.

 

  1. مقایسه اثربخشی الگوی چند محوری شفیع‌آبادی با نظریه یادگیری اجتماعی کرامبولتز بر ابعاد رفتار کارآفرینانه دانش آموزان.

فرضیه‌های پژوهش:

 

فرضیه اصلی:

 

بین اثر بخشی الگوی چند محوری شفیع‌آبادی با نظریه یادگیری اجتماعی کرامبولتز بر رفتار کارآفرینانه دانش آموزان تفاوت معنادار وجود دارد.

 

فرضیه جانبی:

 

    1. الگوی چند محوری شفیع‌آبادی بر ابعاد رفتار کارآفرینانه دانش آموزان تاثیر معنادار دارد.

 

    1. نظریه یادگیری اجتماعی کرامبولتز بر ابعاد رفتار کارآفرینانه دانش آموزان تاثیر معنادار دارد.

 

  1. بین اثر بخشی الگوی چند محوری شفیع‌آبادی با نظریه یادگیری اجتماعی کرامبولتز بر ابعاد رفتار کارآفرینانه دانش آموزان تفاوت معنادار وجود دارد.

تعاریف :

 

تعاریف نظری:

 

الگوی چند محوری شفیع‌آبادی: یک الگوی بومی است که نگرش رشدی به انتخاب شغل دارد. بر اساس این الگو نظریه های راهنمایی و مشاوره عموما و نظریه های راهنمایی شغلی خصوصاً از عقاید مردم و مبانی فرهنگی جامعه متاثرند. انتخاب شغل بر اساس این الگو فعالیتی است پویا و هدفمند که توجه به نوع خویشتن پنداری، میزان ارضای نیازه و توان تصمیم‌گیری در درون شیوه زندگی رخ می‌دهد (شفیع‌آبادی،۱۳۹۲).

 

نظریه یادگیری اجتماعی کرامبولتز: یک الگوی مشاوره شغلی غیر بومی است که بر پنج مفهوم استعداد ژنتیکی، رویدادها و شرایط محیطی، تجارب یادگیری، مهارت‌های انجام کار تأکید دارد (شفیع‌آبادی،۱۳۹۲)

 

رفتار کارآفرینانه: مجموعه فعالیت‌هایی که افراد در سطوح مختلف مسئولیت با هدف بهره‌گیری خلاقانه از منابع در جهت شناسایی و استفاده از فرصت‌ها به انجام می‌رسانند (مایر،۲۰۰۲، به نقل از فکری، شفیع‌آبادی، نورانی پور، احقر، ۱۳۹۲).

 

تعاریف عملیاتی:

 

الگوی چند محوری شفیع‌آبادی: منظور از الگوی چند محوری در این پژوهش ۸ جلسه یک و نیم ساعته آموزش کارآفرینی بر مبنای پنج محور بنیادی الگوی چند محوری شامل پویایی، هدفمندی، خویشتن پنداری، نیازها و تصمیم‌گیری است.

 

نظریه یادگیری اجتماعی کرامبولتز: منظور از نظریه یادگیری اجتماعی در این پژوهش ۸ جلسه یک و نیم ساعته آموزش کارآفرینی بر مبنای چهار محور بنیادی نظریه یادگیری اجتماعی شامل استعداد، شرایط محیطی، مهارت‌های انجام کار و تجارب یادگیری است.

 

رفتار کارآفرینانه: در پژوهش حاضر عبارت است از نمره ای که دانش آموزان از پرسشنامه رفتار کارآفرینانه فکری، شفیع‌آبادی، نورانی پور و احقر (۱۳۹۱) کسب می‌کنند.

 

فصل دوم

 

ادبیات پژوهش

 

این فصل از دو قسمت تشکیل شده است . قسمت اول مبانی نظری است که خود از سه بخش کارآفرینی، الگوی چند محوری شفیع آبادی ، و نظریه یادگیری اجتماعی کرامبولتز تشکیل شده است و قسمت دوم که پیشینه تحقیقات انجام شده در داخل و خارج کشور را که به طور مستقیم و غیر مستقیم با موضوع پژوهش در ارتباط بوده است بررسی می‌کند.

 

قسمت اول: مبانی نظری:

 

بخش اول: کارآفرینی:

 

تعریف کارآفرینی:

 

در اوایل سده شانزدهم میلادی کسانی را که در کار مأموریت نظام بودند، کارآفرین می‌خواندند. از حدود ۱۷۰۰ میلادی به بعد درباره پیمانکارانی که دست‌اندر کار امور عمرانی بودند، از لفظ کارآفرین زیاد استفاده شده است. کارآفرینی و کارآفرین اولین بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و همه مکاتب اقتصادی از قرن شانزدهم میلادی تاکنون به نحوی کارآفرینی را در نظریه های خود تشریح کرده‌اند. ژوزف شومپیتر[۹] با ارائه نظریه توسعه اقتصادی خود در سال ۱۹۳۴ که همزمان با دوران رکود بزرگ اقتصادی بود، موجب شد تا نظر او در خصوص نقش محوری کارآفرینان در ایجاد سود، مورد توجه قرار گیرد و به همین دلیل ویل را « پدر کارآفرینی» لقب داده‌اند. کارآفرینی از سوی روان‌شناسان و جامعه‌شناسان با درک نقش کارآفرینان در اقتصاد و به منظور شناسایی ویژگی‌ها و الگوهای رفتاری آن ها با بررسی و تحقیق در خصوص آنان مورد توجه قرار گرفت (ملکی،۱۳۸۷).

 

ماکس وبر[۱۰] جامعه‌شناس آلمانی اولین فردی بوده است که در این حوزه علمی به کارآفرینی توجه ‌کرده‌است، در تعریف وی «کارآفرینی» یک فرایند اجتماعی است که در آن کارآفرین با اشتیاق و پشتکار در کار، خویشتن خویش را پیدا می‌کند و از بند عادات و سنت‌های مرسوم رها می‌شود، او معتقد است که فرهنگ کارآفرینی در سطح تعاملی انسان‌ها با یکدیگر شکل می‌گیرد و شخصیت، ارزش‌ها، نگرش‌ها و باورهای فرد نسبت به کارآفرینی تحت تأثیر تعامل وی با سایر افراد جامعه شکل گرفته و تکامل پیدا می‌کند (سعیدی کیا، ۱۳۸۲، به نقل از خوب، ۱۳۸۸).

 

آنتونیز[۱۱] (۲۰۰۷، به نقل از جمالی زواره، نصر، و جمالی زواره، ۱۳۹۱) کارآفرینی را در معنای گسترده و محدود مورد بررسی قرار می‌دهد. در معنای گسترده، کارآفرینی، سرمایه‌گذاری برای تشکیل یک شرکت یا ایجاد یک کسب و کار است. کارآفرینی، فرایندی است که از طریق آن افراد از فرصت‌های پیش رو، بدون توجه به منابع کنترلی، استفاده می‌نمایند، کارهای جدید انجامی می‌دهند، از عادت‌ها و عرف عبور کرده و فرصت‌ها را پیگیری می‌نمایند به گونه‌ای که انجام کار، تولید یا ارائه خدمات از روش‌های رایج، خارج شود.

 

کارآفرینی فرایند خلق چیزی با ارزش و متفاوت از طریق اختصاص زمان و تلاش کافی، همراه با خطر مالی، روانی و اجتماعی به منظور دریافت پاداش مالی، استقلال و رضایت شخصی تعریف می‌شود (مرزبان، مقیمی، و عربیون، ۱۳۹۰).

 

به نظر ساویر[۱۲]، کارآفرینی را می‌توان در دامنه وسیعی از وظایف مشاهده نمود، این وظایف می‌تواند شامل نوآوری محض تا کارهای معمولی باشد و کارآفرینی را نه تنها به طور مستقل و فردی بلکه در تمام سازمان‌هایی که در آن ها تصمیم‌گیری‌های متهورانه اتخاذ می‌گردد و به ترکیب و تخصیص منابع در شرایط بی ثبات تأثیر می‌گذارد، می‌توان یافت (بروکهاس، ۱۹۸۲، به نقل ازکلانتری، هزار جریبی ، و ربانی ، ۱۳۸۳).

 

به عقیده اوگاندل[۱۳] (۲۰۰۰، به نقل از اوگاندل، آکینگباد[۱۴]، و آکینلابی[۱۵]،۲۰۱۲) کارآفرینی یک فرایند رفتاری و اجرایی شخص کارآفرین است. آموزش کارآفرینی یک ساختاری از مهارت های کارآفرینی می‌باشد که به مفاهیم، مهارت‌ها و آگاهی ذهنی افرادی که از آن ها در طول فرایند توسعه سرمایه‌گذاری استفاده می‌کنند، اشاره دارد.

 

کارآفرینی شامل یک فرایند یادگیری است و عبارت است از توانایی بر آمدن از عهده مسائل و مشکلات و نیز یادگرفتن از آن ها می‌باشد. دیوید جانسون کارآفرینی را به شرح زیر تعریف می‌کند:

 

    • عملی خلاق است که به وسیله آن چیزی که در گذشته وجود نداشته است، ایجاد می‌شود.

 

    • نو آوری مبتنی بر درک و یافتن فرصت از یک محیط ناشناس.

 

    • ساخت و ایجاد فرصت با بهره گرفتن از منابع یا جستجوی منابع جدید.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[سه شنبه 1401-09-15] [ 12:54:00 ب.ظ ]




تبیین اثربخشی نظریه یادگیری اجتماعی کرامبولتز بر ابعاد رفتار کارآفرینانه دانش اموزان.

 

  1. مقایسه اثربخشی الگوی چند محوری شفیع‌آبادی با نظریه یادگیری اجتماعی کرامبولتز بر ابعاد رفتار کارآفرینانه دانش آموزان.

فرضیه‌های پژوهش:

 

فرضیه اصلی:

 

بین اثر بخشی الگوی چند محوری شفیع‌آبادی با نظریه یادگیری اجتماعی کرامبولتز بر رفتار کارآفرینانه دانش آموزان تفاوت معنادار وجود دارد.

 

فرضیه جانبی:

 

    1. الگوی چند محوری شفیع‌آبادی بر ابعاد رفتار کارآفرینانه دانش آموزان تاثیر معنادار دارد.

 

    1. نظریه یادگیری اجتماعی کرامبولتز بر ابعاد رفتار کارآفرینانه دانش آموزان تاثیر معنادار دارد.

 

  1. بین اثر بخشی الگوی چند محوری شفیع‌آبادی با نظریه یادگیری اجتماعی کرامبولتز بر ابعاد رفتار کارآفرینانه دانش آموزان تفاوت معنادار وجود دارد.

تعاریف :

 

تعاریف نظری:

 

الگوی چند محوری شفیع‌آبادی: یک الگوی بومی است که نگرش رشدی به انتخاب شغل دارد. بر اساس این الگو نظریه های راهنمایی و مشاوره عموما و نظریه های راهنمایی شغلی خصوصاً از عقاید مردم و مبانی فرهنگی جامعه متاثرند. انتخاب شغل بر اساس این الگو فعالیتی است پویا و هدفمند که توجه به نوع خویشتن پنداری، میزان ارضای نیازه و توان تصمیم‌گیری در درون شیوه زندگی رخ می‌دهد (شفیع‌آبادی،۱۳۹۲).

 

نظریه یادگیری اجتماعی کرامبولتز: یک الگوی مشاوره شغلی غیر بومی است که بر پنج مفهوم استعداد ژنتیکی، رویدادها و شرایط محیطی، تجارب یادگیری، مهارت‌های انجام کار تأکید دارد (شفیع‌آبادی،۱۳۹۲)

 

رفتار کارآفرینانه: مجموعه فعالیت‌هایی که افراد در سطوح مختلف مسئولیت با هدف بهره‌گیری خلاقانه از منابع در جهت شناسایی و استفاده از فرصت‌ها به انجام می‌رسانند (مایر،۲۰۰۲، به نقل از فکری، شفیع‌آبادی، نورانی پور، احقر، ۱۳۹۲).

 

تعاریف عملیاتی:

 

الگوی چند محوری شفیع‌آبادی: منظور از الگوی چند محوری در این پژوهش ۸ جلسه یک و نیم ساعته آموزش کارآفرینی بر مبنای پنج محور بنیادی الگوی چند محوری شامل پویایی، هدفمندی، خویشتن پنداری، نیازها و تصمیم‌گیری است.

 

نظریه یادگیری اجتماعی کرامبولتز: منظور از نظریه یادگیری اجتماعی در این پژوهش ۸ جلسه یک و نیم ساعته آموزش کارآفرینی بر مبنای چهار محور بنیادی نظریه یادگیری اجتماعی شامل استعداد، شرایط محیطی، مهارت‌های انجام کار و تجارب یادگیری است.

 

رفتار کارآفرینانه: در پژوهش حاضر عبارت است از نمره ای که دانش آموزان از پرسشنامه رفتار کارآفرینانه فکری، شفیع‌آبادی، نورانی پور و احقر (۱۳۹۱) کسب می‌کنند.

 

فصل دوم

 

ادبیات پژوهش

 

این فصل از دو قسمت تشکیل شده است . قسمت اول مبانی نظری است که خود از سه بخش کارآفرینی، الگوی چند محوری شفیع آبادی ، و نظریه یادگیری اجتماعی کرامبولتز تشکیل شده است و قسمت دوم که پیشینه تحقیقات انجام شده در داخل و خارج کشور را که به طور مستقیم و غیر مستقیم با موضوع پژوهش در ارتباط بوده است بررسی می‌کند.

 

قسمت اول: مبانی نظری:

 

بخش اول: کارآفرینی:

 

تعریف کارآفرینی:

 

در اوایل سده شانزدهم میلادی کسانی را که در کار مأموریت نظام بودند، کارآفرین می‌خواندند. از حدود ۱۷۰۰ میلادی به بعد درباره پیمانکارانی که دست‌اندر کار امور عمرانی بودند، از لفظ کارآفرین زیاد استفاده شده است. کارآفرینی و کارآفرین اولین بار مورد توجه اقتصاددانان قرار گرفت و همه مکاتب اقتصادی از قرن شانزدهم میلادی تاکنون به نحوی کارآفرینی را در نظریه های خود تشریح کرده‌اند. ژوزف شومپیتر[۹] با ارائه نظریه توسعه اقتصادی خود در سال ۱۹۳۴ که همزمان با دوران رکود بزرگ اقتصادی بود، موجب شد تا نظر او در خصوص نقش محوری کارآفرینان در ایجاد سود، مورد توجه قرار گیرد و به همین دلیل ویل را « پدر کارآفرینی» لقب داده‌اند. کارآفرینی از سوی روان‌شناسان و جامعه‌شناسان با درک نقش کارآفرینان در اقتصاد و به منظور شناسایی ویژگی‌ها و الگوهای رفتاری آن ها با بررسی و تحقیق در خصوص آنان مورد توجه قرار گرفت (ملکی،۱۳۸۷).

 

ماکس وبر[۱۰] جامعه‌شناس آلمانی اولین فردی بوده است که در این حوزه علمی به کارآفرینی توجه ‌کرده‌است، در تعریف وی «کارآفرینی» یک فرایند اجتماعی است که در آن کارآفرین با اشتیاق و پشتکار در کار، خویشتن خویش را پیدا می‌کند و از بند عادات و سنت‌های مرسوم رها می‌شود، او معتقد است که فرهنگ کارآفرینی در سطح تعاملی انسان‌ها با یکدیگر شکل می‌گیرد و شخصیت، ارزش‌ها، نگرش‌ها و باورهای فرد نسبت به کارآفرینی تحت تأثیر تعامل وی با سایر افراد جامعه شکل گرفته و تکامل پیدا می‌کند (سعیدی کیا، ۱۳۸۲، به نقل از خوب، ۱۳۸۸).

 

آنتونیز[۱۱] (۲۰۰۷، به نقل از جمالی زواره، نصر، و جمالی زواره، ۱۳۹۱) کارآفرینی را در معنای گسترده و محدود مورد بررسی قرار می‌دهد. در معنای گسترده، کارآفرینی، سرمایه‌گذاری برای تشکیل یک شرکت یا ایجاد یک کسب و کار است. کارآفرینی، فرایندی است که از طریق آن افراد از فرصت‌های پیش رو، بدون توجه به منابع کنترلی، استفاده می‌نمایند، کارهای جدید انجامی می‌دهند، از عادت‌ها و عرف عبور کرده و فرصت‌ها را پیگیری می‌نمایند به گونه‌ای که انجام کار، تولید یا ارائه خدمات از روش‌های رایج، خارج شود.

 

کارآفرینی فرایند خلق چیزی با ارزش و متفاوت از طریق اختصاص زمان و تلاش کافی، همراه با خطر مالی، روانی و اجتماعی به منظور دریافت پاداش مالی، استقلال و رضایت شخصی تعریف می‌شود (مرزبان، مقیمی، و عربیون، ۱۳۹۰).

 

به نظر ساویر[۱۲]، کارآفرینی را می‌توان در دامنه وسیعی از وظایف مشاهده نمود، این وظایف می‌تواند شامل نوآوری محض تا کارهای معمولی باشد و کارآفرینی را نه تنها به طور مستقل و فردی بلکه در تمام سازمان‌هایی که در آن ها تصمیم‌گیری‌های متهورانه اتخاذ می‌گردد و به ترکیب و تخصیص منابع در شرایط بی ثبات تأثیر می‌گذارد، می‌توان یافت (بروکهاس، ۱۹۸۲، به نقل ازکلانتری، هزار جریبی ، و ربانی ، ۱۳۸۳).

 

به عقیده اوگاندل[۱۳] (۲۰۰۰، به نقل از اوگاندل، آکینگباد[۱۴]، و آکینلابی[۱۵]،۲۰۱۲) کارآفرینی یک فرایند رفتاری و اجرایی شخص کارآفرین است. آموزش کارآفرینی یک ساختاری از مهارت های کارآفرینی می‌باشد که به مفاهیم، مهارت‌ها و آگاهی ذهنی افرادی که از آن ها در طول فرایند توسعه سرمایه‌گذاری استفاده می‌کنند، اشاره دارد.

 

کارآفرینی شامل یک فرایند یادگیری است و عبارت است از توانایی بر آمدن از عهده مسائل و مشکلات و نیز یادگرفتن از آن ها می‌باشد. دیوید جانسون کارآفرینی را به شرح زیر تعریف می‌کند:

 

    • عملی خلاق است که به وسیله آن چیزی که در گذشته وجود نداشته است، ایجاد می‌شود.

 

    • نو آوری مبتنی بر درک و یافتن فرصت از یک محیط ناشناس.

 

    • ساخت و ایجاد فرصت با بهره گرفتن از منابع یا جستجوی منابع جدید.

 

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
[دوشنبه 1401-09-14] [ 02:03:00 ب.ظ ]




رأی‌ دادگاه:

 

با عنایت به شکایت شاکی و نظریه پزشکی قانونی و اذعان مامور به تیراندازی به سمت موتور سیکلت،هرچند علت آن را متوقف کردن وسیله عنوان داشته و با توجه به حالت تیراندازی و اینکه مقررات قانون به کارگیری سلاح در ماده ۶ را به طور کامل رعایت ننموده و اصلاً ایستگاه ایست و بازرسی وجود نداشته و همچنین موتور سیکلت نه مسروقه بوده و نه حامل افراد متواری یا اموال مسروقه و یا کالای قاچاق نبوده و جرم سرقت کیف قاپی را نیز مشاهده ننموده و مامور در اظهاراتش بیان داشته که اوایل خدمت بوده و آموزش کافی جهت تیراندازی را نگذرانده،لذا با توجه به مراتب فوق دادگاه اتهام تیراندازی بر خلاف مقررات را که منجر به مجروحیت شاکی(م ی)گردیده را محرز دانسته و با استناد به مواد ۵۵۹ و ۷۱۳ و تبصره ۲ آن از قانون مجازات اسلامی مصوب ۹۲ و با رعایت مواد ۱۷ و ۱۸ و ۳۸ (بند ث)و ۴۴۸و۴۴۹و۴۶۲و۴۸۸و۴۹۲و۵۵۸ از همان قانون و نیز با استناد به ماده ۴۱ از قانون مجازات جرایم نیروهای مسلح و با رعایت مواد ۱و۲و۳و۹و۱۳۲ همان قانون و وجود جهات مخففه مانند فقدان سابقه کیفری مؤثر، مامور مذکور را علاوه بر جبران خسارت وارده به پرداخت ده میلیون جزای نقدی بدل از حبس مقرر در قانون در حق دولت و پرداخت دو فقره یک دهم دیه کامل بابت دو جراحت نافذه(سوراخ ورود و سوراخ خروج گلوله)مجموعاً دو دهم دیه کامل و نیز پرداخت پنج درصد دیه کامل بابت ارش پارگی روده باریک در سه نقطه و ارش پارگی ورید تهیگاهی مشترک و ورید تهیگاهی خارجی چپ و چهار درصد دیه کامل بابت ارش ضعف دائم جدار شکمی ناشی از جوشگاه معیوب باقی مانده از عمل جراحی،ظرف مدت دو سال قمری از زمان وقوع جرم در حق مجنی علیه(م ی)محکوم می کند.

 

پیوست شماره دو:قانون به کارگیری سلاح توسط مأموران نیروهای مسلح در موارد ضروری.((مصوب ۱۸/۱۰/۱۳۷۳ مجلس شورای اسلامی))

 

ماده۱- مأموران مسلح موضوع این قانون که به منظور استقرار نظم و امنیت و جلوگیری از فرار متهم یا مجرم و یا در مقام ضابط قوه قضائیه به تفتیش،تحقیق و کشف جرایم و اجرای احکام قضایی و یا سایر مأموریت‌ های محوله،مجاز به حمل و به کارگیری سلاح می‌باشند،موظفند به هنگام به کارگیری سلاح در موارد ضروری همه ضوابط و مقررات این قانون را رعایت نمایند.

 

تبصره:مأموران مسلح وزارت اطلاعات در اجرای وظایف محوله قانونی،‌در مورد به کارگیری سلاح ،مشمول این قانون می‌باشند.

 

ماده ۲ – مأموران مسلح این موضوع قانون این قانون باید شرایط زیر را داشته باشند:

 

۱-سلامت جسمانی و روانی متناسب با مأموریت‌ محوله.

 

۲- داشتن آموزش‌های لازم در راستای ماموریتهای محوله.

 

۳- تسلط کامل در به کارگیری سلاحی که در اختیار آنان گزارده می شود.

 

۴- آشنایی کامل به قانون و مقررات مربوط به کارگیری سلاح.

 

ماده۳ – مأموران انتظامی در موارد زیر حق به کارگیری سلاح را دارند:

 

۱)برای دفاع از خود در برابر کسی که با سلاح سرد یا گرم به او حمله نماید.

 

۲)برای دفاع از خود در برابر یک یا چند نفر که بدون سلاح هجوم می آورند ولی اوضاع و احوال طوری می‌باشد که بدون به کارگیری سلاح مدافعه شخصی امکان پذیر نباشد.

 

۳)در صورتی که مأموران مشاهده کنند که یک یا چند نفر مورد حمله واقع شده و جان آنان در خطر است.

 

۴- برای دستگیری سارق و قاطع الطریق و کسی که اقدام به ترور و یا تخریب و یا انفجار نموده و در حال فرار باشد.

 

۵- در موردی که شخص بازداشت شده یا زندانی از بازداشتگاه یا زندان و یا در حال انتقال فرار نماید،از اقدامات دیگر برای دستگیری و یا توقیف وی استفاده کرده و ثمری نبخشیده باشد.

 

تبصره:آیین نامه اجرایی این بند توسط وزارتخانه های کشور و دادگستری تهیه و پس از تصویب هیئت وزیران به اجرا گذاشته خواهد شد.

 

۶- برای حفظ اماکن انتظامی(مقر نیروهای انتظامی از قبیل مرکز فرماندهی،ستاد،پایگاه،پاسگاه،انبار سلاح مهمات و مرکز آموزشی).

 

۷- برای حفظ سلاحی که جهت انجام مأموریت‌ در اختیار آنان می‌باشد.

 

۸- برای حفظ اماکن طبقه بندی شده به ویژه اماکن حیاتی ‌و حساس در مقابل هر گونه هجوم و حمله جهت ترور،تخریب،آتش سوزی،غارت اسناد و اموال،گرونگانگیری و اشغال.

 

۹- برای جلوگیری و مقابله با اشخاصی که از مرزهای غیرمجاز قصد ورود یا خروج را داشته و به اخطار مأموران مرزبانی توجه نمی نمایند.

 

۱۰- برای حفظ تأسیسات،تجهیزات و اماکن نظامی و انتظامی و امنیتی.

 

تبصره ۱- در موارد فوق در صورت اقتضای شرایط،اخطار قبلی الزامی است.

 

تبصره ۲- نیروهای مسلح در مواردی که چارچوب بندهای مذکور مأموریت‌ داشته باشند،مجاز به استفاده از سلاح می‌باشند.

 

تبصره ۳- مأموران مسلح در همه موارد مندرج در این قانون در صورتی مجازند از سلاح استفاده نمایند که اولاً چاره ای جز به کارگیری سلاح نداشته باشند،ثانیاًً در صورت امکان مراتب:

 

الف- تیرهوایی

 

ب – تیراندازی کمر به پایین

 

ج – تیراندازی کمر به بالا را رعایت نمایند.

 

ماده ۴- مأموران انتظامی برای اعاده نظم و کنترل راهپیمایی ها غیر قانونی،فرو نشاندن شورش و بلوا و ناآرامی هایی که بدون به کارگیری سلاح،مهار آن ها امکان پذیر نباشد حق به کارگیری سلاح را به دستور فرمانده عملیات،در صورت تحقق شرایط زیر دارند:

 

الف- قبلاً از وسایل دیگری مطابق مقررات استفاده شده و مؤثر واقع نشده باشد.

 

ب- قبل از به کارگیری سلاح با اخلال گران و شورشیان نسبت به کارگیری سلاح اتمام حجت شده باشد.

موضوعات: بدون موضوع  لینک ثابت
 [ 11:04:00 ق.ظ ]